روزنامه های تهران: قوه قضاییه و شورای نگهبان در معرض پرسش ها

روزنامه های امروز صبح تهران، با گفته های تازه آیت الله یزدی درباره حکم شورای نگهبان درباره عضو زرتشتی شورای شهر یزد با اهمیت بسیار روبرو شده و درباره آن مقاله ها دارند.

گمانه زنی هایی درباره آینده تنش روابط ایران و آمریکا، مقالاتی درباره افزایش ناهنجاری های اجتماعی در شهرها از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس شرق
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

تازه مگر چه تغییری کرده قوانین

سیف الرضا شهابی در سرمقاله اطلاعات چند پرسش درباره تصمیم شورای نگهبان به لغو عضویت سپنتا نیکنام عضور زرتشتی شورای شهر یزد مطرح کرده اول این که آقای نیکنام در دوره چهارم هم عضو شورای شهر یزد بود. چطور ممکن است حضورش در دوره چهارم منافاتی با قوانین و مقررات کشور نداشت ولی برای دوره پنجم مغایرت قانونی دارد؟ آیا در دوره چهارم؛ تصمیمات وی آسیبی به مردم شهر دارالعباده یزد وارد نساخت ولی این دوره وارد خواهد کرد؟

نویسنده با تاکید بر این که به نظر شورای شهر یک مجموعه چند نفره است و تصمیمات به‌طور جمعی گرفته می‌شود و هیچ عضوی حتی رئیس شورا در آن حد قدرت ندارد که بخواهد به تنهایی تصمیم‌ سازی کند تا چه رسد به یک عضو نوشته: ‏اگر عضویت آقای نیکنام مضر بر جامعه اسلامی بود، چرا نهادهای مربوطه در زمان ثبت‌نام او را مورد تأئید قرار دادند و اجازه فعالیت دادند؟

سرمقاله اطلاعات به این جا رسیده: آقای نیکنام در دوره چهارم با ۲۰ هزار رأی وارد شورا شد و این دوره آرای او افزایش پیدا کرد و از مرز ۲۱ هزار رأی تجاوز کرد. افزایش آراء و ورود مجدد وی به شورا؛ نشان از رضایتمندی مردم یزد از عملکرد اوست.

اختیار ورود به این مسایل را ندارد

امیر حسین‌آبادی در سرمقاله روزنامه ایران جمله ای را از آیت الله محمد یزدی عضو شورای نگهبان نقل کرده که نشان می دهد به نظر وی فعالیت عضو زرتشتی شورای شهر یزد خلاف شرع و قانون اساسی است و چند ایراد بدین سخن وارد کرده از جمله این که شورای نگهبان با استناد به اختیارش به عنوان مرجع تفسیر قانون اساسی و تأیید قوانین چنین حکمی داده است. در این خصوص باید گفت طبق اصل ۴ و اصول ۹۰ به بعد قانون اساسی، کلیات و جزئیات وظایف شورای نگهبان مشخص و روشن هستند. قانون انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا قبلاً توسط خود شورای نگهبان تأیید شده بوده و این مرجع حق ندارد که به این موضوع ورود مجدد کرده و چنین حکمی صادر کند.

رییس کانون وکلای مرکز افزوده: در واقع هر چند شورای نگهبان مرجع تفسیر و تأیید قانون است اما این موضوع نه به این معنا است که این شورا می‌تواند ناسخ قوانین باشد و نه به این مفهوم که امکان قانونگذاری داشته باشد. در واقع حوزه مسئولیت و اختیار شورای نگهبان به اعتبار مصوبات ماوقع است، به این معنا که وقوع مصوبه در مجلس صورت می‌گیرد و بعد از آن شورای نگهبان آن را تأیید یا رد می‌کند. حتی اگر در قوانین انتخابات ما موازین غیر شرعی وجود داشته باشد، ابتدا باید نسخ، اصلاح یا تغییر آن در مجلس تصمیم‌گیری شود و بعد شورای نگهبان به موضوع ورود کند.

مقاله روزنامه ایران سرانجام به این جا رسیده که شورای نگهبان اختیاری برای ورود به حوزه قوانینی که قبلاً تأیید شده بوده و مورد اجرا قرار گرفته، ندارد. اگر چنین می‌بود در هر دوره جدید از شورای نگهبان، اعضا می‌توانستند به بحث قوانین ورود کرده و به اصلاح، تغییر یا نسخ آنها بپردازند.

در انتظار پاسخ

محمدتقی فاضل‌میبدی در نقد گفته های آیت الله یزدی در شرق نوشته: شورای شهر به‌عنوان یک پارلمان محلی، از تعدادی از چهره‌های متخصص تشکیل شده و اتفاقا تصمیم‌گیری در آنجا براساس رأی اکثریت است. فرد نیک‌نامی توانسته با کسب رأی مردم و برای دومین‌بار، عضو شورای شهر یزد شود و در زمینه مسائل شهری، عمران و توسعه آن، به‌عنوان عضوی از شورا نظرات خود را بیان کند. کجای این مسئله، حاکمیت یک غیرمسلمان بر مسلمان تعبیر می‌شود؟

این روحانی در مقاله خود توضیح داده: پیروان سایر ادیان و اهل کتاب را اولا کافر نمی‌دانیم و ثانیا اگر حتی فعالیت‌های کفار به سلطه کفر منجر نشود، اشکالی ندارد. اگر در نیروگاه اتمی بوشهر که بسیار مورد توجه قرار دارد یک مدیر کمونیست از روسیه بر صدها مهندس و نیروی ایرانی مسلمان، مدیریت کند و حتی برای نیروگاه تصمیم بگیرد، باید او را از این مسئولیت کنار گذاشت؟ پس چرا چنین اتفاقی نیفتاد؟

در انتهای مقاله شرق آمده: در دنیای امروز، کشورها براساس مفهوم شهروندی و ملیت آنان اداره می‌شوند. یعنی اگر مسلمان غیرایرانی حتی یک شیعه عراقی به ایران بیاید، براساس قانون نمی‌تواند به پست‌های مدیری برسد چون شهروند ایران نیست، اما در فقه قدیم یک مسلمان آفریقایی می‌توانست رئیس‌جمهور ایران هم بشود، چون مرز مد نظر فقه قدیم، مرز میان دارالاسلام و دارالکفر بود.

چرا دادگاه غیرعلنی؟

اعتماد در سرمقاله خود با اشاره به تازه ترین گفته های صادق لاریجانی درباره منتقدین قوه قضاییه که به نظر می رسید اشاره به گفته های بی پروای حمید بقایی معاون پیشین رییس جمهور درباره وی جلو در دادگاه بود نوشته: به كار بردن جملاتي كه نشان‌دهنده تعريض به رييس قوه قضاييه است اگر بخواهد از طريق قضايي و مجازات كردن حل‌وفصل شود، دو ايراد عمده دارد. اول اينكه اين امور با صدور حكم قضايي و محكوم كردن گوينده حل نهايي نمي‌شود، چه بسا بدتر هم مي‌شود. دوم اينكه وقتي خطاب آنان به شخص رياست قوه است، هر نوع مواجهه حقوقي موجب برجسته‌تر شدن اين خطاب و تعريض مي‌شود.

به نظر این روزنامه اصلاح طلب: مشكل از اينجا شروع مي‌شود كه رياست قوه قضاييه در همه اينگونه از امور ورود پيدا مي‌كنند. اموري كه نيازي به ورود مقامات عالي اين قوه نيست. مشكلي كه با استفاده از يك مشاور رسانه‌اي به سادگي حل خواهد شد. زيرا همانطور كه خود هم متذكر شده اگر در رسيدگي و احضارها موارد قانوني و عدالت رعايت شود، ديگر جايي براي موثر بودن تخريب نمي‌ماند و تخريب‌كننده، خودش متضرر مي‌شود. چون ممكن نيست كه رسيدگي‌ها براساس قانون و عدالت باشد، بعد متهم يا متهمان بتوانند با جوسازي، دستگاه قضايي و دادگاه را تخطئه و تخريب كنند.

سرمقاله اعتماد به این جا رسیده که: به ويژه در اتهامات مالي كه متوجه مسوولان است. اگر در اين نوع از پرونده‌ها چنين تخريبي صورت گيرد اين به معناي آن است كه دست‌اندركاران دادگاه نتوانسته‌اند درست عمل كنند. چرا بارها بر ضرورت علني شدن دادگاه‌ها تاكيد شده اكنون نيز رييس دادگستري تهران به صراحت اعلام داشته است كه: «صد در صد پرونده بقايي مالي است.» پرسشي كه براي مردم مي‌ماند اين است كه چه فلسفه‌اي در غيرعلني كردن اين دادگاه وجود داشته است؟ اتهامات مالي به يك مقام سابق اداري كجاي امنيت عمومي را خدشه‌دار مي‌كند؟

خون چکان

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته: یکی بود یکی نبود. یک طنزنویسی بود که لشکر تحویل می‌داد، گروهان تحویل می‌گرفت. طنز تحویل می‌داد مرثیه تحویل می‌گرفت. قطعه حماسی مفتخرانه برای روزنامه می‌نوشت می‌دید ستون احساسی مفتضحانه منتشر شده! اسم سیاستمدارها را داخل طنزش می‌نوشت خط می‌خورد.

اسم باشگاه‌های فوتبال را داخل ستون می‌نوشت خط می‌خورد. طنز می‌نوشت خط می‌خورد. جدی می‌نوشت خط می‌خورد! الان این طنزنویس بینوا، دیگر نمی‌داند باید علیه چه کسانی طنز بنویسد که طنزش به قتل نرسد. ما از بزرگان روزنامه‌نگاری کشور درخواست کمک داریم. حداقل حوزه‌ای را مشخص کنید که بتوانیم بدون نگرانی در موردش طنز بنویسیم. گروهی از افراد جامعه حتی معتادان متجاهر را اوکی بفرمایید که از فردا همه هزینه‌ها برای ایشون بشه!

ظنزنویس جهان صنعت در نهایت افزوده: ما هم صبح که طنزمان را در روزنامه می‌خوانیم هی متوجه دست‌اندازهایی نشویم که موقع تحویل اتوبان بود‌، موقع افتتاح پروژه درون‌شهری آسفالت نشده!

حق نشر عکس جوان
Image caption کارتون حسین کشتکار. جوان

کدام کشور قابل اعتماد است؟

محمد آجرلو در مقاله ای در همدلی در پاسخ مخالفان دولت که مدام دولت روحانی را نقد می کنند که چرا به کشورهای امضا کننده برجام اعتماد کرده است نوشته: در نظام بین‌الملل که بیشینه‌سازی قدرت و منافع تعیین‌کننده مناسبات میان کشورها بوده، هیچ کشوری برای اخلاق و نوع‌دوستی روابط خود را تنظیم نمی‌کند، سخن از اعتماد به کشور دیگر، نشان از ناآشنایی با ساختار نظام بین‌الملل و معیارها و ارزش‌های حاکم بر آن دارد.

نویسنده این مقاله به روابط دو کشور امریکا و بریتانیا اشاره کرده که روابط ویژه ای دارند و از لحاظ ساختار سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی شباهت‌های بسیاری به هم دارند، اما همیشه بر مبنای اعتماد متقابل رفتار نکرده‌اند؛ در موضوع مهمی چون نوع رابطه با روسیه، تفاوت دیدگاه دارند؛ یا رابطه امریکا با عربستان سعودی است که نه بر مبنای اعتماد، بلکه بر مبنای منافع متقابل است که برای امریکا بیشتر اقتصادی و برای عربستان نظامی-امنیتی است.

مقاله همدلی در نهایت نوشته: اگر به این جمله «امریکا قابل اعتماد نیست» احتمالاً به‌ این معناست که به دیگر کشورها می‌توان اعتماد کرد! شاید بد نباشد مصداقی از کشورهای مورد اعتمادشان و نتایج ملموس و پرمنفعت این اعتماد را برای ملت ایران بازگو کنند. آیا مراودات با روسیه، ترکیه، عراق، لبنان برمبنای اعتماد بوده است؟

پرونده برجام و کنگره آمریکا

مجید عابدینی راد در جهان صنعت پیرامون سرنوشت برجام در کنگره به توپی اشاره کرده که اینک از سوی دولت در دامان قوه مقننه آمریکاست و نوشته: در وضعیت موجود و به عقب انداختن برای جمهوریخواهان بهترین راه‌حل است. تازه در سنای آمریکا برای دموکرات‌ها هم امکان تعویق این رای‌گیری وجود دارد چون آنها هم بارها ابراز کرده‌اند که مخالف هر نوع اقدامی برای تغییر در برجام و به خطر انداختن آن هستند.

نکته دیگری که نویسنده توجه داده آن جاست که: دیگر پیش‌بینی می‌شود در انتخابات آینده کنگره آمریکا، موفقیت با دموکرات‌ها باشد که در این صورت کار رییس‌جمهور ترامپ را به سمت استیضاح روی مساله دخالت‌های روسیه در انتخابات گذشته ریاست‌جمهوری خواهد کشاند؛ استیضاحی که به نظر می رسد به برکناری ترامپ و روی کار آمدن معاون فعلی او در کاخ سفید منجر خواهد شد. در چنین شرایطی موثرترین راهکار برای ایران استحکام بیشتر بخشیدن به روابط با جامعه اروپا و تلاش برای رفع نگرانی‌های اروپاییان در دو مورد مساله موشکی و مشکلات مربوط به اقتدار ایران در کشورهای خاورمیانه است.

توصیه نهایی نویسنده مقاله جهان صنعت این است که: ایران باید وانمود کند که از مذاکره هیچ باکی ندارد اما برای شرکت دادن آمریکا در آن باید آن کشور عملا پایبندی به تعهدات گذشته‌اش را به اثبات رساند. در واقع این مخالفت ربطی به جامعه اروپا ندارد و صرفا در ارتباط با آمریکاست؛ شرطی که ترامپ به حتم زیر بار آن نخواهد رفت. با چنین راهکاری چه بسا بتوان راه گفت‌وگو با فرانسه، آلمان و بریتانیا به‌عنوان متحدان اصلی و حامیان برجام را هموار کرد.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون مسعود ماهینی. قانون

تلخی ها را باید شنید

علیرضا صدقی در سرمقاله ابتکار به اخباری پرداخته که هر روز از قتل و تجاوز و خودکشی است منتشر می شود و گام ایرانی ها را تلخ کرده، در حالی که به نظر این نویسنده: از وجه مثبت انعکاس چنین اخباری نباید غفلت کرد. طبیعی است که هیچ شهروند فهیم ایرانی علاقه‌مند نیست که به طور متناوب خبر قتل، تجاوز، جنایت یا خودکشی هموطنان خود را ببیند و بشنود. اما این خبرهای تلخ برای جامعه‌ای که کمتر آموزش دیده، لازم و بایسته است. به نظر می‌رسد امکان و فرصت شنیدن چنین اخباری حداقل حقی است که باید برای مردم در معرض خطر منظور کرد.

به نظر این مقاله: اگر متولیان امر از گذشته‌های دور تاکنون فکری به حال آموزش مهارت‌های زندگی نکرده‌اند، اگر جامعه ایران به هر دلیل بیش از حد با پدیده عصبیت روبرو شده است، اگر بن‌مایه‌های اخلاقی به صورت روزانه در حال فروپاشی است، اگر اختلاف طبقاتی و رانتخواری اجازه نمی‌دهد نظرات کارشناسی مورد توجه مدیران قرار گیرد و اگر... حداقل مردم باید آگاه باشند که در اطرافشان چه می‌گذرد. شاید این مسئله بتواند بخشی و تنها بخشی از مشکلات و مسائل موجود را پوشش داده و از حجم آن‌ها بکاهد.

سرمقاله ابتکار در نهایت ابراز نگرانی کرده که این قبیل خبرها و گزارش ها بازی رسانه ای برای جلب مخاطب شود و شکل غیرواقعی به خود بگیرد اما همچنان تاکید کرده: شنیدن خبرهای تلخ قتل و تجاوز و خودکشی، برای جامعه در حال بلوغ ایران یک ضرورت است. ضرورتی اندوهناک که امید می‌رود به زودی از میان رفته و برنامه‌های ایجابی جای آن را بگیرد.

نوسانات نرخ ارز، مشکل اقتصاد

مسعود خوانساری در سرمقاله دنیای اقتصاد با تاکید بر این که نوسانات ارزی یکی از چالش‌های اقتصادی ایران است نوشته: انتظار بخش‌خصوصی از دولت این است که با توجه به واقعیت‌هایی که در کشور وجود دارد بازار ارز را مدیریت کند. واقعی‌سازی نرخ ارز این فرصت را مهیا می‌کند که به جای هیجانات سیاسی و خارج از چارچوب اقتصاد، این نظام منطقی بازار باشد که در مورد قیمت‌ها تصمیم می‌گیرد. ورود دولت به این حوزه نیز از جایگاه حاکمیتی و نظارتی صورت می‌گیرد.

رییس اتاق بازرگانی تهران در این مقاله یادآور شده: دولت باید به فکر بهبود مستمر فضای کسب‌وکار در داخل کشور باشد اما در همین مسیر، اندازه بزرگ دولت یک مانع جدی در برابر پاگرفتن کسب‌وکارها است. دولت بزرگ با مداخلات خود فضا را به سمتی می‌راند که رغبت از فعالیت‌های کارآفرینانه برود. در نتیجه همه این اتفاقات رتبه ایران در فضای کسب‌وکار به سمت نامطلوبی حرکت کرده و در نتیجه سرمایه‌گذار خارجی نیز با رصد این وضعیت میل خود را برای حضور در اقتصاد ایران از دست می‌دهد.

سرمقاله دنیای اقتصاد به این جا رسیده که: خواسته بخش‌خصوصی ایران ایجاد بسترهای مناسب کسب‌وکار برای توسعه اقتصاد ایران است. در چنین فضایی دیگر فقر نیز وجود ندارد و مردم هم در رفاه زندگی می‌کنند. دولت باید بتواند با برنامه‌ریزی راهبردی به نقطه‌ای برسد که بهترین استفاده را از مزیت اتحاد جهان در همراهی با ایران نصیب کشور کند.

قد مردان چرا بلند شد

حق نشر عکس اعتماد
Image caption کارتون جواد تکجو. اعتماد

پوریا عالمی در ستون طنز شرق گزارش امپریال‌کالج لندن را نقل کرده که نشان می دهد قد مردان ایرانی بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۲۰۱۴ به طور متوسط ۱۶.۵ سانتی‌متر افزایش داشته که بیشترین افزایش قد مردان در دنیا محسوب می‌شود. همچنین متوسط قد زنان ایرانی از ۱۴۸.۵ به ۱۵۹.۷ سانتی‌متر افزایش یافته است».

به نوشته طنزنویس:‌ در صد سال اخیر خیلی زدند توی سر ایرانی‌ها و همین سبب شده بدن ایرانی‌ها در ابتدا خاصیت چکش‌خوری و پس از مدتی خاصیت ارتجاعی پیدا کنند. ‌ حقیقتش این است که در صد سال اخیر درواقع ایرانی‌ها رشد خاصی نداشتند، اما در هشت‌سالی که آقای احمدی‌نژاد آمد، باعث شد ما سری دربیاوریم توی سرها و در جهان خیلی خوب دیده شویم.

ستون طنز شرق در مورد علت چندان بلند نشدن قد زنان ایرانی نوشته:‌ چون در ایران پشت سر هر مرد موفق، یک زن ایستاده که دارد در خانه می‌شورد و می‌سابد و بچه بزرگ می‌کند و جارو می‌کشد و اصلا کی وقت می‌کند رشد کند؟‌ چون فقط در زمان انتخابات شعار داده می‌شود که زنان ایرانی رشد خواهند کرد اما بعد از انتخابات می‌گویند هنوز زود است، این امر سبب شده زنان نتوانند رشد کنند.

موضوعات مرتبط