روزنامه های تهران: صد روزگی خنثی دولت، از واشنگتن چه خبر؟

روزنامه های صبح امروز تهران، چهارشنبه ۸ آذر در صفحات اول خود پاسخ های سخنگوی قوه قضاییه را درباره سخنان محمود احمدی نژاد با اهمیت دیده و در مقالاتی به بررسی سرنوشت رییس جمهور سابق پرداخته اند، در حالی که رسانه های نزدیک به جناح تندرو و اصولگرا - هواداران احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری - همچنان به سکوت درباره افعال و گفتار وی ادامه می دهند.

انعکاس سخنان خشک رییس جمهور روحانی در صدمین روز دولت خود و اشاره به افول محبوبیت حسن روحانی از جمله مطالب امروز این روزنامه هاست که در چاپ های دوم خود مصاحبه تلویزیونی رییس دولت را منعکس کرده اند.

ابراز نگرانی از سیاست های تهاجمی آمریکا علیه ایران در دوره ریاست دونالد ترامپ و احتمال تنش بیشتر در روابط بین المللی ایران از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس اعتماد
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

احمدی نژاد همان است که بود

ثمینا رستگاری در سرمقاله اعتماد نوشته: «مردي كه در ٤٠ دقيقه ده‌ها دروغ و خلاف و گنده‌گويي در حرف‌هايش وجود داشت»، «كسي كه مانند لاتي هرزه‌گو مي‌خواهد آدم‌ها را وادار به توقف و تماشاي حرف‌هايش كند»، «شخصي كه شهره است به بي‌پايه حرف زدن»، اينها توصيف يك مقام قضايي درباره مردي است كه نه ٤٠ دقيقه كه ٨ سال در اين كشور رييس‌جمهور بوده و هزاران ٤٠ دقيقه فرصت داشته است تا در مجامع داخلي و بين‌المللي حرف بزند و نماينده مردم ايران باشد.

نویسنده به یاد آورده: مدتي است رييس‌جمهور سابق رد صلاحيت شده، روبه‌روي يك مجري مي‌نشيند و در نقد اصلي‌ترين اركان نظام از كهنه‌كارترين مخالفان و معاندان هم سبقت مي‌گيرد؛ الان حال آنها كه به او دل‌بسته بودند و هوادارش بودند بهتر از حال منتقدان او در دوران رياست‌جمهوري‌اش نيست. تحليل سياسي كار او هنوز از كسي ساخته نيست هر چه هست تحليل روانشناختي اوست. «احتياج به توجه دارد؛ نمي‌خواهد فراموش شود؛ دوست دارد در صدر اخبار باشد؛ نمي‌گذارد از عرصه سياست حذفش كنند، دوست دارد به حصر برود» و انبوهي از اين جملات كه حتما شما هم يا به يكي از آنها معتقديد يا به گوش‌تان رسيده است.

اعتماد افزوده: اما نکته اصلی آن است كه در سيستم سياسي فردي با ويژگي‌هاي احمدی نژاد توانست تا بالاترين مرتبه اجرايي بالا برود. او رييس‌جمهور ايران بوده است با تمام ضعف‌هاي شخصيتي كه اكنون اصولگرايان برايش برمي‌شمرند. اين نقطه شروع يك بحث سياسي است. معناي سمت سياسي احمدي‌نژاد و فرقه زنبيليه اين است كه در سيستم سياسي ايران چنان منفذي براي نفوذ وجود دارد كه چنين افرادي مي‌توانند براي چند سال متوالي به قدرت دسترسي بلاواسطه و مستقيم پيدا كنند. خيلي خوب است كساني كه به پروژه نفوذ حساسند به اين مساله هم فكر كنند كه چرا از نفوذ چنين نحله‌اي به درون حاكميت غفلت كردند؟

حکمت صبر، نافی مصلحت کشور نیست

جامعه فردا در سرمقاله امروز خود نوشته: سه شب پیش، پیش از آنکه تیم احمدی نژاد خسته از بی نتیجه بودن بست نشینی به افشاگری بپردازد، در همین ستون به مسئولا ن و عقلا ی کشور هشداری دادیم. نشــانه هایی از ورود دار و دسته های تبهکار سیاســی و مافیای سیاســت و اقتصاد به عرصه ای که بستر جنبش های اجتماعی و تحرکات لمپن ها است دیده می شود و ممکن است آنها این عرصه را به پنجره ورود خود به حوزه تأثیرگذاری سیاســی تبدیل کنند…

به نوشته این روزنامه اصلاح طلب که امروز هدف انتقادات روزنامه های اصولگرا هم واقع شده: به آن هشدار توجه نشد و شاید فرصت نبود. علت آن هم سرعت گرفتن برخوردها و رفتار هر دم تندتر گروهی است که گویا احساس میکند اگر ساکت شود بازی را باخته است. درمقابل این احساس و اعمال ناشــی از آن، صبری در پیش گرفته شده که ادعا میشود حکمتی پشت آن است. اما حکمت این صبر هرچه باشــد از مصلحت کشور مهمتر نیست.

جامعه فردا افزوده: خیلی ها را باکی نیست، بسیاری هم از این نمایش فوقالعاده مشعوفند؛ اما جای نگرانی هایی همه ست: اگر این کشمکش در نقطه مناسبی متوقف نشود، بیم خارج شــدن مهار آن از دست کسان می رود و دیرهنگامی کنترل گاه بی تأثیر است. بیم بزرگتر آن است که بخشــی از این داستان در درون کشور نباشد و این بیراه نیست.

حق نشر عکس همدلی
Image caption تیتر و طرح سعید چاواداری. همدلی

مسعود رفیعی طالقانی در گزارش اصلی همدلی و به بهانه باخت دستوری علیرضا کریمی قهرمان کشتی برای خودداری از برخورد با کشتی گیر اسراییلی این موضوع را با افسانه هولوکاست احمدی نژاد در پیوند دیده و نوشته یک سوی ماجرا این است که ورزش هم مثل هر چیز دیگر در کشور ما، پایش در سیاست است و دست بر قضا در سیاستی که غوغاگر این روزهای ایران، سردمدار و مدعی و طراحش بود؛ محمود احمدی‌نژاد.

سردبیر روزنامه چهره مغلوب و خسته و پریشان علیرضا کریمی را روی تشک کشتی در مسابقات جهانی تجسم کرده و نوشته: این را می‌شد با چهره‌ای از محمود احمدی‌نژاد در یک قاب دید؛ آنجا که طی چند سال زمامداری‌اش، هرکجا که قدم می‌گذاشت شعار «هولوکاست افسانه است» را مرتب تکرار می‌کرد. بیراه شاید نباشد اگر بگوییم با آغاز پروژه احمدی‌نژادی «افسانه هولوکاست» و دم گرفتن تل آویو از این پروژه ناپخته بود که موج منزوی‌سازی ایران در جامعه جهانی، آن‌چنان بلند و بلندتر شد که سرانجام به تصویب چهار قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران انجامید.

به نوشته همدلی:نتیجه آن سیاست خارجی که در همه سخنرانی‌های احمدی‌نژاد آَشکار و نهان بود، همان شد که همه می‌دانند؛ تحریم‌های هولناک و فلج‌کننده اقتصادی، انزوای ایران در جامعه جهانی، قدرت گرفتن اسراییل در مجامع بین‌المللی و یارگیری این رژیم از بازیگرانی که سابقا همگی یا علیه این رژیم بودند و یا مشی‌ای بی‌طرفانه در مناقشه ایران و اسرائیل داشتند. اگر در دکترین‌های عاقلانه سیاست خارجی، بی‌طرف‌سازی دشمنان و سپس دوست‌سازی بی‌طرفان، یک اصل انکارناپذیر باشد، سیاست خارجی احمدی‌نژاد دقیقا نقطه مخالف این دکترین بود.

از يك جهت حق دارند

علي شكوهي در ستون خود در اعتماد نوشته: به اصلاح‌طلب‌ها ربطي ندارد كه در حيطه اصولگرايان چه مي‌گذرد. آنان به اندازه كافي مشكل دارند و نيازي نيست كه وقت و امكانات خود را صرف دعواي داخلي جريان رقيب كنند. در عين حال نمي‌شود كاملا تماشاچي بود. ما با رييس دولت قبل و مواضع و عملكرد و شخصيت و تصميمات او مشكل داشتيم و داريم. اين را همگان مي‌دانند. از حاميان او در دو مقطع ٨٤ و ٨٨ هم شاكي هستيم كه چرا راضي شدند از كسي حمايت كنند كه اين همه هزينه براي كشور درست كرده است. همچنين ناراحتيم كه چرا حاضر شدند در دفاع از چنين فردي، سرمايه عظيم اجتماعي نظام را بر باد دهند.

به نوشته این مقاله: متاسفيم كه اكنون بعد از اثبات ده‌ها مدعاي امثال ما، باز هم حاضر به حل مشكلات پيش آمده نيستند و زمينه را براي ايجاد وفاق ملي و وحدت همه نيروهاي انقلاب هموار نمي‌كنند. ما اين شكايات و گلايه‌ها را داريم ولي آيا واقعا اين جريان موسوم به احمدي‌نژادي‌ها هيچ حرف درستي ندارد؟ البته حق آن ها برگزاري دادگاه علني است. احمدي‌نژاد چند يار نزديك و وفادار برايش مانده كه در حال پرداخت هزينه اين وفاداري هستند.

مقاله اعتماد در نهایت تاکید کرده: ميزان اقدامات غيرقانوني اين جريان به قدري است كه خود احمدي‌نژاد هم بايد محاكمه شود و دوستانش نبايد چوب كارهاي خلاف او را بخورند. در عين حال برگزاري دادگاه علني حق همه آنان است به خصوص وقتي كه اين جريان همه مطالب دادگاه را علني كرده و مردم را در جريان قرار داده است.

اخبار هواشناسی

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته: در این روزها آسمان سیاسی کشور صاف، شفاف، همراه با بارش پراکنده زنبیل و تهدید به افشاگری‌های ویدئویی، است. همچنین شنیده شده که به زودی یک جبهه پرفشار از سمت قوه قضاییه به سمت جناح راست سابق و زنبیل به دستان عزیز خواهد وزید که امکان دارد زنبیل و کاغذهای داخل زنبیل و حمل‌کننده زنبیل را با هم بردارد و ببرد به جایی که عرب نی انداخت!

به نوشته این طنزنویس: آسمان سیاسی کشور در سمت مرکز و اعتدال همراه با آرامش محض، سخنرانی‌های بدون معنا، برنامه‌های صد روزه بدون حاصل، کلید‌های بدون قفل، قفل‌های بدون کلید، تدبیر بدون امید و امید بدون تردید همراه با لایه‌های سنگین و پراکنده‌ای از قدم زدن معاون اول با کفش روی موکت مردم در چادرهای زلزله‌زدگان در کرمانشاه است.

در انتهای ستون طنز جهان صنعت آمده: همچنین در سمت غرب و در مناطق زلزله‌زده، سرما و مسوولان دست به دست هم داده‌اند تا عرصه را بر مردم تنگ کنند و تلاش‌های مردم برای کمک به زلزله‌زدگان نیز همچنان با تدابیر مسوولان در حال خنثی‌سازی است اگر چه مردم کوتاه نیامده و به تلاش خود ادامه می‌دهند.از سمت شرق نیز، احتمال پرتاب چند میکروفن و کتک خوردن استاندار و فرماندار توسط نمایندگان پایه میکروفن به دست، می‌رود که توصیه شده، مسوولان در چنین شرایطی، به لبخند زدن به سمت دوربین ادامه دهند.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون ساسان خادم. قانون

صد روزِ خنثی

بهار در گزارش اصلی خود با عنوان صد روز خنثی نوشته: مردمی در خرداد۹۶ با غلبه بر ناامیدی‌ها و با امید به بهبود شرایط کشور نام حسن روحانی را «تَکرار» کردند. چند ماه پیش از آن محبوبیت روحانی با شیب ملایمی افزایش پیدا می‌کرد و در نهایت در روزهای نزدیک به انتخابات با بیشتر شدن وجوه اصلاح‌طلبانه گفتار روحانی و البته حمایت قاطع بزرگان جریان اصلاحات از او رای قابل توجه حدود شصت درصدی نصیب او شد.

به نظر این مقاله: رای بالا، بسیاری از رای دهندگان را امیدوار کرده بود که منتخبشان در دولت جدید با قدرت و توانی مضاعف‌ به میدان می‌آید و نقاط ضعف و انفعال‌های موجود در کارنامه دولت اول روحانی جای خود را به قاطعیت و سرعتی بیشتر برای حل مشکلات خواهد داد. با نگاهی به نظرسنجی‌ها شاهد آن هستیم که محبوبیت روحانی حالا رو به افول می‌رود و نشانه‌هایی از نارضایتی در جامعه نمود پیدا می‌کند.

بهار با تاسف به یاد آورده که دیگر از پرونده هسته‌ای که با بی کفایتی مسئولان وقت جز تحریم نتیجه‌ای نداشت خبری نیست که موفقیتی بزرگ برای دولت شود. با مختومه شدن پرونده هسته‌ای نگاه‌ها به سمت سایر پرونده‌های اختلافی میان ایران و غرب رفته است و بسیاری از روحانی و تیم سیاست خارجی‌اش مطالبه رفع تحریم‌های باقی مانده را دارند. تحریم‌هایی که رفع آن‌ها در قدم اول نیازمند ایجاد اجماعی در داخل کشور است. اجماعی که اثری از آن یافت نمی‌شود.

پرونده‌های باز

داریوش احمدیان در سرمقاله بهار نوشته: ده سال زمان برد تا به این نتیجه برسیم که راه حل و فصل بحرانی به نام پرونده هسته‌ای «مذاکره» است و نه بیانیه‌خوانی و شعار دادن از پشت‌تریبون‌ها. حال برخی این نگرانی را مطرح می‌کنند که در خصوص سایر پرونده‌های باز میان ایران و غرب که دیر یا زود سبب فشارهایی مشابه پرونده هسته‌ای خواهد شد هم همین زمان و انرژی صرف شود.

به نوشته این مقاله: با نگاهی به شرایط جامعه و مقایسه آن با گذشته می‌تواند امیدوار بود که موانع موجود بر سر راه مذاکرات در خصوص پرونده‌های غیرهسته‌ای زودتر از موانع موجود بر سر راه مذاکرات هسته‌ای رفع شود. امروز برخلاف گذشته رسانه‌ها امکان بررسی این موضوع از زاویه خلاف آنچه در تبلیغات رسمی مطرح می‌شود را دارند و سیاسیون نیز با صراحتی بیشتر از لزوم عبور از نگاه منفی به مذاکرات سخن می‌گویند.

بهار تاکید کرده: امروزه برخی مسئولان ارشد در درون ساختار سیاسی کشور نیز معتقد به حذف نگاه‌های مبتنی بر غرب ستیزی افراطی هستند و بر اهمیت مذاکره برای حل مناقشات تاکید می‌کنند. دیگر موضوعی که احتمال اجماع ملی بر روی مذاکره درباره «پرونده‌های باز» را افزایش می‌دهد تجربه برجام است. توافق اتمی نشان داد که با فنون دیپلماسی می‌توان به موازات حفظ و تثبیت حقوق هسته‌ای موانع تحریمی بر سر راه مردم را نیز رفع کرد.

وفاداری به برجام خطاست

ابراهیم کارخانه ای در یادداشت روز کیهان از دولت روحانی به جهت پایبندیش به برجام انتقاد کرده و نوشته: در حالی که دولت آمریکا، مصوبات کنگره و حفظ منابع ملی آمریکا را مقدم بر عهدنامه‌ها و معاهدات بین‌المللی و حتی مصوبات شورای امنیت می‌داند آیا تأکید یکجانبه بر برجام گامی در جهت حفظ منافع ملی کشور است. در حالی که از برجام جز نامی باقی نمانده و آمریکا بدون حد و مرز دائما علیه ایران اسلامی تحریم وضع می‌کند آیا ایجاد فضای دو قطبی بین‌المللی موافق و مخالف برجام، عرصه سیاسی را بر جمهوری اسلامی ایران برای اتخاذ تصمیم مبتنی بر منافع ملی تنگ‌تر نخواهد کرد و آیا در شرایطی که حتی اسراییل نیز از برجام دفاع می‌کند حمایت هدفمند برخی کشورها از برجام گامی در جهت همراهی با آمریکا نیست؟

نویسنده این مقاله که کیهان وی را رییس کمیته هسته ای مجلس نهم معرفی کرده افزوده: مگر لازمۀ هوشمندی سیاسی برخورداری از بصیرت سیاسی و مقابله پیشدستانه با راه‌های توطئه دشمن نیست پس چرا علی‌رغم شدیدترین و بی‌سابقه‌ترین تحریم‌ها علیه ایران تاکنون هیچ‌گونه اقدام بازدارنده‌ای صورت نگرفته و روز به روز بر شدت تحریم‌ها افزوده می‌شود؟

نتیجه گیری این روزنامه تندرو چنین است که: با وجودی که در برجام تمامی خواسته‌های آمریکا در موضوع کنترل برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران محقق شده است آیا علت مخالفت تاکتیکی ترامپ با برجام اقدامی فریبکارانه برای انحراف افکار عمومی جهان و اعمال فشار بیشتر سیاسی و اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران نیست؟ مجریان برجام در چهار مرحله اصلی برجام شامل: مذاکره، توافق، اجراء و نظارت، هوشمندانه عمل کرده‌اند، ریشۀ این همه نابسامانی‌های در برجام در کجاست

خجستگی فرهنگی مانع عصبانیت است!

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون سلمان طاهری. شهروند

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در صفحه طنز شهروند به خشم آمده از ادعای موسسه گالوپ که به این نتیجه رسیده «ایرانی‌ها عصبانی‌ترین مردم جهان هستند؟» نظر چند نفر را پرسیده که پشت خط بوده اند. اولی گفته: بنده احمدآبادی هستم. راستش صبح یک لحظه داشتم عصبانی می‌شدم اما به واسطه محسنات شبکه‌های مجازی تا ماشین قدیمی دکتر مصدق را دیدم که زیر باد و باران درب و داغان شده و چیزی نمانده که به ماشین مشدی ممدلی تبدیل شود، یکهو گل از گلم شکفت. خیلی خوشحال شدم. ما همین دیروز خانه نائل را در اصفهان از دست دادیم. بولدوزرها از روی این خانه تاریخی دوره صفویه رد شدند و ما کک‌مان نگزید. اصلا عین خیال‌مان نبود.

- رویا هستم. مهندس. این خبر را که خوندم خیلی بهم برخورد. تازه داشتم به خبر پیگیری مسأله ورود زنان به ورزشگاه‌ها می‌خندیدم که یهو دیدم گالوپ این را نوشته. شما تلفن گالوپ را نداری از خجالتش در بیام؟

- صمد. سی ساله. بنده زنگ زدم خدمتتان فقط بگویم اگر نشانی صفحه اینستاگرام موسسه گالوپ را دارید، بدهید به ما برویم زیر پست‌هایشان شادی‌هایمان را با ایشان تقسیم کنیم. چند روز میشه درست حسابی فحش ندادیم، تخلیه نشدیم، داریم کم‌کم عصبانی میشیم. به نظرم موسسات تحقیقاتی باید بعد از هجوم ما به صفحات مجازی سلبریتی‌ها آمارگیری کنند. به شما قول می‌دهم هر کس که فحش میده از آمار عصبانی‌ها کم میشه.

موضوعات مرتبط