روزنامه های تهران، بودجه عبور از بحران و جاسوسان ملکه

روزنامه های امروز صبح تهران، دوشنبه ۲۰ آذر در صفحات اول خود از دیدگاه های مختلف به نقد و تحسین بودجه سال آینده کشور پرداخته اند که دیروز رییس جمهور روحانی به مجلس تقدیم داشت.

فغان جمعی روزنامه ها از نبود کاغذ و گرانی ناگهانی آن، از دیگر مطالب امروز روزنامه ها است.

روزنامه ها در عین حال به بررسی آثار سفر دو روزه بوریس جانسون وزیر خارجه بریتانیا به ایران پرداخته و در حالی که روزنامه های تندرو آن را طلبکارانه خوانده، روزنامه های میانه رو ابراز امیدواری کرده اند که این سفر موجب گسترش روابط دو کشور شود.

حق نشر عکس آفتاب یزد
Image caption تیتر و عکس آفتاب یزد

عبور از بحران

جامعه فردا در سرمقاله خود نوشته: برای پذیرفتن اینکه کشور در آستانه یک بحران اقتصادی- اجتماعی قرار دارد، نیازی به بالا و پایین کردن ارقام بودجه نیست. نیازی هم به این نیست که به گزارش‌های محرمانه نهادهای ناظر برای مقامات ارشد کشور دسترسی داشته باشیم. کافی است روح حرف‌های رئیس دولت را در چند هفته اخیر جست‌وجو کنیم. او امیدوار است، اما بهتر از دیگران می‌داند که کشور در آستانه چند بحران با ریشه اقتصادی ولی آثار سیاسی بسیار بزرگ قرار دارد.

به نوشته شورای نویسندگان این روزنامه: دولت روحانی فارغ از نقایصی که ممکن است از جنبه سیاسی بر پیکر خود داشته باشد، در عرصه عمل با یک چشم‌انداز مبهم جهانی، کسری اعتبار اجتماعی و یک اقتصاد زخمی به سال آینده پا می‌گذارد و تنها دلگرمی‌که ظاهرا آن را به پایان ۹۷ خواهد رساند، یک اجماع قدرتمند در بالاترین سطوح قدرت سیاسی درباره خطیر بودن اوضاع پیش‌رو است.

در آخر سرمقاله جامعه فردا آمده: معجزه‌ای در کار نخواهد بود، زیرا اقتصاد عرصه معجزه نیست. اما گویا حمایت‌هایی مؤثر از راه خواهد رسید تا لااقل در عرصه سیاسی، همراهی نسبی با دولت به چشم بیاید. کمک مجلس به دولت برای مقابله با زیاده‌خواهی‌های بودجه‌ای جزء کوچکی از این همراهی‌هاست و اصلاح‌طلبان مجلس با این رویکرد به موضوع بودجه نگاه خواهند کرد.

پاشنه آشیل بودجه

فراز جبلی در سرمقاله روزنامه اقتصادی تعادل نوشته: سال ۹۷ یکی از سال‌های طلایی است که در آن نه انتخابات مهمی پیش رو است و نه دولت به‌دلیل نزدیک بودن به پایان عمر دست به سیاست‌های پوپولیستی می‌زند. در حقیقت این بودجه می‌تواند موتور بهبود وضعیت اقتصادی باشد. اگر بعضی برنامه‌های دولت در سال گذشته به‌دلیل انتخابات به اجبار متوقف شد اما امسال می‌توان انتظار بهبود جدی در شرایط را داشت. با وجود این، نگرانی‌هایی درخصوص بودجه فعلی وجود دارد.

نویسنده یکی از مهم ترین نگرانی ها را برداشت های از صندوق توسعه ملی و تضعیف آن دانسته و نوشته:

براساس بودجه سال آینده باید ۳۲ درصد درآمدهای نفت و گاز به صندوق توسعه ملی ریخته شود، حدود ۱۸ میلیارد دلار. اما قرار است حدود ۶ میلیارد دلار از این پول در قالب طرح‌هایی هزینه شود. در حقیقت بحث بر سر ۶ میلیارد دلار نیست بلکه بیش از یک‌سوم درآمد صندوق از پیش تعیین تکلیف شده است و از حساب خارج خواهد شد.

سرمقاله تعادل به این جا رسیده که: تیم اقتصادی جدید دولت یا متوجه اهمیت برداشت‌ از صندوق نیست یا آینده اقتصاد کشور را به‌گونه‌یی نمی‌بیند که در آن صندوق نقشی حیاتی ایفا کند. اما واقعیت این است که اگر قرار باشد وعده‌های دولت تدبیر و امید تحقق پیدا کند امسال صندوق توسعه ملی به‌دلیل برداشت‌هایی که قرار است از آن صورت گیرد به پاشنه آشیل بودجه ۹۷ و اقتصاد ایران بدل خواهد شد.

گوشت قربانی بودجه

محمدصادق جنان صفت در سرمقاله ابتکار نوشته: بودجه کل کشور علاوه بر اقتصادی و بیشتر از آن یک پدیده سیاسی است. در پشت هر عدد و رقم آن نیرویی رخ داده است و این رقم دو طرف دارد. یک طرف آن برنده که توانسته عدد خود را به بودجه‌ریزان تحمیل کند و یک طرف آن بازندگانی که در روزهای آینده نزد نمایندگان می‌روند تا شکست خود را جبران کنند. به همین دلیل است که نقش و سهم نمایندگان مجلس در روزهای آینده بسیار حساس خواهد شد.

نویسنده اقتصاددان توجه داده که: نمایندگان مجلس بیش و پیش از اینکه بودجه را یک قربانی بدانند که باید سهم خود و محل انتخاب خود را از آن بردارند و سهم بالاتری به دست آورند. بهتر است اندیشه ملی را در صدر تصمیم‌های خود قرار دهند. نمایندگان مجلس در سال‌های گذشته ارقام لایحه را جوری تغییر دادند که در پایان کار هزینه‌ ها افزایش یابد. این اتفاق ناگواری است که اگر امسال نیز رخ دهد به تراژدی می انجامد و سرنوشت بودجه را به جاهای تلخ بکشاند.

سرمقاله ابتکار تاکید کرده: بودجه ۹۷ می‌تواند نقطه عطف در ساماندهی منابع مردم باشد که از راه‌های گوناگون به خزانه دولت ریخته می‌شود و دولت براساس نیازها و سلیقه‌های بودجه‌ریزان که البته منعکس‌کننده نبرد قدرت است تخصیص می‌یابد. نمایندگان مجلس باید راهی انتخاب کنند که از منابع و پول مردم صیانت شود و این منابع به اموری اختصاص یابد که بیشترین فایده به شهروندان برسد.

مهاجرت به حبشه

محمدرضا ستوده در ستون طنز جهان صنعت نوشته: با عرض سلام خدمت ملت. صددای ما را از روزنامه می‌شنوید. یارانه‌ها را نمی‌دهند و کاغذ را گران کرده‌اند. هر لحظه ممکن است ارتباط ما با شما قطع شود لذا اگر ناگهان نیست و نابود شدیم در جریان ماجرا باشید.

در ادامه پیام طنزنویس آمده: اما ما راه‌هایی را برای ادامه رسالت خود که همان آگاهی‌رسانی باشد پیش‌بینی کرده‌ایم که خدایی نکرده شما بی‌آگاهی نمانید. اگر نتوانیم کاغذ بخریم بالاجبار باید از پوست افراد تحریریه استفاده کنیم. به این ترتیب که هر روز قرعه‌کشی و پوست تن یک نفر کنده می‌شود. اما اگر کاغذهایمان تمام شد هر روز صبح به خانه‌هایتان زنگ می‌زنیم و کل روزنامه را از پشت تلفن برایتان می‌خوانیم. اجرای این طرح کمی سخت و وقت‌گیر است لذا سعه‌صدر و بردباری شما، ما را در این راه یاری می‌کند. این طرح یک مزیت بزرگ دارد‌ آن هم اینکه بعضی از خبرهایی که نمی‌شود در روزنامه چاپ کرد را می‌شود گفت.

طنزنویس جهان صنعت افزوده: اگر گماشته‌هایی آمدند و جمع‌مان کردند نگران نباشید. از پای نمی‌نشنیم. اعضای تحریریه نصف شب‌ها به خواب‌تان می‌آیند و خبرهایی که برایتان آماده کرده‌اند را در خواب برایتان می‌خوانند. اگر در سیستم مغزی شما وارد شدند و اجازه ندادند خواب ببینید، ما فکر آنجایش را هم کرده‌ایم. در این مرحله ما و شما باید دست به دست هم دهیم و از ایران خارج شویم و به حبشه مهاجرت کنیم.

حق نشر عکس جوان
Image caption کارتون حسین کشتکار. جوان

انگلیسی مهربان در روزنامه های زنجیره ای

محمد‌ اسماعیلی در روزنامه جوان به مناسبت پایان سفر بوریس جانسون وزیر خارجه بریتانیا به تهران نوشته: طيف غربگراي داخلي كه همواره در پي تطهير مقامات غربي - اعم از اروپا و امريكا - بوده و فرهنگ و سبك زندگي آنها را سمبل زندگي ايده‌آل معرفي كرده، طي ماه‌هاي اخير و به‌واسطه تشديد فشارهاي ضد ايراني دولت ترامپ، دل به مساعدت اروپايي‌ها بسته تا مقامات كشورهاي اتحاديه اروپا مانع از شكست تئوري «تعامل با غرب دروازه شكوفايي ايران » شوند.

به نوشته این روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران: غربگرايان داخلي اين بار تلاش مي‌كنند دشمني‌هاي دامنه‌دار و گسترده انگليسي‌ها را نزد افكار عمومي تقليل و تعديل كنند در همین حال در چند ماه اخير ترزامي، نخست وزير اين كشور بارها جمهوري اسلامي را متهم به نقض مقررات حقوق بين‌المللي و دخالت در امور ساير كشورها كرده و خواهان برخورد سازمان‌هاي بين‌المللي با ایران شده است.

جوان نوشته: اين نخستين بار نيست كه اثبات مي‌شود غربگراهاي داخلي توجهي به منافع ملي و امنيت منطقه‌اي كشور ندارند و به جاي آن تلاش مي‌كنند تئوري‌هاي خودساخته پدرخوانده‌هاي خود مبني بر تعامل يك سويه با غرب به‌رغم تمام هزينه‌هاي سياسي و امنيتي آن را در اولويت قرار دهند؛ رويه‌اي كه اين طيف در طول مذاكرات هسته‌اي در دستور كار قرار داد و نتيجه آن خسارت محضي به نام توافق هسته‌اي شد.

نازنین، سیامک، جانسون و سکوت

کیهان نیز در یادداشت روز خود ضمن اشاره به زندانی شدن نازنین زاغری دو تابعبیتی که از نوزده ماه پیش در زندان است نوشته: وقتی در کشوری، جاسوسی از کشور دیگر دستگیر می‌شود، روابط آن دو کشور تا مدتها دستخوش سردی و حتی تیرگی می‌شود و روابط دیپلماتیک تا سطوح حداقلی تنزل می‌یابد. در سه سال اخیر چند جاسوس وابسته به انگلیس دستگیر شده‌اند، اما آیا کوچکترین تحرک دیپلماتیک را شاهد بوده‌ایم؟ وزیر خارجه انگلیس با طلبکاری به ایران می‌آید و با مقامات ما از صدر تا ذیل دیدار می‌کند بدون اینکه درباره جاسوس‌های دستگیر شده عذرخواهی کند.

این روزنامه تندرو سخنان مقامات بریتانیایی در مورد پرونده خانم زاغری را با گفته های یک نماینده اصلاح طلب مجلس مقایسه کرده که گفته بود پرونده این نازنین زاعری داخل در سیاست شده و تسویه حساب های سیاسی، به بهانه دو تابعیتی صورت می گیرد.

به نوشته حسین شمسیان: اینها اظهارات نماینده اصلاح‌طلب «لیست امید» در مجلس است! همان که پیشتر نیز در ماجرای سلفی نمایندگان مجلس با موگرینی حاشیه‌ساز شده بود. او حالا به دلسوزی برای جاسوس‌های ملکه انگلیس می‌پردازد و دستگیری خائنان و وطن فروشان سازمانهای جاسوسی غربی را به تسویه حسابهای سیاسی تقلیل می‌دهد. آیا اگر یک نماینده مجلس عوام انگلیس می‌خواست از زاغری دفاع کند، بهتر از این می‌توانست؟

فرار نکنیم از واقعیت

محمد توکلی در سرمقاله بهار نوشته: نزدیک به یک دهه از وقایع ۸۸ مى گذرد و آن انتخابات و اتفاقات پس از آن همچنان به عنوان یکى از «مسـائل حل نشـده» جامعه ایرانى باقى مانده اسـت. چنان که بخش قابل توجهى از دانشـجویانى که در چند روز اخیر در مراسم روز دانشجو شرکت کردند و رفع حصر را فریاد زدند و از محصورین و سـیِد ممنوع التصویر حمایت کردند، در آن سال در رده سـنى کودك و نوجوان بودند و طبیعتا درگیر موضوعات سیاسى نبودند.

نویسنده توجه داده: اگر با گوش هاى باز به روزهاى انتخابات۹۶ بازگردیم صداهایى را که بی شـباهت به شـعارهاى دانشجویان در روز دانشجو نبود در دورافتاده ترین شـهرهاى کشور هم خواهیم شنید.

سرمقاله بهار در نهایت افزوده: اینکه رسـانه هاى رسـمى به دلیل محدودیت هاى قانونـى نامرئى امکان پرداختـن بـه بـزرگان جریان اصلاحـات را ندارند قابل فهم اسـت اما چرا رئیس جمهور، دو نایـب رئیس مجلس، رئیس فراکسـیون امید، نمایندگان اصلاح طلـب مجلـس، معاونـان اصلاح طلب رئیـس دولـت نامى از محصورین نمى آورند و تنها به بیان اشاره و کنایه اکتفا مى کنند؟ آیا آنان هم مانند رسانه هاى اصلاح طلب با محدودیت مواجه هستند؟

حق نشر عکس بهار
Image caption تیتر و طرح بنیامین آل علی. بهار

اتفاقی نمی افتد

عباس عبدی در اعتماد نوشته: چند روزي است كه فرياد مسوولان مطبوعات بلند شده است؛ فريادي از گراني و نبودن كاغذ. زماني بود كه تيراژ روزانه مطبوعات ايران چندين برابر امروز بود و به بهار مطبوعات مشهور بود و هر كس خود را با روزنامه‌اي تعريف مي‌كرد و آن را زير بغل مي‌زد و بسياري نيز چند روزنامه را مطالعه مي‌كردند. اگر در آن دوره عرضه كاغذ با مشكلي مواجه مي‌شد، به مساله‌اي ملي و مهم تبديل مي‌شد، به ويژه آنكه جانشيني هم براي مطبوعات متصور نبود، ولي اكنون كه از آن تيراژهاي چند صدهزارتايي خبري نيست.

این جامعه شناس پرسیده که این نایابی و گرانی از کجاست در حالی که مصرف كاغذ مطبوعات در سطح جهاني نيز كاهش يافته است، زيرا بسياري از روزنامه‌هاي مهم و پرتيراژ بخش مهمي از خريداران و تيراژ كاغذي خود را با تيراژ الكترونيكي جايگزين كرده‌اند؟ يك علت آن مي‌تواند رانت و فساد باشد كه در فضاي غيرشفاف اقتصادي منجر به چنين كمبودهايي مي‌شود.

مقاله اعتماد در نهایت پرسیده اگر فردا كاغذ مطبوعات را به اندازه كافي در اختيار مطبوعات قرار گیرد و قيمت آن نيز كاهش یابد. عرضه كاغذ به كلي قطع شود و مطبوعات عملا بسته شوند، انتظار چه تحولي را داريم؟ در هر دو صورت از حيث كاركردهاي اصلي مطبوعات اتفاق خاصي رخ نخواهد داد زيرا كه يك علت مهم ضعف مطبوعات ايران، ناتواني و محدوديت‌هاي آنها در انجام و تحقق كاركرد نظارتي است، هنگامي كه نظارت نباشد مهم‌ترين مشخصه مطبوعات وجود ندارد.

چرا کاغذ؟

علی‌اکبر قاضی‌زاده در شرق نوشته: آنچه در ماجرای ‌گران‌شدن کاغذ سبب تعجب شده، بی‌عملی بخش دولتی است. گفته‌اند کاغذ حدود ٤٠ درصد‌ گران ‌شده و این حادثه بزرگی است. دولت نباید اجازه می‌داد کار به اینجا بکشد. مصرف‌کننده کاغذ فقط مطبوعات نیستند و این ‌گرانی می‌تواند به‌سرعت بر بسیاری از عوامل دیگر اثر بگذارد و تورم بیشتری را به جامعه تورم‌زده ما تحمیل کند.

به نوشته این روزنامه نگار: درحال‌حاضر بسیاری از مطبوعات، به‌ویژه مطبوعاتی که خود را به‌زور سرپا نگه ‌داشته‌اند، با این ‌گرانی نمی‌توانند ‌هزینه‌های خود را تأمین کنند. پیش از این، بحران انتشار داشتیم. اکنون با این‌ گرانی، بحران صرفا تشدید نمی‌شود و قطعا بر فعالیت مطبوعات ضعیف‌تر و مستقل‌تر که از خود، چاپخانه یا انبار کاغذ ندارند و به بازار ظهیرالدوله وابسته‌اند، تأثیر می‌گذارد. در حوزه انتشار کتاب هم که وضع مناسبی وجود ندارد.

مقاله شرق سرانجام به این جا رسیده که: دود این شرایط در چشم روزنامه‌نگار می‌رود که از همه مظلوم‌تر است و نه کاغذ دارد که بفروشد و نه ماشین چاپ که مزد استفاده از آن را بالا ببرد و فقط همان قلم یا کیبورد خود را دارد. بی‌کاری، درآمد کم، تحمل تورم و ‌گرانی همه بر دوش کسانی می‌افتد که چیزی برای فروش ندارند و کالایی ندارند تا ‌گران‌تر بفروشند و خدمات در این شرایط به‌جای ‌گران‌ترشدن، ارزان‌تر هم می‌شود.

واسه کی رانندگی می‌کنی

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون هادی رحمتی. شهروند

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: توی ایران روزنامه‌نگاری شغلی فصلی است؛ یعنی طرف دوماه کار می‌کند و ١٢ ماه بی‌کار است. اگر ١٢ ماه بی‌کار نبود، حتما ١٢ ماه باهاش کار دارند که چرا دو ماه کار کرده. وقتی هم می‌‌گوییم روزنامه‌نگاری شغلی فصلی است، حرف از روی شکم نمی‌زنیم؛ حالا یا روزنامه‌اش بسته می‌شود یا خودش بسته می‌‌شود یا در روش بسته می‌شود و مدتی دستش به روزنامه نمی‌رسد یا یکی با سردبیر می‌‌بندد و او اخراج می‌شود یا یکی با مدیرمسئول می‌بندد و او سردبیر می‌شود یا یکی با خود او می‌بندد و او می‌رود روابط‌عمومی یک آدم سیاسی می‌شود و خلاص یا یک سیاست‌مدار می‌آید و با روزنامه می‌بندد و به روزنامه‌نگارهای آن روزنامه حس ریپ دست می‌دهد و دست از کار می‌کشند و می‌روند خانه غاز می‌چرانند.

به نوشته طنزنویس: البته باز هم بستگی به این دارد که این روزنامه‌نگاری که می‌رود غازش را بچراند، اگر بعدا معلوم شود که غازی که می‌چرانده عملا مرغ همسایه بوده نه غاز داخلی، خودش جرم است و اینها اگر شما روزنامه‌نگار باشید، اصلا شوخی نیست و عین واقعیت است. ولی الان ما اصلا واقعا نمی‌فهمیم چرا روزنامه‌نگاران کار می‌کنند و چرا روزنامه‌ها منتشر می‌شوند. ماشاءالله همه مردم ایران اهل مطالعه هستند، اما اهل مطالعه تلگرام و نهایتا اینستاگرام.

خلاصه ما که معتقدیم همین چهارتا روزنامه بسته بشود و خلاص. دقیقا در این لحظه از تاریخ ما حس همان بابایی را داریم که توی اتوبوس تهران - شیراز نصفه‌شبی دید همه خوابیده‌اند. به‌همین‌دلیل بلند شد و رفت پیش راننده اتوبوس و گفت: ‌«داداش... واسه کی رانندگی می‌کنی؟ اینها همه خوابیدند». الان هم قصه همین است. کی روزنامه می‌خواند؟

موضوعات مرتبط