روزنامه های تهران، غیبت از رای گیری در حمایت مسلمانان میانمار

روزنامه های امروز صبح تهران، چهارشنبه شش دی همچنان اخبار اقتصادی مربوط به دو رقمی شدن تورم و گرانی بنزین در سال آینده را مهم دیده و در مقالات و گزارش هایی از نگرانی مردم از احتمال وقوع زلزله ای نوشته اند که دیشب تهران و استان مرکزی را لرزاند.

روزنامه های اقتصادی و میانه رو، طبیعی کردن بهای بنزین را یک اجبار دلبخواه می دانند که خواهد توانست بخشی از مصرف بی رویه و آلودگی شهرها را کنترل کند و مانع از صرف درآمدهای ارزی برای واردات بنزین شود. اما روزنامه های مخالف دولت از زاویه مقابل گران شدن بنزین را عامل تشدید تورم دانسته اند.

حق نشر عکس ابرار اقتصادی
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابرار اقتصادی

ریشه بحران کجاست؟

عباس عبدی در سرمقاله اعتماد با اشاره به یک تحقیق علمی نوشته: در فاصله ١٢ سال، حدود ٣٦ ميليارد دلار بنزين وارد ایران شده. آن هم در سال‌هايي كه نياز به توسعه كشور و ارز بيش از هميشه بوده و اگر اين ميزان بنزين وارد نمي‌شد، هيچ كجاي چرخ كشور پنچر نمي‌شد يا از كار نمي‌افتاد! و با اين پول مي‌توانستند كل پالايشگاه‌هاي موجود را نوسازي كنند، پالايشگاه ستاره خليج فارس و چند نمونه مشابه آن را احداث كنند، كل صنعت حمل‌ونقل را نوسازي و كارخانجات خودرويي را ارتقاي كيفيت دهند. تازه نياز به بنزين برطرف مي‌شد، بلكه بنزين با كيفيت و خودروي بهتري در دسترس بود و حمل‌ونقل عمومي نيز ارتقاي كميت و كيفيت مي‌يافت.

این جامعه شناس با تاکید بر این که هم اکنون هم همان داستان ادامه دارد نوشته مصرف روزانه بنزين به بالاي ٨٠ ميليون ليتر در روز رسيده و نسبت به متوسط اين مصرف در سال گذشته، ٢/٩ درصد افزايش يافته است و اين در حالي است كه همه از وضع اقتصادي خود و كشور مي‌نالند ولي معلوم نيست پس چرا چنين افزايش سرسام‌آوري در مصرف بنزين وجود دارد؟ اگر از مصرف بنزين كشور ١٠ يا حتي ٢٠ و ٣٠ درصد هم كاسته مي‌شد (به هر طريقي اعم از سهميه‌بندي يا افزايش قيمت)، هيچ اتفاق منفي در كشور رخ نمي‌داد

سرمقاله اعتماد در نهایت با قاطعیت افزوده: انسان‌هاي معمولي هم قادر به فهم اين نابخردي هستند. حتي مي‌توان ادعا كرد كه در اين مورد خاص نوعي اتفاق نظر ميان دست‌اندركاران كشور و كارشناسان مستقل وجود دارد كه نبايد منابع محدود كشور را صرف دود كردن بنزين كرد. به ويژه صرف چيزي كه موجب آلودگي هوا و بيماري هم مي‌شود. پس علت اتخاذ چنين سياست نابخردانه و تداوم آن چيست؟ پاسخ اين است؛ فقدان انسجام و اتحاد به عنوان يك ملت، ريشه اين درد است.

قیمت بنزین گران نشده تورم دو رقمی شد

اما کیهان در گزارش اصلی و تیتر بزرگ صفحه اول خود خبر داده که گر چه پیش‌بینی‌ها بر این بود که در صورت افزایش قیمت حامل‌های انرژی در سال آینده نرخ تورم ۲رقمی‌شود، اما سه ماه زودتر این اتفاق افتاد و بانک مرکزی از افزایش تورم به ۱۰ درصد در آذر ماه خبر داد. افزایش قیمت حامل‌های انرژی در سال آینده موضوعی است که در روزهای اخیر پس از ارائه لایحه بودجه با مخالفت‌هایی به ویژه از سوی مردم، کارشناسان و نمایندگان مجلس همراه شده است.

به نوشته این روزنامه تندرو: دولت روحانی از چهار سال پیش، مدعی بود که سیاست کنترل تورم را بر هر سیاست دیگری مرجح می‌داند و لذا تمرکز خود را بر این موضوع قرار داد. در ادامه و با حاکم شدن رکود شدید اقتصادی هم هر وقت شرایط اقتصادی و معیشتی مردم مورد انتقاد قرار می‌گرفت، دولت تورم تک‌رقمی را بر سر منتقدان می‌کوبید.

کیهان نوشته: از اواسط سال قبل و در حالی که چند ماه به انتخابات ریاست جمهوری باقی بود، خبرهایی درباره افزایش قیمت برخی کالاها نظیر بنزین مسکوت ماند. اما پس از برگزاری انتخابات و مشخص شدن این که همچنان سکان اداره کشور را در دست گروه قبلی خواهد بود، در گوشه و کنار دولت، خبرهایی از افزایش قیمت بنزین به گوش می‌رسید.

حدیث ناتمام بنزین

علی سرزعیم در مقاله ای در جهان صنعت نوشته: دولت مصمم است قیمت بنزین را افزایش دهد و روشن است که این تصمیم نه از روی اختیار و انتخاب بلکه از روی ناچاری است زیرا رویه گذشته نشان می‌دهد نظام تصمیم‌گیری کشور نسبت به آزادسازی قیمت‌ها اکراه داشته و تا جای ممکن آن را به تعویق می اندازد. اما آیا این وضعیت امری نامطلوب است؟ اتفاقا نه! تنها محدودیت‌های بودجه است که عقلانیت را در نظام اداری ایران تقویت و فشاری واقعی برای اصلاحات اقتصادی فراهم می‌کند‌.

این اقتصاددان تاکید کرده: می‌توان حدس زد تمام تلاش‌ها معطوف به آن خواهد شد تا از انجام این کار سخت خودداری شود و در این راه سفسطه‌های مختلفی طرح می‌شود‌؛ اول اینکه اگر قرار است قیمت بنزین به قیمت‌های جهانی باشد باید دستمزد افراد نیز به قیمت‌های جهانی تعیین شود‌. این حرف به این جهت سفسطه است که بنزین یک کالای قابل تجارت است و هر کالای قابل تجارت قیمت جهانی دارد اما نیروی انسانی- به دلیل محدودیت مهاجرت با وجود آزادی نسبی جابه‌جایی سرمایه- قابل تجارت نیست و به همین دلیل قیمت محلی می‌یابد‌.

مقاله جهان صنعت در نهایت به این جا رسیده که: دستمزد نیروی انسانی در هر شهر تعیین می‌شود نه در ایران و نه در جهان. پس تمنای اینکه بتوان دستمزدی معادل دستمزد سوییس در ایران دریافت کرد محال است مگر آنکه درآمد سرانه ایران به سطح درآمد سرانه سوییس برسد‌. واقعیت این است که بین درآمد سرانه ایران و سوییس فاصله وحشتناکی وجود دارد (حدود ۵۰ هزار دلار)‌. معنای مشخص آن این است که مردم دچار سختی‌ها و تنگناهایی خواهند شد اما این امر نتیجه طبیعی درآمد سرانه پایین است‌. تا وقتی سطح توسعه‌یافتگی کشور افزایش نیابد نمی‌توان تمنای منافع توسعه‌یافتگی را کرد‌.

اعتراف بی اعتراف

سیاست روز در ستون طنز ننجون نوشته: اول اینکه اعترافاتی که در شماره قبل از قول "ننجون" منتشر شده تحت فشار بوده فلذا وجاهت قانونی ندارد. دوم هم اینکه کدام یک از مسئولان کشور قول دادند و سر قولشان ماندند که ما نفر دوم باشیم؟ مگر آن مسئول که قول داده بود بابک زنجانی را از پا آویزان کند و اموال ملت را از حلقومش بیرون بکشد و بعد خودش را هم اعدام کند به وعده‌اش عمل کرد؟مگر آقای فلانی نگفته بود اسناد و مدارک آقای فلانی موجود است و ظرف هفتاد و دوساعت افشا می‌کنم؟ خب چرا افشا نکرد؟

طنزنویس افزوده: مگر آن یکی مسئول که وعده داده بود تنبان تورم را همچین پایین بکشد که مردم از شدت سرخوشی به شکل شنگول مآبانه‌ای از دریافت یارانه انصراف بدهند و یک مبلغی هم توی جیب دولت بگذارند به قولش وفا کرده است؟ آقاجان! زور که نیست. اعتراف نمی‌کنم. خیلی کارها کرده ام اما دلیلی ندارد که اعتراف کنم. هر وقت برادر خاوری پول های ملت را برداشت و گذاشت سرجایش من هم…

در پایان ستون ننجون روزنامه سیاست روز آمده: بنابراین می‌زنم زیر قولم و قسمت دوم اعترافاتم را منتشر نمی‌کنم اما اگر تا آخر همین هفته قیمت تخم‌مرغ به نرخ قبلی برنگردد حتما افشاگری خواهم کرد.

حق نشر عکس اعتماد
Image caption کارتون جمال رحمتی. اعتماد

حتی پشت روسها هم جهان ما را می بیند

مرتضی سیمیاری در گزارش اصلی جامعه فردا با نقل نظرات ابراز شده توسط وزارت خارجه در علت رای ندادن ایران به قطعنامه محکومت میانمار در کشتار مسلمانان نوشته: رأی ندادن و دلایل وزارت امور خارجه تنها توجیه و یک بام و دو هوای ایرانی‌ها را نشان می‌دهد، ایران همواره اعلام کرده است که از ابتدای وقوع فاجعه انسانی درکنار مسلمانان میانمار ایستاده است.

به نوشته این روزنامه نگار: مشکلات مسلمانان روهینگیا هم اتفاق تازه‌ای نیست، ولی پس از آخرین دور حملات سازمان یافته در برمه، در ایران طیف‌های مختلف سیاسی از اصولگرا تا اصلاح‌طلب به‌شدت نسبت به این واقعه واکنش نشان دادند، در خیابان‌های شهر‌های مختلف نیز تظاهرات منظمی شکل گرفت؛ تهران می‌گفت غربی‌ها و کشورهای اسلامی سکوت کرده‌اند و تنها این ایران است که از مسلمانان میانمار دفاع می‌کند. اما در همان روزها ایران از عربستان انتقاد می‌کرد که کاری برای مسلمانان روهینگیایی انجام نمی‌دهد اما از آن سو تمایلی به محکوم کردن چین و روسیه به‌عنوان دو متحد استراتژیک دولت میانمار ندارد.

جامعه فردا در نهایت با اشاره به سوابق کار و همین سیاست کجدار و مریز نوشته: تهران وسایل امدادی برای منطقه درگیر فرستاد، اما عملا پس از مدتی ابتکار عمل ماجرا را به صورت کامل از دست داد و این ترکیه بود که وزیر خارجه‌اش را به برمه فرستاد و همسر اردوغان نیز میان پناهندگان حاضر شد و عملا نقش رهبری ماجرا در اختیار ترک‌ها قرار گرفت.

غیبت ملاحظه کارانه

جوان در گزارشی نوشته: كمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل تا كنون حدود ۳۰ قطعنامه حقوق بشری علیه ایران صادر كرده است. استدلال اولیه وزارت خارجه این بود كه ایران با شركت نكردن در جلسه رأی‌گیری در مورد میانمار‌ به سیاست اصولی خود مبنی بر بی اعتباری کمیته سوم‌ تأکید کرده، ولی منتقدان معتقدند در حالی كه ایران به شدت كشتار مسلمانان روهینگیا را محكوم كرده، غیبت در جلسه رأی‌گیری برای صدور قطعنامه عدول از سیاست اصولی «حمایت از حقوق همه انسان‌‌‌‌ها خصوصاً مسلمانان و مستضعفان جهان‌» است.

به نوشته روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران: قرار گرفتن چین، روسیه و سوریه در فهرست مخالفان صدور قطعنامه حقوق بشری علیه كشتار مسلمان، این گمان را تقویت كرده كه سیاست خارجی ایران درگیر شكلی از پراگماتیسم شده و با ملاحظه مناسبات سیاسی - امنیتی رو به توسعه خود با سه كشور، در جلسه رأی‌گیری شركت نكرده است ولی تغییر موضع دستگاه دیپلماسی‌، فرضیه عدول ایران از سیاست اصولی «حمایت از حقوق همه انسان‌‌‌‌ها خصوصا مسلمانان و مستضعفان جهان‌» را به چالش كشید.

نقطه عطف یا عبور از اصول؟

محمد توکلی در سرمقاله بهار به گذشته ها پرداخته و نوشته: در بهار و تابستان ۸۸ دولت مرکزى چین برخوردهاى سخت گیرانه و شدیدى علیه مسلمانان ساکن سین کیانگ در پیش گرفت. پکن مدعی بود که مسلمانان این منطقه در پى جدایـى طلبى هسـتند و برخورد بـا آنان اقدامى خلاف مقـررات بین المللى نیست. در آن بازه زمانى واکنشهاى منفى بین المللى به این اقدام مسئولان دولت چین افزایش یافت اما نظام سیاسى ایران کمترین اعتراض را نسبت چین نشان داد.

به نوشته این مقاله: حالا برخى با کنار هم قرار دادن چنین نمونه هایى این فرضیه را مطرح مى کنند که ایران تنها زمانى پرچم حمایت از مسلمانان را در دست گرفته و فریاد حمایت از مظلومان را سـر مى دهد که یکسـوى میدان قدرتهاى غربى باشـند و در وقایع و مواقعى که قدرتهاى شرقى به نوعى در کشتار و آسیب رساندن به مسلمانان نقش داشته باشند خبرى از اعتراض ایران و حمایت از مسلمانان نیست.

نویسنده سرمقاله بهار چند احتمال را برای این اقدام ایران محتمل دانسته از جمله این که سیاست خارجی جمهوری اسلامی به مرور از ایدئولوژی زدگی به سمت اقدام بر اساس منافع ملی در حرکت است. یعنی دوران شعارهایی همچون «حمایت از تمامی مظلومان» به سر آمده است و در دوران تازه دیگر باید به سمت محاسبه «هزینه - فایده» چنین حمایت هایی حرکت کرد.

حق نشر عکس شرق
Image caption کارتون مهدی عزیزی. شرق

سهم هر تهرانی پنج تا هفت موش

نجمه جمشيدي در گزارشی در قانون نوشت: زلزله تلنگري براي مديران پايتخت بود تا بدانند چه اندازه در برابر زلزله و حوادث پس از آن آمادگي دارند. اين روزها تهراني‌ها يك سوال مشترك دارند، مهم‌ترين چالش فراروي مديريت بحران تهران چه مساله‌اي مي‌تواند باشد؟ كمبود تجهيزات و امكانات براي امدادرساني، وجود صدها هزار بافت فرسوده با كوچه و خيابان‌هاي تنگ و باريك يا تعداد عجيب موش‌هاي پايتخت؛ چالش اصلي كدام است؟

گزارشگر تاکید کرده: آواربرداري يك ساختمان ۱۷ طبقه آن‌ نيز در زماني كه تمامي ارگان‌ها و سازمان‌هاي استاني و كشوري براي كمك به شهرداري بسيج شده بودند، بيش از ۹ روز طول كشيد. حال تصور كنيد آواربرداري يك كلانشهر ۱۱ميليون نفري چند ماه به‌ طول خواهد انجاميد و تا پايان آواربرداري، موش‌هاي تهران چه بلايي بر سر اجساد دفن شده زير آوار يا مصدومين و افرادي كه در زير آوار گرفتار شده‌اند، خواهند آورد. درباره جمعيت ۵۰ يا ۷۰ ميليوني موش‌هاي پايتخت سخن گفته می شود.

قانون توضیح داده: تمامي طرح‌هاي مقابله با موش‌هاي پايتخت با شكست مواجه مي‌شود. به‌ گفته كارشناسان جمعيت بالايي از موش‌هاي پايتخت، مهاجم و از نوع زنده‌خوار هستند. موش‌ها به‌ راحتي در كنار گربه‌ها غذا مي‌خورند و از انسان‌ها نمي‌ترسند. غذا به‌ اندازه كافي براي آن‌ها وجود دارد و مكان امني براي زندگي دارند.

پیاده‌های جهان املت شوید

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون لاله ضیایی. قانون

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: تا الان طبق نظریه داروین، ۶۰ درصد پیاده‌های ایران چون مجبورند از موانع، چاله‌ها، کیوسک‌ها، نخاله‌های ساختمانی و ... بپرند، دیگر دچار دگردیسی شده‌اند و بال درآورده‌اند، حتی یکی از دانشمندان معتقد است کانگوروها ایرانی‌های پیاده‌ای بودند که از بس از موانع جهیدند، جهنده شدند و سال‌ها پیش به استرالیا مهاجرت کردند.

به نوشته این طنزنویس: بعد شما سوار اتوبوس می‌شوی. از بیرون چهار جوان ژیگول عکسشان روی اتوبوس است و تبلیغ بستنی و مبل می‌کنند. از توی اتوبوس، صدتا آدم به هم چپیده، کله‌ها زیر بغل آن یکی، تنگ و ترش و ناراحت و اخمو، می‌خواهند از پنجره بیرون را نگاه کنند که خب پنجره‌ها کور تبلیغات است. حالا من پیاده وقتی از اتوبوس پیاده شوم شما فکر می‌کنی آن بستنی خوش‌رنگ را جذب شدم بخرم؟ یا وقتی مثل املت از لای ملت پیاده شدم، اگر آن تبلیغات تخم‌شربتی را ببینم می‌کنمش تو هرچی نه بهتر صندوق پست، تا برسد به دست صاحبش؟

طنزنویس شرق در نهایت افزوده: الان هم از لحاظ مغزی قاطی هستیم و از دست مسئولان و به‌خصوص از دست شهروندان که مسئولیت را روی دوش دیگران می‌اندازند، داغ می‌کنیم و اعصابمان می‌ریزد و قفل فرمان را برمی‌داریم و دادوبیداد راه می‌اندازیم و ستون روزنامه می‌نویسیم، فقط‌وفقط تقصیر مردم دلبر و مسئولان دلاور است وگرنه ما یک پیاده بیشتر نیستیم و مغزمان از اول تاب نداشت.