روزنامه های تهران، محل اختصاصی برای اعتراض؟

روزنامه های امروز صبح تهران، دوشنبه ۱۸ دی از آرامش نسبی در شهرهای ناآرام هفته گذشته خبر داده و در مقالاتی به گمانه زنی درباره آینده این اعتراض ها و روش های بایسته حکومت برای جلوگیری از تکرار آن ها پرداخته اند.

گزارش و اظهارنظر درباره پیشنهاد شورای شهر تهران برای تعیین و ساخت یک محل عمومی برای تجمع های اعتراض آمیز از جمله مسایلی است که روزنامه های مختلف به آن اهمیت داده اند.

غرق یک کشتی نفتکش ایرانی در دریای چین و ناپدید شدن کارکنان ایرانی آن از جمله خبرهای خارجی است که با چند عکس معدود در روزنامه ها منعکس شده است.

حق نشر عکس جهان صنعت
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

روانشناسی آشوب

فربد فدایی در مقاله ای در روزنامه اطلاعات نوشته: ملت ایران در چندسال اخیر و به ویژه در یکسال گذشته تحت تأثیر فشارها و تنش‌های عمده‌ای قرار داشتند که به تدریج فراتر از آستانه تحمل رفته است. خشکسالی و الودگی هوا همراه هشدارهای پی در پی به مردم، در حالی‌که مردم در این میان تقریباً کاری نمی‌توانند انجام دهند. حملات و افشاگری‌های عجیب مسئولان مملکتی علیه یکدیگر و متهم ساختن دیگری به سوءمدیریت و فساد مالی و خیانت به کشور طبعاً اعتماد مردم را به مسئولان از میان می‌برد و باعث فقدان سرمایه اجتماعی می‌شود.

به نظر این روانپزشک: وجود فسادهای گسترده و اختلاس‌های نجومی و افشای جرائم مالی منسوبان مقامات مملکتی و یا رانت خواری فرزندان مسئولان، نرخ بالای بیکاری طبق آمار دولتی و مشکلات مالی عموم مردم اعم از حقوق بگیران و پیشه‌وران و کشاورزان و کارخانه‌داران،اظهارات ضدونقیض مسئولان درباره موضوع واحد که سبب می‌شود مردم به هیچ کس اعتماد نکنند، خطر زلزله که مرتب به مردم گوشزد می‌شود.

مقاله اطلاعات به این نتیجه رسیده: در ۲ ماه اخیر زمین لرزه‌های متعدد سبب نگرانی و وحشت مردم شد. به اصطلاح پشت شتر آنچنان در زیر بارهای سنگین خم شده بود که اضافه شدن پرکاهی هم می‌توانست کمر آن را بشکند. آن پر کاه شاید گرانی تخم مرغ بود، و این همان جرقه‌ای بود که باعث آزاد شدن تنش‌های انباشته شده روی هم شد. ‏

وقتی صدا و سیما نمی گوید

حمیدرضا شکوهی در سرمقاله مردم سالاری از این که علت اصلی اعتراض مردم نادیده گرفته می شود به سهم صدا و سیما پرداخته و نوشته: صداوسیما همچون گذشته به گونه‌ای به میدان آمد که مردم معترض و منتقد وضعیت اقتصادی کشور که آشوب‌طلب و اغتشاشگر هم نبودند، تلویزیون را خاموش کنند و گوش به حرفهای تکراری ندهند. خبرنگاران صداوسیما یک بار هم به میان مردم معترض - و نه آشوب طلبان - نرفتند تا از آنها بپرسند دردتان چیست؟

نویسنده پرسیده: در تمام این ماههایی که مال باختگان موسسات مالی در مقابل مجلس و قوه قضاییه و موسسات اعتباری تجمع می‌کردند و شعار می‌دادند، آیا یک بار هم خبرنگاران صداوسیما به جمع این مردم رفتند تا عقده دلشان را باز کنند و دردشان را فریاد بزنند؟ آیا رسانه‌ای فراگیرتر از صداوسیما در کشور داریم؟ پس چرا صداوسیما به این مال‌باختگان بی‌توجه بود؟ چرا به میان معترضان نرفتند تا از آنها بپرسند دردشان چیست؟ چقدر مالشان را از دست داده‌اند و انتظارشان از مسوولین چیست؟

سرمقاله مردم سالاری به یاد آورده: پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، حتی در همان یک هفته که خبری از اعتراض و شعار نبود و تنها کار راهپیمایان، سکوت بود و سکوت؛ حتی یکبار هم خبرنگاران صداوسیما از مردم معترض آن سالها نپرسیدند که به چه چیزی اعتراض دارید. آیا مردم راضی هستند سالانه ۱۵۰۰ میلیارد تومان به رسانه ای داده شود که رسانه ملی نیست.

وقتی اعتدال را برگزیدیم

علی آهنگر در مقاله ای در ابتکار با بررسی سیر امیدواری مردم در جریان انتخابات ۹۲ تا تبدیل آن ها به فراموش‌ شدگانِ در برزخِ بى‌توجهى و بى‌اعتنایى به این جا رسیده که اینک زلزله‌اى دیگر به راه انداختند. زلزله‌اى که منشا آن بودجه ٩٧ بود از پنج شنبه هفتم دى‌ماه در مشهد آغاز شد و خیلى زود در شهرهایى که حتى در نقشه جغرافیا نیز دیده نمى شدند، گسترش یافت. راه چاره چیست؟

به نوشته این مقاله: این حرکت ها نیز پس از چندى خاموش خواهد شد و مردم دوباره به زندگى خود باز خواهند گشت. اما اعتراض به دیده نشدن و ناخرسندى از تمامیت خواهان را از یاد نخواهند برد. چاره کار براى امروز و فرداى کشور و نظام بازگشت به قانون طلایى اعتدال است. افراط یعنی اینکه یک صنف از عمل به وظیفه خود پا را فراتر گذاشته و در حوزه وظایف دیگر صنوف وارد شود؛ و تفریط آن است که یک صنف در انجام وظایف خود درمانده و قادر به انجام وظیفه‌ای که در جنبه عقلانی برای آن مهیا شده، نباشد.

مقاله ابتکار به این جا رسیده که: راه حل ماجراى امروز کشور و نظام درک واقعى از مسائل پیش آمده و اندیشه عمیق براى حل آن است. راه حلى که از دیدگاه اندیشمندان توجه عقلاى تصمیم ساز و تصمیم گیر جامعه به تعادل است.

همان تفکر قدیمی

بهار در سرمقاله خود نوشته: نگاهى به واکنش ها به اعتراضات و ناآرامى هاى هفته گذشـته نشان می دهد با فروکش آن وقایع موج تازه اى از اتهام زنى به مردم، میانه روها و دانشـجویان آغاز شـده اسـت. بازداشت هایی در روزهاى اخیر، احضار بعضى فعالان سیاسى اصلاح طلب و یا ایجاد محدودیت ها براى شبکه هاى اجتماعى و پیام رسان تلگرام نشانگر آن است که در چنین مواردى با وجود آنکه دولت و مجلس در اختیار جریان میانه رو اسـت همان راه حل هاى تکرارى گذشـته روى میز مسئولان قرار مى گیرد.

نویسنده معتقدست: ممکن اسـت گفته شود "لوله کـردن" و "حملـه گازانبرى" به دانشجویان با "بازداشت پیشگیرانه و چندروزه" متفاوت باشد، یا فیلترینگ موقت تلگرام واینستاگرام که با مخالفت صریح و علنى وزیر ارتباطات مواجه شـده با زمانی که ایجاد محدودیت ها با همراهى و حتى پیشنهاد و اصرار دولت انجام مى شد فرق داشته، و یا نوع مواجهه پلیـس در تجمعـات اعتراضى اخیر قابل مقایسـه با مثلا وقایع ۸۸ نباشد. اما نمى توان از این واقعیت هم به سادگى گذشت که تمامى این برخوردها با همه تفاوتهاى آشکار و پنهانى که با هم دارند در یک موضوع مشترك هستند و آن عدم کارایى آن است.

بهار در نهایت نوشته: واقعیت آن اسـت که اقدامات تصمیم گیران چه آن زمان که برخوردهای تند را در دستور کار خود قرار مى دهند و چه امروز که سعى دارند از برخوردهاى تنـد جلوگیرى کنند نتوانسـته اسـت تغییر چندانى در میزان اعتراضات و نارضایتى ها به وجود بیاورد.

تحليل خاله‌زنكي

مهدي استاد احمد در شعری به طنز در اعتماد سروده:

تقصير برادر زن اين است/ يا اينكه عروس عمه آن

اين است نتيجه دو هفته/ تحليل براي حل بحران

تحليل از اين عميق‌تر نيست/ در سطح جهان جان برادر

عاصي شده خاورميانه/ از ناحيه خواهرِ شوهر

از حوزه اسكانديناوي نيز/ دلخور شده مادرزن مكزيك

چون پيش پسرخاله بالكان/ كرده چغلي عمه بالتيك

عاجز شده مادرزن كرسنت/ از دست عروس بشكه نفت

با دايي شِل توتال بد شد/ داماد برنت از اوپك رفت

تحليل به اين شكل اصولي/ جديست عزيزم، الكي نيست

گهگاه كه هيچ راه ديگر/ جز شيوه خاله‌زنكي نيست

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون هادی حیدری. شهروند

نقطه آغاز تمرين گفت‌وگو

عباس‌محمدي اصل در مقاله ای در اعتماد، با اشاره به تصمیم شورای شهر تهران برای تعیین محلی اختصاصی برای اعتراض در شهر نوشته: با وجود اينكه ما تجربه دموكراسي به عمق تاريخ تمدن‌مان نداريم مي‌توانيم از اين تصميم شوراي شهر تهران به عنوان يك روزنه و يك نقطه شروع و تمريني براي اعتراض‌هاي مدني استفاده‌ كنيم كما اينكه پيش‌تر در يك تجربه راهپيمايي سكوت را نيز ديده بوديم. در عين حال از جهت پيامدهاي اين تصميم و عواقبش چندان خوش‌بين نباید بود مگر اينكه با مديريت دقيق و سيستماتيك.

به نوشته این مقاله: اگر تصميم اتخاذ شده در شوراي شهر تهران نشانه خوبي است از اينكه در درازمدت به سمت دموكراسي حركت كنيم اما در كوتاه‌مدت بايد بسترهاي فرهنگي و حقوقي براي اجراي آن فراهم شود وگرنه اعتراض‌ها را به سبب بي‌اعتمادي مردم به همديگر و منسوب كردن آن به عنوان نوعي سوپاپ اطمينان براي حاكميت ممكن است اشتعال پيدا كند و پيگيري حقوق مدني‌ تبديل به يك معضل شود. ایرانی تاكنون بيشتر درگير شدن را تجربه كرده‌است و لازم است زمينه فرهنگي و تربيتي براي ابراز اعتراض مدني فراهم شود تا فضاي مسالمت‌آميز را در اين عرصه تجربه شود.

و خلاصه مقاله اعتماد این که: ممكن است حاكميت چندان روي خوشي به این پیشنهاد نشان ندهد. اما وقتي به فرهنگ فولكلور اقوام داخل ايران توجه كنيم در شهرستان‌ها و نقاط مختلف نشانه‌هايي از گفتمان‌هايي ميان مردم مي‌بينيم كه با تقويت آنها مي‌توانيم اين تجربه كپي‌برداري شده را به يك اقدام بومي شده تبديل كنيم. سنت‌ها و گردهمايي‌هاي مدني در تاريخ وجود دارد كه مردم در قالب آن دور هم جمع شده و به خوبي با هم گفت‌وگو کرده اند.

محل اختصاصی اعتراض برای چی؟

کیهان در گزارش اصلی امروز خود با چندین علامت استفهام نوشته: دیروز فوریت الزام شهردار تهران به ایجاد محل مناسبی برای اعتراضات مردمی تصویب شد! فکرش را بکنید، فردا باید زمینی، پارکی، محوطه‌ای به این کار اختصاص یابد، لابد پیمانکار می‌خواهد، لابد پول حسابی هم باید خرج شود تا «محل مناسب» شود. این همه هزینه‌ها از جیب مردم می‌رود و البته پیمانکار‌ها هم نوعا نورچشمی‌ها هستند! اما برای چه؟

این روزنامه تندرو به طعنه جواب داده: برای شنیدن صدای اعتراض مردم. خب مگر شما نمی‌دانید مردم معترضند. مگر نمی‌دانید به چه اعتراض دارند. چرا همه چیز را به مسخره‌بازی می‌گذرانید. چرا به جای کارهای نمایشی، گرهی از کار آنها باز نمی‌کنید. چرا به جای ژست مردمی بودن، رسم مردمی بودن به جا نمی‌آورید و مشکلشان را حل نمی‌کنید. می‌دانید فرجام این روش چیست.

یک پدر بیچاره و درمانده برای حقوق ده ماه عقب‌مانده‌اش به «هایدپارک ایرانی» برود و گلویش را پاره کند، چون در محیط قانونی است، اشکالی ندارد، اما در همان زمان، دولتمردان با اطمینان از تعبیه یک سوپاپ‌اطمینان، لطف می‌کنند و اجازه می‌دهند مردم همچنان داد بزنند. آن دانشجوها هم همین‌طور، آن مستاجر نگون‌بخت هم همچنین! این روش یعنی اجازه دارید خودتان را با داد زدن تخلیه کنید، اما از ما چیزی نخواهید. این امامزاده‌ای است که کور می‌کند، اما شفا نمی‌دهد.

مشکل فقط کمبودجاست؟

حق نشر عکس ابتکار
Image caption کارتون محمد طحانی. ابتکار

عباس عبدی در روزنامه ایران در واکنش به تصمیم شورای شهر تهران برای تعیین محلی ثابت در شهر برای اعتراض مردم نوشته: هر روز در اخبار شنیده و دیده می شود که در کشوری توسعه‌یافته، هزاران بلکه ده‌ها هزار نفر نسبت به فلان مسأله مشخص اعتراض کردند و بعد هم بخوبی و خوشی متفرق شدند و رفتند. ولی ما نمی‌توانیم این‌چنین رفتاری را پیشه کنیم، چرا؟ به دلایل متعدد.

به نظر این جامعه شناس: اولین علت، فقدان آمادگی مدیریت عمومی کشور در شنیدن اعتراضات است. این فقدان آمادگی، از آنجا ناشی می‌شود که هیچ‌گاه در گذشته به این مسأله عادت نکرده و خود را در برابر اعتراضات و نظرات عمومی پاسخگو نمی‌داند. بنابراین اعتراض به خودی خود مهم نیست و اگر منجر به پاسخگویی و اصلاح امور نشود، می‌تواند به جاهای باریک کشیده شود و مثل یک دومینو عمل کند. از این رو آنان چون نمی‌توانند پاسخ دهند، با ابراز اعتراض مخالفت می‌کنند و چون اعتراض انجام نمی‌شود، اعتراضات متراکم و حتی در مواردی غیرمنطقی می‌شود. چون مجال بروز برای خوردن به محک منطق را ندارد.

به نوشته روزنامه ایران: علت دوم شاید مهم‌تر است. شیوه‌های رسیدگی به اعتراضات مردم متنوع است و لزومی ندارد که مردم برای هر اعتراضی سرازیر خیابان یا پارک یا جای دیگری شوند. مجالس نمایندگی، رسانه‌ها و به طور مشخص رادیو و تلویزیون و مطبوعات، احزاب و از همه مهم‌تر دادگاه‌ها محل رسیدگی به اعتراضات هستند. برای نمونه مردم در برابر تصمیمات نادرست می‌توانند به دادگاه‌ها نیز شکایت کنند. دیوان عدالت اداری و حتی محاکم عادی در این زمینه دست‌های بازی دارند، ولی به علل گوناگون این امکان (ارزان و سریع و مؤثر) فراهم نیست که مردم از این طریق صدای اعتراضی خود را پیگیری یا استیفای حق را عملی سازند.

حق اعتراض در ایران چگونه است؟

عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان نوشته: در همين ۱۶ آذر امسال بيش از ۷۰۰ برنامه نقد در دانشگاه‌هاي كشور برگزار شد كه مجوز آن توسط خود حاكميت صادر شده است. ارقام نشان مي‌دهد ايران اولين كشور جهان در پايبندي به «حق اعتراض» است. اگرچه علت اعتراض‌ها نشان از وجود مشكلات در كشور دارد اما وجود و به رسميت شناختن حق اعتراض در ايران آن را به كشور اول جهان تبديل كرده است، حال آنكه جهان استكبار و دنباله‌هاي داخلي آن تصويري استبدادي و سركوبگر از اين نظام به جهان مخابره مي‌كنند و با وارونه‌نمايي، حلقه‌هاي بعدي مواجهه با نظام را دنبال مي‌نمايند.

مدیر این روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران بدون اشاره به منبع آمار خود افزوده: در سال ۹۵ بيش از ۱۵۰۰ تجمع اعتراضي و حتي غيرقانوني در ايران انجام شده است كه حتي از دماغ هيچ كس خون نيامده است. در سال قبل، ۱۳۸ اعتصاب در محل كار و ۱۹۵۲ اعلام نارضايتي از طريق طومارنويسي يا شكايت‌هاي جمعي به مسئولان نظام ارسال شده است. با كدام‌يك برخورد قهری انجام شده است؟

در نيمه اول امسال بيش از ۱۳۸۷ تجمع اعتراضي در سراسر كشور برگزار شده است. حاكميت كدام‌يك را سركوب كرده است؟ در همين سال ۲۱۴ اعتصاب موقت اعتراضي و ۳۴۲۹ اعتراض طوماري و كتبي براي مسئولان كشور ارسال شده است. كدام يك از آنان به رسميت شناخته نشده است؟

سرمقاله جوان به این جا رسیده که: در همين اغتشاشات اخير بيش از ۱۰۰ تجمع غيرقانوني (در برخي شهرها چند بار) اتفاق افتاده است كه فقط هفت مورد آن كه نفوذي‌ها به دنبال حمله به كلانتري، زندان و فرمانداري بودند موجب برخورد شده است و بقيه به رغم صحنه‌‌هاي خشن تخريب و آتش‌سوزي تحمل شده است. در كجاي دنيا خانمي مي‌تواند در چشم افسر ارشد پليس زوم كند و به رهبرش توهين كند و آن پليس با صبوري از او درگذرد؟ كدام تجمع بدون اغتشاش در ايران محترم شمرده نشده است؟

کار، کار زبان انگلیسیه!

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون هادی لطفی. قانون

سوشیانس شجاعی‌فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در صفحه طنز شهروند با اشاره به تصمیم دولت برای قطع آموزش زبان انگلیسی در مدارس کشور جلسه شورای عالی آموزش و پرورش را تجسم کرده که برای رسیدگی به مشکلات مدارس تشکیل شده.

حاضرین: مدیرکل تصادفات و اردوهای دانش‌آموزی، میکروفن شنود، کانال کولر، مدیر اداره تکذیبات و حقوق شکایات، معاونت عدم رفاه معلمین، مشاور وزیر در امور تکذیب مناطق محروم!

مدیرکل تصادفات و اردوهای دانش‌آموزی: مورد اول که مسدع اوقات آقایان می‌شوم، موضوع اردوهای دانش‌آموزی است، چنانکه در جریانید، اتوبوس‌هایی که برای اردو استفاده می‌شوند، انگار از موزه کارخانه بنز دزدیده‌اند! شما بوی خود مرحوم بنز را در اتوبوس حس می‌کنی! راننده اتوبوس‌ها هم معمولا مال همان دوران اختراع ماشین می‌باشند! خود اردوها هم وضع جالبی ندارند! بچه‌ها را سوار می‌کنند می‌برند مرکز استان می‌چرخانند و برمی‌گردانند! هر‌ سال هم یک عده بچه بدبخت کشته می‌شوند این وسط، چی دستور می‌فرمایید؟

میکروفن شنود: به نظرم ریشه این مشکلات به آموزش فوق برنامه زبان انگلیسی در دبستان‌ها برمی‌گرده! آموزش زبان انگلیسی رو ممنوع کنید!

مشاور وزیر: من موافقم! کار درست و ریشه‌ای یعنی همین. عرضم به حضورتون مورد بعدی درباره مدارس کپری هست که متاسفانه رسانه‌های خارجی مخصوصا این اتاق خبر من و تو هی دارند به آن دامن می‌زنند! حالا یک چندتایی مدرسه کپری در کرمان و سیستان‌وبلوچستان و این گوشه کنارها هست که....

مدیر اداره تکدیبات: تکذیب کنید آقا، تکذیب کنید برادر من، تکذیب کنید عزیز. نمی‌تونید بگید من تکذیب کنم! حالا می‌خواید محکم‌کاری کنید، می‌خواید کار ریشه‌ای انجام بدید، اشکال نداره، اول تکذیب کنید، بعد این زبان انگلیسی رو ممنوع کنید!