روزنامه های تهران، تحلیل ناآرامی ها و چرا در سالمرگ هاشمی نبودید؟

روزنامه های امروز صبح تهران، چهارشنبه ۲۰ دی در صفحات اول خود به گزارش تحلیل های تازه رهبر جمهوری اسلامی درباره ناآرامی های هفته گذشته و ابراز همدلی وی با مطالبات مردم اختصاص داده و در مقالاتی بدان پرداخته اند.

سالگرد درگذشت هاشمی رفسنجانی و غیبت حسن روحانی از مراسم یادبود وی از جمله مطالبی است که روزنامه های مستقل و میانه رو بدان اهمیت داده اند. در عین حال همچنان مقالات احتیاط آمیزی درباره ناآرامی ها و وضعیت دستگیر شدگان در این روزنامه ها دیده می شود.

حق نشر عکس جوان
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

عادت به اعتراض مدنی

شهروند در سرمقاله خود با اشاره به تحلیل رهبر جمهوری اسلامی درباره ناآرامی های هفته گذشته شهرهای مختلف نوشته: بايد امكاني براي ابراز نارضايتي و مخالفت با سياست‌ها و يا عملكردها فراهم كرد. اتفاقا در غياب اين امكان است كه اعتراضات مي‌تواند به جاهاي خطرناك كشيده شود. درواقع مسأله فقط اين نيست كه عده‌اي از روي خباثت اعتراضات عادي مردم را به خشونت مي‌كِشند، بلكه اين طبيعت رفتار جامعه‌ای است كه عادت به انجام اعتراض‌هاي مدني و تجربه آن را ندارد.

به نوشته این مقاله: نكته مهم و كليدي ديگري كه ( آیت الله خامنه ای) مورد اشاره قرار دادند و مرتبط با مسأله قبلي است، اتكاي حكومت به مردم است. آن‌جا كه گفته شد: «می‌گویند حکومت ایران از مردم خود می‌ترسد! خیر؛ حکومت ایران متولد این مردم است.» شايد عصاره تمامي آنچه كه يك حكومت را پايدار نگه مي‌دارد، همين نگاه است. اگر مردم حامي حكومت نباشند، آن حكومت دير يا زود دچار فروپاشي و سقوط خواهد شد. طبعا براي كسب و بقاي اين حمايت و پشتيباني مردمي، بايد مطالبات مردم نيز در حد مقدور و متصور تأمين شود.

سرمقاله شهروند به یادآورده که: در گذشته هميشه سعي مي‌كردند كه با ناديده‌گرفتن مشكل صرفا به دست‌هاي پنهان و عوامل خارجي بپردازند و به قول معروف صورت‌مسأله را پاك كنند؛ ولي رهبر صراحتا اشاره كردند: «دشمنان مانند مگس روی زخم ناشی از مشکلات و ضعف‌ها می‌نشینند، بنابراین باید زخم را خوب کنید و نگذارید به وجود ‌آید؛ چرا که اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، تبلیغات و فضاسازی بیگانه اثر نمی‌گذارد و آمریکایی‌ها هم نمی‌توانند هیچ غلطی بکنند.»

در پایان مقاله آمده: حقيقت همين است؛ مسأله ما آن زخمي است كه بايد درمان شود و مرهمي بر آن گذاشت. زخمي كه در حال ناسور شدن است، زخمي كه در حال گسترش است، اين همان پيش‌زلزله‌اي است كه مي‌تواند خطرآفرين باشد. اين همان زخمي است كه در يك بدن و جسم ناتوان از ايمني و مقابله با ويروس خارجي بشدت ضربه‌پذير است و حتي يك زخم كوچك، كل جسم را دچار مخاطره جدي ‌مي‌كند.

حامیان را تنبیه نکنیم

نادر کریمی‌جونی در مقاله ای در جهان صنعت نوشته: یک هفته پس از آنکه سرلشکر جعفری پایان فتنه را اعلام کرد، سختگیری‌ها کماکان ادامه دارد. می‌گویند نه فقط بازداشت دانشجویان و کسانی که در اعتراض‌ها حاضر بودند تداوم یافته، بلکه بر تعداد بازداشت‌شدگان نیز اضافه شده. علاوه بر این سختگیری‌های اینترنتی با همان شدت دنبال می‌‌شود و علاوه بر اینکه سرعت اینترنت تا حد زجردهنده‌ای پایین است شبکه‌های فیلترشده با وجود اعتراض و خواست مقامات گوناگون همچنان فیلتر باقی‌مانده و دسترسی عمومی به آن امکان‌پذیر نیست.

به نوشته این مقاله: از سوی دیگر نیروهای ویژه پلیس کماکان در خیابان و میادین اصلی شهرها حضور دارند و هنوز چهره امنیتی از شهرها رخت برنبسته. اگر استراتژی دستگیری پیشگیرانه را به راهبردهای تامین امنیت اضافه کنیم آنگاه احتمالا تمام چهره‌های مدنی و فعالان سیاسی مستقل در معرض دستگیری قرار دارند و تمام روزنامه‌ها و رسانه‌های منتقد نیز با خطر توقیف و تعطیلی مواجه هستند. در این صورت مجموعه تدابیر امنیتی که از سوی نظام برای پاسخ دادن به اعتراض‌ها و حرکت‌های برخی معترضان اتخاذ شده، در واقع تنبیه دسته‌جمعی مردم ایران به حساب می‌آید.

مقاله جهان صنعت به این جا رسیده که مقامات می‌گویند جز این تعداد اندک که برخی از فریب خوردگان، همه شهروندان ایرانی از حکومت، دولت و پرچم‌شان دفاع می‌کنند و بیگانگان را در رسیدن به اهداف شوم‌شان تنها گذاشته‌اند. پس چگونه ممکن است رفتار هفت یا هشت نفر از ۱۰ هزار نفر چنان تهدیدی ایجاد کند که کشور را به منطقه بسته امنیتی تبدیل کند؟ آیا راهبردنویسان امنیتی جمهوری اسلامی می‌خواهند به سبک کره‌شمالی و با تبدیل کشور به یک منطقه بسته، امنیت نظام و حکومت را به دست آورند.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون محمدرضا ثقفی. شهروند

کهریزک تکرار نشود

فیاض زاهد در مقاله ای در وقایع اتفاقیه نوشته: اعتراض به شکل منطقی حق مسلم ملت است و اینکه اراده‌ای این حق را به هر بهانه‌ای بخواهد از افکار عمومی سلب کند، هم زیبنده نیست و هم به‌طور قطع تبعات جبران‌ناپذیری دارد. به‌ویژه آنکه در شرایط کنونی تحدیدهای اقتصادی باعث شده تا بسیاری از گروه‌های اجتماعی با انواع و اقسام مشکلات دست به گریبان باشند. در چنین حالتی نمی‌توان انتظار داشت که مردم سکوت اختیار کنند و نسبت به موانعی که پیش‌روی خود می‌بینند، هیچ واکنشی نشان ندهند.

به نوشته این استاد دانشگاه: آمار جهانی موید این است که ایران یکی از عصبی‌ترین جوامع در دنیا است و به همین دلیل، حتی در هنگام بروز تصادفی نه‌چندان جدی دو نفر با پرخاش و حتی گاهی به‌طور فیزیکی با هم برخورد می‌کنند. پس دستگاه‌های مسئول باید سازوکاری ترتیب بدهند تا نه‌تنها فضای تنش‌آلود بدتر نشود، بلکه با آرامش بیشتری در کنار هم باشند.

مقاله وقایع اتفاقیه به این جا رسیده که: درباره بازداشت‌های اخیر هم به‌طور مشخص باید گفت که برخی ناهنجاری‌ها فقط تحت‌تاثیر حضور در تجمع‌های خیابانی است و این درست نیست که صرف حضور در چنین تجمع‌هایی، جرمی خرابکارانه و غیرقابل بخشش تلقی شود.

۱۶ تا ۲۵‌ساله‌ها

الهام فخاری در مقاله ای در شرق نوشته: امروز چالش پیش‌رو رقابت طیف‌ها یا دسته‌های سیاسی اصلاح‌طلب- اصولگرا نیست؛ بلکه دره‌ای است میان ۱۶ تا ۲۵ساله‌ها و دسته‌های سیاسی رقیب درون یا بیرون قدرت. دره‌ای میان «خود کاردان‌ پندارهایی» با سوابق مدیریتی و مردمی که توده‌ای از هیچ‌های زنده‌اند. نسلی که چهره‌، پوشش، خواندنی و شنیدنی‌ آن برای بیشتر مدیران کشور ناآشنا و مبهم است؛ نسلی که مهارت گفت‌وگو و بازی و همکاری با او کمتر وجود دارد.

به نوشته این عضو شورای شهرتهران: نسلی که جایی در مناسبات کاری، اجتماعی و اقتصادی ندارد، سخن‌ها دارد که شاید نه خود بیان آن می‌دارند، نه ظرفیت شنیدن و گفت‌وگو برای آنها ایجاد شده است.سهم ۱۶ تا ۲۵‌ساله‌های کشور چیست؟ خستگی و آشفتگی مردم (معترض یا غیرمعترض) از زندگی روزمره‌ای که شادی‌های ساده اجتماعی را هم کمتر دارد، یک واقعیت است. درد مردم را از خود مردم باید پرسید. نخستین شرط گفت‌وگو این است که از موضع فرادست کاردان پایین ‌آمد، مهارت شنیدن منصفانه را آموخت و در موضع برابر به مخاطب گوش سپرد، آن هم بدون دفاع، توجیه، جدل و مقابله.

مقاله شرق در نهایت نوشته: احساس حقارت از خود آن ویرانگرتر است؛ درماندگی در برابر معضلات فزاینده و دیوان‌سالاری، خوره یک جامعه است. چه کسی به دور از رقابت سیاسی، از مردم، از ۱۶ تا ۲۵‌ساله‌ها یا از بازنشسته‌ها درد و گلایه‌شان را پرسیده است؟ چه کسی به گفت‌وگوی بی‌پیرایه با مردم نشسته است؟

هنر مخالفت ورزیدن

مسعود رضوی در مقاله ای در اطلاعات نوشته: مردم حقوق بیکران و مطالبات فراوان دارند و دولتها و حکومتها برای حفاظت از این حقوق و پاسخ به آن مطالبات ساخته و پرداخته شده‌اند. نباید کار به جایی برسد که دائماً دست‌ اندرکاران و مسئولان از مردم مطالبات داشته باشند و به جای پاسخگویی و شفافیت، مقاومت و صرفه‌جویی و آرامش و صبوری را از مردم طلب کنند و صدها مطالبة دیگر را به تناوب مطرح نمایند.

نویسنده تاکید کرده: مردم ایران، وجود عزیز و نجیبی دارند و تاریخ چهاردهة اخیر نشانة شکیب و مجاهدت آنان. اما در وقایع اخیر، چه و چه‌ها رخ داد که عده‌ای از جوان‌ترین اقشار در شهرهای کوچک و بزرگ به خیابان آمدند و در برخی بلاد و محلات، خاطراتی تلخ و تخریب‌های نادری هم بر جای ماند؟ حتی چند تن کشته شدند و عده‌ای زخمی و آسیب‌دیده و هیچ‌یک از این مسایل زیبندة ملت، دولت، حکومت و مملکت نیست.

مقاله اطلاعات افزوده: این رخدادها را باید زنگ خطر دانست و مورد مطالعة میدانی و اجتماعی دقیق قرار داد. بحث‌هایی فراتر از سیاست، به ما می‌آموزد که اولاً برخلاف یک دهه قبل،‌ میانگین سنی شرکت‌کنندگان حدود ۱۶ تا ۲۵ سال بود و ده تا پانزده سال جوانتر بودند. بانوان که روحیه صلح‌جویانه و آرامش‌خواهانة استوارتری داشته و خصوصاً در این‌گونه موارد خردمندانه‌تر تصمیم می‌گیرند، در اقلیت محض بودند و می‌توان گفت که فضایی مردانه بر اجتماعات حاکم بود.

و خلاصه این که: تظاهرات، پراکندگی اقلیمی و جغرافیایی افزونتری داشت و پرخاشگرانه‌تر بود. شعارها نامتمرکز و نوعاً سلبی و گاه هنجارشکنانه بود که به‌سوی آنارشی و هرج و مرج میل می‌کرد و همین امر، هرگونه تمرکز و انسجامی را از بین می‌برد.

ما چگونه ما شدیم؟

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در صفحه طنز شهروند به عنوان یک خبر فرضی نقل کرده که یک روز یک جوان که تازه با مدرک فوق‌لیسانس شهرسازی فارغ‌التحصیل شده بود روی نیمکتی در خیابان نشسته بود و چون ٦ جفت کفش خریده بود، برخی ماموران شهرداری فکر کردند نامبرده دستفروش است و او را کتک زدند؛ نامبرده فعلا در کما است.

طنزنویس نحوه انعکاس همین خبر را از توپ نیوز چنین آورده: یکی از فارغ‌التحصیلان دروغین دانشگاه سراسر جعل و تزویر آکسفورد در حالی‌که در پوشش کفش‌فروشی در حال جاسوسی از ساختمان‌های حساس تهران بود، توسط ماموران شهرداری مورد پرسش قرار گرفت. نامبرده فعلا در حال پاسخ به سوالات چهارگزینه‌ای است و این‌قدر طول داده که ماموران ما می‌گویند بابا بجنب تو رو خدا بچه‌مون رو گازه!

راست‌نیوز نقل کرده: این جوان از سرکردگان و دست‌نشاندگان سازمان‌های مخوف و استیجاری لانه‌های فساد مشهور در خاورمیانه بود اما در آن لحظه به علت بدقولی‌های سازمان متبوعش در فکر فرو رفته بود که خامی نیروهای به ظاهر زحمتکش و خشونت‌طلب باعث شد به مهره مذکور دست بزنند و به علت افت فشار در بیمارستانی که آن هم اصل و نسبش معلوم نیست، بستری شود.

شهروند به نقل از شهرنیوز نوشته: عده‌ای مامور زحمتکش با مدرک کارشناسی ارشد در حال عبور از خیابانی بودند که با هجمه شدید جوان علافی که از ظواهرش پیدا بود بی‌سواد و جیره‌خوار بیگانگان است، روبه‌رو شده و بشدت توسط او مجروح شدند. به‌حدی که جوان از ترس این‌که چه بلایی سر ماموران آورده تمارض نموده و در یکی از بیمارستان‌های معتبر بستری شده و در حال خوردن ناهار با نوشابه است.

حق نشر عکس قانون
Image caption رسانه خوشحال -کارتون لاله ضیایی. قانون

ماجرا مشکوک است

شرق در گزارشی از قول مسیح مهاجری، مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی، در گفتگویی با نسرین وزیری و فاطمه استیری نوشته: من در این سال‌های آخر عمر آقای هاشمی هر هفته چهارشنبه یک جلسه خصوصی با ایشان داشتم که نزدیک ظهر برگزار می‌شد و تا ظهر طول می‌کشید. آخرین دیدار من با آقای هاشمی روز چهارشنبه قبل از فوت ایشان بود. یعنی ایشان یکشنبه فوت کرد، من چهارشنبه ایشان را دیده بودم. شرایط جسمی آقای هاشمی حداقل برای ١٠،١٥سال دیگر مناسب بود.

مسیح مهاجری گفته است: بنابراین اصلا نمی‌شد احتمال مرگ در آینده نزدیک را برای ایشان داد. اما یک‌باره، اصلا نمی‌شد باور کنیم که ایشان فوت کردند اما اینکه واقعا علت فوت چه بوده این را باید کسانی که سررشته‌ای دارند بگویند. ما هم مثل بقیه افراد شنیده‌ایم که شورای عالی امنیت ملی تحقیق کرده و در آن به این نتیجه رسیده که مواد رادیواکتیو در بدن ایشان ١٠ برابر حدمجاز بوده و در بدن بعضی از اعضای خانواده ایشان هم بیش از حد مجاز بوده و از اینجا این احتمال را دادند که ممکن است این عامل فوت ایشان بوده باشد. این را هم شنیدیم که وقتی گزارشش را به آقای روحانی دادند و خواستند نتیجه بگیرند و پرونده را ببندند که شاید این عامل فوت نباشد، آقای روحانی قبول نکردند و گفتند بیشتر تحقیق کنید. این خودش معنایش این است که این ماجرا مشکوک است.

شرق در نهایت از قول آقای مهاجری نوشته «هفته گذشته یک دیداری بین آقای محمد هاشمی، اخوی مرحوم هاشمی و آقای محسن هاشمی با رهبری بود برای اینکه برای کنگره بزرگداشت اولین سالگرد رحلت آقای هاشمی درخواست کنند که رهبری یا شرکت کنند یا پیام بدهند یا با اعضای ستاد دیدار کنند، درباره اینکه بنا بوده نوشته‌های آخر ایشان را بیاورند صحبت شد، آقا محسن هم گفتند آماده است و وقتی بگذارید که بیاوریم با هم بخوانیم.

مساله‌اي به نام نرفتن

علي ميرفتاح در ستون کرگدن روزنامه اعتماد به یادها آورده که دولت اميد و اعتدال، پيروزي و شروع به كارش را مديون شخص هاشمي بود و هست. حتي در دور دوازدهم هم، هاشمي با اينكه اجل امانش نداد، با گفته‌ها و حمايت‌هايش پيروزي حسن روحاني را بيمه كرد و پيش‌ پيش مردم را براي تداوم تدبير و اميد تحريض نمود. براي همين توقع مي‌رفت تا در اولين انتخاباتِ بي‌هاشمي، جاي خالي او بيشتر حس شود و رجال سياسي واضح‌تر و صريح‌تر، از او به خير و نيكي ياد كنند.

نویسنده سپس به حاضر نبودن حسن روحانی در مراسم اولین سالمرگ هاشمی اشاره کرده و نوشته: دنياي سياست، دنياي تعارف و تشريفات نيست. نبايد بگذاريم توقعات خانوادگي و مناسبات فاميلي در رفتارها و گفتارهاي سياسي داخل شوند و فضايي درست شود كه عامه مردم سياستمداران را بر مبناي تظاهرات متعارف قضاوت كنند. اينكه روحاني در پيام پيروزي خردادماه ٩٦ اسم هاشمي را بياورد يا نياورد، اگرچه مهم است اما مهم‌تر از آن، تداوم مسير هاشمي است. طرفداران هاشمي بيشتر از آنكه دنبال نشانه‌هاي ظاهري بگردند متوقعند كه راه هاشمي و سياست‌هاي صلح‌طلبانه او- همان سياستي كه تدبير و اعتدالش نام نهاده‌اند- تداوم يابد نه تكرار اسم او در تعارفات روزمره.

نویسنده ستون کرگدن افزوده: با اين همه اما در اولين سالگرد هاشمي، چيزي كه بسيار به چشم آمد و ناظران سياسي به روي هم و به زبان آوردند، غيبت رجال سياسي و در صدر آنها حسن روحاني بود در كنگره بزرگداشت آيت‌الله. بعضي‌ها اين غيبت را نشانه مظلوميت آيت‌الله عنوان كردند و در گفته‌هاي‌شان، به اين و آن طعنه زدند. بعضي‌ها اين غيبت را با گلايه‌هاي خانوادگي درآميختند و عده‌اي هم آن را سيگنالي تعبير كردند كه خبر از تغيير راه و روش امروز و فردا دارد.

رییس جمهور مهربانی

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون مهدی عزیزی. قانون

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعتپرسیده: چرا اینقدر در کشور همه با مردم مهربان شده‌اند؟ وام ازدواج افزایش یافته. قیمت بنزین برای سال بعد ثابت می‌ماند. نان گران نشد. تخم‌مرغ دوباره ارزان شد. این طوری که دولت دارد پیش می‌رود پس فردا دلار می‌شود هفت تومان، عصرها می‌رویم لاله‌زار سینما و کافه بستنی گلاسه می‌خوریم، سالی دوبار می‌رویم خارج، کلا هم زندگی خوش می‌گذرد. حیف نیست ما همچین رییس‌جمهور مهربانی داریم و از او تشکر نکنیم؟

به نوشته این طنزنویس: چرا به دروغ وانمود می‌کنید گرانی هست؟ نیست. وام ازدواج وقتی ما عروسی کردیم سه میلیون بود. یک سال بعدش شد ده میلیون. الان شده پانزده میلیون! شما وام پانزده میلیونی‌هایی که سر و صدا کردید، مصداق بارز بورژوازی خزنده هستید. ما وام سه میلیونی‌ها پسرهای خوبی بودیم درحالی که برای شماها بنزین را ثابت نگه می‌دارند، قیمت تخم‌مرغ‌تان را کاهش می‌دهند. بعد ماهایی که دست به سینه نشستیم داخل خانه صدایمان در نیامد هنوز باید قسط آن وام سه میلیونی را بدهیم؟

ستون طنز جهان صنعت در نهایت از رییس‌جمهور مهربانی‌ها خواسته: یک مقدار مهربانی‌هایش را بر سر ما هم گسترده‌تر کند. دست‌کم به ما ازدواج سه میلیونی‌ها دو میلیون دیگر وام بدهید‌! گناه داریم.

موضوعات مرتبط