روزنامه های تهران، روزهای سخت در پیش است

روزنامه های امروز، صبح چهارشنبه ۲۷ دی، از شرایط بعد داعش سوریه ابراز نگرانی کرده و در عین حال در تحلیل ناآرامی هایی که به نظر اصولگرایان و رسانه های تندرو، ماجرایی تمام شده است، هشدار داده اند که بی اعتمادی مردم به حکومت افزایش یافته و به همین جهت منفی بافی در مردم گسترش یافته است.

چند روز بعد از انتشار گزارش شهردار تهران درباره عملکرد ۱۲ سال مدیریت باقر قالیباف، نشریات اصولگرا با مقالاتی در تحسین ساخت و سازهای تهران، بدون اشاره ای به ارقام و آمار گزارش شهرداری، خواستار آن شده اند که شهردار جدید نشان دهد در این چندماه چه کاری کرده است.

موافقت با بازدید نمایندگان مجلس از زندان اوین و ملاقات با دستگیرشدگان ناآرامی های اخیر، از معدود خبرهای امیدبخش روزنامه های امروز است.

حق نشر عکس اعتماد
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

فقط اعتراض به دولت

رضا صادقیان در مقاله ای در بهار نوشته: روزهایى که برخى شهرها ناآرام بود و روزهای بعد عده ای این عقیده را مطرح مى کنند که مطالبه گران سیاسى قصد سوءاستفاده از این تجمعات اعتراضى را داشته اند و اصل برگزارى آن را که اعتراض به سیاست هاى اقتصادى دولت مستقر بوده به حاشیه رانده و از مسیر اصلى منحرف کرده اند.

در ادامه مقاله آمده: بر اساس چنین تحلیلى که بارها از طریق تریبونهاى رسمى و صداوسیما به مخاطب عرضه شده است و بخشى از مسـئولان کشـور هم به آن دامن مى زنند، آنچه به عنوان حق هر شهروند است تنهـا برگزارى تجمعات اعتراضى علیه دولت بوده و برگزارى تجمع و مطرح کردن شعارهاى اعتراضى در سایر مسائل، حکم اغتشاش و مقابله با نظام سیاسى را دارد.

مقاله بهار ادامه داده که: به فرض پذیرش این نظر پرسش این است که دلواپسان سوءاستفاده از تجمعات اعتراضى چرا فضـا را بـراى حضور معترضان سیاسـى بـاز نمى کنند که دیگر آنـان به دنبال سوءاستفاده از مطالبات اقتصادى نباشند؟ اصول قانون اساسـى برگزارى تجمعات اعتراضـى به هیچ عنوان به اقتصادى و سیاسـى تقسـیم بندى نشده اسـت و تنها "حمل سلاح" و "مبانى اسـلام" را بـه عنوان دو خط قرمز برگـزارى راهپیمایى و تجمعات اعلام کرده اسـت.

گرفتار منفی گرایی هستیم

احمد شیرزاد در مقاله ای در شرق نوشته: فضای اجتماعی ایران بسیار منفی‌گرا شده است و این رفتار در بین اقشار مختلف به‌شدت رونق دارد. رونق اخبار منفی در محیط‌های کاری و اداری را کاملا می‌توان مشاهده کرد. در چنین فضایی شایعه به‌سرعت پخش می‌شود. مثال ساده آن حادثه تلخ برخورد نفت‌کش سانچی در دریای چین بود که روز گذشته، وزیر رفاه را به‌عنوان مسئول کمیته ویژه بررسی حادثه به واکنش واداشت و شایعه‌ای کودکانه و غیرقابل‌تصور مبنی بر اینکه محموله این نفت‌کش متعلق به کره‌شمالی بوده و ایالات متحده آن را با موشک مورد اصابت قرار داده است.

نویسنده افزوده: در میان برخی گروه های جامعه، دولت نهادی تلقی می‌شود که به‌دنبال اخذ مالیات و عوارض برای سرکیسه‌کردن مردم است. آنان دوست دارند بنزین، آب، برق و هرآنچه را دولت عرضه‌کننده آن است، به‌صورت رایگان دریافت کنند. توزیع مستقیم یارانه نیز این فلسفه را تقویت کرد که دولت به‌جای مالیات‌گرفتن، می‌تواند از ثروت‌های بی‌کران ایران به همه ایرانیان حقوق بدهد و آنان بی‌هیچ زحمتی زندگی کنند. در سطح جامعه روشنفکری دفاع از یک دولت توانمند، یک ضد ارزش قلمداد شود و در سوی مقابل، ژست اعتراضی به‌شدت جذاب جلوه کند. البته این در سایر کشورهای دنیا نیز وجود دارد.

در ادامه مقاله شرق آمده: در ایالات متحده کاندیدایی که همه گذشتگان را دزد بنامد، می‌تواند به جذب آرا امیدوار باشد. نوع تبلیغات محمدباقر قالیباف در انتخابات ٩٦ و تقسیم مردم به ٩٦ درصد و چهار درصد، استفاده از همین تاکتیک مرسوم بود اما طبقه متوسط و آنانی که به بیان دیدگاه‌های اصلاح‌طلبانه و انتقادی برای نیل به توسعه در عین پرهیز از خشونت‌ورزی معتقد هستند، چه جایگاهی در این فضا دارند؟

بی خبر از گلایه های مردم

کیهان در یادداشت روز خود نوشته جمله ای از رییس جمهور روحانی نقل کرده که گفته «اعتراضی بود، تمام شد. برخی سوءاستفاده کردند، نیروهای امنیتی به خوبی اداره کردند. الان شمای جامعه‌شناس، روانشناس اجتماعی و... باید تحلیل و واکاوی کنید علت اعتراضات را..» و به دنبال آن نوشته آیا الان موضوع مبهم است و رئیس‌جمهور نمی‌داند مردم به چه چیزی اعتراض دارند؟ آیا انتظار است که متخصص روانشناسی حکم به اختلال روانی معترضین بدهد؟ آیا این فقره خیال رئیس‌جمهور را راحت می‌کند و این یقین را برای وی به وجود می‌آورد که همه چیز بر وفق مراد است و چند روانی و مشکل دار، اعتراضاتی کردند که آن هم تمام شد؟

به نظر حسین شمسیان در مقاله این روزنامه تندرو "بی‌تعارف باید گفت ارجاع امر در این مقطع به کارشناسان مذکور، طفره رفتن و حاشیه رفتن و دنبال نخود سیاه فرستادن است. یعنی اینکه رئیس‌جمهوری داریم که در پنجمین سال ریاستش، هنوز نمی‌داند مشکل مردم چیست و حالا هم که به هر زور و ضربی احتمالا به فکر درد مردم افتاده، به جای از خود شروع کردن، آدرس‌اشتباهی می‌دهد."

در انتهای یادداشت روز کیهان آمده: مناسب نیست بگوییم که ایشان می‌داند مشکل چیست و اقدامی نمی‌کند یا می‌داند و تجاهل می‌کند و برای رفع مسئولیت، موضوع را به کارشناسان ارجاع می‌دهد. پس خوشبینانه باید بگوئیم که رئیس‌جمهور اساسا هیچ اطلاعی ندارد که مردم به چه چیزی معترضند و چرا صدایشان به گلایه و انتقاد بلند شده است.

ویروس اعتراض‌ها را درمان کنید

ناصر فکوهی در مقاله ای در شرق نوشته: امروز جهان یکی از بدترین شرایط بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم را تجربه می کند که آن را باید به حساب موقعیت‌های نامناسبی گذاشت که یک مدیریت معتدلانه و یک رویکرد سیاسی-اقتصادی آرام برای رسیدن به دولت رفاه و تنش‌زدایی درونی و بیرونی را برای هر دولتی مشکل می‌کند. اما مشکل‌بودن به معنای ناممکن‌بودن نیست.

این استاد جامعه شناس افزوده: نارضایتی‌ها و اعتراضات شهری، سیاسی و اقتصادی بخشی تفکیک‌ناپذیر از هر دولت مدرن است که باید آن را درک کرد و اگر دولت در پی تداوم و یکپارچگی سیاسی و آرامش در کشور است که بی‌شک چنین باید باشد، مهم تنها به رسمیت‌شناختن حق اعتراض نیست، بلکه وارد و درونی‌کردن اعتراض و امکان بروز و بیان آن در ساختارهای روزمره زندگی است که هنوز به رسمیت شناخته نمی‌شود و در نتیجه دائما و در امواجی پی‌در‌پی و هربار به بهانه‌ای و با منشأهایی که لزوما به یکدیگر ربطی ندارند، موقعیت‌های یکسان، ناآرامی‌هایی را در شهرها بازتولید می‌کنند.

به نوشته مقاله شرق: اما حتی مدیریت اعتراض و ایجاد امکان برای بیان آن نیز کافی نیست، آنچه بیش و پیش از هرچیز لازم است، در دو رویکرد اساسی خلاصه می‌شود که از دامن‌زدن به رادیکالیسم و پوپولیسم اعتراضات فرودستان شهری و از آن حادتر، از پیوستن آنچه از طبقه متوسط باقی مانده به این پوپولیسم جلوگیری کند. رویکرد نخست، تغییر‌جهت ١٨٠درجه‌ای در سیاست‌های اقتصادی و حرکت به سوی ایجاد دولت واقعی رفاه از طریق اعلام و اجرای گروهی از سیاست‌ها و برنامه‌هایی است که همه به آن واقف‌اند.

و خلاصه این که: نیاز اصلی، اراده سیاسی و ابزارهای سیاسی ایجاد اعتماد است. برای این کار کنارگذاشتن فساد و فشارهای سیاسی و به‌حداکثررساندن آزادی‌ها، فیلترینگ‌ها و ایجاد فضای باز اجتماعی لازم است. اما رویکرد دوم، تغییر سیاست در تصدی‌گری رسمی بخش‌های حاکمیتی نسبت به زندگی خصوصی مردم و اجازه‌دادن به آنها برای بازسازی این زندگی از طریق سازمان‌های مردم‌محور است.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون سلمان طاهری. شهروند

فرصت‌ها و محدودیت‌های دیپلماسی پسابرجام

بهرام قاسمی در سرمقاله روزنامه ایران با اشاره به توافق برجام و پایان رسمی تحریم‌های بین‌المللی ناشی از موضوع هسته‌ای از جمله لغو قطعنامه‌های شش گانه تحریمی شورای امنیت سازمان ملل نوشته این ها ایران را به بازیگری مقبول، قابل اعتماد، فعال و مؤثر در عرصه بحران‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل کرد. همچنین حضور مؤثر و فعال در عرصه تحولات سیاسی سوریه پس از پاکسازی آن از لوث وجود گروه‌های تروریستی - تکفیری بخصوص داعش، نقش‌آفرینی مثبت و مؤثر در قبال بحران‌های منطقه‌ای از جمله در ارتباط با اقلیم کردستان عراق، کودتای ترکیه، جنگ خونین و تأسف بار یمن و البته تحولات سیاسی و میدانی در لبنان تماماً تصویری واقعی از عقلانیت سیاسی و درایت مدیریتی ایران در قبال چالش‌ها و بحران‌های غرب آسیا را به نمایش گذارد.

به نظر سخنگوی وزارت خارجه در این مقاله: جمهوری اسلامی برخلاف تلقی های ساده اندیشانه، سیاست و روابط خارجی خود را در فضای پسابرجام منحصر و محدود به چند کشور یا حوزه خاصی نکرد بلکه در این دوره به گونه‌ای چشمگیر به توسعه و تعمیق مناسبات و تعاملات و همکاری‌های خود با کشورها و حوزه‌هایی پرداخت که کمتر انتظار آن می‌رفت. برای نمونه در این دوره روابط با روسیه به سطح عالی سران ارتقا یافت و روابط با دیگر قدرت‌ بزرگ جهانی یعنی چین نیز در بازه زمانی چهارسال اخیر، جهش چشمگیری را تجربه کرد.

اما مقاله دولت چنین خوش بین نمانده و تاکید کرده: با وجود این، سیاست و روابط خارجی کشور در عصر پسابرجام خالی از موانع و چالش‌ها و مشکلات نبوده و بخصوص سیاست خارجی کشور با بحران‌های تصنعی و تحمیلی و مزاحمت‌ها و مداخلات متعددی بخصوص از ناحیه قدرت فرامنطقه‌ای و شرکا و متحدین آن مواجه است. در واقع وجود همین توافق هسته‌ای موسوم به برجام که به مثابه خاری در چشم و استخوانی در گلوی ترامپ و نتانیاهو و بن سلمان است، باعث بحران آفرینی روزمره و سنگ‌اندازی و مانع تراشی آنها در مسیر رشد و تعالی ملت ایران شده است.

بازی قدرت خطرناک سوریه

بهرام امیراحمدیان در مقاله ای در اعتماد در مورد سوریه پس از شکست داعش نوشته: اینک، تازه فضایی باز شده که مدیریت آن خیلی مشکل‌تر از دوره جنگ علیه داعش است. حالا مساله یکی مدیریت وضع سیاسی سوریه است و دیگری تقسیم قدرت. همه کسانی که در جنگ علیه داعش نقش داشتند، حالا از قدرت سهم‌خواهی می‌کنند. کردها بخشی از مبارزه علیه تروریسم بودند. دولت سوریه طی ٧ سال گذشته گاهی به کردها آزادی می‌داد تا برای ترکیه که نقش جدی در حمایت از مخالفان بشار اسد داشت، مشکل ایجاد کنند. ترکیه، ایران، روسیه و کشورهای عربی همه خود را در سوریه ذی‌حق می‌دانند.

نویسنده بعد از یادآوری قدرت دولت بشار اسد و گروه های مختلف مخالف و موافق وی نوشته: در حال حاضر این تصور وجود دارد که امریکا بازی را به ایران و روسیه و بخشی از آن را به دولت ترکیه باخته ‌باشد. اکنون امریکا با تشکیل یک نیروی متمرکز قصد دارد، توان خود را برای نفوذ خود در تقسیم قدرت سوریه بیشتر کند.

نیروی تازه‌ای که امریکایی‌ها قصد ایجاد آن را دارند، از سربازهای امریکایی نیستند، بلکه قرار است بخش عمده آن از نیروهای کرد باشند، قرار است این نیرو، خواسته‌های امریکا را در آینده سوریه نمایندگی کند.

مقاله اعتماد بدین جا رسیده که نکته مهمی که امریکایی‌ها با داشتن پول و قدرت بیشتر نسبت به ایران، ترکیه و روسیه، از مزیت بیشتری برای جذب نیروهای سوری برای آینده سوریه برخوردار است. ایران، ترکیه و روسیه، به دلیل مشکلات داخلی و مسائل اقتصادی توان کافی برای بازسازی فیزیکی و بازسازی نظم سیاسی در سوریه ندارند و شرایط پس از داعش، در حال تبدیل شدن به یک کلاف پیچیده و سردرگم و خطرناک است.

معتادان هم حق اعتراض دارند

مجید بیاتی در مقاله ای در جهان صنعت نوشته: یکی از روش‌هایی که برخی مواقع در مواجهه با اعتراضات مردمی به کار برده شده و می‌شود، وصل کردن صفت‌هایی چون‌ اراذل و اوباش و آشوبگر به تظاهرات‌کنندگان است؛ روشی که در سال‌های ۷۱ و ۷۴ برای خواباندن اعتراضات مردم در شهرهای مشهد، اسلامشهر و برخی دیگر از شهرها به کار گرفته شد.

نویسنده توجه داده که: امروزه با توجه به دگرگونی در شیوه‌های خبررسانی نمی‌توان با روش‌های قدیمی با اتفاقات و حوادث اجتماعی و واکنش‌ها و خشم مردم گرسنه و آسیب‌پذیر مقابله کرد.با این حال و به فرض صحت اتهامات انتسابی به این افراد از سوی مسوولان و معتاد بودن افراد معترض، این امر دلیل موجه، قانونی و منطقی برای مقابله با اعتراضات نخواهد بود، ضمن اینکه باید اذعان کرد آنان بیش از بقیه حق اعتراض و مخالفت با تصمیمات حاکمیتی دارند‌ چرا‌که قربانیان اصلی ناشی از بی‌تدبیری و جهالت برخی مسوولان هستند.قربانیان اصلی فقر و بیکاری همین جوانان و خانواده‌هایی هستند که گرفتار اعتیاد و احیانا فحشای ناخواسته شده‌اند.

جهان صنعت تاکید کرده: قشری از جامعه که متاسفانه از فراوانی زیادی هم برخوردار هستند، قصور دارند اما تقصیر ندارند. بیمار هستند اما مجرم نیستند. انسان هستند اما حرمت‌شان لگد‌کوب شده است.نتیجه قطعی تورم، رکود، تعطیلی بنگاه‌های اقتصادی کارخانه‌ها و کارگاه‌های تجاری، افزایش افراد معتاد، تن‌فروشان، کارتن‌خواب‌ها، گور‌خواب‌ها و اخیرا هم کانال‌خواب‌هاست. مسوولان باید واقع‌بینانه به مشکلات حاد جامعه نگاه و از فرافکنی پرهیز کنند.

از پرکاری مکزیک تا کمکاری در آمریکا

وحید میرزایی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: بر اساس آماری که سازمان همکاری و توسعه اقتصادی منتشر کرده، بر خلاف تصور اکثر مردم، کارکنان هشت کشور جهان بیش از ژاپنی‌ها کار می‌کنند!» واقعاً باورش سخت است. ژاپنی که حتی با همین خبر هم قادر است برق تولید کند، در رده نهم پرکارترین مردم دنیا قرار دارد. قطعاً این آمار اشتباه است. به نظر می‌رسد با توجه به میمیک صورت و حالت چشمان ژاپنی‌ها، مؤسسه منتشر‌کننده این آمار، به اشتباه افتاده.

طنزنویس افزوده: بنا‌بر اعلام این سازمان، «مکزیکی‌ها با ۲۲۴۶ ساعت، بیشترین ساعت کاری در سراسر جهان را دارند.» اگرچه مکزیکی‌ها آدم‌هایی کاری هستند اما دلیل اصلی این حد از کار کردن را باید اقتدار و اتوریته کارفرمایان و مدیران مکزیکی دانست:

خاویر گونزالس دو سانتوس(رئیس): یالا زودباشین. تا شب باید ۴۰۰ تن ذرت بسته‌بندی کنید.

آلخاندرو سه سانتوس(کارگر): بابا ۳۵ روزه نخوابیدیم. کل ذرت صادراتی مکزیک رو بسته‌بندی کردیم. تورو خدا بذار بریم.

خاویر گونزالس دو سانتوس(رئیس): ببندید دهنتون رِ. ذرت‌ها که تموم شد بعدش باید پف فیل‌هارو شروع کنین. اول از فیل‌های بزرگ شروع کنین بعد فیل‌های کوچیک.

آلخاندرو سه سانتوس(کارگر): آخه؟

در این لحظه رئیس تفنگش را در می‌آورد و مغز یکی از کارگران را متلاشی می‌کند و خون به در و دیوار می‌پاشد.

ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده که: آمار مقدار کار امریکایی‌ها در رده هفتم دنیا ست که نشان می‌دهد غرب همچنان در منجلاب فقر و زوال به سر می‌رود و در سراشیبی اضمحلال و فساد فراگیر اخلاقی قرار دارد و چند صباحی بیشتر به نابودی کامل آنان نمانده است.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون مسعود ماهینی. قانون

شهرداری سابق دقیقا چه کرد

سه روز بعد از انتشار گزارش عملکرد ۱۲ ساله سردار قالیباف در شهرداری تهران، روزنامه جوان نزدیک به سپاه پاسداران در مقاله ای به تحسین قالیباف و حمله به شهردار جدید پرداخته و در مقاله ای با امضای علیرضا دهلوی نوشته: آمارها در حوزه زیر‌ساخت‌های بزرگراه‌ها، تونل‌ها، فضای سبز، فضاهای فرهنگی و... نشان می‌دهد که همه اقداماتی که تا پیش از سال۸۴ در تهران انجام شده، حداکثر به اندازه اقداماتی است که در دوران شهرداری سابق (۸۴ تا ۹۶) صورت گرفته است.

به نظر این مقاله: در مدتی که اصلاح‌طلبان کلید شهر را به دست گرفتند، مدعی شده‌اند شهری ویرانه و یک شهرداری بدهکار و بدون بودجه در اختیار دارند. به همین دلیل هم هیچ اقدام تازه‌ای توسط نجفی به عنوان شهردار تهران در این حدود پنج ماه صورت نگرفته مگر اینکه پروژه‌هایی را که در زمان قالیباف آماده بهره‌برداری شده افتتاح کرده باشد. حدود نصف زیرساخت‌های شهر در دوره سابق مدیریت شهری ساخته شد و فضای سبز شهر تقریباً دو برابر شد. در شرایطی که دو تحریم خارجی و داخلی در دولت‌های نهم، دهم و یازدهم نسبت به شهرداری تهران اعمال می‌شد، اما محمدباقر قالیباف کارنامه قابل‌دفاعی از خود برجای گذاشته است.

نویسنده مقاله روزنامه جوان دفاع از عملکرد سردار قالیباف را به جایی برده که نوشته: وقتی می‌خواهید حسابرسی انجام دهید باید پایه سال قبل را داشته باشید، اما تا سال ۸۵ این پایه در شهرداری وجود نداشت. بنابراین زمانی که قرار شد در شهرداری تهران حسابرسی در سال ۸۵ انجام شود، حسابرس آن را غیرقابل اظهار‌نظر اعلام کرد، اما وقتی قالیباف شهرداری را به نجفی تحویل می‌داد تفریغ بودجه سال ۹۵ را هم به شورای شهر داده بود. این تفریغ بودجه علاوه بر شهرداری از سوی شورای شهر هم حسابرسی می‌شد و در واقع دوبار حسابرسی انجام می‌شد.

صندوقخانه آرزوها

محمد بهشتی در یادداشتی در اعتماد نوشته: زمین که می‌لرزد در کسری از ثانیه همه به مهم‌ترین داشته‌مان می‌اندیشیم، غالبا هم چیزی عزیزتر از جان نمی‌یابیم و «دستِ خالی» از خانه می‌گریزیم. اما حتی اگر زنده بمانیم تصور زندگی در فقدان عزیزترین کسان و چیزها و جاها آسان نیست. لیکن زلزله در ایران مساله امروز و دیروز نیست؛ ایران سرزمینی پویاست و به صورت تاریخی هیچ نقطه‌ای از آن مصون از زلزله نبوده.

به نوشته این هنرشناس: زندگی بر فلات بی‌قرار ایران سبب شده بود شیوه‌های به حداقل رساندن آسیب‌های ناشی از زلزله در تاروپود زندگی‌مان تنیده شود و به همه وجوه آن رسوخ کند. از کالبد و فضاهای خانه بگیریم تا نوع مناسبات همسایگی تا سرشت صناعت‌ها و پیشه‌ها و حتی روایت‌ها. یکی از بهترین مصادیقِ تدبیر در برابر زلزله، صندوقخانه بود که روزگاری بخش جدایی‌ناپذیر خانه‌ها بود. صندوقخانه امن‌ترین جای خانه بود و ای‌بسا به جز محارم کسی راه بدان نداشت؛ تربت کربلا، قواره مخملی سوغات کاشان، جامه آخرت متبرک به طواف کعبه، در کنار همه اینها جهیزیه‌ای بود که به تدریج برای دختر خانه جمع می‌شد و هر کدام تحفه شهری بود و با خاطره سفر یا زیارتی عجین شده بود.

در پایان یادداشت اعتماد آمده: پنداری صندوقخانه آینه بیم‌ها و امیدهای‌مان بود و آنچه در آن گرد می‌آمد هم تحمل بزنگاه‌های مخاطره‌آمیز را ممکن می‌کرد و هم رویاهای‌مان را دست‌یافتنی‌تر و از این‌رو به هستی‌مان معنا و امید می‌بخشید. به این تعبیر صندوقخانه صرفا یکی از فضاهای خانه نبود بلکه حکم لنگر زندگی‌مان را داشت؛ با وجود چنین لنگرهایی کشتی حیات‌مان در توفان‌ها هرقدر کژ و مژ می‌شد واژگون نمی‌گشت. این صندوقخانه بود که «ترس» را مترادف با «اندیشه» قرار می‌داد و به «نگرانی» معنای «چشم به راه آینده» بودن می‌بخشید.

نمره

حق نشر عکس ابتکار
Image caption منع حضور خانمهای نوازنده روی صحنه - کارتون محمد طحانی. ابتکار

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در صفحه طنز شهروند نوشته: این‌روزها بحث گزارش شهردار تهران در مورد عملکرد شهردار سابق شهر داغ‌داغ است. هرجا می‌روی، در مورد نحوه عملکرد قالیباف و نمره او در شهرداری تهران صحبت می‌کنند. ما به‌عنوان متولی هرچیز گمشده در کشور تصمیم گرفتیم نمرات گمشده قالیباف را احیا کنیم.

صادق زیباکلام: بنده عادت ندارم این‌طوری نمره بدهم. یا باید نامه بنویسم به یکی یا در مناظره‌ای شرکت کنم. این‌جوری که فی‌البداهه بپرسید، هول می‌شوم یک چیزی می‌گویم که فردا ‌هزار حرف و حدیث از دلش می‌آید بیرون. اجازه بدهید فردا دو نامه بنویسم. یکی نامه به شهردار فعلی تهران و یک نامه هم به شهردار سابق. بعد در آن نامه‌ها حتما نمره هم خواهم داد.

احمدی‌نژاد: من نمره نمی‌تونم بدم اما می‌تونم نمره‌اش را بگم. بگم؟ بگم؟

سعید مرتضوی: من چون سهوا نمره دارم، از دادن نمره پرهیز می‌کنم.

علی مطهری تا آمد اظهارنظر کند و نمره بدهد، عده‌ای موتورسوار خودسر و دانشجوی خودجوش مانع نمره‌دادنش شدند. وزارت ارشاد، وزارت کشور، وزارت آموزش‌وپرورش، وزارت علوم، وزارت بهداشت، وزارت ورزش، سازمان گردشگری، بانک مرکزی، قائم‌مقام باشگاه پرسپولیس، رئیس اتحادیه فرش‌فروشان، اصغر فرهادی و... این اقدام را محکوم و اعلام کردند ما نبودیم!

طنزنویس در نهایت از قول مصطفی میرسلیم نوشته: تلگرام بیجا کرده. اصلا معلوم هست در تلگرام چه غلطی می‌کنند که من بیایم در رأی‌گیری تلگرامی هم شرکت کنم؟ و حدادعادل هم افزوده: این قرتی‌بازی‌ها مال غربی‌هاست. مگر بفرمایید شام است که نمره بدهیم؟ مثلا بگوییم دستپختش بد است؟ یک آشی پخته بوده که یک وجب روغن رویش است؟ کله شهردار فعلی چرا بوی قورمه‌سبزی می‌دهد؟

موضوعات مرتبط