روزنامه های تهران: برف با لبخند و با گرفتاری هایش رسید

روزنامه های امروز صبح تهران، دوشنبه ۹ بهمن در عنوان های اصلی خود از توقف لایحه بودجه سال کشور در مجلس با اهمیت یاد کرده اند و با عکس ها و گزارش هایی از برف ناگهانی تهران و شهرهای مرکزی شمالی خبر داده اند. عکس هایی که علاوه به شادمانی های کودکانی که مدرسه شان تعطیل شده، از راه بندان های طولانی در جاده های شهر و کشور هم خبر داده و از مدیریت بحران شکایت کرده اند، همچنان که در آتش گرفتن پلاسکو و زلزله و حتی آتش گرفتن کشتی سانچی.

حرکت های آمریکا و اروپا با اصرار ترامپ برای تغییر در وضعیت برجام و گمانه زنی در مورد پایان مجادله ترامپ با جمهوری اسلامی از دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس ابتکار
Image caption تیتر و عکس های صفحه اول ابتکار

برف تهران، حرف تهران

احمد پورنجاتي در مقاله ای در اعتماد نوشته: باد و باران و برف كه گناهي ندارند. همه‌شان خوب و خواستني‌اند. حتي اگر گاه كمي دير يا بي‌موقع بيايند يا خيلي بيش از پيمانه امكانات ما. اما حرف اصلي اين است كه: اداره كردن يك واحد جغرافيايي- خواه روستا يا بخش و شهر يا استان يا تمام قلمرو يك كشور- در وضعيت عادي و پيش‌بيني شده، كار معجزآسا و شاخ غول شكستن نيست. مهم اين است كه در وضعيت‌هاي خاص و بحراني چه هنر و مهارتي از خود نشان مي‌دهند.

نویسنده مقاله با اشاره به این که تهران يك شهر نيست نوشته: كشوري است چند برابر بسياري از كشورهاي دور و نزديك. اما با همه سخن‌ها و تلاش‌ها و هزينه كردن‌هاي كهكشاني و الگو عوض كردن‌هاي سليقه‌اي مديريت در اين سرزمين پهناور بي‌قواره كه پايتخت يك كشور بزرگ است سوكمندانه مي‌گويم كه اين كلانشهر، خيلي تنها و بي‌تمكين و پناه است. به گواهي دهان باز كردن آن گودال چند هزار متري در غرب تهران و زانو زدن ستون‌هاي فولادي ساختمان پلاسكو و كمرخم كردن و شكستن درختان قامت كشيده و سرد و گرم چشيده.

حرف اصلي درباره خود تهران است نه برف تهران. به هرحال اين چالش نيز همچون نمونه‌هاي پيش، با تدبير مديران و تلاش كاركنان زحمتكش شهرداري و همكاري ديگر نهادها و البته همياري خود شهروندان و البته شكيبايي همراه با گلايه‌هاشان، پشت سر گذاشته خواهد شد اما، به گمانم همين حالا هم خيلي دير شده است براي يك چاره‌انديشي دليرانه و خلاف آمد و متفاوت از تئوري: «اين نيز بگذرد».

بحران آب؛ هنوز پابرجا

پرویز رضازاده در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: بعد از گذشت چهار ماه کم بارشی شدید، با بارش سنگین برف در دو روز گذشته، سرانجام نیمی از کشور چهره زمستانی به خود گرفت. این بارش در حالی رخ داد که میانگین بارش از ابتدای مهر تا پایان دی ۴۰ میلیمتر بوده که ۶۰ میلیمتر کمتر از نرمال است و خوشبختانه بارش اخیر تا حدی ناچیز بخشی از این کم بارشی را تعدیل کرد.

مشاور سازمان هواشناسی کشور افزوده: پیش‌بینی شده از ابتدای بهمن تا اواخر اردیبهشت ماه سال ۹۷ به مدت چهار ماه بارش‌های نسبتاً خوبی در حد نرمال و در برخی مناطق فراتر از نرمال در کشور خواهیم داشت که عموماً در زمستان به شکل برف و در بهار باران خواهد بود که در این صورت کم بارشی چهار ماه اول سال زراعی تا حدودی جبران می‌شود اما باز هم در مقایسه با بلند مدت، کشور با کاهش ۲۰ تا ۲۵ درصد مواجه خواهد بود.

مقاله روزنامه ایران در نهایت به این جا رسیده: چون مدتهاست بارندگی‌ها کم شده و بارش برف غیبت زیادی داشته باید دانست همچنان کشور با بحران شدید آب مواجه است و آب معادل این برف سنگین در حد ۴ درصد بارش سالانه است. وضعیت آب در کشور با توجه به کاهش بارش و افزایش مصرف در سال های اخیر خیلی خراب است بویژه در منطقه تهران که تنها ۲۰ درصد سدها اکنون آب دارند.

لبخند آدم‌ها به آدم برفی‌ها

سلمان صمدی در مقاله ای در قانون نوشته: بالاخره برف آمد و با آمدنش لباس عزا را از تن‌مان در آورد. برف همه ناخوشی‌های پلاسکو، سانچی و زلزله کرمانشاه را با سپیدی زیبایش پوشاند تا دیگر كسي غمزده نباشد. خیلی وقت بود كه انتظارش را می‌کشیدیم. به سخاوت آسمان شک کرده‌بودیم که چرا باران و برفش را برای اهالی زمین نمی‌فرستد. گفتند خشکسالی است و اگر برف و بارانی نبارد، کلاه‌مان پس معرکه است. گفتند وضع آب خراب خراب است؛سفره‌های زیرزمیني، سدها خشک شده‌اند و سال دیگر آب را جیره‌بندی می‌کنند و حالا برف است که می‌بارد؛ آرام و پیوسته.

به نوشته این روزنامه نگار: دانه‌های ریز و سردش آدم را گرم می‌کند. مگر می‌شود برف ببارد و کسی از آن لذت نبرد؟ برف به کمک‌مان آمد، از بي‌آبي نجات‌مان داد. حالا می‌شود کمی به سال آینده امیدوار شد. خیلی وقت بود کسی توی تهران این برف را ندیده بود که اين‌قدر ببارد و خیابان و جاده‌ها را قفل کند. شاید آخرین بار سال 86بود. آثارش را حتی تا نوروز هم مي‌شد روی زمین ديد.آسمان سخاوتش را از ما دریغ نکرد؛ شهر طور دیگری است.

گزارش قانون به این جا رسیده که: از هوای کثیف و از آن ابر سیاهی که روزها سایه‌اش را روی شهر گسترانده‌بود، خبری نیست. انگار تهران، تهران دیروز نیست. گویی شادی را روی خانه و ماشین‌ها و درختان پاشیده‌اند. آن‌هایی که هر روز صبح برای ورزش به پارک می‌آمدند ، شال و کلاه کرده و به دل برف زدند. بچه‌ها توی برف می‌دوند، روی توده سرد و سفید و سرد می‌غلتند و قهقهه‌شان همه جا می‌پیچد. آیا این همان شهر دیروزی است که هوایش سینه‌مان را تنگ کرده‌بود؟

حق نشر عکس جوان
Image caption عکس های صفحه اول جوان

بخت خوش برفی

جوان در زیر عکس اصلی صفحه اول خود، دلیل این را که برای دومین روز پی در پی عکسی از برف را چاپ می کند توضیح داده و نوشته: از بخت خوش برفي مردم نمي‌توانم گذشت! چگونه بگذريم از برفي كه پاكي آورد و روح ايرانيان را جلا داد. از پس آن نگراني عميق كه اين زمستان چرا تابستان است؟! اين بخت خوش‌برفي البته كه مانند بخت بد بودجه ۹۷ بي سابقه نبود اما فراتر از پيش‌بيني‌ها و دورتر از انتظار خلق بود.گويي نياز ما سرانجام بر ناز طبيعت چربيد و دعاي ما بخل آسمان را در هم پيچيد.

غلامرضا صادقيان در عین حال با اشاره به عکس آیت الله خامنه ای در برف نوشته: چگونه بگذرم از بخت خوش ديدن رهبرم در اين ميانه.

در اين سرما و باران يار خوش‌تر / نگار اندركنار و عشق در سر /نگار اندر كنار و چون نگاري / لطيف و خوب و چست و تازه و تر/ در اين سرما به كوي او گريزيم/ كه مانندش نزايد كس ز مادر/ در اين برف آن لبان او ببوسم/ كه دل را تازه دارد برف و شکر/ خيال او چو ناگه در دل آيد / دل از جا مي‌رود الله‌اكبر

روزنامه جوان در نهایت به این جا رسیده که: آري برف به ما رسيد و ما را به کوي دوست رساند و دل‌ها را به يکديگر نزديک‌تر و به ياد خدا رقيق‌تر کرد: برف ما برف ما درود!

مهدي استاد احمد در ستون شعرطنز در صفحه آخر اعتماد سروده:

برف آمد و شهرمان سفيد است/ عمري‌است كه برف را نديده است/ از قبل نكرد چون هماهنگ/ برف آمد و شد كميت‌مان لنگ/ برف آمد و تاكسي گران شد/ چون سرسره سطح اتوبان شد/ برف آمد و گير كرده‌ام من/ يك‌عالمه دير كرده‌ام من/ برف آمد‌ه است و در ركوديم/ اين‌بار هم آماده نبوديم/ اي شهر سپيد پاي در برف/ داري تو چقدر در دلت حرف

تغيير بودجه به نفع مردم

محمود صادقي در مقاله ای در اعتماد نوشته: تصويب نرسيدن آن چندان دور از انتظار نبود. بحث قابل توجه در مخالفت‌هاي نمايندگان موضوع كمبود منابع دولت بود. به هر حال نمايندگان اشراف كامل داشته و دارند كه منابع تامين مالي دولت محدود است. با توجه به محدود بودن اين منابع بخش قابل توجهي از آن هم صرف امور جاري مي‌شود و به عنوان بودجه جاري مصرف مي‌شود. با اين حال نمايندگان انتظار داشتند توزيع اين درآمدها و منابع به شكلي بهينه‌تر اتفاق افتد. در صورتي كه لايحه بودجه‌اي كه دولت براي مجلس فرستاد، در واقع فشار بيشتري متوجه اقشار آسيب‌پذير مي‌شد.

این نماینده مجلس تاکید کرده نکته دیگر لایحه بودجه سال این بود که بيش از حد متكي بر بدهي‌هايي شده كه قرار است وصول شود. در واقع اينگونه به نظر مي‌رسيد كه دولت مي‌خواهد بودجه سال‌هاي آينده را پيش‌خور كند. قابل پيش‌بيني بود كه اگر با همين سبك و سياق پيش برويم دولت به جاي مديريت بحران، بحران‌هاي موجود را به تعويق مي‌اندازد. با تعويق انداختن، بحران ابعاد گسترده‌تري پيدا مي‌كند.

مقاله اعتماد افزوده: در واقع پس از اعتراضات دي ماه گذشته فضايي در مجلس شكل گرفت كه منجر به عدم تصويب لايحه بودجه سال ٩٧ شد. مجلس مي‌خواست اين پيام را به دولت بدهد كه بايد بودجه را به نفع مردم تغيير دهد. مجموعا اعتراضات و التهابات ماه گذشته در به تصويب نرسيدن لايحه بودجه سال ٩٧ بي‌تاثير نبود.

باید دولت و مجلس همگام شوند

محمدرضا تابش در روزنامه ایران از دیدگاه موافق با لایحه بودجه نوشته: منابع واقعی بودجه سال آینده، در بهترین وضعیت همین عددی است که امسال داریم در حالی که دولت متعهد است برای اجرای قانون برنامه توسعه ششم و تحقق خواست‌ها و مطالبات مردم کمر همت ببندد. بنابراین با این منابع محدود باید نوآوری‌هایی در تدوین لایحه بودجه صورت می‌گرفت تا هم‌افزایی بیشتری ایجاد کند مشکل کمبود منابع مرتفع شود اهداف مهم و مطالبات و خواست‌های مردم محقق شود.

نماینده اصلاح طلب اردکان بعد از نقل ارقام بودجه سال آینده نوشته: نصف بیشتر بودجه عمومی از قبل تعیین تکلیف شده است. بنابراین منابع آنچنانی نمی‌ماند که دولت بخواهد با آن کارهای اساسی انجام دهد. با توجه به این موارد، اصلاح بودجه‌ریزی و ساختارها یک ضرورت فوری برای کشور است. با این مضایق و تنگناها، نوآوری‌هایی در تدوین لایحه بودجه صورت گرفته است: از جمله اینکه برای اتمام طرح‌های عمرانی موجود که ۱۲ تا ۱۵ سال طول می‌کشد، (در تبصره ۱۹) ساز و کار مشارکت عمومی- خصوصی در نظر گرفته شد که در اتمام سریع‌تر پروژه‌ها کارساز است.

مقاله روزنامه ایران تاکید کرده: با توجه به مجموع مسائلی که مطرح شد، باید این موضوع را هم مد نظر داشت که برای حل مسائل آنی و آتی کشور ما هیچ راهی جز اجماع بر سر اولویت‌ها، تفاهم و همکاری دولت و مجلس و کم کردن فاصله میان جامعه و حاکمیت نداریم.

از چه می ترسیم؟

عباس عبدی در مقاله ای در اعتماد با اشاره به ماجرای حکم سعید طوسی در دادگاه نوشته: شايد مسوولان قضايي به جامعه و مردم انتقاد كنند كه چرا نسبت به حكم صادره آنان بي‌اعتماد هستند؟ اين اعتراض چندان وارد نيست، بلكه اين وظيفه دستگاه قضايي است كه اعتماد مردم را به دست آورد. حتما بايد نگاهي به دادگاه‌هاي گذشته بيندازد تا ببيند چرا مردم بي‌اعتماد هستند؟ در همين موضوع آقاي سعيد طوسي نيز مي‌توان شواهدي از اين مساله را ديد. ما فرض مي‌كنيم كه وي به لحاظ قانون بايد تبرئه مي‌شد و هيچ اعمال نفوذي در آن صورت نگرفته است، پس چرا بايد او نزد افكار عمومي چنين محكوم شود؟

به نظر این جامعه شناس: اين ناشي از ضعف دستگاه رسيدگي‌كننده است. اين پرونده در سال ١٣٩٠ باز شده است. تا ١٣٩٥ اقدام موثري نمي‌شود و هيچ‌كس هم از آن خبر ندارد. خانواده‌هاي شكات نيز جرات انتشار آن را ندارند، رسانه‌هاي داخلي نيز به طور قطع به اين موضوع نمي‌پردازند. به يك‌باره يك رسانه مخالف نظام آن را افشا مي‌كند. تا همين مرحله براي مساله‌دار شدن نسبت به رسيدگي قضايي كفايت مي‌كند. انواع و اقسام شايعات و ادعاها مطرح مي‌شود.

نویسنده مقاله اعتماد با اشاره به پزشک یک تیم ورزشی بانوان در آمریکا که اخیرا محکوم و به چند ده سال زندان محکوم شده نوشته: بخش مهمي از مردم ایران نسبت به رسيدگي‌هاي قضايي و احكام صادره اعتماد ندارد. اين بي‌اعتمادي نيز ريشه در واقعيت‌هايي دارد. تقريبا برداشت عمومي اين است كه دادگاه‌ها به صورت مستقل وارد مرحله رسيدگي نمي‌شوند. حتي اگر اين برداشت هم نادرست باشد، دستگاه قضايي بايد مردم را نسبت به استقلال دادگاه‌ها مجاب كند. معلوم نيست كه تصميم‌گيرندگان از چه مي‌ترسند؟

تبرئه یا تخطئه؟

علی مندنی پور در سرمقاله روزنامه همدلی نوشته: سخنِ پنجشنبه، پنجم بهمن ماهِ ریاست قوّه‌قضائیه در جمعِ روسای کلّ دادگستری و دادستان‌های سراسر کشور با این عبارات:«بنده تصمیم جازم دارم، اسامی افراد و قضات و کارمندان متخلّف را با تصویرشان در رسانه‌ها منتشرکنم.» به مثابه کورسوی امّیدی بود به سمت‌و‌سوی آینده و مرهمی -اگرچه ‌جزیی- بر زخم‌های کهنه و‌ کاری.

به نظر نویسنده: گرچه، شبیه این جملات امیّدبخش، در قالبِ «بگم‌، بگم»‌هایِ بدون پشتوانه را، از زبانِ آن حاضرجواب «همیشه در صحنه» و حقّ به‌جانب، آن «معجزه هزاره سوّم»، هم او که باری به‌هرجهت، دو دوره‌ای را بر مسند ریاست‌جمهوری این کشور تکیه زد و بنیانگذار ماکیاولیسمِ عصرِجدید بود. به‌کرّات شنیده بودیم امّا دیری نپایید شنیدنِ خبرِ انفجارگونهِ «بمبِ برائت»، حاج‌سعیدطوسی، کور سوی امیّدمان را به‌خاموشی و دلخوشی چند روزه‌مان را به یاس تبدیل کرد!

همدلی در نهایت پرسیده: آیا به این واقعیّت تلخ واقف‌اند،که صدور چنین احکامی آبروی قضا در اسلام و حیثیّت عمومی مردمِ این کهن سرزمین را در دنیا نشانه رفته و بهانه به‌دست بهانه‌گیران و بدخواهان برای تخطئه این نظام قضایی داده و خواهدداد؟ چه‌کسی پاسخ‌گوست. انگار به‌همان نظریه‌ای داریم نزدیک می‌شویم، که گویا قانون، از همان سنگ بنا، نه برای صاحبانِ قدرت، که برای بینوایان و بی‌پناهان نوشته شده است؟

حق نشر عکس شرق
Image caption کارتون سهیل محمدی. شرق

حفظ برجام از خطر ترامپ

جاويد قربان‌اوغلي در مقاله ای در شرق نوشته: ترامپ پاشنه آشيل توافق هسته‌اي را نشانه گرفته و با استفاده از تمام اهرم‌ها در تلاش براي سست‌کردن موضع سه کشور اروپايي امضاکننده برجام است. او به خوبي می تواند که نخواهد توانست موضع اروپا را درباره کليت برجام تغيير دهد.از نظر ترامپ برجام همان‌گونه که بارها گفته است براي آمريکا فاجعه و براي ايران فرصتي براي تثبيت برنامه هسته‌اي، پشت‌سرگذاشتن و خروج سرفرازانه از بن‌بست اقتصادي قبل از توافق و پيشبرد اهداف منطقه‌اي با استفاده از فرصت رهايي از تهديدهاي منبعث از قطع‌نامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل است. از همين رو ترامپ از زمان ورود به کاخ سفيد درصدد تزلزل در هر سه دستاورد ايران است.

این دیپلمات پیشین تاکید کرده: برخلاف تصور نمي‌توان خروج آمريکا از معاهده اقليمي پاريس يا يونسکو را با خروج اين کشور از برجام شبيه‌سازي کرد. بايد از ظرفيت اروپا براي حفظ برجام استفاده و تلاش کرد سه کشور امضا‌کننده توافق در مقابل بدعهدي و نقض مکرر برجام از سوي آمريکا ايستادگي کنند. يکي از لوازم تحقق اين مهم، پرهيز از افزايش دامنه تنش با آمريکا و ارتقاي آن به سطحي است که اين کشورها را در مقابل انتخاب بين حفظ برجام (ايران) و آمريکا قرار دهد. در چنان شرايطي ترديد نبايد کرد اروپا به‌‌ويژه در موضوعات غيربرجامي، در کنار آمريکا قرار خواهد گرفت. نقطه عزيمت آمريکا موضوع برنامه موشکي و دستاوردهاي ايران در منطقه است.

مقاله شرق یادآوری کرده: برنامه موشکي براي بازدارندگي و پيگيري مقتدرانه قدرت دفاعي که از منطقي قوي براي روزآمد‌کردن برخوردار است، در کانون توجه ترامپ براي متزلزل‌کردن مواضع اروپا در توافق هسته‌اي قرار دارد. نمي‌توان با عبارات کليشه‌اي از آن عبور کرد؛ اين کار به معناي بازکردن فضا براي آمريکا، اسرائيل و عربستان در تشديد فشار به اروپا و تضعيف موضع سه کشور امضاکننده برجام است. شرايط منطقه به‌سرعت در حال تغيير است و بيم آن مي‌رود که در صورت برخورد‌نکردن واقع‌بينانه فرصت و دستاوردهايي که با هزينه گزاف به دست آمده، به تهديد تبديل شود.

سیاست های جدید برجامی

صلاح الدین هرسنی در جهان صنعت با اشاره به کارگروهی که ترامپ برای انجام اصلاحاتی در برجام، با حضور کشورهای اروپایی و آمریکا تشکیل داده است نوشته در نگاه نخست این‌گونه به نظر می‌رسد که آمریکا توانسته اروپا را برای مواضع ضد‌برجامی ترامپ همراه خود کند‌ اما واقعیت آن است که تشکیل این کار گروه خدمتی به اهداف ایران و همراه شدن آمریکا با اروپا برای حفظ برجام است. و می‌توان به حفظ برجام با همه تهدیدات و چالش‌های در کمین آن امیدوار بود و در پرتو سیاست‌ها و راهبرد‌های جدید و البته همکاری‌جویانه، مخاطرات در کمین آن را کاهش داد.

نویسنده مقاله تاکید کرده: تداوم رویکرد‌های همکاری‌جویانه اروپا در حفظ برجام تا میزانی تابعی از رفتارهای ایران در مرحله راستی‌آزمایی است به این معنی که ایران بخواهد ضمن حفظ خطوط قرمز اروپا و آنچه را که آنها رفتار‌های ایذایی و محرک می‌خوانند، پرهیز و امتناع کند. در این ارتباط تعدیل رفتار‌های ایران در برنامه‌های موشکی و همچنین آمادگی ایران در پذیرش شروط یا همان اصلاحات مورد نظر ترامپ مطمئن‌ترین راه و مسیر‌ تضمین‌بخش برای حفظ برجام است.

جهان صنعت افزوده: در آن شرایط آمریکا مجبور خواهد شد برای مصونیت از انزوای بیشتر از حجم رفتار‌های ضد‌برجامی خود بکاهد. از سوی دیگر پذیرش ایران بابت شروط پیشنهادی ترامپ قبل از آنکه ضعفی برای راهبرد ایران در حفظ برجام باشد، کمک می‌کند که صداقت و عیار ادعاهای ایران در مرحله راستی‌آزمایی ثابت شود. دیگر آنکه تعدیل رفتار‌های ایران در برنامه موشکی از متهم شدن ایران به نقض روح برجام جلوگیری می‌کند.

برف و کابینه دولت

حق نشر عکس ایران
Image caption کارتون فیروزه مظفری. ایران

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: تعدادی از هموطنان‌ که هر روز نسبت به عدم بارش برف انتقاداتی را متوجه مسئولان می‌کردند(وجداناً این یه فقره ربطی به اون بزرگواران نداره!) پس از بارش برف ضمن انتقاد از هیأت دولت اعلام کردند: «هیچوقت برای هیچی آماده نیستیم» این درحالی است که وقتی به ما می‌گویند که زنجیر چرخ همراه داشته باشیم، پاسخ می‌دهیم: «اون که واسه سوسولاست! مرد که زنجیر نمیندازه» منتهی از زمین و زمان انتقاد می‌کنیم!

طنزنویس یک گزارش مردمی به سبک صدا و سیما درست کرده: واقعاً بعد از این برف ثابت شد که وزیر کار و رفاه اجتماعی از جنس مردم نیست. من شخصاً خودم برای وزیر کشاورزی متأسفم که امیدش به برف بود. نه به برجام! تا قبل از برجام از این برف‌ها میومد؟ این اگه الگوبرداری از مدل غربی نیست، پس چیه آقای عراقچی؟

بنا به گزارش طنزنویس روزنامه ایران، از قول مردم نقل می شود: در شرایطی که رئیس سازمان مدیریت بحران با افتخار اعلام می‌کند که پراید سوار می‌شود، ما را از برف می‌ترسانید؟!بروید و از ایشان بترسید. احتمالاً منزل‌شان هم روی گسل قرار دارد.اگر منظور ایشان از رانندگی با پراید این است که مسئولان باید از جنس مردم باشند و جایی زندگی کنند و ماشینی سوار شوند که با شغل‌شان مرتبط باشد، باید آقای زنگنه داخل دکل نفتی زندگی کرده و سوار نفتکش شوند. وزیر مسکن باید در مسکن مهر زندگی کرده و سوار کمپرسی شوند.

موضوعات مرتبط