روزنامه های تهران: فرصتی که با انقلاب از دست رفت و شهر بی نفس

روزنامه های امروز صبح تهران، چهارشنبه ۱۸ بهمن سخنان دیروز رییس جمهور را در صفحات اول خود نقل کرده ولی بیشترشان از آن انتقاد کرده اند.

غباری که باز تهران را فراگرفته، نگرانی از بحران کمبود آب، آتش سوزی یک ساختمان دولتی در تهران از جمله دیگر مطالب این روزنامه ها در ششمین روز از دهه فجر سالگرد انقلاب اسلامی است.

حق نشر عکس قانون
Image caption تیتر و عکس آرشین غضنفری. قانون

اداره دولت، از جیب مردم

نادر کریمی‌جونی در مقاله ای در جهان صنعت نوشته: حسن روحانی حرف چندان جدیدی بیان نکرد و همان مواضعی که قبلا شهروندان ایرانی از زبان رییس‌جمهور و همکارانش شنیده بودند، تکرار شد. در عین حال و مانند همه مقامات جمهوری اسلامی ایران، حسن روحانی احتمال پیچیده‌تر شدن اوضاع کشور در ماه‌های آینده را رد کرد و آینده‌ای امیدبخش را نوید داد. در این صورت و بر اساس آنچه رییس‌جمهور و همکارانش ترسیم می‌کنند، آینده‌ای شیرین‌تر از امسال در انتظار مردم ایران قرار دارد.

به نظر این مقاله: در مواردی روحانی جانب احتیاط را گرفت. ذکر مثال گران شدن سوخت در عربستان از سوی حسن روحانی برای ناظران مسایل اقتصادی شکی باقی نگذاشت که وی از این حرف، ضرورت افزایش قیمت سوخت در ایران را می‌خواست یادآوری کند. او می‌داند که برای اداره کشور نمی‌توان به درآمدهای خارجی اتکا کرد چراکه نه فقط تراز بازرگانی ایران منهای نفت منفی است بلکه میزان سرمایه‌گذاری خارجی در ایران به نسبت سال گذشته به شدت کاهش یافته و دولت ناامیدانه از جذب سرمایه‌های جدید، به اخذ فاینانس روی آورده است.

مقاله جهان صنعت به این جا رسیده که: آنچه روحانی دیروز و در دومین کنفرانس خبری‌اش بیان کرد و نوید فرا رسیدن روزهای شیرین و روشن را برای سال ۹۷ داد، اگرچه مانند سایر وعده‌هایی است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی مشاهده شده و هیچ وقت محقق نشده اما در عین حال از رییس‌جمهوری که ادعای صداقت و شفافیت دارد، عجیب می‌نماید.

بایدهای قدیمی

احمدابوالفتحى در سرمقاله بهار نوشته: "بایـد سـخن جوانان را شـنید"، "باید ارز را کنتـرل کنیم"، "نهادهاى غیردولتى و نیروهاى مسـلح باید بنگاههاى اقتصادى را رها کنند"، "باید به آینده امیدوار باشیم"، "سى درصد خودروهاى ساخت داخل باید صادر شـود"، "بایـد بـراى فرهنگ کارى کنیـم"، "باید در زمینه رسـانه هاى مکتـوب کمکهایى انجام شـود"، "باید مشـکل کمبـود نقدینگى را به کلى حل کنیم"، "باید به دنبال حل مشکلات دانشگاهها باشیم"... مى دانم که شـروع ملال انگیزى را براى ایـن مطلب انتخاب کرده ام. اما براى نمایان سـاختن میزان ملال انگیزى سـخنان دیـروز رئیس جمهور در نشسـت خبرىش جز این شروع راهى را نمى شناختم.

به نوشته این مقاله تک تک "باید"هـاى بـالا را دیروز رئیس جمهـور بر زبـان رانده اند و مانده ام که چه کسـى باید بشـنود و چه کسـى باید فکرى به حا ِل بکند و چه کسى باید به دنبال حل مشکلات باشد؟ چه زمانى قرار است این کارها انجام شود. مانده ام که سخنان رئیس جمهور در پنجمین سـال زمامدارى چرا اینقدر شبیه اسـت به سخنان ایشان در اولین روزهایى که به عنوان رئیس جمهور انتخاب شـده بودند؟

جای خالی سووال

علیرضا صدقی در سرمقاله ابتکار نوشته: حسن روحانی در قامت یک سیاستمدار کارآمد، جلسه‌هایی از این دست را به سمت و سویی که می‌خواهد می‌کشاند و همواره هم برنده و پیروز این میدان است. ناظر و کارشناس بی‌طرف به رئیس جمهوری حق می‌دهد که مسیر گفت‌وگو را به صورتی که می‌خواهد هدایت کند و از ظرفیت‌های لازم در جلسه برای پیشبرد آن‌چه صلاح می‌داند، استفاده کند. شاید حتی نحوه اداره جلسه هم در چنین بستری قابل فهم و درک باشد.

به نوشته این مقاله: از سوی دیگر، ویژگی‌ها و محدودیت‌های چنین نشست‌هایی هم نباید فراموش شود. خبرنگاران امکان طرح پرسش‌های فراوان را در اختیار ندارند و ناچارند به طرح یک یا در نهایت دو پرسش قناعت کنند. با این وصف، فرصت ایجاد فضای چالشی در گفت‌وگو با رئیس جمهوری را از دست می‌دهند.تجربه نشان داده است که برخی رسانه‌های حاکمیتی، دولتی و شبه‌دولتی همواره ۵۰ درصد از زمان جلسه را در اختیار دارند و همیشه در زمره پرسش‌کنندگان از رئیس جمهوری هستند. بخش قابل ملاحظه‌ای از جلسه هم به رسانه‌های خارجی اختصاص پیدا می‌کند .

سرمقاله ابتکار در نهایت از خبرنگاران پرسیده: چرا در زمین روحانی بازی می‌کنند و چرا او را به میدان عرصه رسانه و خبر نمی‌کشانند؟ آیا این وضعیت مشابه در دوره‌های گذشته هم وجود داشته است؟ یا تنها مطبوعات در حال حاضر با این چالش روبه‌رو شده‌اند؟ آیا نمی‌توان از همین حداقل فرصت طرح پرسش هم به گونه‌ای بهتر و رساتر بهره برد؟ آیا رسانه‌ها نمی‌توانند بیش از این‌ها متوجه مطالبات عمومی و پرسش‌های اساسی از رئیس جمهوری باشند؟

چرا اصرار بر نشست خبری؟

صادق زیباکلام در مقاله ای در شرق مدعی شده که از شروع دور دوم ریاست جمهوری روحانی هر گفت‌وگویی که روحانی انجام داده باعث ریزش شمار بیشتری از آرای او شده است. در خوش‌بینانه‌ترین حالت می‌توان گفت دست‌کم هیچ گفت‌وگویی باعث بالارفتن محبوبیت رئیس‌جمهور نشده. اشکال از جایی شروع می‌شود که کسر درخور توجهی از شهروندان که بسیاری از آنها ممکن است به او رأی داده باشند، با اشتیاق و انتظار پای تلویزیون می‌نشینند تا سخنان او درباره مشکلات زندگی را بشنوند.

به نظر این استاد دانشگاه: بسیاری از مخاطبان رئیس‌جمهور با معضلات فراوانی روبه‌رو هستند؛ بی‌کاری، آلودگی هوا، ترافیک، بالارفتن قیمت دلار، آلودگی محیط زیست، گردوغبار در خوزستان تا برسیم به افزایش خط فقر، کاهش قدرت خرید طبقه متوسط و فرودستان تا برسیم به خواسته‌ها و انتظارات سیاسی و اجتماعی؛ از سیاست خارجی ایران تا دشواری رابطه با ایالات متحده، تنش با همسایگان و سایر معضلات. مخاطب منتظر است و آقای روحانی به‌جز مطالب زیبا و شیوا و یک‌سری کلی‌گویی و وعده‌ و وعید و تلاش برای دادن امید به آینده، عملا حرف دیگری به مخاطب تحویل نمی‌دهد.

مقاله شرق مثال زده: یکی از مسائل جدی امروز، بالارفتن روزانه نرخ ارز است؛ طبیعی بود بسیاری منتظر بودند ببینند تدبیر دولت دوازدهم برای خروج از این وضعیت چیست. پاسخ ایشان آن بود که «تصمیماتی برای کنترل نوسان ارز گرفته شده که بخشی از آن را رئیس بانک مرکزی اعلام کرده یا می‌کند». نفس اینکه رئیس‌جمهور می‌گوید رئیس بانک مرکزی تصمیم را اعلام کرده یا خواهد کرد نشان می‌دهد ظاهرا تصمیم‌های جدی و عملی در کار نیست. همه ما می‌دانیم دو موتور اصلی ایجاد درآمد برای هزینه‌کردن در زمینه اشتغال و محرومیت‌زدایی در لایحه بودجه ٩٧، عبارت بودند از افزایش قیمت بنزین و کاهش ٣٠ میلیون یارانه‌بگیر؛ اما بعد از ناآرامی‌های دی‌ماه، هم خود دولت و هم مجلس باعجله و نگران از واکنش مردم در آینده، هر دوی این تصمیم‌های بنیادی و درست را کنار گذاشتند.

ما و دیگران

محمدحسین مهرزاد در مقاله ای در اعتماد نوشته: فرصت رودر رو شدن با رییس‌جمهور اگر چه برای صدا و سیما در طول سال چند نوبت و هر نوبت حداقل یک ساعت فراهم می‌شود اما رسانه‌های دیگر اگر بخت یارشان باشد، می‌توانند در سال یک بار و یک سوال از رییس‌جمهور بپرسند. همین فرصت با چنان دست و دلبازی از سوی رسانه‌های ایرانی مواجه می‌شود که نه اثری از حرف مردم در آن دیده می‌شود و نه خط و خبری از آن بیرون می‌آید.

این روزنامه نگار پرسیده: کدام رسانه از رییس‌جمهور که مطلع‌ترین فرد از وضعیت کشور است سوالی پرسید که پاسخش واجد یک خبر مهم باشد؟ دیروز حسن روحانی چه خبری به رسانه‌های ایرانی داد؟ «رمز موفقیت نظام در پیشرفت‌ها»، «هدف دولت از نوسازی ناوگان و بافت فرسوده»، «تماشای فیلم‌های جشنواره»، «برنامه برای زیرساخت‌های ارتباطی»، «برنامه برای کاهش وابستگی به نفت» و... سوالاتی بود که رسانه‌های ایرانی در تنها فرصت به دست آمده برای پرسش از رییس‌جمهور انتخاب کردند.

مقاله اعتماد مدعی شده که: رسانه‌های خارجی از این فرصت بهره بردند. الجزیره قطر صراحتا به رییس‌جمهور می‌گوید موضع شما در مورد ترکیه و تحولات عفرین تغییر کرده است. او روحانی را به چالش می‌کشد و پاسخش را دریافت می‌کند؛ پاسخی که می‌تواند در رخدادهای هفته‌های آتی منطقه تاثیرگذار باشد. ان‌بی‌سی امریکا نیز مشخصا از اصرار امریکا بر مذاکره موشکی و احتمال همراهی اروپا می‌پرسد و رییس‌جمهور یکی از جملات طلایی نشست خبری خود را بیان می‌کند: کلید رابطه ایران و امریکا در واشنگتن است.

اساسی مصلحت‌ورزی کنیم!

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در صفحه طنز شهروند پرسیده: مصلحت و مصلحت‌اندیشی از کی آغاز شد؟ مصلحت‌اندیشی اول به وجود آمد یا آزادی اندیشه؟ آنچه در تاریخ ثبت شده، این است که از روزی که شیخ اجل سرود دروغ مصلحت‌آمیز به ز راست فتنه‌انگیز، دوران مکتوب مصلحت‌اندیشی شکل رسمی به خود گرفت.

با این مقدمه طنزنویس مصلحت اندیشی ها را مثلا در فوتبال معنا کرده: بهتر است دو تیم پرسپولیس و استقلال با هم بازی نکنند مگر به اجبار و از روی اضطرار. بهتر است دو تیم در یک مسابقه نزدیک و طوفانی و فوق رقابتی با رعایت نکات ایمنی و ایزو ٢٠٠٢ و مقررات ملی ایمنی و استفاده از کفش و کلاه و کمربند ایمنی صفر صفر کنند! اصلح آن است که تیم‌ملی به جام‌جهانی نرود و کسی شادی نکند مگر به هنگام اعتدال.

طنزنویس شهروند مصلحت در سیاست را هم چنین بیان کرده: مصلحت این است که حرف نزنیم. اگر مجبوریم مصلحت این است که حرف سیاسی نزنیم. اگر حرف سیاسی زدیم، تعریف و تمجید بهترین انتقاد است. یک بادسنج همیشه همراه داشته باشیم تا جهت وزش باد را بفهمیم. وقتی دولت می‌گوید به تنهایی قادر به پاسخگویی به مطالبات مردم نیست، نهادها و بخش خصوصی نباید به کمک دولت بیایند، بلکه مصلحت این است که ملت سطح مطالبتشان را کاهش دهند.

حق نشر عکس اعتماد
Image caption کار سورن. اعتماد

فرصتی که از دست رفت

حجت مهدوی سعیدی در مقاله ای در شرق درباره انقلاب و سالگردش چنین آغاز سخن کرده است: نهاد روحانیت و جامعه روشنفکران مانند نهضت آزادی و جبهه ملی در سطوح و ابعاد مختلف شاه را دعوت به اصلاح و رفرم می‌کردند. آنها در تحرکات و مبارزات سیاسی خود همه اعتقاد و اهتمام را بر این امر گذاشته بودند که شاه با گزینش مشی رفرمیستی به تصحیح امور آشفته کشور بپردازد و انتقادات و اعتراضات روزافزون موجود را به نحو منطقی و قانونی حل‌وفصل کند، اما از سوءقضا چنین نشد.

به نظر نویسنده با وجود این هشدارها و راهبردهای دلسوزانه، شاه سرمست درآمدهای متصاعد نفت و افسون‌زده قدرت لجام‌گسیخته مستقر خویش، وقت مناسب برای تجدیدنظر را از دست داد و لجوجانه به منطق اصلاحات تن در نداد و در فرجام به حکم جبر تاریخ و اراده خروشان مردم، از پای درآمد. شاه در برابر این اصل طبیعی و اجتماعی، سرسختی ورزید و به واقعیت تمکین نکرد. سپس به‌سرعت با برآمدن امواج فزاینده انقلاب در اوج اقتدار کاذب سقوط کرد.

مقاله شرق به این جا رسیده که: زمانی مبارزه مردم با رژیم تشدید و تمدید شد که مسیر اصلاح و رفرم مسدود شد و گلوله، سینه مردم را نشانه گرفت. پیداست چنین خشونت و جنایتی برای مردم پذیرفتنی نبود. ملت نمی‌توانست تحمل کند که نظام و سیستمی که مدعی رعایت مصالح ملت و پاسبان حقوق ‌بشر و تحقق دموکراسی است، علیه مردم خود، چنین رفتاری کند. همین ها بود که موجب انقلاب شد. هرچند محمدرضا پهلوی در واپسین لحظات عمر حکومت ناچار به پذیرش فضای باز سیاسی شد، اما چنین تواضع نابهنگامی، نوشدارویی پس از مرگ سهراب بود.

اگر میدانستید چه بود کشور

محمدجواد اخوان در روزنامه جوان گلایه کرده که اکنون چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی می‌گذرد و بیشتر جمعیت کنونی کشور متولدان دوره پس از انقلاب هستند و خاطره چندانی از دوره پس از انقلاب ندارند. ضعف‌های نظام آموزشی و کاستی‌های تولید رسانه‌ای موجب کم اطلاعی بسیاری از جوانان کشور شده است. و تولید انبوهی از شبهات هم موجب تشکیک در نسل سوم و چهارم نسبت به برخی مسائل تاریخی شده و حتی گاه منجر به قلب حقایق می‌شود.

نویسنده سپس مهم ترین موفقیت های جمهوری اسلامی و شکست های دوران پهلوی را برشمرده و از جمله بارزترین جلوه‌های ضدعدالت در کارنامه رژیم پهلوی را فقدان توسعه متوازن نوشته:، فاصله طبقاتی چه در حوزه ثروت و چه در حوزه دسترسی به امکانات است. بررسی جامعه شناختی دوره پهلوی نشان می‌دهد، جامعه ایرانی در آن دوره شدیداً از شکاف فقر و غنا رنج می‌برده، به گونه‌ای که به جز اندکی از جمعیت کشور که از طبقه مرفه نزدیک به دربار و یا سرمایه سالاران دهه ۴۰ و ۵۰ به شمار می‌آمدند، محدودی از طبقه متوسط جدید ساکن در کلانشهرها بودند و بیشتر جمعیت کشور را روستانشینان، حاشیه نشینان و اقشار مستضعف و محروم تشکیل می‌دادند.

مشکل دیگری نظام پادشاهی را جوان در شبهه پیرامون عدالت دیده، و نوشته: عددهای نجومی که در این چند سال در رسانه‌ها از فسادهای مالی چندهزار میلیاردی گفته می‌شود، در کنار تبلیغات اغواکننده رسانه‌های ضدانقلاب و تطهیرگر پهلوی گاه چنین القا می‌کند که پیش از انقلاب حاکمیت کاملاً پاکدستی بر سر کار بوده و اکنون شاهد فساد هستیم. اگر جوانان ما می‌دانستند که رضاخان (که قبل از رسیدن به حکومت در حد نگهبان سفارتخانه غربی‌های در تهران بود) هنگامی که سلطنت را واگذار کرد ۱۰درصد کل اراضی مرغوب کشور و حدود ۷ هزار روستا را به تصرف خود درآورد.

عوامل الگوی جدید پوشش

عباس عبدی در مقاله ای در اعتماد درباره عوامل الگوی جدید حجاب در سال های پیش از انقلاب و امروز نوشته: مطالعه و پیمایش ملی ایران در سال ١٣٥٣ که از سوی زنده‌یاد دکتر اسدی و همکاران‌شان انجام شد، نشان می‌دهد که ٧٥ درصد پاسخگویان، زنان با حجاب را ترجیح می‌دادند و فقط ٧ درصد زنان بی‌حجاب و ١٢ درصد نیز فرقی نمی‌کند را پاسخ داده‌اند. البته این تفاوت در شهر و روستا به نسبت زیاد است؛ در حالی که در شهر ٦١ درصد زنان باحجاب را ترجیح می‌دادند در روستا این رقم به ٨٧ درصد می‌رسید. ولی مهم‌ترین تاثیر را عامل سواد داشته است.

به نوشته این جامعه شناس: با افرایش تحصیلات گرایش به ترجیح زنان باحجاب کمتر می‌شده است و این روند خیلی معنادار و تفاوت‌ها زیاد است. پس از انقلاب که حجاب اجباری شد، سازوکار این متغیر، تاثیر خود را نشان داد. به این معنا که روند رو به گسترش آموزش عالی شدت گرفت، در نتیجه چندان غیرمنتظره نیست که گرایش به ترجیح زنان باحجاب کمتر شود. همچنان که گرایش خروج مفهوم حجاب از نظام ترجیحات افراد بیشتر شده است، و حدود ٤٠ درصد افراد با تحصیلات عالی مساله‌ای جز حجاب را برای ترجیح زنان در نظر داشته‌اند.

مقاله اعتماد اشاره کرده به گزارشی که اخیرا از سوی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری منتشر شده و مربوط به سه سال و نیم پیش است، توضیح می‌دهد که در دهه گذشته تمایل مردم به الگوهای رسمی از حجاب کاسته شده که وضعیت پوشش و آرایش در دولت احمدی‌نژاد در سال ١٣٨٦ تا ١٣٨٨ در بهترین وضع خود بود ولی پس از آن آغاز به کاهش کرده است.

غرب از ما یاد بگیرد

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت سخن قاسم روانبخش عضو جبهه پایداری را نقل کرده که: در کشور ما آزادی کامل وجود دارد و این آزادی در هیچ یک از کشورهای منطقه و حتی در غرب‌ نیست.

به نوشته این طنزنویس: خوب که به حرف ایشان دقت می‌کنیم می‌بینیم درست می‌فرمایند. در این مملکت شما می‌توانی صبح بلند شوی رییس‌جمهور را با یک نطق و یک مصاحبه جنجالی بترکانی! می‌توانی به رییس مجلس در شهر خودش و در حرم حضرت معصومه(س) با مهر و کفش حمله کنی! وزیر امور خارجه‌ات از سفر امضای برجام برمی‌گردد می‌توانی با کفش به ماشینش حمله کنی! از دیوار سفارت و کنسولگری می‌روی بالا، کسی کاری به کارت ندارد. آزادی اختلاس هم که یکی از اصول مسلم و حقوق شهروندی است و کسی به مختلس محترم نمی‌گوید بالای چشمت ابروست.

طنز جهان صنعت به این جا رسیده که: نماینده تهران می‌رود شیراز برای زدنش کلانتری را هم محاصره می‌کنند! ما در غرب هم نمی‌توانیم همچین چیزی را تصور کنیم. البته انصافا در غرب و در آمریکا، در یکی از قسمت‌های سریال‌بانشی، می‌خواستند یک نفر را داخل کلانتری بکشند، کل پاسگاه را محاصره کردند‌ یعنی انصافا در فیلم‌هایشان چند باری این اتفاق رخ داده. خلاصه اینکه ما صحت حرف آقای روانبخش را تایید می‌کنیم. اینجا آنقدر آزادی داریم که غرب باید بیاید یاد بگیرد!

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون جواد تکجو. قانون

پیش شرط های مهار آلودگی هوا

یوسف رشیدی در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: روزها داستان پاییز و زمستان و پایداری هوا و وارونگی دما و آلودگی هوا با شهر تهران و کلانشهرهای ایران درهم آمیخته شده است. در بحث آلودگی هوا اتفاقاً هیچ مافیا و قدرت خاصی وجود ندارد که جلوی اقدامات را بگیرد. بلکه مشکل اصلی ضعف اراده و اعتقاد به حل جدی و اساسی مشکل است. تجربه ثابت کرده هر وقت با مدارک و مستندات قوی جلو رفته‌ایم موفق شده و هر وقت با شک و تردید و مستندات ضعیف خواستیم اقدامی را انجام دهیم شکست خوردیم. نکته مهم دیگر، مسأله عدم تمرکز بر اقدامات است که باید سازمان حفاظت محیط زیست به‌عنوان بازیگر اصلی به‌خود باوری بیشتری برسد و از حالت واکنشی و جبهه‌گیری به یک سیاستگذار کلان تبدیل شود.

این استاد دانشگاه تاکید کرده: مدیریت آلودگی هوا در کشور مستقل از شرایط اقتصادی دولت است و می‌توان به‌صورت خودگردان آن را مدیریت کرد بدون آنکه فشار اقتصادی به بودجه عمومی دولت وارد شود. تنها باید نقطه نظرات همه ذینفعان در نظر گرفته شود و از نظرات متخصصان و دانشگاهیان هم بهره گرفت و در عین حال اشتباهات را پذیرفت و درصدد اصلاح آنها بر آمد. به‌طور مثال در بحث خودروهای فرسوده مدتها دولت به‌دنبال تأمین منابع مالی بود اما از زمانی که واردات خودرو منوط به از رده خارج شدن خودروهای فرسوده شد این اقدام بدون دخالت دولت و بار مالی، به‌صورت خودکار در حال انجام است و ادامه یافت.

سرمقاله روزنامه ایران به این جا رسیده: از این‌رو به‌نظر می‌رسد می‌توان با تفکر بیشتر و به‌کارگیری متخصصان در حوزه‌های اقتصادی و مدیریت، طرح‌های کاهش آلودگی هوا را با کارایی بیشتر و حداقل بار مالی در کشور به انجام رساند. اینکه منتظر باشیم تا دولت پولی را تهیه و برای کاهش آلودگی هوا هزینه کند، روشی ناپایدار و شکننده است. باید هر گونه اقدامات کاهش آلودگی هوا به لحاظ مالی خودگردان باشد و با تغییر دولت‌ها نیز خللی در اجرای این برنامه‌ها ایجاد نشده و همچنان پایدار باقی بماند.

زیر غبار پنهان است

حق نشر عکس ایران
Image caption کارتون هانی انصاری. ایران

آساره کیانی در مقاله ای در مردم سالاری بعد از گزارشی از غباری که از سه روز پیش تهران را گرفته و باعث شده که وسایل نقلیه عمومی هم از کار بیفتند نوشته پیاده ها از سر تخت طاووس تا میدان ولیعصر از لابه لای دودهای بدبو بتوان دود سیاه و بوی سوختگی پرونده‌ها را هم تشخیص داد؛ آتش از ساعت یازده و چهل و پنج دقیقه شب دوشنبه شروع شد و همچنان ادامه دارد؛ ساختمان برق حراراتی وزارت نیرو تقریبا شبیه پلاسکو- ساختمانی در چهارراه استانبول در سال گذشته- آتش گرفت؛ دلیل؛ نامشخص؛ احتمال ریزش؛ زیاد؛ سن ساختمان؛ بالای ۵۰ سال منتها آتش از یکی از چهار طبقه منفی(زیر زمین) شروع شد؛ همانجا که پر از اسناد و پرونده‌های مربوط به امور توسعه ای و حساس است.

به نوشته این گزارشگر: این ساختمان قدیمی‌سرجمع، ۸ طبقه دارد. مسئولان نتوانسته اند برای مقاوم سازی و رسیدگی جدی به وضعیت ناایمن ساختمان‌هایی که در معرض آتش سوزی و زلزله قرار دارند، کاری کنند، اما یک چیز را یاد گرفته اند؛ دیگر هیچ آتشنشانی را تو نفرستاده اند و همه بیرون در(البته با شعاع ۱۰۰ متری) ایستاده اند تا آتش خودش خاموش شود؛ ساختمان بریزد و بعد بروند جمع اش کنند؛ این طوری لااقل هیچ کسی نمی‌میرد.

گرد و غبار در تمامی‌مجاری تنفسی آدم‌ها در حال رفت و آمد است و شاید پشت درهای ساختمان شورا در خیابان بهشت هم گوش ایستاده تا تذکرات تکراری اعضای شورای شهر را راجع به از بین بردن خودش بشنود؛ شاید هم با خودش بگوید که تقصیری ندارند؛ این اعضا در طول سالیان گذشته یکسری وظایف نظارتی بی تاثیر داشته‌اند و هیچ تفاوتی ندارد که شهردار از خودشان باشد یا نه(به معنای هم حزبی و هم سلیقه)؛ و «چنین خانه‌ای اگر هم از پایبست ویران نباشد خودم به تنهایی می‌توانم ویرانش کنم». اینجا تهران است؛ شهری که شاخص آلودگی هوایش هیچ وقت به صورت کاملا دقیق اعلام نشده است.

موضوعات مرتبط