روزنامه های تهران: افزایش خودکشی در زندان، نرخ ارز و غبار در اهواز

روزنامه های امروز صبح تهران، چهارشنبه ۲۵ بهمن با انتشار سخنان تازه دادستان تهران درباره پرونده فعالان محیط زیست و مرگ دکتر سیدامامی در مقالاتی وظیفه مسوولان در حفظ زندانیان را یادآور شده و خواسته اند که مقامات عالی قضایی به این پرونده حساس وارد شوند.

ادامه جدال محافظه کاران و هواداران دولت درباره پیشنهاد برگزاری همه پرسی توسط رییس جمهور روحانی و انتقادهای شدید از افزایش نرخ ارز که امیدی هم برای پایان آن متصور نیست از دیگر مطالب این روزنامه هاست که از غبار شدید اهواز نگذشته، با عکس ها و گزارش هایی از آن در صفحات اول خود، اهمیت این مصیبت را یادآور شده اند.

حق نشر عکس مردم سالاری
Image caption تیتر و عکس صفحه اول مردم سالاری

همنشینان خاک بر سر دو راهی

زهرا داستانی در گزارشی در ابتکار نوشته: از زمان آغاز ریزگردها ۱۴ سال می‌گذرد. در این سال‌ها شمار وقوع ریزگردها به قدری زیاد بوده که تعدادشان در خاطر نمانده، اما تنها چیزی که در یادها هست فواصل کم وقوع ریزگردها و طولانی شدن روزهای ماندگاری این پدیده شوم است. ۲۳ بهمن ماه است که آلودگی هوا در خوزستان به شرایط «فوق خطرناک» رسیده و این در حالی است که از زمان خلاصی خوزستان از گرد و غبار پیشین تا وقوع گرد و غباری دیگر تنها شش روز است که می‌گذرد.

به نوشته این گزارش: مردم خوزستان بعد از این سال‌ها کمتر امیدواری به وعده‌های مسئولان دارند، روز را با سردرد‌های طولانی آغاز می‌کنند و شب را با فکر مهاجرت از خوزستان سر بر بالین می‌گذارند. امروز از کنار رود کارون گذشتم حتی رود را نمی‌دیدم.»؛ این سخنان رضا است. کتابفروش خوزستانی که زندگی در اهواز را به افسانه سیزیف نوشته آلبرکامو تشبیه می‌کند. می‌گوید: «هر روز کارهای پوچمان را تکرار می‌کنیم، امروز گرد و غبار را از روی زندگیمان می‌زداییم و روز دیگر باز همان کار را تکرار می‌کنیم.» راست هم می‌گوید از ۱۶ بهمن ماه که خوزستان درگیر گرد و غبار بوده است تنها شش روز می گذرد.

گزارش ابتکار به این جا رسیده که: ریزگردها که روزگاری مهمانان ناخوانده خوزستانی‌ها بوده‌اند امروز دیگر صاحب خانه‌اند چرا که روزهای متمادی را در خوزستان می‌مانند و فاصله ظهورشان در شهر کمتر و کمتر شده است. اتفاقی که فکر مهاجرت را در سر بسیاری از خوزستانی‌ها به وجود آورده است.

خودکشی های در زندان

صالح نوبخت در مقاله ای در شرق نوشته در قانون آيين دادرسي کيفري جديد نه‌تنها حق دسترسي متهم به وکيل در تمام مراحل و حق انتخاب وکيل در به‌اصطلاح جرائم امنيتي محدود شده است، بلکه اين محدوديت به مهم‌ترين جرائم که داراي مجازات‌هاي سنگين است و امکان در خطر قرارگرفتن حقوق متهم وجود دارد تعميم داده شده است. در مواردي که براي اخذ وکالت برخي از روزنامه‌نگاران به دادسرا مراجعه کردم، بازپرسان محترم فرمودند ما وکالت‌نامه شما را از طريق دادسرا براي رياست قوه قضائيه مي‌فرستيم، هرموقع پاسخ تأييد شما آمد، مراجعه کنيد. برخي از آنان هم از اول آب پاکي روي دست ما ريخته و فرمودند قبل از رسيدن پاسخ تحقيقات تمام مي‌شود!

این وکیل دعاوی ادامه داده که: به دنبال ناآرامي‌هاي دي‌ماه، تعدادي از شرکت‌کنندگان در راهپيمايي‌ها، صرف‌نظر از اينکه اتهام وارده به آنان صحيح باشد يا خير، دستگير شدند. گزارش‌هايي از مناطق مختلف کشور حاکي از آن بود که افرادي در تهران، اراک، سنندج و شهرهای دیگر در زندان خودکشي کرده‌اند. گزارش‌هاي مخالف هم فوت آنان بر اثر خودکشي را رد و اتهاماتي را به مقامات دستگيرکننده وارد کرده‌. آخرين مورد اين‌گونه فوت‌ها، درگذشت شادروان دکتر کاووس سيدامامي، استاد برجسته جامعه‌شناسي ديني دانشگاه امام صادق ، در بازداشتگاه است که چون خودکشي غيرقابل‌باور بود.

مقاله شرق به دو مسئله اساسي اشاره کرده: اول اينکه چرا اين خودکشي‌ها اخيرا در بازداشتگاه‌ها رواج يافته است، زيرادر مورد بازداشتي‌هاي امنيتي که معمولا در بندهاي ويژه نگهداري مي‌شوند سازوکارهاي بازداشت و نگهداري آنان به صورتي است که هميشه تحت کنترل زندانبانان هستند و امکان مبادرت به خودکشي محدود است. دوم اينکه چرا بايد در کشور ما اين اندازه بازداشتي متهم به جاسوسي، آن هم در يک گروه فعال در زمينه محيط زيست وجود داشته باشد؛ مگر آنان بدون اطلاع مقامات اطلاعاتي و امنيتي به خارج سفر کرده‌‌اند يا آنان در حفاظت از محيط زيست وارد مناطق ممنوع شده‌اند؟

قانون دسترسي متهم به وكيل

مصطفي ترك‌همداني در مقاله ای در اعتماد بر مسووليت امنيت و سلامت هر زنداني تاکید کرده که برعهده نهاد بازداشت‌كننده يا نگهداري‌كننده (كه در اينجا سازمان زندان‌ها) است. بر اساس قانون ضابطان دادگستري متعدد و متفاوت هستند و متاسفانه اين تعدد و تفاوت باعث شده است كه هر كدام از اين ضابطان دادگستري بازداشتگاه‌هاي مجزا داشته ‌باشند. از همين روي بازداشتگاهي واحد نداريم كه همه زندانيان تحت نظر يك سازمان مشخص باشند و در همه وجوهات از جمله نگهداري از زنداني چه در بازداشتگاه مجرد چه به صورت عمومي يك سازمان واحد مسووليت بپذيرد.

وکیل پرونده فعالان محیط زیست اشاره کرده که: وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه، حفاظت و اطلاعات قوه قضاييه هر كدام به صورت جداگانه بازداشتگاه‌هاي خاص خود را داشته و زندانيان آنها تحت نظر سازمان مربوطه قرار مي‌گيرند، در مورد آقاي كاووس سيدامامي به نظر مي‌رسد كه مرجع تحقيق‌كننده سازمان اطلاعات سپاه بوده است. نماينده آنها با برخي از نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي گفت‌وگو كرده و بنا بر اخبار منتشر شده هم نهاد مربوطه اذعان داشته قصوري اتفاق افتاده است.

در انتهای مقاله اعتماد آمده: متهماني اينچنيني كه بدون حضور وكيل تحت تعقيب و بازجويي قرار مي‌گيرند مسلما تحت فشار بالايي قرار دارند. فعالان محيط‌زيستي قريب به ٢٠ روز پس از دستگيري همچنان وكيل دسترسي نداشته‌اند. اگر آقاي سيدامامي به وكيل دسترسي داشت، ممكن بود وكيل حقوقي را به ايشان يادآوري كند و مشاوره‌هايي به او بدهد تا به لحاظ روحي و رواني آسيب نديده و دست به خودكشي نزند. دسترسي به وكيل در شرايط خاص متاسفانه به تفسيرهاي مختلف مقامات قضايي بازمي‌گردد و آنها در اين زمينه مسووليت دارند.

مقامات قضایی باید دخالت کنند

بهمن کشاورز در مقاله ای در شرق با اشاره به سه مورد مرگ در زندان که خودکشی اعلام شده نوشته: با توجه به اینکه تمام ابزارهای خطرناک و قابل استفاده برای خودکشی از افرادی که به زندان وارد می‌شوند، گرفته می‌شود و با عنایت به اینکه در مورد سوم اعلام‌شده از این نوع ظاهراً اتهام جاسوسی بوده که با حبس در زندان با ضریب امنیتی بالا ملازمه دارد. در این حالت اولین سؤال قابل طرح این است که با این اوصاف چگونه متهم می‌تواند خودکشی کند؟

بدیهی است در صورتی‌که جزئیات بیشتری از نحوه خودکشی عنوان شود، بحث بیشتر در این خصوص میسر خواهد بود. به هر حال بستگان آن مرحوم (اولیاء دم) اگر شبهه‌ای درخصوص نوع مرگ دارند، می‌توانند به دادستان اعلام شکایت کنند. آن ها ضمن اعلام شکایت می‌توانند درخواست کنند با هزینه‌ی آنان، اگر کالبدشکافی انجام نشده، بشود و اگر شده، نتایج آن به‌وسیله‌ی هیأتی از متخصصین مجدداً بررسی شود. اگر تدفین انجام شده باشد، اولیاء دم می‌توانند با قید فوریت تقاضای نبش قبر کنند.

مقاله شرق تاکید کرده: عوامل حاشیه‌ای این پرونده چنان است که اقدام جدی مقامات قضائی را می‌طلبد و اولیاء دم می‌توانند با اعلام شکایت خود این فرایند را تسهیل کنند.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون لاله ضیایی. قانون

پرونده جاسوسی در پوشش حمایت از یوز

کیهان در گزارش اصلی با همین عنوان ضمن اشاره به گفته های دیروز دادستان تهران درباره پرونده ای که بعد از اعلام خبر مرگ دکتر سیدامامی در زندان بر دایره افتاد بدون اشاره به منبع و مستند ادعاهای خود نوشته:یکی از موارد مشکوک که به صورت زنجیره‌ای از اقدامات به هم پیوسته طی سال‌های اخیر در حوزه محیط زیست به چشم می‌خورد پروژه صیانت از یوز ایرانی است.

به نوشته این روزنامه تندرو: این گروه فعالیت‌های پررنگی همچون برگزاری سمینار، ساخت سریال تلویزیونی و مستند، درج تصویر یوز ایرانی بر روی لباس و اتوبوس تیم ملی فوتبال و سخنرانی انجام داده اند که به نظر با توجه به اتفاقات اخیر، این تحرکات نیازمند بررسی دقیق‌تر و موشکافانه است چرا که وقتی نصب دوربین در دامن طبیعت و با توجیه فعالیت زیست محیطی در اصل با هدف رصد اطلاعات مهم امنیتی همچون فعالیت‌های موشکی بوده است از دیگر اقدامات مشابه برخی افراد یا ان‌جی‌اوهای فعال در چنین عرصه‌هایی نباید با غفلت گذشت.

کیهان با قطعیت دادن به نظریات خود، از نمایندگان مجلس و روزنامه هایی که این فرضیات را زیر سووال برده اند گلایه کرده و از آن ها خواسته سنجیده تر در راستای مصلحت کشور سخن بگویند و افزوده: البته از تحرکات پر حجم رسانه‌های خارجی و معلوم‌الحال از جمله بی‌بی‌سی فارسی در ماجرای دستگیری این افراد و خودکشی یکی از آنها جای تعجب نیست و هرچه این تحرکات بیشتر باشد نشان‌دهنده سنگینی ضربه وارده نهادهای امنیتی کشور و دستگاه قضا به بدخواهان کشور و انقلاب است.

وقتی خبر خودکشی ما را مخابره کنند

آساره کیانی در مقاله ای در مردم سالاری نوشته: چند نفر توی زندان خودکشی کرده اند. از اعتراضات سراسری مردم ایران در دی ماه سال‌جاری شروع شد؛ چند جوان که در شهرهای مختلف بازداشت شده بودند هم خودکشی کردند؛ البته گفته شد که آن‌ها به مواد مخدر و استعمال قرص و... عادت یا به بیانی، اعتیاد داشته اند. این را مقامات مسئول گفتند و البته صادقی(نماینده مجلس) قانع نشد و توضیح داد که طبق اعلام بستگان یکی از بازداشت شدگان، فرد مورد نظر پیش از خودکشی اش در تماس تلفنی به خانواده اش گفته که مسئولان زندان به بازداشت شده‌ها قرص‌هایی داده اند که حالشان را بد کرده.

نویسنده اضافه کرده: حالا نوبت خودکشی یک فعال محیط‌زیست است؛ آقای سیدامامی‌که استاد دانشگاه امام صادق هم هست و حالا نماینده مجلس و عضو شورا و وزیر و وکیل، خواهان مشخص شدن علت خودکشی اش در زندان شده‌اند. امروز ارتباطات مجازی و فناوری‌های ارتباطای و اطلاعاتی به قدری پیشرفت کرده اند که برای نشر یک رخداد جهانی تنها ثانیه‌هایی وقت نیاز هست؛ از آن مهم تر وضعیت زندان‌های ایران است؛ اگر به گفته مسئولان اعتماد کرده و آمار خودکشی را درست تلقی کنیم، پس زندان‌های ایران مکان‌هایی بسیار ناامن هستند که هنوز بهمن تمام نشده و اسفند نرسیده خبرهای خودکشی تازه و جدیدی از درون آن‌ها مخابره می‌شود.

مقاله مردم سالاری به این جا رسیده که: این آسیب باید جدی گرفته شود؛ آدم است دیگر ممکن است گذرش به زندان بیافتد و با اوضاعی که زندان‌های ما دارند هر لحظه امکان خودکشی اش وجود داشته باشد و این امری اثبات شده است که اگر حالا شهروندانی که ممکن است روزی خطاکار باشند، علت این همه خودکشی را جویا نشوند، روزی هم برسد که خبر خودکشی خودشان را رسانه‌ها در کمتر از چند ثانیه مخابره کنند.

شوخی شوخی

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته: می‌خواستیم در مورد بازداشت‌شدگان محیط زیست طنز ننویسیم که صحبت‌های جناب فیروزآبادی را در مورد جاسوسی از طریق پوست مارمولک مطالعه کردیم عزم‌مان جزم شد که بیشتر در مورد بازداشت‌شدگان محیط زیست طنز ننویسیم. فردا خودمان را هم می‌گیرند می‌گویند این آدم لای طنزهایش داشت آدرس می‌داد! تا بیاییم ثابت کنیم کاره‌ای نبودیم روزنامه حق‌التحریرمان را می‌برد. دوباره باید شش ماه بدویم که برگردیم داخل لیست!

نتیجه اخلاقی‌: آدم بعضی حرف‌ها را که می‌خواند متوجه نمی‌شود که جدی است یا شوخی. به واقع بعضی از مقامات هستند که استعداد و توانایی بزرگ و عظیمی دارند که جای ما طنزنویس‌ها را بگیرند و از نان خوردن بیندازندمان.

حق نشر عکس ایران
Image caption کارتون پریسا نوراللهی. ایران

بازار ارز به کدام سمت و سو می رود؟

غلامحسین دوانی در مقاله ای در شهروند نوشته: در حالی که هیچ اتفاق خاصی در اقتصاد کشور رخ نداده و قاعدتا باید تقاضای ارز نوسان نداشته باشد، نرخ ارز نسبت به نرخ اول سال ١٣٩٣ حدود ٣٧درصد افزایش یافته و دیگر نمی‌توان از حربه پوسیده دولت‌های قبلی برای این افزایش استفاده کرد.

این کارشناس ارشد مالی چند نکته را به عنوان علت گرانی ارز مشخص کرده: آزادشدن بخش قابل ‌ملاحظه‌ای از سپرده‌های بانکی و روانه‌شدن آن به‌ سوی بازار ارز. پرداخت‌های بانک مرکزی به سپرده‌گذاران مالباخته که وجوه مذکور نیز عملا روانه بازار ارز و سکه شدند. تاثیر روانی تصمیمات دولت آمریکا و اثرات مخرب مصاحبه‌های همکاران بی‌جیره و مواجب ترامپ در داخل کشور.

دیگر علل برشمرده مقاله شهروند عبارتند از: نابسامانی برنامه‌های اقتصادی دولت و فقدان چشم‌انداز مشخص بازارهای پول و سرمایه. هم‌داستانی بخش رانتی ارز (صادرکنندگان موادخام کشور چه در قالب مواد معدنی، مواد پتروشیمی و خشکبار، سالامبو و پسته و...). اصرار برخی رسانه‌های اقتصادی برای افزایش نرخ ارز و خشنودی ذاتی‌شان از قیمت بالای ارز و تشویق روانی بازار و از همه مهمتر اقدام ناسنجیده نمایندگان مجلس در مهار حقوق و مزایای جامعه کار و تولید از یک‌طرف و چشم‌پوشی بر فساد و حقوق نجومی مدیران و کارگزاران از طرف دیگر.

زهرِ امید واهی

صادق صحرایی در مقاله ای با نگاه به بازار ارز و افزایش افسارگسیخه نرخ آن نوشته: افزایش قیمت دلار تاثیر منفی مشخصی بر سایر بازارها گذاشت. مسئولان وقت بر این عقیده بودند که دو موضوع تحریم‌ها و دخالت نهادهای غیردولتی در بازار ارز سبب این نابه‌سمانی شده بود. با تغییر دولت و همچنین رفع بخشی از تحریم‌ها به دلیل توافق هسته‌ای چند سال اخیر با شکلی از ثبات در بازار ارز همراه بود. ثباتی که مسئولان بانک مرکزی را به فکر یکسان‌سازی نرخ ارز نیز انداخت. اما حالا مدتی است که دیگر خبری از ثبات نسبی در بازار ارز نیست و حتی در روز گذشته ارزش یک دلار به ۵۰۰۰ تومان نیز رسید.

به نوشته این مقاله:برخی بر این عقیده‌اند که مخالفان سیاسی دولت در بازار ارز دخالت کرده اند برخی معتقدند آنچه در بازار ارز می‌گذرد ارتباط مستقیمی با ضعف مفرط تیم اقتصادی دولت و برنامه‌های اقتصادی این تیم دارد. مسئولان دولت از رییس‌جمهور و مسئولان اقتصادی دولت تا ارگان‌های رسانه‌ای قوه مجریه و تیم رسانه‌ای دولت نوعی بی‌تفاوتی را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

مقاله بهار به اینجا رسیده: شعارهای دهان پر کنی از قبیل «ما می‌توانیم» و یا «امید» هنگامی که تنها به لقلقه زبان مسئولان تبدیل می‌شود و در عملکرد آنان نمودی ندارد نه تنها سبب ایجاد امید و نشاطی در جامعه نمی‌شود بلکه سبب کاهش روزافزون اعتماد ملی به حاکمیت و افزایش شکاف ملت - دولت خواهد شد. به عنوان یک مثال رئیس‌جمهور و تیم اقتصادی دولت با شفافیت و صراحت ناتوانی خود را در مدیریت بهای ارز اعلام کرده بودند و دست نیاز خود را صادقانه به سوی مردم دراز کرده بودند قطعاً از حجم این نابه‌سمانی کاسته می شد.

اقتصاد ایران قفل شد

محمدقلی یوسفی در مقاله ای در جهان صنعت نوشته: علامت نادرست دولتمردان به اقتصاد موجب سلب شدن اعتماد مردم شده و همین موضوع باعث آن شده که مردم سیاست‌های دولتمردان را نادیده بگیرند و بدون توجه به آنچه این مقامات اعلام می‌کنند خود مسیر درست برای حضور در بازار را پیدا کنند‌. سیر صعودی هزینه‌های دولت و ناتوانی دولت در حمایت از بخش تولید دولت را ناچار کرده بازار واردات را آزاد بگذارد‌.

به نظر این مقاله: منابع درآمدی دولت پایین است و توانی برای حمایت از بخش تولید در کشور ندارد بنابراین چنین شرایطی دولت را در یک بن‌‌بست کامل اقتصادی قرار داده است‌. برای چنین شرایطی می‌توان معادله‌ای را طراحی کرد که صورت این معادله را ریال و مخرج آن را ارز تشکیل می‌دهد، از آنجا که صورت چنین معادله‌ای به راحتی می‌تواند با چاپ پول توسط بانک مرکزی رشد کند اما مخرج این کسر یا خیلی کند حرکت می‌کند یا اصلا حرکتی از سوی آن صورت نمی‌گیرد. همین موضوع باعث می‌شود نرخ دلار افزایش‌های شدیدی داشته باشد‌.

مقاله جهان صنعت در نهایت افزوده: به دلیل شرایط بحرانی در فضای بین‌الملل و به دلیل شرایط رکودی حاکم بر اقتصاد کشور و به دلیل کسری‌های بودجه‌ای دولت مجبور می‌شود به چاپ پول بیشتر در اقتصاد متوسل شود که در پی آن تورم بر مدار صعودی قرار می‌گیرد‌. با این اوصاف چشم‌انداز روشنی را نمی‌توان برای اقتصاد ایران متصور شد و هر چه می‌گذرد بحران تشدید می‌شود‌.

شهروند مسئول

تصویری از علی کریمی بازیکن سرشناس فوتبال در هنگام شرکت در یک برنامه افشاگرانه در سیمای جمهوری اسلامی در صفحات اول روزنامه های امروز نقش است که از وی به عنوان شجاع و صدیق و دلسوز و مسوول یاد کرده اند. در مقابل وی دبیر فدراسیون فوتبال کشور نشسته بود.

بهار در مقاله ای نوشته: کاش در بخش بخش این کشور یک برنامه نود بود و چند نفر علی آقای کریمی، کاش فرصتی باشد علی کریمی‌ها هر از گاهی این‌گونه شجاعانه صحبت کنند، حتی اگر تپق بزنند، کلماتشان قشنگ چفت و بست نشود یا حتی اطلاعاتی کم در بعضی از حرف‌هایشان باشد، فقط باشند و صحبت کنند، رگ گردنشان ورم کند و همان شکست و بسته بگویند که دارید دزدی می‌کنید، دارید خیانت می‌کنید، بپرسند که این همه میلیارد میلیارد پول کشور کجا رفته؟ با کدام حساب و کتاب؟

به نوشته این مقاله: علی کریمی در مناظره با محمدرضا ساکت دبیر فدراسیون فوتبال از تنها چیزی که مطمئن بود قانون مدار نبودن فدراسیون بود، او خوب می‌دانست که مثل خیلی از بخش‌های دیگر کشور، نگاه فرد محوری و قانون گریزی بر فدراسیون حاکم است و این نهاد با کدخدا منشی اداره می‌شود. آنجایی که از ماجرای سامانه‌ هواداری و حق پخش تیم‌ها صحبت کرد، از قراردادهای گنگ مالی فدراسیون پرده برداشت، از واریز پول به حساب شخصی برخی افراد گفت و از اساسنامه فوتبال که تاییدیه هیچ نهاد بین المللی را ندارد.

بهار نوشته: شاید به جای به کار بردن کلماتی مانند قهرمان و سوپرمن برای علی کریمی، بهترین واژه انسانی مسئول باشد، شهروندی که گمشده جامعه امروز ایران است، انسانی که وقتی ناراستی‌ها را می‌بیند نمی‌تواند سکوت کند و برای اصلاح روندها پیش قدم می‌شود، فریاد می‌زند، سوال می‌پرسد، پاسخ می‌خواهد و وادار به پاسخگویی می‌کند.

بر مجرمان بی‌افزا!

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون مسعود ماهینی. قانون

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در صفحه طنز شهروند نقل کرده که یک قاضی در دادگاهی در بیرجند متهم را به جای حبس محکوم به خواندن کتاب کرده است و بر همین اساس طنزنویس اظهار نظر چند تن از چهره های سیاسی و اقتصادی را گمانه زنی کرده است. غلامحسین کرباسچی شهردار پیشین تهران گفته: پس چرا دوره ما از این خبرها نبود؟ اصلاحات و سازندگی این بود؟

ب.ز: یکی برای من کتاب « فرار از زندان» بیاره. مرسی.اَه!

یک متهم بزرگ پرونده اختلاس: کتاب که خوبه. به من حکم‌ دادند برنامه‌های صداوسیما را تماشا کنم.

کارشناس صداوسیمای یزد: خانم‌های محترم اگر آقاتون محکوم به کتاب‌خواندن شد، باید برای این‌که این حکم سنگین از وجودشون بره بیرون و به قول معروف بشوره و ببره، علاوه بر شیر و برگ گل یک مقدار عسل و کاپوچینو تو تشت اضافه کنید بعد پای آقا را ماساژ بدین. هرچی محکومیتشون سنگین‌تر، عسلش باید بیشتر باشه.

موضوعات مرتبط