روزنامه های تهران: مذاکره ترامپ و اون، به نفع ایران یا...؟

روزنامه های امروز صبح تهران، دوشنبه ۲۱ اسفند خبر استعفای احمد جنتی از مقام امام جمعه موقت تهران را مهم دیده و از میان اخبار خارجی تصویب قدرت مادام العمر برای رهبر فعلی چین را مطرح کرده اند.

حق نشر عکس سازندگی
Image caption تیتر و عکس صفحه اول سازندگی

جمعه‌ها بدون جنتی

همدلی در گزارش اصلی خود نوشته: سال ۹۰ اولین بار خبر درخواست احمد جنتی برای بازنشستگی از امامت جمعه موقت تهران اعلام شد. اما به تعویق افتاد و سال ۹۳ نیز دوباره در نامه‌ای به رهبر انقلاب نوشت و این در خواست تکرار شد. اما گویا اجابت نشد. تا از شهریور ۹۵ دیگر در نماز جمعه حاضر نشد و نزدیکانش علت را کسالت‌های جسمی عنوان کردند. تا آنکه رهبر انقلاب دیروز ۲۰ با این درخواست موافق کردند.

این روزنامه در ضمن شرح احوال احمد جنتی چند جمله از خطبه های نمازجمعه وی را آورده یکی زمانی که در ۹۳ و در مخالفت با مذاکره با آمریکا سخن می گفت: برخی حرف‌ها را مطرح کنند اما در باطن عقیده‌شان این است که تنها راه‌حل مشکل و شکستن تحریم‌ها کنارآمدن با آمریکاست.

ممکن است زمانی فرا برسد که ما روزی دو وعده غذا بخوریم؛ چه اشکالی دارد حتی اگر شرایط بدتر شود ما روزی یک وعده غذا بخوریم چرا که گرسنگی کشیدن بدتر از داغ از دست دادن عزیزان و جوانان نیست.

یا در سال ۸۵ که در حمایت از نامه محمود احمدی‌نژاد به جرج بوش گفت: این نامه فوق العاده است و عقیده من این است که از الهامات خدا بود. خدا به این مردم و این مملکت عنایت دارد و ما هم باید قدر این عنایت الهی را بدانیم. توصیه می کنم این نامه را بچه ها همه بخوانند و در مدارس و دانشگاهها خوانده شود و صدا و سیما نیز مکرر آن را بخواند.

مساله‌ای به نام جاذبه

رضا اکرمی در روزنامه آرمان نوشته: اینکه شخصی به دلیل سن و سابقه و... از امامت جمعه اعلام کناره‌گیری کند، امری طبیعی بوده و چندان مساله جدیدی نیست. در این راستا برای تقویت نمازجمعه افرادی جایگزین امامان جمعه سابق می‌شوند که البته این تقویت جدای از تغییر یا جایگزینی شخص امام‌جمعه به عوامل مختلفی بستگی دارد.

به نوشته این روحانی: با توجه به اینکه در حال حاضر بیشتر شرکت کنندگان در نمازجمعه افراد پا به سن گذاشته هستند. باید سازوکاری فراهم شود تا در مراکز استان‌ها نیز مثل تهران مردم به سهولت به نمازجمعه دسترسی داشته باشند. البته ذکر این نکته ضروری است که باید به کیفیت نمازجمعه نیز توجه شود که این مهم به عملکرد خدمه نمازجمعه، سخنران قبل از خطبه‌ها و برگزار کنندگان این فریضه باز می‌گردد.

در ادامه مقاله آرمان آمده: اگر ائمه جمعه در طول زمانی که می‌خواهند خطبه بخوانند به مشورت بها دهند و از نظر کارشناسان بهره بگیرند یقینا نمازجمعه می‌تواند جاذبه داشته باشد و برکات خود را ابلاغ کند. گرچه مطرح می‌شود که کناره‌گیری برخی از ائمه جمعه به علت کهولت سن موجب جوانگرایی در میان ائمه جمعه خواهد شد، اما اگر امام‌جمعه به نحوی اقناعی صحبت کند که مردم فکر کنند سخن آنها را می‌گوید و به عبارت دیگر سخنگوی آنهاست، این مساله به جاذبه آن کمک می‌کند.

حق نشر عکس .
Image caption کارتون محسن ظریفیان

سایه برجام بر دیدار اون و ترامپ

جاوید قربان اوغلی در مقاله ای در شرق مسیری را که ترامپ و کیم جونگ اون در پیش گرفته اند باعث کاهش تنش و ایجاد فضایی جدید در این منطقه از جهان دیده و پرسیده سؤال متناقضی که در تحول اخیر بین کره‌شمالی و آمریکا رخ می‌نماید، رفتار ترامپ در قبال توافق هسته‌ای ایران است که بارها آن را بدترین توافق نامید و با تشدید فشار بر متحدان اروپایی، ماه گذشته تهدید کرد در صورت محقق‌نشدن شرایط ترامپ، از ادامه تعلیق تحریم‌های منتج از برجام خودداری خواهد کرد که به معنای خروج دوفاکتو آمریکا از توافق هسته‌ای است.

نویسنده احتمال داده هرگونه تفاهم یا توافق آمریکا با کره‌شمالی موضع این کشور را در قبال ایران سخت‌تر کند. و تاکید کرده: تحولات روابط کره‌شمالی و آمریکا، دلیل روشن دیگری بر درستی رهیافت مذاکرات ایران با کشورهای ١+٥ و دستیابی به توافق هسته‌ای است. امروز دو کشور با سابقه تقریبا ٧٠ساله بحران در انعطافی شگفت‌انگیز برای مذاکره در عالی‌ترین سطح ممکن اعلام آمادگی می‌کنند، به طور طبیعی برای ایران به عنوان واضع ایده، قاعدتا نباید در حکم «تابو» باشد؛ تا‌جایی‌که تلاش رئیس‌جمهور امانوئل مکرون در زمان مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز ناکام گذاشته شود.

مقاله شرق با اشاره به سفر محمد بن سلمان شاهزاده بلندپرواز سعودی به لندن و سفر در پیش وی به واشنگتن و اجتماع ضد ایرانی یهودیان آمریکایی با ترامپ نوشته: موارد فوق در زمره تحولاتی است که باید آن را جدی گرفت و برای کاهش تنش با آمریکا که در صورت استمرار ممکن است به مرحله‌ای ‌کنترل‌ناپذیری برسد، اقداماتی انجام داد.

نرمش قهرمانانه اون

صلاح الدین هرسنی در مقاله ای در بهار درباره مذاکرات پیش روی ترامپ و اون نوشته: این که چه شده است دو رقیب که به چیزی از کمتر از نابودی و امحای کامل خود راضی نبودند، برای ایجاد مفاهمه و در نهایت ایجاد مصالحه به پای میز مذاکره می روند؟ آیا ترس از انزوای بیش از پیش کره شمالی و تشدید تحریم ها و تعقیب راهبرد نان در برابر رآکتور، مقامات پیونگ یانگ را به این مذاکره راضی کرده و یا ترس آمریکا از بمب های هیدروژنی و موشک های نقطه زن پیونگ یانگ، عامل اصلی این مذاکره و در نهایت مصالحه بوده است؟

نویسنده مقاله احتمال داده: تلاش برای کاهش التهابات در حیات سیاسی شبه جزیره و دماندن روح امید و آرزو برای تکاپوی صلح جاودانه از جمله دلایلی بوده است که دست کم کیم جونگ اون در رفتن به میز مذاکره، بدان بی توجه نبوده است. او به این درجه از عقانیت رسیده است که عصر انزوای بین المللی و همچنین عصر وداع با اسلحه فرارسیده است وقدرت الزاما از لوله تفنگ در نمی آید. چنین تفکری به معنای تسلیم و عقب نشینی کره شمالی در مقابل زیاده خواهی های واشنگتن نیست. «اون» به این درجه ازتعقل رسیده است که میتوان در سایه رآکتور و تسلیحات موشکی از کیان و منافع ملی دفاع کرد، اما درعین حال بازیگر عاقل وخردمندی بود.

رفتاری را که کیم جونگ اون اینک از خود نشان داده، بدون پاداش همسایگانش نخواهد بود. این همسایگان که روزگاری در صف مهمترین مخالفان و رقیبان او قرار داشته اند، هم اینک با نرمش قهرمانانه ای که اون از خود نشان داده است، با او همراه می شوند و چه بسا که زین پس به بازیگری تبدیل شود که بخواهد نقش تعیین کننده در آسیای خاوری داشته باشد

نتیجه یک ملاقات

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت با احتمال این که آمریکا و کره‌شمالی بروند سر میز مذاکره هسته‌ای و یک برجامی چیزی بین‌شان امضا شود، حوادث بعدی را پیش‌بینی کرده: لانگ وزیر خارجه کره شمالی و تیلرسون همتای وی دوسال پوست‌شان کنده می‌شود که یک برجامی چیزی امضا کنند! در طول مدت مذاکره اصولگرایان کره‌شمالی پوست این آقای لانگ را می‌کنند که تو چرا به تیلرسون لبخند زدی و چرا با هم راه رفتید!

بنا به پیش بینی این طنزنویس بعد از امضای قرارداد و تفاهم‌، لانگ را در فرودگاه پیونگ‌یانگ با کفش می‌زنند که فکر نکند خیلی کار شاقی انجام داده. این آقای لانگ هفته‌ای سه بار چهارچرخش توسط اصولگرایان بالا می‌رود که تقصیر تو بود ما با آمریکا مذاکره کردیم.

ستون طنز جهان صنعت در نهایت نوشته: احتمالا بعد از یک مدتی خبر می‌آید که آقای لانگ ناپدید شده تا دیگر نرود از این کارهای بیجا بکند. نتیجه اخلاقی‌: هزار نکته «ظریف» تر از مو آنجاست!

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون وحیده فلاحی. قانون

خواست دگرگونی واقع بینانه

مهدی بهلولی در یادداشتی در شهروند نوشته: جامعه ما، در مقایسه با مثلاً ٣٠ سال پیش، تغییر زیادی کرده است. ٣٠ سال پیش، من دانش‌آموز سال نخست دبیرستان بودم. یک روز زمستان، یک مچ ‌بند طبی ورزشی بسته بودم. دبیر دینی‌مان آمد سر کلاس و مچ‌ بند را دید. گفت این چیه بسته‌ای؟ گفتم آقا چند سال پیش، افتادم زمین و مچم شکست اما او مچ بند را از دستم بیرون آورد و تقریباً پاره کرد و گفت این را برای روداری و مسخره بازی بسته‌ای و دیگر نبینم ببندی!

آموزگار نویسنده مقاله شرح داده که حالا چند روز پیش، همان دبیر را در خیابان دیدم. ژاکت قرمز پررنگی پوشیده که وجداناً مسخره بود و بدجور در ذوق می‌زد. ریش و سبیل هم نداشت. ظاهراً که خیلی دگرگون شده بود. تنها این یک تن نیست که تغییر کرده است. یک زمانی پسرخاله من یک دستگاه ویدئو پخش فیلم خریده بود. ماموران ریخته‌اند خانه‌شان و ویدئو و چند تا فیلم هندی و بروسلی را کشف و ضبط کرده‌اند و پسرخاله ١٧- ١٨ ساله را هم بازداشت کرده‌الان شکی ندارم که اگر به خانه‌ هر کدام از همان کسانی برویم که ریخته‌اند خانه خاله من، چندین جور وسیله پخش انواع فیلم‌ها را می‌بینیم.

به نوشته این یادداشت: من این روزها یک حس دوگانه دارم. از یک طرف از خواست دگرگونی که هر روز بیشتر در لایه‌های متفاوت جامعه گسترش می‌یابد استقبال می‌کنم و از طرفی دیگر به نظرم می‌رسد که برخی از کنش‌ها، واقع بینانه نیست و اراده گرایانه می‌نمایند که می‌توانند خلاف‌زا باشند.

دست از سر بهرام بیضایی برنمی دارند

در کنار اخباری که روزنامه های امروز درباره توقف روخوانی نمایشنامه افرا نوشته بهرام بیضایی در تهران منعکس کرده اند، رضا نامجو در همدلی نوشته: اول بار همه د‌اروند‌ارش را فروخته بود‌ و رفته بود‌ به سرزمین ژرمن‌ها. جایی که میانشان غریب بود‌ اما می‌توانست نفس بکشد‌! می‌توانست خود‌ش باشد‌ و فکرهایی که از او تقاص می‌خواستند‌؛ تقاص بهرام بیضایی بود‌ن. اما نماند و برگشت و نیمه‌های سال ۸۹ د‌انشگاه استنفورد‌ از بیضایی خواست برود‌ ینگه د‌نیا به تحقیق و تد‌ریس. همو که د‌ر ایرانش راه به جایی ند‌اشت، رفتن را برگزید‌.

به نوشته این گزارش تحلیلی: حالا ۷ سال است تئاتر ایران بیضایی ند‌ارد‌. د‌مِ استوارِ بزرگ مرد‌ِ استعاره که نیست؛ میراثی که با خود‌ نبرد‌ه هم غریب است د‌ر وطن. آخرین برگ این غربت لغو «افرا»ی اوست. نمایشنامه‌خوانی‌اش هم روی صحنه نمی‌رود‌ که حسرت می‌ماند‌ به د‌ل د‌وستد‌اران آموزگارِ احیای اسطوره! با محمد‌ رحمانیان تماس می‌گیرند‌ و خلاص!

گزارش همدلی گزارش داده: حاضران تماشاخانه پالیز را ترک نمی‌کنند‌. به احترام گروه پرچین و زحمتی که کشید‌ند‌ تمام قد‌ ایستاد‌یم و تشویق‌شان کرد‌یم...» بیضایی هست هنوز. اگر فراموشش کرد‌ه بود‌ند‌ لغوی هم د‌ر کار بود‌. او غریبی است قریب. حتی اگر هزاران کیلومتر آن طرف‌تر باشد‌.

حیف از این همه سال که بودی اما نبودی!

نرگس عاشوری در گزارش اصلی ایران روزنامه دولت نوشته: اول فروردین ماه، سالروز تولد ۸۸ سالگی‌اش شاید تنها مناسبتی است که در شلوغی روزهای آخر سال تمام بهانه‌ها را دست به سر می‌کند تا هنرمندان با وجود مشغله‌های مألوف این روزها، خودشان را به این مراسم برسانند. قرار این است به بهانه زادروزش در محفلی دوستانه از بزرگی‌اش تجلیل کنیم و به قدر وسع، از حفظ محبوبیتش در تمام این سال‌ها قدرشناسی.

گزارشگر بعد از توصیف حضور بزرگان هنر نمایش که برخی ساعتی زودتر خود را به جلسه بزرگداشت ناصر ملک مطیعی رسانده بودند نوشته تا رسید به واکنش خود او. «از اندیشه من خارج است که چطور با این همه مشغله اینجا جمع شده‌اید. به‌دنبال واژه و کلمه می‌گردم که سپاسگزاری کنم. کلمات خیلی نارساست برای سپاس و تشکر از شما.» این عبارات نخستین واکنش ناصر ملک مطیعی به تعبیر خودش بعد از بیرون آمدن شوک این دیدار بود. او با چشمانی نمناک و صدایی که به بغض نشسته بود، از این روز به‌عنوان یکی از بهترین روزهای زندگی‌اش و روزی مقدس یاد می‌کند.

به نوشته گزارشگر ایران: با صحبت‌های او لابد نخستین تصویری که در ذهن حاضران نقش می‌‌بندد همانی است که ملک مطیعی همیشه در بخشی از صحبت‌هایش بالاخره از او یاد کرده است: «امروز تولد رفیق عزیز ما نیز هست. خیلی دوستش دارم و می‌دانم که تمام مردم ایران به او علاقه‌مند هستند. البته در سینمای امروزمان خیلی بهروز وثوقی داریم اما بهروز وثوقی همواره جای خاص خودش را دارد و شکی نیست که بهروز وثوقی شدن زحمت می‌خواهد.»

بررسی تلفات آنفالو و آنفلوانزا

حق نشر عکس شهروند
Image caption ماهی قرمز کارتون هادی حیدری. شهروند

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: یکی، دوسالی است که درد بشریت تبدیل شده به آنفالو؛ یعنی شما با یکی دوستی، طرف حال نمی‌کند دیگر شما را فالو کند. حق هم دارد شاید. آخر این عکس‌های سلفی شما به چه درد ملت می‌خورد؟ یا گزارش لحظه‌به‌لحظه اینکه الان از خواب بیدار شدید، الان دارید می‌روید حمام، الان می‌خواهید استراحت کنید، الان می‌خواهید ناخن‌هایتان را بگیرید، الان می‌خواهید گوش‌پاک‌کن فرو کنید توی گوشتان و…

طنزنویس افزوده: یک هفته است که درگیر آنفلوانزا هستم و افتاده‌ام خانه و در کار مایعاتم. دیروز به دوستی گفتم قدیم آدم مریض می‌شد، حداقل دو نفر می‌آمدند عیادت. الان چی؟

گفت: «الان استوری می‌گذارند برات».

گفتم: دستشان درد نکند. اگر بمیریم چی؟

گفت: «برای مرگ‌ومیر دوستان «پست موقت» می‌گذارند. بعد تا هفتم صبر می‌کنند تا کفن شما خشک شود. سپس پست موقت را حذف کرده، جاش تبلیغ زیرپوستی لوازم بهداشتی می‌کنند».

در پایان ستون طنز شرق آمده: دانشمندان اعلام کردند هیچ مدل آنفلوانزای خوکی، مرغی و حیوانی تابه‌حال نتوانسته به اندازه آنفالو باعث تلفات نسل بشر و افسردگی آدم‌ها شود.

موضوعات مرتبط