ناصر ایرانی، مرگ در انزوا

حق نشر عکس IRNA
Image caption ناصر ایرانی رمان‌نویس و نمایش‌نویش پرکاری بود

ناصر ایرانی، نویسنده و نمایش‌نامه‌نویس پرکار و نامدار دهه‌ چهل و پنجاه، شامگاه چهارشنبه دوم آبان در سن ۸۱ سالگی درگذشت.

ایرانی در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد. مدتی عضو سازمان جوانان حزب توده‌ی ایران شد و بعدها از سازمان جوانان جدا شد و انتقاداتی به مشی حزب توده وارد کرد. وی پس از سال‌های طولانی تحمل بیماری در حالی درگذشت که همچنان آثاری از او در اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بایگانی شده و اجازه‌ چاپ ندارند.

او سه جلد رمان درباره انقلاب نوشته بود که هرگز چاپ نشد. چند سال پیش هم خاطرات و شرح زندگی سیاسی، اجتماعی و ادبی خود را با عنوان "اعترافات گرگ تنها" نوشت، اما آن کتاب هم در اداره کتاب وزارت ارشاد ماند و تا به امروز منتشر نشده است.

از معروف‌ترین نمایشنامه‌های او می توان به "ما را مس کنید"، "سه نمایش‌نامه کسالت‌بار"، "قتل"، "در پایان" و "حفره" اشاره کرد. او همچنین از چهره‌های پیشگام ادبیات نوجوان در ایران بود. "سختون"، "نورآباد، دهکده من"و "کلوخ انداز" از جمله کتاب‌های او در حوزه کودک و نوجوان است. آثاری که بسیاری از کودکان و نوجوانان متولد دهه‌ شصت با آنها خاطره دارند.

حق نشر عکس ISNA
Image caption گفته می‌شود "زنده باد مرگ" از مهمترین آثار اوست

علاوه بر این او کتاب‌هایی چون "هنر رمان" و "داستان، تعاریف و ابزارها" که آثاری هستند درباره‌ نقد، فنون و شیوه‌های داستان و رمان نویسی را به نگارش درآورد.

به اعتقاد بسیاری رمان "زنده‌باد مرگ" ماندگارترین و بهترین اثری است که ناصر ایرانی از خود بر جای گذاشت، اثری که آیت‌الله خامنه‌ای در زمان ریاست جمهوری خود مطالعه آن را توصیه کرده بود.

داستان در اواخر سلطنت پهلوی می گذرد. ساواک به سراغ محمد زمانی، نویسنده‌ای که مدتی را به علت نوشته‌هایش در زندان بوده، می‌رود و از او می‌خواهد که مخفی‌گاه یکی از انقلابیون به نام ابراهیمی را، که از دوستان دوران قدیم محمد است، پیدا کند. ساواک او را تهدید می‌کند که چنانچه راضی به همکاری نشود، گفتگوی تلویزیونی‌ای را که محمد در زندان و در شرایط بحرانی به آن تن داده و در آن اظهار پشیمانی نموده است، پخش خواهند کرد.

بیشتر بخوانید:

"زنده باد مرگ" به نوعی شرح کابوس‌ها و درگیری‌های ذهنی قهرمان داستان است و به خوبی می‌توان رد پای این جدل‌های ذهنی را در شخصیت ناصر ایرانی نیز دنبال کرد. او همچون قهرمان داستان‌ش بارها با تغییر ایدئولوژی و آرمان‌ و کنش‌های سیاسی‌اش در روزهای پر حادثه‌ انقلاب این مجادلات را با تمام وجود تجربه کرده و زیسته بود.

ناصر ایرانی در دوران هشت ساله‌ جنگ به درخواست خودش برای نوشتن داستان و رمان به جبهه‌ها رفت. او که سال‌های اخیر در انزوای حرفه‌ای می‌زیست، وصیت کرد بدنش پس از مرگ برای امور تحقیقاتی به دانشگاه تهران اهدا شود.