گرمای حراج سالانه و سرمای قطع بلندگوی کنسرت

در هفته ای که با عکس های زیبایی از سرما و باران شروع شد و با ترافیک سنگین در جاده‌های برف زده به پایان رسید، دهمین حراج سالانه تهران با بیشترین فروش گرما گرفت، بازار سیاست پرحرف ماند، امام جمعه جوان نرده ها را برچید و ماموران حراست بلندگوی رسمی‌ترین تالار موسیقی کشور را قطع کردند تا صدای آواز زنی به گوششان نرسد. و این همان صدایی است که در نمایش‌ها، فیلم‌ها، قصه‌ها، مقالات، اشعار و گفتگوهای خیابانی مدام مطرح بود.

حق نشر عکس Isna

حراج میلیاردی و چهره های جوان

حراج سالانه تهران که برای دهمین بار در پایان هفته در هتل پارسیان پایتخت برگزار شد، با حدود ۳۴/۵ میلیارد تومان دستاورد، رکورددار گرمایی همراه آورد اما مهم‌تر این بود که بخش عمده‌ای از هنرمندانی که کارهایشان فروخته شد زنان و مردانی بودند که برای نخست بار نامشان در چنین حراجی مطرح می‌شد.

به گزارش ایسنا ۱۱۴ اثر از ۱۰۵ هنرمند چکش خورد و بیشتر آنها با رقمی بالاتر از رقم پیشنهادی به خریداری تعلق گرفت. ۱۶ صاحب اثر در دنیا نیستند. فروش‌های میلیاردی به بهمن محصص، حسین زنده‌رودی، منیر فرمانفرماییان، کامران یوسف‌زاده، فرهاد مشیری، ژازه طباطبایی و کوروش شیشه گران بود که همگی چهره‌های قدیمی هنر بودند. نام برخی از مطرح‌ترین مجسمه‌سازان و نقاشان ایرانی در حراج امسال برده نشد. از آن جمله پرویز تناولی، آیدین آغداشلو و فریده لاشایی.

حق نشر عکس Sazandegi
Image caption خانه موزه هاشمی

فیلم و موزه و شعر در دومین سالگرد

دو سال پیش در چنین هفته‌ای دو تن از تهران جان باختند، یک سیاستمدار پیر و یک پزشک ترانه‌ساز و جوان، در چگونگی مرگ سیاستمدار هنوز حکایت‌ها هست و گفته‌اند پرونده‌اش روی میز رییس جمهوری است اما در چگونگی مرگ شاعر و ترانه سرا جوان یک برگ گواهی پزشکی قانونی در مرگ بر اثر تصادف خونینی در قنبرآباد هشتگرد.

علی اکبر هاشمی رفسنجانی سال‌ها نفر دوم جمهوری اسلامی و رییس اولین دوره قانونگزاری مجلس شورای اسلامی، فرمانده جنگ ایران و عراق و رییس جمهوری ایران و تا دم مرگ رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام. این همه کافی است که ده‌ها کتاب نوشته خودش و دیگران درباره وی نوشته شود. افشین یداللهی که ۴۸ ساله در بازگشت از شعرخوانی در محفلی دوستانه در هشتگرد، در تصادف با یک وانت در لحظه جان باخت، اولین ترجمه انگلیسی شعرهایش را ندید و رفت.

گزارشگر سازندگی عکسی که از خانه هاشمی رفسنجانی برداشته شده، که اینک موزه‌ای به نام اوست، نوشته: "دی ماه تهران سرد است، مخصوصا در کوهپایه‌ها. سرما می‏دود لابه ‏لای شاخه‌های خشک و هرس‌شده‌ی درخت‏ها، می‏نشیند روی شانه‏های عابران شهر. باد است و بازی آفتاب که بعد از برف چند روز پیش، دوباره به شهر عزیمت کرده است".

به نوشته این گزارشگر: "دو سال از مرگ ناگهانی آیت‌الله گذشته و هنوز هم همسایه‏ها ابا دارند از گپ و گفت. سرباز جوانی در کیوسک جلوی بیت امام نشسته و در سرمای اول صبح خمیازه می‏کشد. چرتش پاره می‏شود، در را باز می‏کند و راه خانه‏ را نشان می ‏دهد".

برای مردی که حضور طولانیش بر قدرت، به او لقب مردی برای همه فصول بخشید، چند فیلم مستند ساخته شده است که هیچ کدام بی‌گفتگو نبوده است. چند ماه قبل معرفی فیلمی با عنوان هاشمی زنده است، فغان از چهره‌های مستقل هم به هوا برد و آن را همچون دو مستند دیگر که در همین سال درباره مهندس بازرگان و آیت الله منتظری ساخته شده «نامستند» خواند.

مصطفی ایزدی در روزنامه شرق با اشاره به همین نمونه‌ها نوشت: "مگر می‌توان از طریق فیلم‌هایی غیرمستند، سانسورشده، تحریف‌دار و کاملا یک‌طرفه با مردم و جوانان بی‌خبر از حقایق و واقعیات دهه‌های پیشین، صادقانه حرف زد؟ ‌باید از حامیان این فیلم‌سازان آماتور، اما پرشور و وابسته به یک تفکر، پرسید با چه انگیزه‌ای این همه هزینه می‌کنند و طرفداران خود را در دانشگاه‌ها، ادارات، مساجد و محلات وامی‌دارند که مردم را مجانی به تماشای آنها فرابخوانند؟ به نظر می‌رسد پاسخ این پرسش روشن است؛ شخصیت‌هایی که در این نامستند‌های تحریف‌گر تاریخ تخریب می‌شوند، میان مردم اعتبار بالایی دارند و روزبه‌روز بر اعتبار و ارزش آنان افزوده می‌شود".

در هفته دومین سالگرد درگذشت هاشمی رفسنجانی فیلم دیگری هم گفتگو برانگیخت. مستند شورش علیه سازندگی، به دست انداز افتاد جشنواره عمار آن را پذیرفت اما جشنواره حقیقت از پذیرش آن سرباز زد. کارگردان فیلم مصطفی شوقی معتقدست که فشارهای غیرفرهنگی به یک مستند مستقل وارد شده و اکران آن را در چند نقطه هم ممنوع کرده اند.

این فیلم درباره شورش‌های مشهد در تابستان ۷۱ و اسلامشهر در بهار ۷۴ را که در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی صورت گرفته دو موضوع اصلی و محوری مستند قرار داده و ادعا کرده که در فیملش روایت‌های ناگفته از آن شورش‌ها رفته و فیلم با قبول قطعنامه ۵۹۸ و ریاست جمهوری هاشمی شروع می‌شود.

حق نشر عکس Jaamjam online
Image caption افشین یداللهی

راهی به جز تردید

اما از پزشک شاعر جوانی که همزمان با هاشمی رفسنجانی به لحظه‌ای زندگی را ترک گفت، در این دو سال تنها شعرهایش بارها بارها خوانده شده و او نه مانند هاشمی در بنای مجلل مرقد بنیان‌گذار جمهوری اسلامی بلکه در قطعه هنرمندان بهشت زهرا خفته است.

از کلمات شعرش می‌توان افشین یداللهی را شناخت:

از کفر من تا دین تو ، راهی به جز تردید نیست !

دلخوش به فانوسم مکن ، اینجا مگر خورشید نیست ؟…

با حس ویرانی بیا … تا بشکند دیوار من

چیزی نگفتن بهتر است ، تکرار طوطی وار من

بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می شود

حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می شود

با عشق آنسوی خطر ، جایی برای ترس نیست

در انتهای موعظه … دیگر مجال درس نیست

کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن می شود

چیزی شبیه معجزه … با عشق ممکن می شود

حق نشر عکس M.B.photo

وقتی کنسرتی تاریخی می شود

پبانو و سه تار و صدای علی قمصری، کوشیدند تا همپوشانی شود، اما انگار نشد. پس چند نفر خود زحمت همپوشانی را کشیدند و بلندگو را قطع کردند.

بقیه گزارش از زبان هاله سیف‌زاده، که نوشت: "ديشب قبل از اجرا از طرف آقاى صفى پور به حراست گفته شده بود كه اگر اين بخش از كار با صداى من اجرا شود على ممنوع الفعاليت خواهد شد من خواستم كه حذف شوم. اما على(قمصری) گفت همه‌ى ما با هم روى صحنه خواهيم رفت و مسئوليتش را به عهده خواهم گرفت .. روى صحنه رفتيم".

با توصیف خواننده‌ای که یک ترانه وی کنسرت تالار وحدت را انعکاسی جهانی بخشید: "ميكروفون ها به كل قطع بود. خواندن برايم خيلى سخت بود در شرايطى كه ميديدم على و بهنام به نجوا مينوازند تا صداى من شنيده شود ... و من با انبوهى از مردانگى و شهامت مواجه شدم كه هر لحظه راه گلويم را ميبست . شبهاى قبل بسيار اذيت شده بوديم و تحت فشار مسئولين بوديم و حرفى نزديم".

در آخرین این گزارش کوتاه خطاب به علی قمصری آمده: "قدردان حمايتِ بى دريغت هستم. رفيقِ خوبِ روزهاى سخت".

فردای حادثه رسما اعلام شد که علی قمصری آهنگساز و نوازنده ممنوع الفعالیت شده و همه اجراهای گروه در ایران لغو شد.

و چنین است که یک کنسرت مختص، در برابر چشم صدها تن که از دور و نزدیک آمده اند تا موسیقایی سنتی وطن خود را بشنوند، اول تبدیل به بغض می شود و آنگاه روزی تاریخی شکل می گیرد که صدها دست با تلفن های همراه بالا می رود تا هم این غروب ماندگار را ضبط کنند و هم صدای از دور موزیک و خواننده.

نویسنده و شاعر سپید مویی که همراه سه دختر خود را از شیراز به تهران و کنسرت تالار رودکی رسانده بود، با صدایی که بی میکروفن هم شنیده می شد، در راه بازگشت، به بغض کردگان می گفت: "بعد چهل سال، عادت روزهای انقلاب تکرار شد، قطع بلندگو، تا صدای هیچ کس جز صدای ما به جایی نرسد".

حق نشر عکس barfak

تئاتر شهربرفک زد

همزمان با بارش برف زمستانی در تهران و روی درخت‌های حاشیه چهارراه پهلوی سابق، نمایش 'برفک ' به نویسندگی و کارگردانی جواد عاطفه در سالن سایه مجموعه‌ تئاتر شهر روی صحنه رفت.

"برفک" نمایشی است درباره‌ مهاجرت و انسان مهاجر و زندگی زنی درگیر و دار تصمیم برای رفتن و مهاجرت به سرزمینی دیگر را به تصویر می کشد.

جواد عاطفه که پیش از این نمایش‌های "دده‌خانم" و "خانم ایکس" را در مقام نویسنده و کارگردان اجرا کرده است، طراحی صحنه و لباس نمایش را خود برعهده دارد. تنها بازیگر این نمایش، عاطفه پاکبازنیا است که همچون تجربه بازی در ۲ نمایش پیشین این کارگردان، یک تک‌گویی بلند را نقش‌آفرینی خواهد کرد.

میترا الیاتی نویسنده بعد از تماشای برفک گفت تکان خورده است از این نگاه تیز. "نویسنده درست دست بر نقطه زخم گذاشته است، و همان جا را می فشارد. و تماشاچی را با خود به گردشی در درون زخم پردرد می برد. در زمان ها می گرداند".

به گفته خانم الیاتی هنرهای به کار رفته در برفک از نور و صدا تا متن گیرا، لحظه ای امان نمی دهد که در انتقال متن به تماشاگر خللی پدید آید.

این نمایش در ادامه‌ کارهای پیشین جواد عاطفه درباره‌ زن و مساله‌ زنان است. زندگی زنی درگیر مالیخولیا در جامعه‌ای مردسالار، زنی که هیچ است، زنی که می‌خواهد و تلاش می‌کند تا زندگی نو و جدیدی را در جایی دور و غریبه برای خودش بسازد.

تنها بازیگر نمایش عاطفه پاکبازنیا مترجم آثار آرتور کوپیت، یوجین اونیل و لارش نورن است و نمایش همچون دو کار پیشین جواد عاطفه یک تک گویی بلند است.

طنز هفته: رابطه ها

براساس برخی نظرسنجی ها، معتبرترین جوک هفته همان است که تندروترین روزنامه سیاسی تهران هفته گذشته بارها بدان اشاره کرد: "رابطه چند گیگ در موبایل با حاملگی دختری جوان".

حق نشر عکس khatkhati