اسناد موناکو؛ عطا احسنی و آذربایجان

حق نشر عکس theage.com

عطا احسنی

عطاالله احسنی در سال ١٣١٩ در کرمان متولد شد. پدرش طراح فرش بود. در ۱۹۶۳ در منچستر انگلستان مهندسی عمران خواند بعد به ایران برگشت و حدود چهار سال در شرکت نفت هفت خواهران که شخص محمدرضا پهلوی شاه سابق ایران برای مبادلات نفتی ایران انتخاب کرده بود کار کرد. شرکت موبیل او را به کلرادوی آمریکا فرستاد و در آنجا لیسانس مهندسی خاک گرفت. پسر اولش سیروس در آمریکا به دنیا آمد. عطا احسنی پس از اتمام تحصیل دوباره به ایران برگشت، سامان و ساسان در تهران به دنیا آمدند. عطا احسنی در سال ۱۹۷۲ بعنوان مدیر عامل شرکت مهندسی و ساختمانی ایران مشغول کار شد و در طول هفت سال گردش مالی آن را از یک میلیون دلار به پنجاه میلیون دلار رساند.

این شرکت بعد از انقلاب ملی اعلام شد. عطا احسنی با پیروزی انقلاب به دلیل "ارتباطاتش با شرکت‌های آمریکایی و غربی و رویکردش به دولت ایران" از این کشور خارج شد و به لندن رفت. مدتی روزگار سختی داشتند. او با شریکش یک شرکت مشاوره بازاریابی راه انداخت که کارش به ابوظبی گسترش پیدا کرد. بتدریج کار رونق گرفت. هر سه پسر از مدارس و دانشگاه‌های معتبر بریتانیا فارغ التحصیل شدند. بعد یونااویل تاسیس و پایگاه خانواده از لندن به موناکو منتقل شد، اما پسر کوچکتر ساسان در لندن ماند. او شرکت املاک و مستغلات تاسیس کرد و تمام وقت به یکی دیگر از حوزه‌های مورد علاقه خانواده احسنی یعنی ساختمان پرداخت. به نظر او پول در ساختمان است و در گردش روزانه یونااویل دخالت و مشارکتی ندارد.

"در سال ۱۹۹۰ یونااویل شکل گرفت، در جزایر ویرجین بریتانیا ثبت شد و دفتر مرکزی آن در موناکو است. او کار بازاریابی را در کشورهایی آغاز کرد که باز کردن صنایع نفت و گاز خود را شروع کرده بودند مثل الجزایر."

این شرکت در مه ۱۹۹۱ به وکالت شرکت حقوقی موساک فونسکا با پنجاه هزار دلار سرمایه در جزایر مارشال بریتانیا به ثبت رسید. موساک فونسکا همان شرکتی است که درز اسناد داخلی آن به اسناد پاناما معروف شد.

"عطا احسنی بنای کسب و کار خود را بر نیاز این کشورها بر خدمات و محصولات داخلی گذاشت. این کشورها اغلب شرایط تامین محصولات و خدمات را نداشتند بنابراین یونااویل یک بازار منحصر به فرد ایجاد کرد که تکنولوژی غربی را با توانایی‌های محلی پیوند دهد. یونااویل با مشارکت شرکت‌های غربی روی جمعیت محلی سرمایه‌گذاری می‌کند تا خدمات محلی را به سطح استانداردهای غربی ارتقا دهد و بعد خدمت و محصولات غربی را به آنها بفروشد."

"وقتی کارکنان محلی کار مهندسی را برای شرکت‌های غربی انجام می دهند هزینه کار ساعتی بیست دلار است در حالیکه با کارکنان غربی به ۱۵۰ دلار می‌رسد. یونااویل به شرکت‌های غربی پیشنهاد می‌کند که همراه با آنها در مناقصه‌ها شرکت کند تا با کمک هم قیمت پایین‌تری را پیشنهاد کنند. به عقیده عطا احسنی این استراتژی برد چهار طرفه است، هم مردم محلی راضی‌اند چون آموزش دیده‌اند، برای اقتصاد منطقه برد است، برای شرکت‌های غربی برد است چون می‌توانند خدمات و محصولات خود را بفروشند و برای یونااویل هم برد است."

یوناویل در پنج بازار بسیار متمرکز فعالیت میکند، مهندسی ابزار دقیق، تولید مواد شیمیایی، مهندسی و خدمات حفاری. حدود دویست کارمند در کشورهای مختلف دارد و شعبه و دفاتری در باکو، آلماتی، دوبی، بصره و بغداد، ابوظبی و الجزایر.

آنها ضامن‌هایی مثل رولزرویس و مان توربو داشتند و همچنین برای کار با شرکت‌هایی مثل رولزرویس، کی‌بی‌آر، پتروفاک، ودرفورد، سولزر، هالی‌برتون و اِی‌بی‌بی مجوز صلاحیت گرفته بودند.

"یک سال بعد از انقلاب ایران دولت مارگارت تاچر بر سر کار بود و در آن زمان صنعت ساختمان در وضع بدی بود و عطا احسنی که بتازگی با انقلاب ایران به لندن رفته بود نمی‌توانست شغل پیدا کند اما مردم به سراغش می‌آمدند چون با برادران ویلیام آشنایی داشت. در آن زمان هنوز تجارت با ایران ممکن بود. نخبگان طراز اول سیاسی ایران را ترک کرده بودند و عطا احسنی بخوبی از اوضاع ایران خبر داشت چرا که با کارمندان سابقش در تماس بود و بازار ایران را هم می‌شناخت. در اصل بازار ایران یک شبه به روی شرکت‌های غربی بسته شده بود بنابراین مردم برای مشاوره به او رجوع می‌کردند. چهل درصد مردم ایران آذری هستند بنابراین فرهنگ مشابهی با کشور آذربایجان دارند. عطا احسنی دوستان زیادی در آذربایجان داشت که ایرانی‌های آذری بودند. بنابراین عطا احسنی تصمیم گرفت به دلیل شناختش و روابطش، با آذربایجان هم کسب و کار داشته باشد و از آنجا کار را به قزاقستان گسترش داد."

محمدرضا رائین و آذربایجان

نماینده شعبه یونااویل در نیویورک محمدرضا رائین بود که سابقه آشنایی قدیمی با خانواده احسنی و روابط وسیعی در جمهوری آذربایجان داشت.

محمدرضا رائین در سال ۱۹۸۵مدرک مهندسی بیومدیسین گرفت و در رشته‌های فیزیولوژی و بیوفیزیک تحصیل کرد. او بعد به تجارت روی آورد و مدیر یک شرکت تجاری شد. در سال ۱۹۹۳ به یوناویل پیوست و مسئول تاسیس دفتر آن در آذربایجان شد. به دلیل نسبت خانوادگی، رائین دوست قدیمی عطا احسنی بود. در سال‌های اخیر عنوان مدیر عامل یونااویل لیمیتد در آذربایجان را داشت اما بعنوان مشاور در سمتی محدودتر با یونااویل کار می‌کرد و بیشتر وقتش صرف فعالیت‌های تجاری دیگر می‌شد.

در گزارش مجوز صلاحیت برای شرکت KBR، آمده: "رائین روابط بسیار نزدیک با رییس جمهوری آذربایجان و مدیران عالی رتبه شرکت ملی نفت آذربایجان (سوکار) دارد و تقریبا به هر نهادی در کشور دسترسی دارد."

خود آقای رائین پذیرفته که دسترسی محدودی به بعضی مقامات دارد، به دلیل میراث خانوادگی و سفرهایش به آذربایجان بعد از استقلال این کشور. خانواده او در تجارت آذربایجان سابقه داشتند و این به او کمک کرد تا با تجار و مقامات دولتی در ارتباط قرار بگیرد. پدربزرگ مادری آقای رائین که بازرگان معتبری بوده در دهه سی میلادی در زمان استالین مجبور به ترک شوروی شده و پدرش قبل از انقلاب مسئول دفتر آسوشیتدپرس و مجله تایم در ایران بوده است. پسر عموی پدر آقای رائین، اسماعیل رائین نویسنده کتاب‌های معروف فراموشخانه و فراماسونری در ایران، حقوق بگیران انگلیس در ایران و اسرار خانه سدان بود.

آقای رائین گفته که با افراد صاحب نفوذ آشنا است بنابراین می‌تواند بین افراد یا نهادهای مختلف برای فعالیت‌های تجاری ترتیب ملاقات بدهد، اما این محصول منطقی فعالیت و روابط قانونی او است نه نتیجه پرداخت‌های غیر قانونی.

بقیه ماجرا را در لینک‌های زیر بخوانید: