اسناد موناکو؛ مامور دون‌پایه امنیتی

حق نشر عکس UNAOIL

صندوق خیریه

شرکت‌های نفتی برای کار در ایران با مشکلات زیادی روبرو هستند و شرایط خاص ایران چالش‌های خاصی هم پیش روی آنها می‌گذارد. با مرور برخی اسناد نگاهی میکنیم به موانعی که یونااویل برای کار در ایران باید بر آنها فائق می‌آمد.

در سال ۲۰۰۱ یکی از مدیران یک شرکت خارجی که در آن زمان با همکاری یونااویل در پروژه‌ای در ایران مشغول کار بود، مطلع شد که بزودی فردی با این شرکت تماس خواهد گرفت که نماینده یک "صندوق خیریه" است و کارش "کمک به شرکت ملی نفت ایران و سیاستمداران بسیار مهم برای سفرهای خارج از ایران". "این فرد قراردادی را پیشنهاد خواهد کرد و در قبال آن دو درصد از ارزش قرارداد این شرکت در میدان نفت دورود را طلب خواهد کرد که معادل ۳۴۰ هزار دلار می‌شود."

ما نمی‌دانیم آیا چنین اتفاقی افتاده یا نه.

مامور دون پایه امنیتی

زمانی یک شرکت معتبر آلمانی از فعالیت شرکت نمایندگی محصولاتش در ایران راضی نبود. یونااویل از هر نظر برای این شرکت گزینه بهتری بود. آنها دانش و مهارت تخصصی با استاندارد بالا ارائه می‌کردند، در بازاریابی فعالتر و تواناتر بودند و با داشتن کارگاهی صنعتی در ایران نقش تولید داخلی را بیشتر می‌کردند- چیزی که در قراردادهای نفتی در ایران اهمیت دارد. از این رو شرکت نمایندگی قبلی موقعیتش را در خطر می‌دید. آنچه اتفاق افتاد را می‌توانیم در ایمیل عطا احسنی بخوانیم به یکی از اعضای هیئت مدیره همان شرکت نمایندگی.

عطا احسنی در این ایمیل به این فرد که او را "مامور دون پایه امنیتی" می‌خواند -و حداقل در هیئت مدیره سه شرکت در ایران فعال بوده است- توصیه‌هایی می‌کند:

"من کمی متعجب شدم وقتی که در گفتگوی تلفنی اشاره کردی که فلان کس و فلان کس باید مراقب باشند" و به دیگران گفته‌ای که یونااویل "افراد درستی" برای کار و معامله نیستند و "شهرت بدی دارند."

عطا احسنی از این بدگویی اظهار تعجب می‌کند چون "هیچ بدی به این فرد نکرده و اصلا همدیگر را درست نمی‌شناسند." اما او می‌داند علت این بدگویی چیست: "تلاش ما در ایران این است که تولید و محصولات داخلی را در پروژه‌های مختلف افزایش دهیم. به این منظور در ده سال اخیر یک کارگاه صنعتی داشته‌ایم که تولید قطعات و نوسازی ماشین آلات را تسهیل کند و این برای انتقال تکنولوژی حیاتی بوده است. به این ترتیب ما پنجاه شغل محلی ایجاد کرده‌ایم."

او در ادامه توضیح می‌دهد که شرکت آلمانی اخیرا دچار محدودیت‌هایی در پرداخت کمیسیون به افراد یا شرکت‌های ثالث شده بنابراین از یونااویل خواسته که "پرداخت برخی کمیسیون‌های خاص را انجام دهد. حق الزحمه‌ای هم به ما پرداخت خواهد شد، اما آنها خودشان تصمیم می‌گیرند به چه کسی باید کمیسیون پرداخته شود."

"در شش ماه گذشته،... که با شما کار می‌کند، تقریبا نیم میلیون یورو دریافت کرده، بیشتر مستقیم و بخشی هم از طریق ما. او مدعی شده که تمام این پول را با شما قسمت کرده است. اینکه شما با سهم خود چه کار کرده‌ای، اینکه به چه کسانی پرداخت کرده‌ای و اینکه شما یا او مالیاتتان را در ایران پرداخته‌اید به ما مربوط نیست."

"بجز اینها من خیریه‌ای دارم که به سی کودک کمک می‌کنم که بیشتر آنها پدرشان را در جنگ از دست داده‌اند و این کار را از طریق کمیته امداد امام انجام می‌دهم."

"مقامات جمهوری اسلامی برای ما ارزش بسیار زیادی قائلند. ما به دلیل ارتباطات خوبمان در کشورهای اروپایی، در کمک به برخی سفرای ایران نقش حیاتی داریم."

عطا احسنی به این "مامور امنیتی" هشدار می‌دهد و توصیه می‌کند مقامات شرکت‌های خارجی را که برای "خدمت" به ایران می‌آیند تهدید نکند: "یکی از مدیران شرکت آلمانی به من گفت که شما او را تهدید کرده‌ای که مراقب باشد. مراقب چه باشد؟ لطفا توجه داشته باش که این شرکت یکی از معدود تولیدکنندگان طراز اول دنیا است که تجهیزات بسیاری را برای ایران تأمین می‌کند در حالی که به دلیل تحریم‌ها شرکت‌های دیگر نمی‌توانند چنین کنند."

"ایران به این شرکت‌ها برای اقتصادش نیاز دارد. این مدیر هم مثل مدیران دیگر اگر تهدید شود طبیعتا آن را به بخش‌های امنیتی گزارش می‌دهد که آنها هم به نوبه خود ارتباطاتی با سازمان‌های امنیتی در کشورهای دیگر مثل فرانسه و آلمان دارند."

"آنها ممکن است با سفارت ایران تماس بگیرند و نام کسی را که تهدید کرده به آنها بدهند."

"از این بدتر اینکه اگر یک مامور دون پایه امنیتی در ایران بتواند برای سفر یک فرد خارجی مشکلی موقت ایجاد کند، اگر این کار بدون توجیه انجام شده باشد، ماموران امنیتی کشورهای اروپایی هم می‌توانند مشکل مشابهی را ایجاد کنند. ما ایرانی‌ها زیاد حرف می‌زنیم اما انسان‌هایی مهربانتر هستیم. اروپایی ها زیاد حرف نمی‌زنند اما بجایش عمل می‌کنند."

قسمت آخر را در لینک زیر بخوانید: