مطبوعات و روزنامه‌نگاران در انقلاب

تظاهرات حق نشر عکس Getty Images
Image caption هنوز هم میان روزنامه‌نگاران این بحث وجود دارد که آیا روزنامه‌نگاران باید به صفوف انقلابیون میپیوستند واعتصاب می‌کردند یا اینکه به وظیفه حرفه‌ای خود و کار خبررسانی و افزایش آگاهی مردم در آن دوران حساس می‌پرداختند. بهنود

این متن به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران بازنشر شده است:

در سال ۱۳۵۶ حکومت پادشاهی در ایران همزمان با بالا گرفتن اعتراضات در سطح داخلی و بین‌المللی نسبت به سانسور حاکم بر رسانه‌ها و مطبوعات از سوی سازمان اطلاعات و امنیت کشور ( ساواک) و در پی درخواست چند شخصیت سیاسی و مطبوعاتی منتقد کوشید تا امکان تحقق میزانی از آزادی را در رسانه‌ها و به ویژه مطبوعات فراهم آورد.

این دوران در ادبیات سیاسی آن روزها به تلاش برای ایجاد فضای باز سیاسی تعبیر شد و بنا به گفته سیروس علی نژاد، روزنامه‌نگار، مانند موارد دیگر آزادی مطبوعات در ایران، "علت آن ترکیبی از ضعف نسبی دولت مرکزی و افزایش فشار منتقدان دولت بود و هدف دولت آن بود تا با دادن آزادی بیشتر از گسترش اعتراضات بکاهد."

علیرضا نوری زاده، روزنامه‌نگار که در آن سال‌ها دبیر سیاسی روزنامه اطلاعات بود، می‌گوید:"دوره نخست وزیری جمشید آموزگار و بیانیه امضا شده توسط گروه زیادی از روزنامه‎نگاران که خواهان برداشتن سانسور بودند نقطه تحول اصلی در سال ۵۶ بود که با وجود حضور داریوش همایون در کابینه به عنوان وزیر اطلاعات با استقبال دولت روبه رو شد."

خواست روزنامه‌نگاران برای آزادی در سال ۱۳۵۷ و با بالا گرفتن موج اعتراضات در مناسبت‌هایی مانند چهلم‌ها و رویداد‌هایی مانند آتش گرفتن سینما رکس و تمایل مطبوعات به بازتاب دادن این رویداد‌ها بالا گرفت.

مسعود بهنود، روزنامه‌نگار، می‌گوید:"به همراه این تحول در شرایط کار حرفه‌ای در میان گروه زیادی از روزنامه‌نگاران هم تمایل به همراهی با اعتراضات بالا گرفت و آنان به همراه گروهی از وکلای دادگستری به گروه‌های آغازگر انقلاب پیوستند."

Image caption "در این زمان دولت جدید که آقای جعفر شریف امامی نخست وزیری آن را بر عهده داشت کوشید با انعقاد توافقنامه‌ای با روزنامه‌نگاران با آنان به مصالحه برسد." بهنود

در این شرایط بود که به گفته آقای علی نژاد در جناحی از روزنامه‌نگاران که به جناح چپ موسوم بودند باور بر ضرورت اعتصاب بالا گرفت و با وجود مخالفت جناح راست که در اقلیت بود تمایل عمومی به اعتصاب در روزنامه‌نگاران روزنامه‌های بزرگ بالا گرفت.

به گفته آقای بهنود در این زمان دولت جدید که آقای جعفر شریف امامی نخست وزیری آن را بر عهده داشت کوشید با انعقاد توافقنامه‌ای با روزنامه‌نگاران با آنان به مصالحه برسد، اما به گفته آقای نوری زاده توافقنامه مصالحه با دستگیری چند روزنامه‌نگار از جمله خود او طی دو دوره به اعتصابی ۶۰ روزه در میان روزنامه‌نگاران منجر شد که تا زمان بر سر کار آمدن دولت شاپور بختیار ادامه یافت.

همزمان با اعتصاب روزنامه‌های بزرگی مانند کیهان، اطلاعات، آیندگان و رستاخیز دولت کوشید تا زمینه‌های انتشار برخی از روزنامه‌هایی را که در سال ۱۳۵۳ توقیف شده بودند دوباره فراهم آورد.

به همراه این روزنامه‌ها گروه زیادی از هفته نامه‌ها و مجلات هم منتشر شدند.

بهروز پارسا، روزنامه‌نگار، تعداد این نشریه‌ها را در پاییز ۱۳۵۷ تا حدود پانصد نشریه تخمین می‌زند که شمار زیادی از آنان به گروه‌های سیاسی وابستگی داشتند و از نشریات جبهه ملی و فداییان اسلام تا نشریات حزب توده و گروه‌های مسلح مانند سازمان چریک‌های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق را در بر می‌گرفت.

بنا به گفته بهروز پارسا، "این نشریات عمدتا با گزارش‌های احساسی و دارای سطح نازل حرفه‌ای و غیر دقیق به فضای خشونت و حتی به انشعاب در درون سندیکای روزنامه‌نگاران دامن زدند."

Image caption "دوره نخست وزیری جمشید آموزگار و بیانیه امضا شده توسط گروه زیادی از روزنامه‌نگاران که خواهان برداشتن سانسور بودند نقطه تحول اصلی در سال ۵۶ بود که با وجود حضور داریوش همایون در کابینه به عنوان وزیر اطلاعات با استقبال دولت روبه رو شد." نوری زاده

به گفته آقای بهنود هنوز هم میان روزنامه‌نگاران این بحث وجود دارد که آیا روزنامه‌نگاران باید به صفوف انقلابیون می‌پیوستند واعتصاب می‌کردند یا اینکه به وظیفه حرفه‌ای خود و کار خبررسانی و افزایش آگاهی مردم در آن دوران حساس می‌پرداختند.

آقای نوری زاده هم معتقد است روزنامه‌نگاران در آن دوران و همچنین در دوران پس از پیروزی انقلاب در یک دوره شش ماهه تا پیش از توقیف گسترده در تابستان ۱۳۵۸، تا حدودی از بی‌طرفی فاصله گرفتند و به بازتاب دادن دیدگاه‌های سیاسی سردبیران خود متمایل شدند.