تقویت کابینه یا حفظ وجهه روحانی برای رقابت های انتخاباتی؟

حق نشر عکس Getty Images

استعفا یا برکناری همزمان سه وزیر تنها چند ماه پیش از آغاز رقابت های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ را باید آن گونه که دولت می گوید اقدامی برای ترمیم و تقویت کابینه دانست یا تلاشی برای جلوگیری از ایجاد و تثبیت این ذهنیت در جامعه که حسن روحانی، توان مقاومت در برابر حملات فزاینده اصولگرایان مخالف خود را نداشته است؟

حتی اگر حسن روحانی و بخشی از تیم همراه او پیش از این هم به این باور رسیده بودند که باید تغییراتی در کابینه وزیران ایجاد کنند، به خوبی می دانسته اند که زمان اجرای چنین تصمیمی به اندازه خود آن تصمیم مهم است.

پیش از این، به عنوان نمونه در آغاز سال جاری زمزمه هایی مبنی بر اعمال تغییراتی در کابینه مطرح شده و در همان زمان هم گفته شده بود که علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش و محمود گودرزی، وزیر ورزش و جوانان از هیئت وزیران خواهند رفت. اما در هیچ یک از گمانه زنی ها و حدس و احتمال ها، حتی یک بار نیز به علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره نشده بود.

آن زمزمه ها خیلی زود خاموش شد و بحث اعمال تغییرات در کابینه فراموش. پس اکنون که دولت آخرین ماه های فعالیت خود را سپری می کند، چرا و چگونه و با کدام امید برای اعمال تغییرات گسترده ای که وزیران قبلی قادر به انجامش نبوده اند، کابینه باید ترمیم شود؟

به نظر می رسد که دلیل استعفای دو وزیر را باید در استعفای ناگزیر وزیر سوم جستجو کرد. در ماه های اخیر هیچ فشار عمده ای، چه از سوی منتقدان سرسخت حسن روحانی برای تضعیفش و چه از سوی هواداران او برای تقویتش به رییس جمهوری وارد نشده بود تا وزیران ورزش و آموزش و پرورش را برکنار کند و افرادی قوی تر را جایگزین آنها سازد.

درست است که محمود گودرزی و علی اصغر فانی، جزو اولین انتخاب های حسن روحانی برای تشکیل کابینه اش پس از پیروزی در انتخابات سال ۱۳۹۲ نبودند، اما نه روش و منش حسن روحانی و نه فرصت زمان باقی مانده، دلایلی کافی به دست نمی دهند که اکنون و با چنین شتابی به ناگهان رییس جمهوری به فکر جبران ناتوانی سه سال و نیمه وزیران، در فرصتی اندک افتاده است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption علی جنتی

به سخن دیگر، باید پرسید که اگر فشار اصولگرایان تندرو و در رأس آنان روحانیون بانفوذی مثل احمد علم الهدی و محمد یزدی و نهادهایی چون جامعه مدرسین حوزه علمیه قم برای برکناری علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود نداشت، آیا حسن روحانی اصولا به صرافت ترمیم و تقویت کابینه خود می افتاد و در چند ماه پایانی دولت ضرورتی برای انجام چنین کاری می دید یا ترجیح می داد که به عنوان مثال، در صورت پیروزی در انتخابات سال آینده، کابینه ای متفاوت تشکیل دهد؟

در ماه های گذشته، اصولگرایان منتقد دولت، به شکل فزاینده ای بر شدت و صراحت حملات خود به بخش فرهنگی دولت و عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزوده بودند.

برگزاری کنسرت موسیقی در مشهد و بعدا قم، در واقع تنها حکم همان قطره ای را داشت که باعث سرریزی لیوان می شود. هفته ها پیش از چنین اتفاقی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در نامه ای محرمانه به حسن روحانی به تندی از فضای فرهنگی حاکم بر کشور انتقاد کرده و هشدار داده بود چنین وضعیتی نمی تواند ادامه یابد.

امامان جمعه، فرماندهان نظامی و بسیجی، و گروه ها و تشکل های پیرو آنان در موثر بودن و پیگیری این حملات نه تردیدی داشتند و نه کوتاهی کردند، به ویژه آنکه، بحث مسایل فرهنگی، از جنس سیاست خارجی و ضرورت حل و فصل پرونده هسته ای و یا مسایل اقتصادی و ناگزیری حل و فصل کمبودها و اثرات تحریم نبود و آیت الله خامنه ای هم در این مسیر همراهی به مراتب بیشتری از خود نشان می داد.

بنابراین، مسئله اصلی در شرایط فعلی، تغییر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. هم منتقدان حسن روحانی می دانستند که چنین امری اتفاق خواهد افتاد و هم حسن روحانی و طرفدارانش می دانستند که در این حوزه نمی توانند همچون حوزه مذاکرات اتمی مقاومت کنند.

همزمان هر دو طرف از نتیجه تغییر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و تاثیرش بر افکار عمومی چند ماه مانده به آغاز رقابت های ریاست جمهوری آگاه بودند: حسن روحانی در حوزه مسایل داخلی توانایی مقاومت در برابر رقیبان و عملی کردن وعده های انتخاباتی اش را ندارد: از رفع حصر گرفته تا برگزاری کنسرت موسیقی و انتشار کتاب و نمایش فیلم.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption علی اصغر فانی

راه حل آشنا: دادن مهره بیشتر و جلوگیری از مات شدن

هیچ نامزدی حاضر نیست با چنین تصویری پا به کارزارهای انتخاباتی بگذارد. تغییر وزیری که زیر ضرب است به تنهایی، یعنی پذیرفتن پیروزی رقیب؛ اما اعمال تغییراتی گسترده تر که شامل همان وزیر شود اما محدود به او نماند، این حربه را از دست رقیب می تواند خارج کند، اگرچه در کوتاه مدت.

در این شرایط، رسیدن به نام دو وزیر دیگر چندان دشوار نیست؛ حتی اگر لازم باشد در اقدامی غیرمعمول، وزیری را که در آستانه استیضاح است از حق دفاع محروم کرد و در عمل با نمایندگان استیضاح کننده همسو و موافق شد و وزیر را برکنار کرد.

اعمال این تغییرات با شعار "ترمیم و تقویت کابینه" اگرچه در کوتاه مدت می تواند دست کم مانع شکل گیری و یا گسترش این دیدگاه شود که حسن روحانی در برابر فشار منتقدانش ناگزیر به تغییر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شد، اما در میان مدت سوالات جدی تری را پیش روی حسن روحانی می گذارد.

از نگاه رقیب، ایده آل آن بود که تنها وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی یا استعفا کند و یا برکنار شود؛ اما آنها تا همین جا هم از اقرار به ضعف سه وزیر و تلاش برای جبران ضعف آنان، احساس پیروزی می کنند.

حق نشر عکس MEHR
Image caption محمود گودرزی

اکنون، سه معاون وزیران مستعفی به عنوان سرپرست وزارتخانه ها معرفی شده اند. چنین امری نمی تواند به معنای ترمیم و تقویت کابینه فهمیده شود و این درست همان وضعیت دشواری است که اکنون حسن روحانی باید با آن روبه رو شود.

اصولگرایان در مجلس قبلی و در زمان معرفی کابینه حسن روحانی، حساسیت خود به وزارتخانه های ورزش و آموزش و پرورش را نشان داده بودند. انتخاب های اول آقای روحانی نتوانستند رای اعتماد نمایندگان را بگیرند. حساسیت بر سر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم که عیان است.

در چنین شرایطی، آیا حسن روحانی حتی با فرض همراهی تمام عیار مجلس، مایل و قادر خواهد بود چهره هایی را به عنوان وزیر به کابینه خود راه دهد که به مقاومت در برابر اصولگرایان شهره اند و بر اجرایی شدن دیدگاه های خود اصرار دارند؟

دلایل اندکی وجود دارد که بر اساس آن بتوان به این پرسش، پاسخی مثبت داد. در این صورت، اگر وزیرانی قوی که توانایی مقاومت و اقدام را داشته باشند به کابینه اضافه نشوند، و در مقابل چهره هایی که حساسیتی را بر نمی انگیزند و قصدی هم ندارد که اقدامی انجام دهند که حساسیتی برانگیزد، در آن صورت کابینه چگونه ترمیم و تقویت خواهد شد؟

با این همه، آقای روحانی و تیم همراهش دست کم امیدوارند که اگر قادر به ترمیم و تقویت کابینه نشوند، فرصتی را از رقیب گرفته اند و همچنان این امکان را خواهند داشت که در کارزارهای انتخاباتی، وعده دهند که در دوره دوم ریاست جمهوری بخش دیگر وعده ها و شعارهای او که معطوف به سیاست داخلی است عملی خواهد شد، همان طور که در دور اول، شعار اصلی که حل و فصل بحران مذاکرات اتمی و رفع تحریم ها بود، عملی شد.