درگذشت حسن شایانفر؛ از اوین تا کیهان به روایت زندانیان

شایانفر حق نشر عکس YJC
Image caption حسن شایانفر مدیر دفتر پژوهش‌های روزنامه کیهان بود

حسن شایانفر از مدیران روزنامه کیهان و برنامه‌ریزان مبارزه با فرهنگ غیراسلامی و از جمله بازجویان دادستانی انقلاب در دهه اول جمهوری اسلامی، روز جمعه (۱۸ نوامبر/۲۸ آبان) در حالی درگذشت که از شش سال پیش به بیماری سرطان مبتلا شده بود.

دولتمردان و نزدیکان دفتر رهبر جمهوری اسلامی از او به عنوان "گنجینه اسرار و سردار ولایت" یاد کردند.

وی هنگام مرگ شصت سال داشت.

آقای شایانفر که در دو دهه اخیر به عنوان مدیر دفتر پژوهش‌های روزنامه کیهان معرفی می‌شد، جز مدتی که در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد با حکم وی عضو هیات مدیره مرکز اسناد ریاست جمهوری شد، در سی سال گذشته به کار دیگری مشغول نبود. نه به اسم مطلب می نوشت و نه علاقه ای به حضور در جلو صحنه از خود نشان می داد. اما در دو سال اخیر در جلسات عمومی ظاهر ‌می‌شد و همچنین در گفت‌وگوهای شبکه‌های تلویزیونی شرکت می‌کرد.

آنچه که شاید در این مصاحبه ها و افشاگری ها مشخص و آشکار بود، بی‌اعتنایی وی به منابع و اسناد برای اثبات نظریات خود بود.

وی بی محابا به افراد - حتی چهره های قدیمی انقلاب - اتهامات اثبات نشده ای وارد می کرد و می گفت که اسناد این اتهامات در موسسه پژوهش های کیهان موجود است.

یکی از تخصص های او تهیه پروژه هایی بر پایه تحلیل‌های امنیتی بود، مانند پروژه نوارسازان، خانه عنکبوت، پایگاه های دشمن و سرخط های نفوذ.

از بازار تا اوین

از گذشته پیش از انقلاب وی هرگز اطلاعی در جایی منتشر نشده است؛ همین قدر هست که وی پیش از انقلاب در بازار پای درس آیت‌الله مجتبی تهرانی حاضر بود، همانند مصطفی پورمحمدی و علی اکبر رشاد که از جمله شاگردان این استاد اخلاق بودند. او که در زمان پیروزی انقلاب ۲۲ سال داشت. به دانشگاه نرفته بود و یک بار در یک سخنرانی گفت که پیش از انقلاب مدتی زندانی بوده و کوتاه مدتی پس از انقلاب به سپاه پاسداران پیوسته است.

چند تن از زندانیان پیشین توده ای، نخستین بار از حضور شایانفر در میان بازجویان زندان اوین خبر دادند؛ که اول بار زمانی دیده شده که همراه با حسین شریعتمداری در جریان اعترافات تلویزیونی سران حزب توده حضور داشته است.

یک سایت نزدیک به اعضای حزب توده ایران در گزارشی در همین رابطه نوشته است که "در خلال مصاحبه رهبران زندانی حزب توده، کیانوری دبیراول حزب، چند بار دست چپ خود را که بر اثر شکنجه علیل شده بود به زحمت جابجا کرد. حسن شایانفر دستور قطع فیلمبرداری را داد و با تهدید به کیانوری دستور داد به هیچ وجه سعی نکند دستش را تکان بدهد. در پایان فیلمبرداری، حسین شریعتمداری درباره پایان مارکسیسم برای حاضرین سخنرانی کرد. شریعتمداری همراه با حسن شایانفر و فردی بنام سجاد بازجوی ویژه احسان طبری بودند."

ایرج مصداقی، محقق و زندانی دهه اول جمهوری اسلامی، در مورد او نوشته است: "حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حسین شریعتمداری و حسن شایانفر با هم گره خورده بود. از سپاه شروع کردند، در زندان دهه شصت ادامه دادند و عاقبت به عرصه فرهنگی رفتند. تصویری که از او در ذهن دارم، ضبط‌ صوتی است که زیر بغل داشت و در زندان قزل‌حصار همراه حسین شریعتمداری از این بند به آن بند می‌رفت و گفتگو‌ها و برخورد با زندانیان را ضبط می‌کرد. در واقع 'نیمه پنهان ' حسین شریعتمداری بود."

حق نشر عکس FARS
Image caption حسن شایانفر در حال سخنرانی برای دانشجویان دانشکده رسانه فارس

عفت کلهر، از زندانیان سیاسی به یاد می‌آورد که "برادر حسن" را اولین بار در مقام رئیس بخش "عقیدتی" زندان قزل‌حصار دیده است.

خانم کلهر می‌گوید: "در زندان او را به نام برادر معصومی می شناختیم. کار او تواب‌سازی و شناسایی زندانیان بود. تک تک زندانیان در دفتر کار او پرونده داشتند. همین پرونده‌ها بود که در دادگاه های قتل عام تابستان ۱۳۶۷ مورد استفاده قرار گرفت و عده زیادی را بالای دار فرستاد."

حسین شریعتمداری گفته است: "ما با آقای شایانفر در گذشته کارهای مشترک زیادی داشتیم و من از وی درخواست کردم که برای همکاری با ما مشارکت کند."

حسین شریعتمداری در پنجم دی ۱۳۷۸ در روزنامه کیهان نوشت: "دعوت از اینجانب برای بحث و گفت‌وگو با زندانیان گروهکی، از جانب حجت‌الاسلام مجید انصاری صورت گرفته بود... آن‌ هنگام را اینجانب جزو پربرکت‌ترین ایام عمر خود می‌دانم که بر اثر آن، تعداد قابل توجهی از عناصر گروهکی بریده از انقلاب و مردم، به آغوش انقلاب و ملت بازگشتند... بنده هیچ‌گاه بازجو نبوده‌ام ولی بارها ابراز تاسف کرده و می‌کنم که چرا ثواب بازجو بودن در نظام جمهوری اسلامی ایران، در نامه اعمال من ثبت نشده است."

زندانیان آن دوران نیز در خاطرات و نوشته های خود تایید کرده‌اند که بعد از سرکوب‌های خونین اوایل دهه شصت، روند تازه ای در بازجویی ها آغاز شد و از جمله این که بازجویان را حتی در احکامشان کارشناس خواندند. این عنوان هنوز به کار برده می‌شود.

در زمان فعالیت در زندان اوین به گفته یکی از زندانیان: "شایانفر معاونت حسین شریعتمداری را در بخش فرهنگی زندان به عهده داشت. این دو در سال های ۶۳ و ۶۴ در زندان همان سیاستی را در پیش گرفتند که بعدها اصلاح‌طلب‌ها در ارتباط با گشایش فرهنگی در جامعه پیش بردند. اولین اقدام‌شان ترتیب دادن یک نمایشگاه کتاب بزرگ در زندان بود. هر چه کتاب در بیرون از زندان بود را آوردند و فروختند. کتاب‌هایی که اگر در منزل کسی پیدا می‌کردند سند جرم او می‌شد."

همین زندانی توضیح داده: "تحولی که شریعتمداری و شایانفر در محیط زندان آن سال ها ایجاد کردند باورکردنی نبود. آن دو، در بندها به پرسش و پاسخ با زندانیان می پرداختند و در مورد خواسته‌های آن‌ها پرس و جو می‌کردند و گفتگو‌ها ضبط می شد. در حقیقت پروژه تهاجم فرهنگی را این دو در زندان قزل‌حصار کلید زدند."

آن چه از این دوره فعالیت شریعتمداری و شایانفر در زندان ها ثبت و نقل شده موفقیت آنان در تواب سازی گروهی از زندانیان سیاسی بود. برخی از این دسته توابان از همان زندان مقالاتی برای نشریاتی مانند کیهان فرهنگی می نوشتند که عملا در تایید و اثبات تهاجم فرهنگی بود و مطابق راهنمایی بخش فرهنگی اوین شاعران و روشنفکران و چهره های ادبی مشهور سوژه اصلی این گزارش ها و افشاگری ها بودند.

حق نشر عکس FARS
Image caption حسن شایانفر (راست) در کنار فرج‌الله سلحشور، کارگردان سینما

از اوین به کیهان

یکی از زندانیان نقل می کند که "از سال ۶۵ دیگر شایانفر و شریعتمداری از دل و دماغ افتادند و بخش فرهنگی تعطیل شد."

این تاریخ با خاطرات فیض‌الله عرب‌سرخی از چهره های اصلاح طلب که در آن زمان مدیرکل حراست وزارت ارشاد بوده است نیز همخوانی دارد. به گفته وی، شایانفر و شریعتمداری هرچند هفته یک‌بار مسیر درکه تا بهارستان را می‌پیمودند تا مجموعه نوشته‌های زندانیان تواب را برای چاپ در اختیار مسوولان وزارت ارشاد بگذارند.

یکی، دو کتاب از تولیدات مرکز فرهنگی زندان ها با کمک چاپخانه وزارت ارشاد چاپ شد و در میان زندانیان، دانشگاه‌ها و کتابفروشی های جلو دانشگاه پخش شد و با استقبال مواجه گشت و در همین زمان عرب‌سرخی پیشنهادی به آنان داد که عملا سرنوشت آن ها را تحت تاثیر گرفت. به توصیه وی نوشته های توابان برای روزنامه کیهان برده شد که در این زمان مهدی نصیری، طلبه جوانی مدیریتش را به عهده داشت و این آغاز حضور شریعتمداری در روزنامه کیهان و چند سالی پیش از آن است که با انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری کشور، شریعتمداری به جانشینی مهدی نصیری به عنوان سردبیر منصوب شود و بعدا سمت نماینده ولی فقیه در کیهان را هم بگیرد.

مهدی نصیری که این سمت را از پیش به عهده داشت، نویسنده مقاله "رفوزه کلاس ولایت" در انتقاد از آیت‌الله خامنه‌ای امام جمعه تهران بود. او چند سال بعد جای خود را به حسین شریعتمداری داد که تحلیل ها و مقالاتش مورد توجه آیت‌الله خامنه ای قرار گرفته بود. دو تن از همکاران پیشین اطلاعات سپاه یعنی محمدحسین صفارهرندی و حسن شایانفر هم به معاونت وی برگزیده شدند.

او که رسما مقام مشاور مدیر کیهان را نزدیک بیست سال به عهده داشت، مجموعه نوشته های زندان را به صورت کتاب هایی چاپ و مطالب ستونی با عنوان "نیمه پنهان" را تهیه کرد. این کار موجب شد که مسئولیت مرکزی با عنوان مرکز پژوهش های موسسه کیهان به او سپرده شود.

مجموعه کتاب‌های "نیمه پنهان" و کتاب‌هایی مانند "شوالیه‌های ناتوی فرهنگی"، "حزب خلق مسلمان"، "نیمه پنهان مصدق"، "سایه روشن بهائیت" و "سایه شوم" از جمله محصولات همین موسسه است که تعدادی از توابان و جوانان حزب‌اللهی از بخش های دیگر حکومت به آن پیوستند. حمید رسایی، پیام فضلی نژاد، محمود دژاکام، جعفر بهبودی و سعدالله زراعی از آن جمله‌ این افراد بودند.

از مطالب نقل شده در فرصت های مختلف چنین پیداست که شایانفر در مقام جدید با رهبر جمهوری اسلامی در تماس مستقیم بوده و احیانا در کلاس های هفتگی یا کلاس های خارج آیت الله خامنه ای شرکت می کرده است.

یکی از شاگردانش، دژاکام از زبان وی نقل کرده: "روز شهادت امام سجاد به دیدار آقا رفتم در حالی که نوه جدیدم را هم برده بودم. به آقا نشانش دادم و ایشان تفقد و دعایش کرد. بعد به آقا گفتم: من دیگه خسته شده‌ام دعا کنید که دیگر بروم... اینجا دیگر بغضش ترکید و من نفهمیدم که آقا چه جوابی به او داده بود."

حق نشر عکس Fars

فرزند آقای شایانفر هم بعد از مرگ پدر گفته: "آقای حجازی زنگ زدند و گفتند رهبر انقلاب فرمودند الان آقای سعد حریری ملاقات دارند. به محض اینکه بروند برای سلامتی آقای شایانفر دو رکعت نماز می‌خوانم. بعد هم چیزی که بر آن دعا خوانده بودند فرستادند و شایانفر در حالی که پزشکان و نزدیکانش کاملاً از او قطع امید کرده بودند و حتی دستش را نمی‌توانست تکان بدهد، روی تخت نشسته و پسرش را صدا کرده و چیزهایی به او گفته بود…"

اکبر گنجی، نویسنده اصلاح طلب پس از قتل های زنجیره ای پاییز ۱۳۷۷ در مقالاتی در روزنامه صبح امروز حسن شایانفر و حسین شریعتمداری را متهم کرد که از قتل ها مطلع بوده اند.

از اولین روزهای دستگیری سعید امامی، مقام پیشین وزارت اطلاعات و نفر اول پروژه قتل روشنفکران و همزمان با انتشار خبر مرگ وی در زندان، کیهان در چند مقاله و گزارش سعید امامی را متهم کرد که با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بستگی داشته و حتی همسر وی را هم عضو اف بی آی (پلیس فدرال آمریکا) خواند.

در همین زمان نشریات اصلاح طلب فاش کردند که سعید امامی که در زمان تصدی معاونت وزارت اطلاعات سریالی تحت عنوان "هویت" تهیه کرد که اساس آن بر افشای تهاجم فرهنگی و متهم کردن روشنفکران بود. به نوشته آنها، امامی روزهای دوشنبه هر هفته در ساختمان کیهان با شریعتمداری و شایانفر جلسه داشته که این جلسات تا کوتاه مدتی قبل از قتل های زنجیره ای هم ادامه داشته است.

در جریان سرکوب مطبوعات اصلاح طلب و تشکیل پرونده هایی که کیهان اولین مطرح کننده آن بود چند تن از قربانیان پرونده های امنیتی مانند نیک آهنگ کوثر و شهرام رفیع زاده از فشارهای "برادر حسن" بر خود خبر دادند که حتی پس از آزادی از زندان هم ادامه داشته است.

بیماری

حسن شایانفر اول آذر سال ۱۳۸۹ در پی یک بحران عصبی به بیمارستان منتقل شد. بعدا اعلام شد که بیماری او سرطان است.

در سال های آخر بسیار نحیف شده بود، اما بر اساس گزارشها به "تبعیت" از توصیه آیت‌الله خامنه ای از کار دست نکشید و تختی برای وی در دفترش در کیهان قرار دادند.

با این حال حسین شریعتمداری در گفتگوی بعد از انتشار خبر مرگ همکارش گفت: "حاج حسن ما در حالی که شرایط جسمانی‌اش نشان از بهبودی ایشان داشت، از رفتن خود خبر داد و در مقابل حیرت ما به اربعین حسینی علیه‌السلام نیز اشاره کرد".

موضوعات مرتبط