والفجر ۸: آخرین فرصت ایران برای پایان پیروزمندانه جنگ

عملیات والفجر هشت حق نشر عکس Sajed.ir
Image caption حسن روحانی می گوید: "بعد از خرمشهر بهترین عملیات را فاو می‌دانم و بعد هم دیگر عملیات موفق مهمی... تا پایان جنگ نداشتیم"

۲۰ بهمن، سالگرد آغاز عملات والفجر هشت است. در نتیجه این عملیات، ایران موفق می شود در ۶ اسفند ۱۳۶۴ شبه جزیره استراتژیک فاو را از عراق بگیرد.

پس از عملیات والفجر ۸، در حالی که برخی مسئولان ایران امیدوارند با استفاده از پیروزی به دست آمده جنگ را از موضع بالا تمام کنند، چنین اتفاقی نمی افتد.

سرانجام هم در ۲۹ فروردین ۱۳۶۷، در شرایطی که فرماندهان سپاه در یک سمینار سیاسی در کرمانشاه حضور دارند، نیروهای عراقی در عملیاتی غافلگیرکننده فاو را پس می گیرند.

بیشتر بخوانید: درسی از قطعنامه هسته‌ای: اگر ایران قطعنامه ۵۹۸ را یک سال زودتر پذیرفته بود

بیشتر بخوانید: چرا آیت الله خمینی خواستار اعدام فرماندهان مقصر 'شکست' در جنگ شد؟

بیشتر بخوانید: رمزگشایی از 'ناگفته های' کربلای ۴

ملاحظات قبل از عملیات

عملیات فاو در شرایطی انجام می شود که ایران، به دنبال بازپس گیری تمام متصرفات اصلی عراق در خاک خود طی چهار عملیات پیروز ثامن الائمه (مهر ۱۳۶۰)، طریق القدس (آذر ۱۳۶۰)، فتح المبین (فروردین ۱۳۶۱) و بیت‌المقدس (خرداد ۱۳۶۱)، پنج عملیات شکست خورده در خاک عراق انجام داده است: رمضان (تیر- مرداد ۱۳۶۱)، والفجر مقدماتی (بهمن ۱۳۶۱)، والفجر ۱ (فروردین ۱۳۶۲) ، خیبر (اسفند ۱۳۶۲) و بدر (اسفند ۱۳۶۳).

این در حالی است که بعد از شکست های رمضان، والفجر مقدماتی و والفجر ۱ و اوج گیری اختلافات ارتش و سپاه، آیت الله خمینی اکبر هاشمی رفسنجانی را به عنوان فرمانده مجموعه عملیات جنگی ایران منصوب می کند -انتصابی که البته، نباید آن را با تعیین هاشمی رفسنجانی به عنوان "جانشین فرمانده کل قوا" در ۱۲ خرداد ۱۳۶۷ اشتباه گرفت که سمتی بالاتر بوده است.

از زمان سپرده شدن فرماندهی جنگ به هاشمی رفسنجانی، او تاکید دارد که اگر نیروهای مسلح ایران در یک عملیات بسیار بزرگ موفق شوند، امکان پایان جنگ با عراق از موضع قدرت وجود خواهد داشت. محمد درودیان، پژوهشگر تاریخ جنگ، در مصاحبه ای در ۹ بهمن ۱۳۹۵ با روزنامه ایران یادآوری می کند که هاشمی رفسنجانی چنین ایده ای را نخستین بارقبل از عملیات خیبر مطرح کرده چون معتقد بوده "عراق در حال توسعه دادن به جنگ است و با زدن منابع نفتی و شهرهایمان توان ما را دچار فرسایش می‌کند و اگر دیر تصمیم بگیریم امکان پیروزی با تصرف یک منطقه را هم از دست می‌دهیم".

فرمانده وقت جنگ، در گفتگویی که در سال ۱۳۸۳ در کتاب "بی‌پرده با هاشمی رفسنجانی" منتشر شده یادآوری می کند: "فاو یکی از عملیات‌هایی بود که برای ختم جنگ طراحی کرده بودیم. هدف هم این بود که از جاده ساحلی به ام‌القصر برویم." شبه جزیره فاو و بندر ام القصر، تنها راه های دسترسی عراق به خلیج فارس بودند و تصرف آنها، دسترسی این کشور به آب های آزاد را مسدود می کرد..

سندی که از جلسه ۳۰ تیر ۱۳۶۳ اکبر هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی (معاون وقت هاشمی در سمت فرماندهی جنگ) با فرماندهان ارشد سپاه و ارتش در دسترس است، اهمیت تصرف فاو و ام القصر را برای ایران بهتر مشخص می کند. در این جلسه اکبر هاشمی رفسنجانی با تاکید بر اینکه "تصرف فاو- ام‌القصر می‌تواند عملیات آخر باشد" می گوید: "یا باید در اینجا عملیات با تضمین موفقیت انجام دهیم یا فرماندهان جای دیگری را برای عملیات پیشنهاد دهند و یا در غیر این صورت چاره‌ای جز پیشنهاد صلح نداریم که البته حضرت امام این مساله را نخواهند پذیرفت."

شرح ثبت شده از اظهارات هاشمی رفسنجانی در این جلسه، حکایت از تردید گروهی از فرماندهان نظامی در مورد عملیات دارد. تا جایی که وی به فرماندهان می گوید: "می‌خواهید تک بکنید [می‌گویید] باید دو برابر نیروی طرف، نیروی تک‌ور داشته باشید! می‌خواهید اسلحه‌تان برتری داشته باشد یا تدارکات‌تان طبق اصول [کلاسیک] نظامی که دیکته کرده به شما برسد، اگر بخواهید اینها را درست بکنید، من همین الان قاطع به شما می‌گویم هیچ‌وقت شما یک عملیات موفق را در آینده نخواهید داشت."

وی با انتقاد از فرماندهان سپاه می افزاید: "الان سپاهی‌ها بیشتر از ارتشی‌ها کلاسیک شده‌اند. آن حرف‌هایی که الان از سپاهی‌ها در [باره] احتیاط می‌فهمیم، نصفش را تقریبا از ارتشی‌ها می‌فهمیم. سپاهی‌ها که روز اول اصلا به آب می‌زدند و یک اسلحه برمی‌داشتند راه می‌افتادند، حالا به خاطر مرارت‌ها و خسارت‌هایی که دیده‌اند، محتاط‌‌ ‌تر شده‌اند. البته ارتشی‌ها همیشه موضع‌شان همین بود."

فتح فاو

در عملیات والفجر ۸ ایران موفق می شود با فریب و غافلگیری کامل نیروهای عراقی، به میدان فرستادن تعدادی انبوه از نیروهای رزمنده، ساخت و به کارگیری یک پل پیش‌ساخته عظیم برای انتقال سریع نیروها و از کار انداختن برتری هوایی عراق از طریق موشک های زمین به هوا و هواپیماهای جنگنده خود، شبه جزیره فاو را تصرف کند.

عراق برای باز پس گرفتن فاو در عرض بیش از ۷۰ روز پاتک های متعدد انجام می دهد و حتی در مواردی از سلاح شیمیایی استفاده می کند اما موفق نمی شود.

اکبر هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات ۱۳۶۴ خود، درباره تدارکات ویژه عملیات والفجر ۸ می‌نویسد: "اکنون برای هیچ حمله‌ای این مقدار نیرو و امکانات پای کار نیاورده بودیم. علاوه بر کارهای مهندسی بی‌سابقه‌ای که در منطقه در مدت چند ماه انجام گرفته."

در عملیات والفجر ۸، ایران بعد از سال ها امکان استفاده از تسلیحات جدید آمریکایی را می یابد که برتری تسلیحاتی عراق و مشخصا برتری هوایی آن را مهار می کند.

هاشمی رفسنجانی در خاطرات ۱۳۶۴ خود، از نقش موثر موشک های ضدهوایی آمریکایی و مشخصا "هاوک" می نویسد. وی می گوید که در این عملیات ۸۰ شلیک موفق هاوک انجام شده که ۵۰ فروند هواپیمای عراق را ساقط کرده است.

در عین حال، شواهدی در دست است که شاید تاثیر آمریکایی ها در عملیات والفجر ۸، فراتر از ارسال تسلیحات بوده است.

محسن رضایی در جریان یک سخنرانی در ۲۶ دی ۱۳۸۹ می گوید: "تا قبل از این عملیات آمریکا اطلاعات به کلی سری را در اختیار عراق می‌گذاشت اما در این عملیات این اطلاعات غلط از آب در آمد و بعد فتح فاو یک جنگ جدی لفظی میان عراق و آمریکا صورت گرفت."

اشاره محسن رضایی، به اعتراضات جنجالی بغداد به واشنگتن بعد از والفجر ۸، در این مورد است آمریکایی ها در مورد عملیات ایران اطلاعات غلط در اختیار عراق گذاشته و نیروهای عراقی را گمراه کرده اند.

برخورداری - موقت- جمهوری اسلامی از تسلیحات آمریکایی، نتیجه مذاکرات مخفی تهران و دولت جمهوری خواه رونالد ریگان برای صدور سلاح به ایران در ازای کمک به آزادی گروگان های آمریکایی در لبنان است. اقدامی که در صورت تحقق، می تواند در انتخابات کنگره در پاییز ۱۳۶۵ به نفع جمهوری‌خواهان تمام شود.

این مذاکرات، بعد از عملیات والفجر ۸ هم ادامه پیدا می کند؛ هرچند به فاصله چند ماه، با افشای مذاکرات از سوی یک نشریه لبنانی و سپس حکومت ایران - درست یک روز قبل از انتخابات کنگره- روابط تهران و واشنگتن به شدت بحرانی می شود.

در نتیجه آمریکا از نیمه دوم ۱۳۶۵ تا پایان جنگ، همسو با شوروی، فرانسه و تعدادی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، به حمایت موثر از عراق می پردازد.

بعد از فتح فاو

با وجود اینکه عملیات والفجر ۸، باهدف کسب یک پیروزی بزرگ در خاک عراق و سپس، شروع مذاکرات صلح از موضع برتر انجام شده بود، اما درعمل به تحول سیاسی - دیپلماتیک مشخصی نمی انجامد.

حسین علایی اولین فرمانده نیروی دریایی سپاه و از فرماندهان اصلی جنگ، ممکن نشدن چنین هدفی را اثبات کننده این موضوع می داند که استراتژی اکبر هاشمی رفسنجانی برای پایان جنگ با یک عملیات موفق بزرگ، واقع بینانه نبوده است.

وی اعتقاد دارد که والفجر ۸ به اهداف از پیش تعیین شده خود رسیده و برای مسئولان سیاسی کشور، عذری برای عدم بهره برداری از نتایج آن وجود نداشته است.

از سوی دیگر، برخی اظهارات ثبت شده از اکبر هاشمی رفسنجانی - و از جمله سخنرانی جلسه ۳۰ تیر ۱۳۶۳ او در جمع فرماندهان ارشد سپاه و ارتش- نشان می دهد که او انتظار داشته علاوه بر فاو، بندر ام القصر عراق هم تصرف شود.

هاشمی رفسنجانی بعد از والفجر ۸ از فرماندهان سپاه گله می کند که نتوانسته اند بندر ام‌القصر را بگیرند و آنها با ارائه نقشه های جنگی به هاشمی نشان می دهند که گرفتن ام القصر جزو اهداف عملیاتشان نبوده است.

او در گفتگویی با جعفر شیرعلی نیا نگارنده کتاب "روایتی از زندگی و زمانه آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی" می گوید با توضیحات محسن رضایی فرمانده وقت سپاه امیدوار شده بود رزمندگان ایران بعد از فتح فاو تا بندرام القصر پیش بروند. در کتاب خاطرات ۱۳۶۴ هاشمی رفسنجانی، حتی عنوان شده که محسن رضایی در گفتگو با او از ممکن بودن اشغال جزیره بوبیان کویت صحبت کرده است. هاشمی به جعفر شیرعلی نیا می گوید فرماندهانی که قبل از والفجر ۸ وعده های خوش بینانه می دادند "در عمق وجودشان می دانستند که نمی‌توانند ولی نمی‌گفتند".

حسن روحانی هم در مصاحبه ای با هفته نامه رمز عبور که برای اولین بار در ۹ مرداد ۱۳۹۳ چاپ شده -اما قبل از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ صورت گرفته- تاکید می کند که قرار بوده علاوه بر فاو، ام القصر هم تصرف شود. وی می افزاید: "من بعد از خرمشهر بهترین عملیات را فاو می‌دانم و بعد هم دیگر عملیات موفق مهمی به اعتقاد من تا پایان جنگ نداشتیم."

حسین علایی در گفتگویی با خبرآنلاین در ۲۱ بهمن ۱۳۸۹ تاکید می کند: "عملیات فاو موفقیت بسیار بزرگی بود ولی این موفقیت بزرگ از سوی دستگاه دیپلماسی کشور تبدیل به یک دستاورد سیاسی نشد. یعنی بعد از عملیات فاو، ایران می‌توانست یک طرح صلحی را به صورت رسمی و کتبی ارائه بدهد که این طرح صلح، کشورهای حامی عراق را در موضع انفعال قرار بدهد. ولیکن ما از سوی دستگاه دیپلماسی و دستگاه سیاست خارجی شاهد چنین اقدامی نبودیم."

آقای علایی معتقد است در صورت فعالیت دیپلماتیک قوی تر، حتی ممکن بوده قطعنامه ۵۹۸ که بعدا در شورای امنیت تنظیم شد هم، بیشتر به نفع ایران باشد. به تعبیر او: "شاید اگر پس از فتح فاو ایران با هدف پایان جنگ، ابتکار عمل را در دست خود می‌گرفت و طرح صلحی ارائه می‌داد نه تنها جنگ در زمان کوتاه‌تری به پایان می‌رسید، بلکه ابتکار عمل دست ایران بود و شاید قطعنامه سازمان ملل جور دیگری نوشته می‌شد."

علی خرم، نماینده سابق ایران در دفتر اروپایی سازمان ملل، در میزگردی در ۲۲ شهریور ۱۳۸۹ به میزبانی سایت دیپلماسی ایرانی می گوید وقتی شورای امنیت متن قطعنامه ۵۹۸ را تدوین می کرده از ایران هم خواسته در این کار مشارکت کند اما مسئولان ایرانی در جلسات مربوطه حضور نیافته اند چون "در کشور چنین اراده‌ای وجود نداشته". آقای خرم توضیح می دهد: "در واقع در دوران جنگ، از ابتدا تا پایان، نگاه حاکم بر فضای کشور این بود که بخش سیاسی تعطیل شود و به کار نظامی ‌بپردازد. به واسطه همین نگاه بسیاری از مدیران وزارت خارجه در جبهه شهید شدند. در واقع نگاه این بود که باید از اهداف نظامی‌ حمایت شود و نه از اهداف سیاسی."

آقای خرم می افزاید: "آن موقع پیگیرى اهداف سیاسی به عنوان کفر ابلیس نگریسته می‌شد. ورود به حوزه سیاسی و دیپلماسی از سوی برخی به عنوان مرعوب شدن و وادادن و بی غیرتی محسوب می‌شد."

ناهماهنگیمسئولان ارشد

توصیفات اکبر هاشمی رفسنجانی از شرایط بعد از فتح فاو، نشان می دهد که در آن مقطع، در سطوح کلان حکومت هم جمع بندی واحدی در مورد نحوه استفاده از پیروزی فاو وجود نداشته است.

هاشمی رفسنجانی در خاطرات ۱۳۶۴ خود، از جلسه‌ ای با آیت الله خمینی بعد از والفجر ۸ روایت می کند که در آن چهار سناریو مورد بررسی قرار گرفته است: "۱- ادامه جنگ تا سقوط حزب بعث عراق و تشکیل حکومت مردمی، ۲- پذیرش سقوط صدام با حفظ بعث و گرفتن خسارات، ۳- پذیرش سقوط صدام با آمدن حکومت غیربعثی با خسارات، ۴ - پذیرش خسارت با حفظ صدام که در این فرض هم احتمالاً به سقوط صدام خواهد انجامید."

به گفته او از این چهار سناریو، آخری به خاطر مخالفت رهبر وقت جمهوری اسلامی حذف می‌شود. روایتی که قاعدتا یعنی آیت الله خمینی، گزینه ای که متضمن سرنگونی صدام حسین نباشد را قابل بحث نمی دانسته است.

رفسنجانی در بخشی دیگر از خاطرات خود، جلسه دیگری را توصیف می کند که یک ماه بعد از سقوط فاو در حضور رهبر وقت برگزار شده و در آن، چهار گزینه دیگر مورد بحث قرار گرفته است: "۱- پذیرش آتش‌بس به شرط محاکمه صدام و خسارات، ۲-ادامه جنگ تا سقوط صدام، ۳- انجام یک حمله موثر دیگر و ]پایان دادن به جنگ[ پس از به دست آوردن موضع سرنوشت‌ساز، ۴- اقدام به رکود جنگ و حرکت سیاسی برای سقوط بعث عراق."

هاشمی می افزاید: "پیش‌فرض سوم تقریباً پذیرفته شد. گرچه عملاً هم غیر از این نمی‌شود کرد." توافق نسبی بر گزینه "انجام یک حمله موثر دیگر" و پایان دادن به جنگ پس از به دست آوردن "موضع سرنوشت‌ساز"، ظاهرا نشان می داده که آیت الله خمینی، این بار اصراری بر سرنگونی صدام حسین نداشته است.

در عین حال، محسن رضایی در یک سخنرانی در ۲۶ دی ۱۳۸۹ روایتی را از آن مقطع ارائه می کند که مطابق آن، فرماندهان سپاه در ظاهر به سایر مسئولان حکومتی می گفته اند با پایان جنگ از طریق یک عملیات موفق موافقند، اما درواقع به دنبال ادامه جنگ بوده اند.

آقای رضایی می گوید: "تا قبل از فاو استراتژی حاکم بر جبهه‌ها از سوی مسئولان سیاسی کشور این بود که یک عملیات انجام داده و از این طریق صلح شرافتمندانه‌ای را شکل دهیم... ما این استراتژی را تغییر دادیم و به مسئولان کشور می‌گفتیم یک عملیات داریم اما فرماندهان با یکدیگر تصمیم گرفته بودیم که بعد از فاو دیگر متوقف نشویم و عملیات‌های زنجیره‌ای را انجام دهیم که با مجموعه این عملیات‌ها به پیروزی برسیم."

در مقابل، روایت حسن روحانی حاکی است که وی بعد از عملیات والفجر ۸ معتقد بوده که باید از موفقیت نسبی به دست آمده، برای پایان جنگ استفاده شود. او نقل می کند: "من بعد از عملیات فاو خدمت آیت‌الله خامنه‌ای و آقای هاشمی رفتم و استدلال مفصل کردم و گفتم شما بدانید از لحاظ نظامی ما پیروزی خیلی بزرگی را نمی‌توانیم به دست بیاوریم و در حد همین فاو است... نظرم این بود آن مقطع وقتی ما فاو را گرفتیم، جنگ را تمام و به عنوان یک پیروزی این را اعلام کنیم."

در نهایت، جمع بندی کلی مسئولان حکومتی بعد از عملیات والفجر ۸، به این سمت می رود که نیروی های نظامی تلاش کنند یک عملیات بزرگ دیگر انجام دهند.

عملیات بزرگ دیگر، کربلای ۴ است که در ۳ دی ۱۳۶۵ از سوی سپاه و برای تصرف بصره صورت می گیرد و به بزرگترین شکست نظامی ایران در طول جنگ تبدیل می شود. با وجود این، با فشار مجدد هاشمی رفسنجانی، به فاصله ۱۶ روز عملیات کربلای ۵ صورت می گیرد که اگرچه مجددا در تصرف بصره ناکام می ماند، اما به تصرف بخشی از نواحی شرقی بصره می انجامد.

در جریان کربلای ۵، سنگین ترین تلفات تاریخ جنگ ایران وعراق به هر دو طرف درگیر وارد می شود و تلاش های جهانی برای توقف جنگ -که مشخص است برنده ای نخواهد داشت- شدت می گیرد. تلاش هایی که نقطه اوج آن، تدوین قطعنامه ۵۹۸ است.

سقوط فاو

شبه جزیره فاو تا ۲۸ فروردین ۱۳۶۷ در تصرف ایران باقی می ماند تا اینکه در این تاریخ، عراق آن را پس می گیرد.

عملیات غافلگیرکننده عراق در حالی انجام می شود که فرماندهان ارشد سپاه، برای شرکت در یک گردهم آیی سیاسی در کرمانشاه به سر می برند.

حسن روحانی، که در اواخر جنگ معاون جانشین فرمانده کل قوا بود، در مصاحبه ای در سال ۱۳۸۷ روایت می کند که با بالا گرفتن منازعه سیاسی میان جناح های چپ و راست حکومت ایران در جریان انتخابات فروردین ۱۳۶۷ مجلس سوم، "سپاه یکی از ذهنیت‌هایش این بود که اگر تعدادی از نیروهای سپاه به مجلس بروند، مشکلات آنها بهتر حل می‌شود و پشتیبانی بهتری از جبهه‌ها می‌شود".

روحانی می افزاید: "آمدند عده‌ای از مسئولین سپاه و سرداران را تشویق کردند تا کاندیدا شوند و خود آنها هم در این زمینه فعال شدند. لذا وقتی که فاو سقوط کرد، سپاه سمیناری در کرمانشاه داشت و عمدۀ فرماندهان در غرب بودند."

در همین ارتباط، عباس ملکی عضو تیم مذاکره کننده ایران در مورد قطعنامه ۵۹۸ نیز، در مرداد ۱۳۹۳ در گفت وگو با روزنامه شرق می گوید که در آستانه سقوط فاو "توجه بعضی از فرماندهان به مساله انتخابات معطوف شد... شاید آنها فکر ‌می‌کردند برای اینکه گرایش‌هایشان وارد مجلس شود، باید فعالیت‌های داخلی را در شهرستان‌های مختلف شروع کنند".

حسن روحانی روایت می کند که حتی وقتی خبر در حال سقوط بودن فاو رسیده، محسن رضایی گفته است "فاو سقوط نخواهد کرد، مگر اینکه عراق بمب اتمی به کار ببرد".

غلامعلی رشید، معاون وقت عملیات فرمانده کل سپاه، در مصاحبه جداگانه ای با فصلنامه مطالعات جنگ ایران و عراق (تابستان ۱۳۸۶) تایید می کند که پس از حمله عراق به فاو "محسن رضایی یک حمله سراسری را باور نکرده است".

اکبر هاشمی رفسنجانی در شهریور ۱۳۹۳ می گوید در پی سقوط فاو یحیی رحیم صفوی، فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه، مورد انتقاد قرار گرفته و حتی صادق خلخالی -حاکم شرع سابق دادگاه های انقلاب و نماینده وقت مجلس- نزد هاشمی آمده و خواستار اعدام او شده. درخواستی که البته، با مخالفت اکبر هاشمی رفسنجانی مواجه شده است.

تصرف مجدد بندر فاو در ۲۸ فروردین، مقدمه مجموعه ای از پیروزی های بعدی ارتش عراق در ماه های بعد می شود. تصرف شلمچه و عقب راندن ایران از شرق بصره در ۴ خرداد، پس گرفتن جزیره مجنون در ۴ تیر، پیشروی در عین خوش در ۲۱ تیر و موسیان و دهلران در ۲۲ تیر، از جمله دستاوردهای ارتش عراق در این مدت هستند. عقب نشینی اجباری ایران از خرمال و حلبچه در کردستان عراق در ۲۲ تیر (برای انتقال نیروها به جبهه های جنوب) نیز، در همین مقطع صورت می گیرد.

همزمان با این شکست ها، تنش میان ایران و آمریکا در خلیج فارس نیز اوج می گیرد که در نتیجه آن، نیروی دریایی ایالات متحده در ۲۹ فروردین دو سکوی نفتی ایران در میدان نفتی سلمان را تخریب و دو شناور جنگی سهند و جوشن را غرق می کند و در ۱۲ تیر، یک هواپیمای مسافربری ایرباس ایرانی را با ۲۹۰ مسافر هدف قرار می دهد که به کشته شدن تمام مسافران می انجامد.

در چنین شرایطی است که آیت الله خمینی در ۲۵ تیر ۱۳۶۷، با پیگیری هاشمی رفسنجانی نامه ای به مسئولان ارشد حکومتی می نویسد و در آن، از تصمیم خود برای پذیرش قطعنامه ۵۹۸ خبر می دهد. یک روز بعد در دفتر رئیس جمهور وقت، احمد خمینی نامه را در جمع مسئولان می‌خواند. متعاقبا، ایران در ۲۷ تیر ماه در نامه ای به دبیرکل سازمان ملل، قطعنامه را می پذیرد و همان شب، خبر پذیرش قطعنامه از صدا و سیما اعلام می شد. دو روز بعد، در ۲۹ تیرماه، پیام معروف آیت الله خمینی در مورد پذیرش قطعنامه انتشار می یابد.

اعلام پذیرش قطعنامه، با توجه به پیروزی های پی در پی عراق در ماه های آخر جنگ، به برپایی "جشن پیروزی" در آن کشور منجر می شود، اما فضای افکار عمومی در ایران، به کلی متفاوت است. در پیام آیت الله خمینی به مناسبت پذیرش قطعنامه آمده: "خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند. خوشا به حال آنان که در این قافله نور جان و سر باختند.... و بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده ام."

بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در تهران، عراق هجوم گسترده ای را به داخل خاک ایران انجام می دهد و تا نزدیکی های خرمشهر پیش می آید. اما ایران آخرین هجوم نیروهای عراقی را به عقب می‌راند و سرانجام، در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ آتش بس برقرار می شود.

آتش بسی که اگر پس از عملیات والفجر ۸ انجام می شد، ایران در موقعیت به مراتب بهتری قرار داشت.