درک والکات، شاعر مستعمراتی در جست و جوی هویت

حق نشر عکس Getty Images
Image caption والکات زاده کارائیب بود.کارائیب بازتاب دهنده تاریخ استعمار است و آینه ای تمام نما از چهره های گوناگون استعمار به دست می دهد.

من که با خون هر دو مسمومم

من که تا رگ و پی دوپاره ام

به کدام سو رو کنم؟

من که به افسر مست- نماینده حکمرانی بریتانیا فحش دادم

چگونه انتخاب کنم

بین این آفریقایی و

زبان بریتانیایی که عاشقش هستم؟

از شعر "آوایی دور دست از آفریقا"

درک والکات - شاعر برجسته انگلیسی زبان و برنده نوبل ادبی ۱۹۹۲ در ۱۷ مارس ۲۰۱۷ در سن ۸۷ سالگی درگذشت.

والکات در ۲۳ ژانویه ۱۹۳۰ در شهر کاستریس در سن لوچیا به دنیا آمد. سن لوچیا جزیره کوهستانی کوچکی است که از یک جانب به اقیانوس اطلس و از سوی دیگر به دریای کارائیب محدود است. کارائیب بازتاب دهنده تاریخ استعمار است و آینه ای تمام نما از چهره های گوناگون استعمار به دست می دهد. یکی از ویژگی های اصلی فرهنگی در کارائیب مساله اختلاط فرهنگ های گونه گون است. گسستگی و گسیختگی زبانی و بعد مسافت بین جوامع همزبان حاصل پراکندگی جغرافیایی و تاریخ استعمار در این منطقه است. وضعیت جغرافیایی و تاریخی منطقه کارائیب در شعر و زندگی درک والکات تاثیر شگرفی داشته است.

والکات شعرگفتن را از کودکی آغاز کرد. درس های مدرسه مثل درس های مدارس بریتانیا بود و شعر انگلیسی نخستین نوع شعری بود که والکات با آن رو به رو شد و شعرهای اولیه او تقلیدی از آثار شاعران مدرن انگلیس نظیر آدن، مک نیس و دیلان تامس بود. دوپارگی موقعیت تاریخی و جعرافیایی او به عنوان فردی اهل مستعمرات در جهان ادبی زبان انگلیسی خیلی زود خود را به رخ کشید. هنر والکات از درون این وضعیت اسکیزوفرنیک بیرون می آید، از درون کشمکشی بین دو میراث فرهنگی متفاوت که او مهار کرده تا سبک یگانه ترکیبی خود را ایجاد کند.

وقتی آکادمی سوئد جایزه نوبل ادبیات را در سال ۱۹۹۲ به والکات اعطا کرد، پاسخِ هنریِ شگفت انگیز به "پیچیدگی وضعیت خود" را به عنوان یکی از ویژگی های کاری وی برشمرد. زندگی و کار والکات وی را چهار راه نیروهای فرهنگی متفاوتی قرار داده است. فضایی که دوست شاعرش جوزف برادسکی به شکل زیر توصیف کرده است: "و اینک او این جاست، مردی قرن بیستمی که در هند غربی و بوستون زندگی می کند، بین دریای آبی و ماهی واقعی اش از یک سو و بین موشک ها و کلاهک ها از سوی دیگر، بین یک فرهنگِ مستعمراتیِ منقضی شده و شمالِ صنعتی، بین آفریقا و غرب، بین بردگی و روشنفکر گرایی، بین زبان بومی کارائیب و انگلیسی آموخته از کتاب ها، بین سیاه و سفید بدن خودش، بین صدای اقیانوس وطن و اغوای فرهنگِاروپایی".

یکی از درونمایه های اصلی آثار والکات جست و جوی هویت است. وی در میان مجموعه ای از تناقض ها می زیست: تبار آفریقایی، زبان انگلیسی، زبان فرانسوی، انگلیسی استاندارد و کرئول، کلیسای متدیست و کاتولیک. این وضعیت وی را دچار نوعی چند پارگی روحی و هویتی کرد که به گفته خودش نتیجه طبیعی جامعه کارائیبی است. در شعر "کشتی بادبانی پرواز" (۱۹۷۹) شابین که پرسونایی از خود والکات است تعریفی از هویت فردی اهل سرزمینی کوچک در کارائیب به دست می دهد:

خون هلندی ؛ سیاه و انگلیسی در خود دارم

یا هیچ کس ام یا یک ملت

در واقع می خواهد بگوید من هیچ ملیتی جز تخیل خودم ندارم.

حق نشر عکس AP
Image caption والکات معتقد است که باید برده داری را به عنوان یک زخم پذیرفت و از آن عبور کرد تا به بلوغ رسید. نمی شود مرتب به آن چسبید و مویه کرد.

شاعر در جایگاه آدم ابوالبشر

طبیعت و مناظر طبیعی محیطی که والکات در آن پرورش یافت تاثیری عمیق بر شخصیت و کار ادبی او نهادند. در همان آغاز کار تشخیص داد که این محیط " بکر و دست نخورده " است و هیچ رنگ و نقشی بر آن سایه نیافکنده است. او وظیفه خود دانست که "نخستین انسان - آدم" این منطفه بشود و بر این محیط " نام بگذارد".

این وظیفه یا تکلیفی که بر دوش خود نهاد بدون عواقب اجتماعی و حتی سیاسی نبود. تلاش برای درک و ثبت زیباشناختی مناظر نیازمند نوعی بازنگری در ارزش های زیباشناختی بود. این که درخت انبه یا میوه نان را با همان دیدگاه زیباشناختی توصیف بکنی که سرو روان یا بیدِ مجنون را توصیف می کنی در واقع تلاش برای تصاحب دوباره طبیعت و زندگی بود. نوعی بازپس گیری زندگی عادی و معمولی سن لوچیا از وضعیت بی نام، ناشناخته و ناامید بردگی بود. از این روی است که او در شعرش به توصیف جزیی طبیعت از دید انسانی اهل کارائیب می پردازد و از نام گذاری های برساخته استعمارگران و جهانگردان و انسان شناسان بیزاری می جوید.

تصویر شاعر در جایگاه کشتی شکسته از درونمایه های اصلی اشعار والکات است. در برخی شعرها شاعر گویی جهان را از دید ناظری می بیند که در ساحلی تنها افتاده است. در برخی دیگر از شعرها شاعر خود را در جایگاه رابینسون کروزو می بیند که در تلاش است از هیچ جهانی بسازد. گاهی در نقش آدم ابوالبشر ظاهر می شود که می خواهد به درختان و کوه ها و نهرها نام های تازه ای بدهد. مردی تنها که در اتاقی نشسته از پنجره به بیرون می نگرد. ناظری که دریافت کننده رویدادهاست و در ایجاد آن ها نقشی ندارد.

رابطه والکات با آفریقا نیز رابطه جالبی است. او در عین حال که از ریشه های آفریقایی غافل نیست رویکرد احساسی و غیرواقعی به آفریقا را هم درست نمی داند. از نظر او تفاخر به گذشته آفریقایی و به رنگ پوست سیاه روی دیگر سکه نژادپرستی سفید است. او معتقد است که باید برده داری را به عنوان یک زخم پذیرفت و از آن عبور کرد تا به بلوغ رسید. نمی شود مرتب به آن چسبید و مویه کرد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption جوزف برادسکی می گوید "هند غربی به دست کریستف کلمب کشف شد، به دست بریتانیایی ها مورد استعمار قرار گرفت و به دست والکات جاودانه شد."

بازآفرینی اسطوره

هومر و ایلیاد و اودیسه جایگاه بی بدیلی در سپهر اندیشه و شعر والکات دارند. از نخستین مجموعه شعر او تا آخرین آثار همواره نوعی بازآفرینی اسطوره های هومری در فضای کارائیبی به چشم می خورد. در اولین کتابش، کارائیب " دریای اژه" ای جدید و شاعر و یارانش " آفرو- یونانی" (آفریقایی- یونانی) هستند.

بزرگ ترین اثرش " اومروس " که جایزه نوبل را برایش به ارمغان آورد عنوانش را از هومر گرفته است ( اومروس تلفظ یونانی هومر است). اومروس بلندپروازانه ترین اثر والکات است. شعری در اندازه یک کتاب کامل که هند غربی محبوب او را در نقش جزایر سیکلادس برای شاعر یونان باستان قرار می دهد. در این بازگویی اودیسه از خدایان و جنگجویان اسطوره ای خبری نیست. ساکنان آن ماهیگران ساده ی کارائیبی هستند و نام های یونانی آنها نشان دهنده هویت های دوگانه و چندگانه آنان است. موفقیت اومروس به عصاره کل آثار والکات اعتبار می بخشد چرا که درونمایه های آن مشغله ی ذهنی همیشگی شاعر بوده اند: زیبایی جزیره موطن اش، بار سنگین میراث استعمار، چند پارگی هویت کارائیبی و نقش شاعر در توجه به این موضوعات.

والکات شخص خودش را در شکل اودیسه بازآفرینی کرده است. حتی می توان گفت هویت انسان کارائیبی را به شکل مهاجری سرگردان بین بی قراری سفر بی انجام و اشتیاق رسیدن به خانه تصویر کرده است. اومروس بهترین نمونه تلاش والکات برای جست و جوی هویت فردی و منطقه ای است. تلاشی استوار بر لایه های متعددی از استعاره که در برابر هر گونه تعریف واحد ایستادگی می کنند. روشی که هویت را نه محصول بلکه فرآیند می بیند.

از همین روی است که شاید بتوان گفت والکات اتوریته تعاریف تثبیت شده را به چالش می کشد. دیدگاه تاریخ نویسان و انسان شناسان را که مبتنی بر نظریات و تئوری های غربی است به پرسش می گیرد. تاریخ را به چالش می کشد چرا که تاریخ به گفته وی .اس. نایپول ثبت موفقیت ها و آفرینش ها ست و مردم کارائیب نه موفقیتی کسب کرده و نه چیزی آفریده اند. والکات می خواهد تاریخ و جغرافیای کارائیب را از نو بنویسد. از نظر او " دریا تاریخ است". دریایی که گور بردگان بی شمار است و رنج آدمیانی را که از "گذرگاه میانه" گذشته اند در دل خود دارد.

حق نشر عکس AFP
Image caption والکات می گوید: جویس در عین اینکه جهانی ترین ذهن را از زمان شکسپیر به بعد داشت مرتب بر جایگاه ولایتی و حس شهرستانی خود پای می فشرد."

شاعرِ مبعوث

والکات از همان آغاز شاعری و " بعثت" برای خود ماموریتی تعریف می کند. او معتقد است که استعداد او مال خودش نیست و نقش او فقط بیان تجربه شخصی خودش نیست بلکه او باید محیط اطرافش را هم بیان کند.

والکات می گوید: "از همان دوران کودکی می دانستم که محیط اطرافم زیباست. اگر به روی هر قله ای در سن لوچیا بروید تازگی و حس بی زمانیِ شگفتی را تجربه خواهید کرد. نوعی اصالت بدوی در این مناظر است. در عین حال می دانستم که مردم فقیر اطراف من به معنای رمانتیک کلمه زیبا نیستند. آنها آدم های خوش آب و رنگی نبودند که بشود با احساسات رمانتیک نقاشی شان کرد یا درباره شان نوشت. و آنگاه احساس کردم که این همان چیزی است که می خواهم درباره اش بنویسم. احساس کردم شغل من همین خواهد بود. اگر چه این گفته ممکن است خودپسندانه جلوه کند اما دیگران هم گفته اند. ییتس و جویس هر دو گفته اند. زیباست که جویس گفته می خواسته درباره نژادش بنویسد - منظورش ایرلندی هاست. آدم فکر می کند کسی مثل جویس لابد دید وسیع تری باید داشته باشد نگاهی اروپایی تر ولی نه. جویس در عین اینکه جهانی ترین ذهن را از زمان شکسپیر به بعد داشت مرتب بر جایگاه ولایتی و حس شهرستانی خود پای می فشرد."

والکات بی تردید به کارائیب و تنوع فرهنگی آن متعهد است. به گفته وی "نوعی وابستگی و تعلق خاطر وجود دارد که فقط در مکان های کوچک رخ می دهد و بسیار عمیق و فشرده است."

جوزف برادسکی می گوید "هند غربی به دست کریستف کلمب کشف شد، به دست بریتانیایی ها مورد استعمار قرار گرفت و به دست والکات جاودانه شد."