یکشنبه نا آرام روسیه، با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی

  • 28 مارس 2017 - 08 فروردین 1396
حق نشر عکس AP
Image caption تظاهرات گسترده یکشنبه ۲۶ مارس نیز بسیاری را غافلگیر کرد.

روسیه سر زمین رویداد های پیش بینی نشده است. نه کسی در ۱۹۱۶، یک سالی پیش از انقلاب ۱۹۱۷، انقلابی که به برپایی نظام اتحاد شوروی منتهی شد، آن انقلاب را پیش بینی کرده بود و نه فروپاشی اتحاد شوروی را هفتاد سال بعد می دید، هنگامی که گورباچف در میانه دهه ۱۹۸۰ شعار اصلاحات در آن نظام را داد. اما چهار سال بعد، در۱۹۹۱ آن نظام بی تلاشی چشمگیر، در کوتاه زمانی فرو ریخت و به شکل تجربه ای تاریخی درآمد و فصلی از کتاب تاریخ قرن بیستم را به خود اختصاص داده: فراز و فرود اتحاد جماهیر شوروی.

تظاهرات گسترده یکشنبه ۲۶ مارس نیز بسیاری را غافلگیر کرد. آخرین تظاهرات گسترده در روسیه به سال ۲۰۱۲ بر می گشت که اعتراضی به نحوه اجرای انتخابات پارلمانی آن سر زمین بود و نتایج آن. آعتراضی که البته با سرکوب گسترده نیروهای انتظامی نتوانست راه به جایی ببرد. از پی پنج سال سکوت و سرکوب، یک بار دیگر آرامش پوتینی روسیه بر هم خورد. باز هیچ کس منتظرش نبود. نخست وزیر که تظاهر کنندگان صورتک او را به دست گرفتند تعطیلات اسکی را می گذراند که خبر تظاهرات را شنید.

ولی آیا این اعتراض تفاوتی با اعتراض ۲۰۱۲ داشت و مهمتر آیا این اعتراض خبر از دگرگونی های در راه می دهد؟ پاسخ به این پرسش را شاید بتوان در قیاس اعتراض ۲۰۱۲ با آنچه که یکشنبه روی داد یافت و از دل این قیاس نگاهی به پیامد های آن کرد.

به داوری این قلم، آنچه که اعتراض یکشنبه را از اعتراض ۲۰۱۲ متمایز کرد را می توان در چهار زمینه برجسته کرد:

نخست: ترکیب سنی تظاهرکنندگان کاملا از آن چه در ۲۰۱۲ شاهد بودیم، متفاوت بود. این بار شمار جوانان بسیار چشمگیر تر از ۲۰۱۲ بود. شاید میانگین سنی ۱۸-۲۵ سال را بتوان تخمین زد. اینان جوانانی بودند که دوران شوروی برایشان تاریخ است. پرورش یافته گان دوران حکومت هفده ساله پوتین اند. جوانان پوتین. به حزب و گروهی نیز وابسته نیستند. خواستشان زندگی بهتر و داشتن نظام سیاسی شفاف و پاسخگو است. فضای مجازی و شبکه های اجتماعی نیز جولانگاه و صحنه تبادل فکر و بسیج شان.

بیشتر بخوانید:

انتقاد آمریکا و اتحادیه اروپا از روسیه به دلیل بازداشت صدها معترض به فساد در کشور

آلکسی ناوالنی، رهبر مخالفان روسیه در تظاهرات مسکو بازداشت شد

آلکساندر ناوالنی ماندلای روسیه می‌شود

روسیه: ادعاهای فساد مالی ولادیمیر پوتین جعلی و افترا آمیز است

خزانه‌داری آمریکا می گوید 'پوتین فاسد است'

دوم: آن چه که تظاهرکنندگان را به خیابان کشید، نه اعتراض به نبود آزادی، آن گونه که در شعارهای سال ۲۰۱۲ دیدیم و شنیدیم، بلکه در اعتراض به فساد گسترده ای بود که از روزها پیش الکسی ناولنی، حقوقدان چهل ساله رهبر معترضان، اسناد آن را منتشر کرده بود. همزمان با تلاش ناولنی و یارانش در انتشار این اسناد، نهاد جهانی مبارزه با جنایت و فساد سازمان یافته نیز در آخرین گزارشش پرده از رفتار فساد آلوده بسیاری از نهادهای سیاسی و اقتصادی روسیه برداشته است. در این گزارش، اشاره به بانک های روسی رفته که به برکت تحریم های جاری علیه روسیه چه ثروتی اندوخته اند. گفتنی است در میان این بانک ها، نام بانک روسی که سال ۲۰۱۴ وامی برابر به ۹ ملیون دلار به حزب راستگرای خانم لوپن در فرانسه داد نیز به چشم می خورد.

هزینه های جنگ در اکراین و ادغام شبه جزیره کریمه به روسیه و از آن فراتر، جنگ سوریه، که اینک روسیه را به تمامی در خود کشانده از یک سو، و افت بهای نفت و تحریم های غرب از سوی دیگر، شعار معترضان یکشنبه را به اعتراض به سیاست های کرملین کشاند: شعار "پیش از رفتن به سوریه، سفره من باید پر شود" را همه شنیدند.

حق نشر عکس Reuters
Image caption ناوالنی معترضان را به نافرمانی مدنی خواند. او به درستی می داند که در روسیه عمر رهبران جنبش های مدنی کوتاه است. تاریخ معاصر روسیه مصداق روشن این ادعاست

سوم: هرچند در تظاهرات روز یکشنبه، آماج معترضان رییس جمهور و نخست وزیر بود، اما تظاهر کنندگان بی اعتمادی شان را به کل نظام موجود فریاد می زدند. این رفتار بیشتر به رفتار گروه هایی در غرب شباهت داشت که این روزها ساختار های موجود کشور های اروپایی و امریکا را به زیر پرسش می کشند. ما آنان را با نام پوپولیست می شناسیم. گروه های چون حزب آزادی ویلدرز در هلند و یا جبهه ملی مارین لوپن در فرانسه. پوتین و کرملین هیچگاه حمایتشان را از این گروه ها پنهان نکرده اند. آقای لاورف وزیر امور خارجه روسیه، مارین لوپن را نه راستگرا و پوپولیست که سیاستمداری واقع گرا و اهل خرد خوانده است.

حال پرسش این جاست که چگونه می توان از یک سو از معترضانی در اروپا و آمریکا که نه تنها نظم کنونی جهانی را بر نمی تابند، بلکه ساختارهای سیاسی و اقتصادی موجود در کشورشان و منطقه، چون اتحاد اروپا را به چالش گرفته اند، حمایت کرد، ولی در خانه هزاران تن از همان معترضان را به بند کشید؟

چهارم: و از همه مهمتر گستردگی دامنه جغرافیایی اعتراض های روز یکشنبه بود. به خلاف اعتراض های سال ۲۰۱۲ که به شهر های بزرگ محدود ماند، در یکشنبه ۲۶ مارس اعتراض تنها در حصار شهر هایی چون مسکو و سنت پترزبورگ باقی نماند و با استقبال گروه هایی از شهروندان نزدیک به صد شهر در ایالات و ولایات جمهوری فدراتیو روسیه روبرو شد، از تاتارستان گرفته تا داغستان. این چالشی بود چشمگیر برای نظامی که ترجیع بندش در خواندن معترضان جز این نبوده که اینان تنها مشتی روشنفکر پایتخت نشینند که به اغوای دشمنان روسیه، و پیشاپیش اتحادیه اروپا، همیشه حاضر یراق و پا در رکابند تا به خیابان بیایند.

و پیامد: در آغاز این نوشته آوردم که روسیه سرزمین رویداد های پیش بینی نشده است. اما هیچ نشانی در دست نیست که حکایت از این کند که اعتراض خیابانی یکشنبه ۲۶ مارس، انقلاب ۱۹۱۷ یا فروپاشی ۱۹۹۱ را در پی دارد. اما آن چه می توان به روشنی در پی آمد این اعتراض دید، نشانه هایی است که خبر از دگرگونی در جنبش های اعتراض اجتماعی در روسیه می دهد.

حق نشر عکس EPA
Image caption بیشتر تظاهرکنندگان پرورش یافته گان دوران حکومت هفده ساله پوتین اند

ناولنی به هنگام بازداشت از راه توییتر به معترضان پیام داد تا بیاموزند که جنبش اجتماعی را بدون وجود و حضور او یا هر شخصیت و چهره سیاسی و در گستره ای پهن تر علیه فساد، همچنان پیش برند. او معترضان را به نافرمانی مدنی خواند. ناولنی به درستی می داند که در روسیه عمر رهبران جنبش های مدنی کوتاه است. تاریخ معاصر روسیه مصداق روشن این ادعاست.

رفتار نزدیک به دو ملیون نفری که پیام او را در توییتر گرفتند را نمی توان پیش بینی کرد، اما سرکوب گسترده روز ها و ماه های آینده قابل پیش بینی است. بویژه این که، انتخابات سال آینده ریاست جمهوری را نیز در پیش داریم که ناولنی خود را از اکنون نامزد این مقام کرده است.

تحولات سیاسی روسیه در آینده نزدیک هر چه باشد، اما از این ادعا نمی شود گذشت که اعتراض یکشنبه ۲۶ مارس، روسیه را وارد مرحله ای نو از رابطه میان دولت و جامعه مدنی کرده است. مرحله ای با پی آمدهای غیر قابل پیش بینی.