انتخابات ایران و گروه‌های مرجع، چشم مردم به دهان کیست؟

نهادها و افرادی که در گذشته‌ای نه چندان دور رگ خواب مردم را در اختیار داشتند حالا به حاشیه‌ رفته‌اند و رسانه‌هایی هم که حرف اول و آخر را در جهت‌دهی به افکار عمومی می‌زدند اکنون جای خود را به شبکه‌های اجتماعی مجازی داده‌اند. گروه‌های مرجع دیگر در ایران دیگر اهمیت و نقش یک دهه پیش خود را ندارند و ابزارهای جدید جهت‌دهی به افکار عمومی به این تغییر سرعت داده‌اند.

دانشگاه‌ها٬ رسانه‌ها٬ نهاد روحانیت٬ ورزشکاران٬ هنرمندان و روشن‌فکران به عنوان مهم‌ترین گروه‌های مرجع اجتماعی در این سالها هر کدام با نوسان‌هایی روبرو بوده‌اند که نقش آن‌ها را اغلب موارد تقلیل داده است. تغییر در سطح گروه‌های مرجع بر تصمیم و رای شهروندان در بزنگاه‌های انتخاباتی قابل مشاهده است و اثر آن را در انتخابات پیش روی ریاست‌جمهوری و شوراهای شهر و روستا می‌توان به وضوح دید.

حق نشر عکس HENGHAMEH FAHIMI
Image caption استمرار فضای امنیتی در دانشگاه‌ها مانع از آن شده که جنبش‌ دانشجویی مستقلی شکل بگیرد.

نشانه‌های سیاست‌زدایی

استمرار فضای امنیتی در دانشگاه‌ها مانع از آن شده که جنبش‌ دانشجویی مستقلی شکل بگیرد. بر خلاف سال‌های آغازین ریاست جمهوری محمد خاتمی که جنبش دانشجویی بر تحولات سیاسی تاثیری تعیین کننده داشت حالا صرفا تک‌صداهایی کم‌رمق از دانشگاه‌ها شنیده می‌شود و این نهاد خصلت خود را به عنوان یک گروه مرجع اجتماعی از دست داده است. اعمال سیاست‌های مبتنی بر ترس و ارعاب مانند تعلیق و ستاه‌کردن دانشجویان به جو محافظه‌کاری در دانشگاه‌ها دامن زده است و در کنار آن تشکل‌های موازی وابسته به حکومت در دانشگاه‌ها با حمایت‌های مالی تقویت شده‌اند.

محدوده تاثیرگذاری فعالان مستقل از حکومت در دانشگاه‌ها در حال حاضر به اندازه‌ای نیست که بتوانند مطالبات خود را بر کاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری تحمیل کنند یا حتی وارد مذاکره‌ای جدی با کاندیداها شوند. روندی که در سالهای اخیر بر فضای دانشگاه‌ها حاکم بوده است را می‌توان یک فضای «سیاست‌زدایی» تلقی کرد که اثر آن در برنامه‌های ۱۶ آذر سال گذشته مشهود بود. برنامه‌هایی که بر خلاف روح اعتراضی این روز به اجرای موسیقی و تئاتر و حتی شعبده بازی تقلیل یافته بود. کاندیداها البته باز هم در روزهای تبلیغات از تریبون‌های دانشگاه‌ها استفاده خواهند کرد ولی انتظارشان حالا شنیدن هورا و تشویق از میان جمعیت است نه فریادهای مطالبه‌گرانه.

حق نشر عکس fars
Image caption هنوز البته در شبهای نزدیک به انتخابات چشم میلیون‌ها ایرانی به صفحه‌های تلویزیون‌ خیره خواهد شد تا مناظره‌های میان کاندیداها را از این تریبون تماشا کنند

کانال‌های تلگرام جایگزین کانال‌های تلویزیون

شبکه‌های اجتماعی حرف اول و آخر را در انتخابات پیش رو می‌زنند و رسانه‌های مکتوب و صدا و سیمای دولتی ایران به حاشیه رفته‌اند. جریان‌های سیاسی تمرکز خود را بر تقویت فعالیت‌هایشان در فضاهایی مانند توییتر٬ تلگرام و اینستاگرام گذاشته‌اند و امکان اثرگذاری این شبکه‌ها بر افکار عمومی به مراتب بیشتر از تاثیر رسانه‌های کم‌تیراژ کاغذی است که نه فقط از جهت سرعت اطلاع‌رسانی عقب‌اند بلکه درگیر محدودیت‌های ناشی از سانسور و خودسانسوری نیز هستند.

صدا و سیما نیز که مهم‌ترین پایگاه رسانه‌ای جریان محافظه‌کار در ایران به شمار می‌رود به واسطه فراگیری شبکه‌‌های اجتماعی بیش از گذشته در معرض آسیب قرار گرفته است و حالا حتی بدنه اجتماعی حامی محافظه‌کاران هم ترجیح می‌دهند که اطلاعات و اخبار خود را از کانال‌های تلگرامی یا دیگر تریبون‌های مجازی به دست بیاورند تا این که کنترل به دست٬ کانال‌های تلویزیون را عوض کنند.

هنوز البته در شبهای نزدیک به انتخابات چشم میلیون‌ها ایرانی به صفحه‌های تلویزیون‌ خیره خواهد شد تا مناظره‌های میان کاندیداها را از این تریبون تماشا کنند اما در هر حال دوران فعلی دوران حکم‌فرمایی بی‌چون و چرای شبکه‌های اجتماعی است نه رسانه‌های جریان اصلی. حسن روحانی پیروزی خود در انتخابات پیشین را هم تا حد زیادی مدیون شبکه‌های اجتماعی‌ بود و در نزدیک چهار سال گذشته سعی کرد روزنه‌هایی مانند تلگرام و اینستاگرام را از وسوسه فیلتر توسط قوه‌قضاییه مصون بدارد. حالا نه فقط او بلکه همه کاندیداها چشم‌امید‌شان برای تاثیر‌گذاری سریع بر افکار عمومی به همین رسانه‌های مدرن است.

حق نشر عکس .
Image caption برخی از چهره‌های کلیدی مانند محمدرضا مهدوی کنی و اکبر هاشمی رفسنجانی هم که در انتخابات‌های پیشین به عنوان عمود خیمه جناح‌های راست و چپ در جمهوری اسلامی شناخته می‌شدند حالا دیگر در قید حیات نیستند

تک‌چهره‌ها به جای نهادهای روحانیت

در انتخابات کنونی کمتر از هر زمان دیگری نام جریان‌های شناخته‌ متعلق به روحانیت مانند جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون شنیده می‌شود و همین نشان‌دهنده یک دگردیسی در فضای سیاسی ایران است. اصول‌گرایان با تاسیس تشکل «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» به ساز و کار جدید و به زعم خودشان دموکراتیک‌ برای انتخاب کاندیدای نهایی رسیدند و میانه‌روها و اصلاح‌طلبان هم برای حمایت مجدد از حسن روحانی تقریبا تردیدی نداشتند.

برخی از چهره‌های کلیدی مانند محمدرضا مهدوی کنی و اکبر هاشمی رفسنجانی هم که در انتخابات‌های پیشین به عنوان عمود خیمه جناح‌های راست و چپ در جمهوری اسلامی شناخته می‌شدند حالا دیگر در قید حیات نیستند. هنوز البته هر دو جناح عمده سیاسی از چهره‌هایی بهره می‌گیرند که تاثیرشان بر بدنه‌ اجتماعی قابل توجه است.

محمدتقی مصباح یزدی از افراد موثر بر تصمیم‌سازی در بین اصولگرایان و محمد خاتمی مهم‌ترین چهره کنونی برای جهت‌دهی به افکار عمومی در بین اصلاح‌طلبان است. پیام خاتمی در انتخابات گذشته مجلس شورای اسلامی و خبرگان مبنی بر تشویق مردم برای رای به تمام اعضای هر دو لیست تهیه شده توسط اصلاح‌طلبان به عنوان دلیل پیروزی نسبی این جریان تلقی می‌شود.

اصلا‌ح‌طلبان و میانه‌روها اکنون هم انتظار دارند که پیام مشابهی از سوی خاتمی به پیروزی این جریان در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا منجر شود.

حق نشر عکس fars
Image caption کاندیداهای ریاست‌جمهوری نسبت به اهمیت حضور هنرمندان و ورزشکاران به عنوان یک گروه مرجع اجتماعی در کارزارهای تبلیغاتی خود بی‌اعتنا نخواهند بود

افول ستاره سلبریتی‌ها

اوضاع دیگر به مانند سابق برای ورزشکاران و هنرمندان خوب نیست و ستاره‌ آنها در عرصه سیاست درخشش سابق را ندارد. شاید تجربه شورای شهر تهران که در آن نام برخی سلبریتی‌های ورزشی و هنری صرفا به واسطه محبوبیت‌ اجتماعی‌شان موفق به کسب رای شدند به این حس تردید و دلسردی کنونی انجامیده است. آنها در نهادی چون شورای شهر که نوعی تسلط بر امور مدیریت شهری را می‌طلبد بدون پشتوانه علمی لازم بر کرسی‌ها تکیه دادند و حالا از صدای کاربران در شبکه‌های اجتماعی می‌توان فهمید که آنها دیگر نمی‌خواهند تجربه رای دادن به سلبریتی‌ها را تکرار کنند.

البته کاندیداهای ریاست‌جمهوری نسبت به اهمیت حضور هنرمندان و ورزشکاران به عنوان یک گروه مرجع اجتماعی در کارزارهای تبلیغاتی خود بی‌اعتنا نخواهند بود. تجربه انتخابات‌های قبلی نشان داده‌اند که هنرمندان محبوب اغلب در کمپین‌های انتخاباتی کاندیداهای میانه رو و اصلاح‌طلب حضور می‌یابند چرا که امید به آزادی در فضاهای فرهنگی از طریق رای‌‌أوری آنها بیشتر است. ‌اصول‌گراها هم روی ورزش‌کاران به ویژه‌ قهرمان‌های رشته‌های ورزشی انفرادی مانند کشتی یا وزنه‌برداری در کمپین‌های خود تمرکز می‌کنند و احتمالا این چهره‌ها را نوعی نماد قدرت و اقتدار و معرف روحیه جنگندنی خود می‌دانند.

حق نشر عکس fararu
Image caption جریان روشن‌فکری در ایران معمولا در برهه‌های انتخاباتی با یک «‌چه باید کرد» مهم روبرو هستند. در هر انتخابات نام‌های آشنایی چون عبدالکریم سروش٬ بابک احمدی، حاتم قادری٬ خشایار دیهیمی و فریبرز رییس‌دانا به عنوان افرادی دارای موضع نسبت به انتخابات در رسانه‌ها تکرار می‌شود.

روشنفکران و مساله‌ای به نام شب انتخابات

جریان روشن‌فکری در ایران معمولا در برهه‌های انتخاباتی با یک «‌چه باید کرد» مهم روبرو هستند. در هر انتخابات نام‌های آشنایی چون عبدالکریم سروش٬ بابک احمدی، حاتم قادری٬ خشایار دیهیمی و فریبرز رییس‌دانا به عنوان افرادی دارای موضع نسبت به انتخابات در رسانه‌ها تکرار می‌شود. بر این لیست‌ اسامی بسیار دیگری را هم می‌توان اضافه کرد که نظرشان به هر حال بر رای و تصمیم تحصیل‌کرده‌ها در ایران تاثیرگذارند. نگاه روشن‌فکران به انتخابات در دو سطح معمولا انجام می‌شود. نخست یک صورت‌بندی نسبت به سوال مربوط به مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات. سوالی چالش‌برانگیز که بنا بر خصلت‌های هر انتخاباتی پاسخ به آن هم متفاوت است.

در واپسین‌ روزهای تبلیغات اما معمولا این طور بوده است که چهره‌های مهم روشنفکری در سخنرانی‌های کاندیداهای مطلو‌ب‌شان هم حضور می‌یابند و از دفاع علنی و فعالیت مشخص سیاسی ابایی ندارند. روشن‌فکران هم به مانند هنرمندان معمولا در کمپ‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان می‌شوند و مخاطبان خود را در بین کسانی جستجو می‌کنند که مدافع تغییر هستند. سهم آنها در جلب رای برای کاندیداهای اصلاح طلب قابل توجه است هر چند که معمولا روشن‌فکران این اعتراض را دارند که کاندیداها پس از ورود به عرصه قدرت دیگر به نظرات آنها اعتنای چندانی نمی‌کنند و راه خودشان را می‌روند.