نقاط ضعف کاندیداهای انتخابات ۱۳۹۶ در مناظره اول

صفحه اول روزنامه جوان متعلق به سپاه پاسداران حق نشر عکس .
Image caption تیتر اول روزنامه جوان منتسب به سپاه پاسداران که در آن، کاندیداهای اصولگرا مخالفان "وضع موجود" جمهوری اسلامی ایران معرفی شده اند

دومین مناظره تلویزیونی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶، فردا در حالی برگزار می شود که حامیان هر یک از دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا، کاندیداهای خود را برنده مناظره قبلی دانسته اند.

در اظهارنظرهای هر دو طرف، احتمالا درجاتی از مبالغه یا حقیقت وجود دارد. اما گذشته از اینکه نامزدهای کدام جناح بهتر ظاهر شدند، قابل انکار نیست که کاندیداهای هر طرف، دارای نقاط ضعف مهمی بودند.

مطلب حاضر، بدون پرداختن به نقاط قوت نامزدها، که تا به حال به اندازه کافی از سوی حامیانشان برجسته شده، مهم ترین یا بخشی از مهترین نقاط ضعف آنها را در جریان مناظره اول مورد بررسی قرار می دهد.

این مطلب، بدون قضاوت در مورد درستی یا نادرستی اظهارات و ادعاهای مطرح شده از سوی چهار کاندیدای اصلی (حسن روحانی، اسحاق جهانگیری، محمدباقر قالیباف و ابراهیم رئیسی)، صرفا به بازخوانی مواردی می پردازد که این کاندیداها، در جریان مناظره به ضرر خود یا جریان متبوعشان عمل کرده اند.

حسن روحانی

حق نشر عکس IRTV
Image caption اتهامات شهردار تهران علیه رئیس جمهور، قبلا به کرات تکرار شده بودند، اما حسن روحانی، انگار برنامه مشخصی برای مواجهه با این اتهامات نداشت

مهمترین نقطه ضعف حسن روحانی، برخوردار نبودن از نقشه ای مشخص برای مواجهه با اتهامات محمدباقر قالیباف بود.

آقای قالیباف در جریان مناظره اول، غافلگیرکننده عمل نکرد. موضوعات اصلی حملات او به رئیس جمهور، همان ادعاهایی بود که کمپین انتخاباتیش و شخص او، در هفته های گذشته به تکرار بیان کرده بودند. مثلا، این ادعا که آقای روحانی قول داده به ایجاد ۴ میلیون شغل بپردازد یا ۱۰۰ روزه اقتصاد کشور را متحول کند.

شهردار تهران روز هشتم اردیبهشت، همان اتهامات را در بخش های مختلف مناظره تکرار کرد. اما حسن روحانی، هر بار به گونه ای واکنش نشان داد که گویی غافلگیر شده است.

انگار تصور رئیس دولت این بود که آقای قالیباف قرار نیست اتهامات خود را بیان کند، یا ستاد انتخاباتی او پیش بینی نمی کرد که لازم باشد برای این اتهامات جواب های مختصر و مستند تهیه شود . نتیجه این شد که بعد از طرح اتهامات، آقای روحانی در موضع تدافعی قرار گرفت، عصبی شد و سرانجام هم نتوانست دلایل مشخص خود در رفع اتهامات را، در جملات کوتاه و موثر بیان کند.

حتی بعد از برگزاری مناظره، حسام الدین آشنا مشاور رسانه ای رئیس جمهور اعلام کرد که حسن روحانی به دلیل "عدم تخصیص فرصت برای پاسخگویی به اتهامات" به کمیته نظارت بر تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری شکایت کرده است.

این در حالی بود که در صورت وجود طرحی مشخص در مناظره، آقای روحانی از وقت کافی برای پاسخگویی برخوردار بود. به عنوان نمونه، او می توانست با کوتاه کردن توضیحات غیرضروری خود (مثلا در این مورد که نگران ارتکاب "گناه" و "دروغ" از سوی شهردار تهران است) متن دقیق دو جمله اصلی خود را، که در سخنان آقای قالیباف تحریف شده بود، بازگو کند.

عدم آمادگی کافی حسن روحانی، تنها در دفاع از خود در مقابل اتهامات مشهود نبود. او در برخی از دیگر قسمت های مناظره نیز، در مواجهه با سوالات مجری، فرصت محدود خود را صرف بیان موضوعاتی کلی کرد، مدتی طول کشید تا سر اصل موضوع برود و نهایتا، در تنظیم وقت ناموفق ماند. بارزترین نمونه این مشکل، در هنگام پاسخگویی او به همان سوال اول خودنمایی کرد، که درست در ابتدای بحثی که تازه شروع شده بود، وقت او به پایان رسید.

برخی از مدافعان دولت، در توضیح رویکرد آقای روحانی در اولین مناظره، بر وجود نوعی تقسیم کار میان او و معاون اولش تاکید کرده اند؛ به این معنی که گویی قرار بوده رئیس جمهور از درگیری های خبرساز با رقیب پرهیز کند و این وظیفه را به معاون اول خود بسپرد.

اما پذیرش این فرض، از قضا ابهام در مورد شیوه مناظره رئیس دولت را بیشتر می کند. در حقیقت، اینکه حسن روحانی در عمل مجبور به درگیری لفظی با محمدباقر قالیباف شد، نشان می دهد که حتی اگر برنامه تیم رسانه‌ای رئیس جمهور بر "درگیر نشدن" او تمرکز داشته، چنین رویکردی غیرواقع بینانه بوده است. چون نهایتا رقیب، آقای روحانی را ناچار به درگیری کرده بدون آنکه برنامه موثری برای مقابله داشته باشد.

از سوی دیگر پذیرش چنین فرضی، این سوال را پیش می آورد که با چه استدلالی ممکن است تصور شود که فردی که می خواهد تا چند هفته دیگر از مردم رای بگیرد، لازم نیست تصویر مسلطی را از خود در مناظره های تلویزیونی به نمایش بگذارد؟

به ویژه آنکه حسن روحانی، در جریان مناظره های انتخاباتی ۱۳۹۲ بسیار مسلط ظاهر شده بود؛ هم در عرصه رویارویی های غیرمنتظره با رقبا (که می توان نقطه اوج آن را مغلوب کردن آقای قالیباف در جریان درگیری لفظی بر سر ماجرای کوی دانشگاه دانست)، و هم در عرصه دفاع از کارنامه خود (که نقطه بارز آن، اشراف ذهنی بالا به جزئیات و تاریخ های مرتبط با پرونده هسته ای در جریان گفتگوی با یک مجری تلویزیون بود).

گذشته از همه اینها، آقای روحانی در سال ۱۳۹۲ تعداد زیادی از کلمات و عبارت های موثر را در ذهن بینندگان و شنوندگان خود به یادگار گذاشته بود (از "گازانبری" و "اونی که توی گوشی بهت می گه" گرفته تا "چرخیدن چرخ زندگی مردم همزمان با سانتریفوژها"). اما همین فرد در مناظره اخیر، کلمات یا عبارات ماندگاری را بر زبان نراند.

اسحاق جهانگیری

حق نشر عکس MEHR
Image caption اسحاق جهانگیری، به ویژه با توجه به برداشت موجود در مورد نقش او به عنوان نامزد پوششی رئیس جمهور، نیاز داشت که بیشتر از دفاع از عملکرد دولت حسن روحانی، از برنامه شخص خود در صورت پیروزی در انتخابات صحبت کند

معاون اول رئیس جمهور ایران، در مناظره اول فراتر از انتظارات مدافعان و مخالفان دولت یازدهم ظاهر شد. ارائه اطلاعات قابل فهم، حملات پی در پی به رقیب، استفاده موثر از وقت و اشراف به اطلاعات عددی، در حدی بود که به زحمت می توان نقاط ضعف بزرگی را در مناظره او برجسته کرد.

با وجود این، اسحاق جهانگیری، با وجود دفاع از عملکرد گذشته دولت، به میزانی ناچیز در مورد برنامه های آینده خود در زمینه های مختلف توضیح داد. این در حالی بود که آقای جهانگیری، به ویژه با توجه به برداشت موجود در مورد نقش او به عنوان نامزد پوششی رئیس جمهور، نیاز داشت که بیشتر از دفاع از عملکرد دولت حسن روحانی، از برنامه شخص خود در صورت پیروزی در انتخابات صحبت کند.

به علاوه، معاون اول رئیس جمهور در مناظره ای که موضوع آن "اجتماعی" بود، فرصت لازم را برای هدایت بحث به سمت موضوعات اجتماعی مشخصی که در سطح افکار عمومی به ضرر رقیب تمام می شدند از دست داد.

به عنوان نمونه، با وجود اینکه در سرتاسر مناظره چند بار گفتگوها به سمت فضای مجازی رفت، اسحاق جهانگیری ظاهرا برنامه ای برای کشیدن بحث به سمت درگیری شدید دولت یازدهم و اصولگرایان بر سر اینترنت نداشت. به ویژه به این علت که کاندیداهای اصولگرا، امکان مرزبندی قاطع با مخالفان بانفوذ توسعه اینترنت و موافقان قدرتمند فیلترینگ را نداشتند و قاعدتا در این بحث، در موقعیت دشواری قرار می گرفتند.

محمدباقر قالیباف

شهردار تهران در مناظره اول، تلاش واضحی انجام داد تا یک عبارت مشخص یعنی "۴ درصدی" را در میان مخاطبان جا بیندازد. وی در سرتاسر مناظره، به کرات از ۴ درصد از جمعیت کشور انتقاد کرد که به گفته او، با سوء استفاده از امکانات ۹۶ درصد دیگر ثروتمند شده اند. بزرگترین مشکل محمدباقر قالیباف، تکرار حساب نشده این عبارت بود.

به عنوان نمونه او در توضیح ریشه های بی عدالتی اجتماعی اعلام کرد: "بهره‌ای که آن ۴ درصد می برند هیچ‌وقت بقیه ۹۶ درصد مردم نمی‌برند"، در انتقاد از رانت خواری یادآور شد: "در جامعه ما ۴ درصد وجود دارند که از همه چیز برخوردار هستند و ۹۶ درصد جامعه برخوردار نیستند"، و در تشریح مشکل مسکن با اشاره به تعداد زیاد خانه های خالی گفت: "این تعداد مسکن متعلق به همان ۴ درصد برخوردار جامعه است... باید با آن ۴ درصد برخوردار کشور برخورد شود."

حق نشر عکس Mizan
Image caption اشارات مکرر آقای قالیباف به "۴ درصد" مسلط بر منابع ثروت، تصویر اقشار بهره مند از نفوذ حکومتی را ایجاد می کرد که خود وی، احتمالا در میان بسیاری از مخاطبان از جنس آنها تلقی می شد

آقای قالیباف همچنین، در توضیحی در مورد مشکلات نظام اداری، اسحاق جهانگیری را این گونه مخاطب قرار داد: "واقعا دفاع می‌کنید از کسانی که جز ۴ درصد هستند"، در ارتباط با مشکلات زیست محیطی به حسن روحانی گفت: "شما دولت ۴ درصدی هستید"، در انتقاد از قوانین ساخت و ساز اظهار داشت: "این قانون دولت ۴ درصدی است"، در انتقاد از متخلفان اقتصادی تکرار کرد: "این ۴ درصد همین دلالان زالو صفت هستند"، و عامل اصلی مشکلات جوانان را نیز "همان ۴ درصدها" دانست.

این در حالی است که اگرچه به کارگیری عبارت های کلیدی می تواند باعث شود تا یک کاندیدا در ذهن مردم بماند، اما این پدیده، پیش از هر چیز به "حساب شدگی" عبارت ها بستگی دارد و نه دفعات تکرارشان. به عنوان نمونه در انتخابات ۱۳۹۲، کلمه "گازانبری" تنها یک بار از سوی حسن روحانی بیان شد و دلیل ماندگار شدن آن، فضایی دریادماندنی بود که به بیان آن کلمه انجامید - تبدیل شدن اقدام به افشاگری آقای قالیباف به افشاگری غیرمنتظره علیه خود او در ارتباط با سالگرد ۱۸ تیر.

اما در مقابل، کسی حتی نمی دانست ۴ درصد تکرار شونده از سوی محمدباقر قالیباف در مناظره هفته پیش مشخصا از کجا آمده؛ و برمبنای کدام محاسبه ثروتمندان متخلف ایران مثلا ۱ درصد یا ۵ درصد نبودند؟

مهمتر آنکه ۴ درصد مورد نظر آقای قالیباف، تصویر اقشار بهره مند از نفوذ حکومتی را ایجاد می کرد که خود وی، احتمالا در میان بسیاری از مخاطبان از جنس آنها تلقی می شد. به ویژه، به خاطر سوابق قبلی او به عنوان فرمانده ثروتمندترین کارتل مالی سپاه یعنی قرارگاه خاتم الانبیا، و موقعیت فعلی او در جایگاه مدیر ثروتمندترین شهرداری ایران.

اگرچه محمود احمدی نژاد، در سال ۱۳۸۴ از سکوی همین شهرداری و با شعار مقابله با طبقه مسلط اقتصادی به ریاست جمهوری رسید، اما حتی او نیز شعارهای خود را به اندازه ایجاد دوقطبی ۴ درصدی - ۹۶ درصدی رادیکال نکرد. گذشته از اینکه به لحاظ رفتار و پوشش، توان شبیه سازی بیشتری را با اقشار محروم داشت؛ در مقایسه با محمدباقر قالیباف که با کت و شلوار یکدست سفیدش عکس تبلیغاتی می گرفت.

از سوی دیگر، شهردار تهران در جریان اولین مناظره ۱۳۹۶، به بازسازی صحنه هایی از مناظره های سال ۱۳۸۸ در نزد مخاطبان پرداخت که نسبت هزینه ها و منافعشان مشخص نبود.

به عنوان نمونه، او با در پیش گرفتن رفتاری مشابه با آقای احمدی نژاد، از حمله مستقیم به حسن روحانی پرهیز نکرد و او را کسی دانست که نه عقل دارد و نه صداقت. محمدباقر قالیباف با اشاره به جمله ای از حسن روحانی که گفته بود وعده متحول کردن اقتصاد در ۱۰۰ روز را نداده و اگر کسی چنین وعده ای بدهد عقل ندارد، او را درغگو دانست و تاکید کرد: "شما خودتان گفتید کسی که وعده ۱۰۰ روزه بدهد عقل ندارد. من می‌گویم صداقت ندارید به اضافه آن‌که خودتان گفتید."

او همچنین در بخشی دیگر از صحبت هایش، با تقلید از توصیف مشهور میرحسین موسوی از محمود احمدی نژاد، در مورد حسن روحانی گفت: "متاسفانه امروز با پدیده‌ای روبه رو هستیم که در دوربین نگاه می‌کند و خلاف می‌گوید."

شبیه سازی حال و هوای سال ۱۳۸۸ در حالی صورت گرفت که آقای قالیباف، از سویی مورد اطمینان حامیان اصولگرای محمود احمدی نژاد نبود و با تکرار رفتارهای آقای احمدی نژاد دل آنها را به دست نیاورد و از سوی دیگر، با تقلید میرحسین موسوی حامیان او را -که بعضا در مورد شرکت در انتخابات مردد بودند- علیه خود تحریک کرد.

نهایت آنکه شهردار تهران، با وجود رویه تهاجمی خود، در مقابل حملات پی در پی اسحاق جهانگیری به شدت ضعف نشان داد. او به کنایه های سنگین آقای جهانگیری در خصوص موضوعاتی چون تفاوت سطح تحصیلی خود با آقای قالیباف، عضویت برخی از حمله کنندگان به اماکن دیپلماتیک در ستادهای انتخاباتی شهردار تهران یا ضرب و شتم دستفروشان به دست ماموران شهرداری مطلقا جواب نداد.

محمدباقر قالیباف، حتی در میانه تندترین انتقادات معاون اول رئیس جمهور، چنین به نظر رسید که می کوشد با یادآوری "برادر شهید" بودن اسحاق جهانگیری، دل او را به دست بیاورد.

این در شرایطی بود که آقای جهانگیری کشته شدن برادران خود در جنگ را، در جریان مبارزات انتخاباتی مطرح نکرده بود و یادآوری حساب نشده سرتیپ قالیباف، عملا به تبلیغی دیگر برای معاون اول رئیس جمهور تبدیل شد؛ به عنوان کسی که به دنبال سوءاستفاده انتخاباتی از سوابق مرتبط با جنگ نیست.

ابراهیم رئیسی

حق نشر عکس ISNA
Image caption شاید اغراق آمیز نباشد اگر گفته شود در پی نخستین مناظره آقای رئیسی، تصویر ایجاد شده از جایگاه او در ماه های قبل، در نزد بسیاری از مدافعان و مخالفانش فرو ریخت

ابراهیم رئیسی در اولین مناظره خونسردی خود را حفظ کرد و لغزش بزرگی نداشت، با وجود این، هیچ حرفی هم نزد که باعث شود تا در یادها بماند.

او تقریبا تمام طول مناظره را به بیان حرف هایی گذراند که در شنونده، هیجانی را در مخالفت یا موافقت بر نمی انگیخت و همزمان، از ورود به جزئیات تخصصی پرهیز می کرد. به عنوان نمونه، با وجود اینکه برقراری عدالت اجتماعی مهمترین شعار انتخاباتی آقای رئیسی بود، او در مورد نحوه تامین منابع مالی لازم برای اجرای وعده های انتخاباتیش توضیح مشخصی نداد.

درعوض، بخش مهمی از صحبت های او در ارتباط با عدالت اجتماعی در حد این اشارات بود: "نسبت به عدالت اجتماعی نمی خواهیم ابعاد مختلفش را توضیح دهیم. هیچ مفهومی بعد از توحید به اندازه عدالت فراگیر نیست"؛ یا "قدرت خرید کم شده. باید با واقعیت زندگی محرومین سخن بگوییم. باید تغییری در قشر بسیار ضعیف بدهیم"؛ یا"کاخ نشینی و کوخ نشینی را نمی پسندیم. زندگی اشرافی سازگاری با نظام ندارد"... یا "برنامه ریزی و سیاست‌گذاری باید به نوعی باشد که فاصله طبقاتی را کمتر کند تا شاهد عدالت اجتماعی باشیم، آن هم نه در سخن، بلکه در عمل و اقدام."

اگرچه در اظهارات دیگرحاضران در مناظره نیز، میزان قابل توجهی از کلی‌گویی وجود داشت، اما حجم چنین اظهاراتی در سخنان آقای رئیسی، با فاصله زیاد بیش از سه کاندیدای اصلی دیگر بود.

نتیجه این شد که اگرچه آقای رئیسی برای رقابت با حسن روحانی به صحنه آمده بود، اما درواقع مناظره را به رقیب اصولگرای خود محمدباقر قالیباف باخت که در مقایسه با او، بسیار جدی تر ظاهر شد. این در حالی است که ابراهیم رئیسی، کاندیدای اول "جبهه متحد نیروهای انقلاب" در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ بود و بیشتر ناظران قبل از مناظره اول، او را از آنچه در عمل به نمایش گذاشت جدی تر می گرفتند.

شاید اغراق آمیز نباشد اگر گفته شود که در پی نخستین مناظره انتخاباتی بسیاری از موافقان و مخالفان آقای رئیسی، برای اولین بار -به درست یا غلط- أساسا در مورد جایگاه "قابل حصول" او در حکومت ایران تردید کردند.