بازخواني یک پرونده ۳۵ ساله: ادامه جنگ بعد از آزادی خرمشهر

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
مسئولیت ادامه جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر

امروز سی و پنجمین سالگرد بازپس گیری خرمشهر در جنگ ایران و عراق است. تصرف خرمشهر، که در سوم خرداد ۱۳۶۱ و در جریان عملیات بیت المقدس صورت گرفت، بزرگترین پیروزی نظامی ایران در جریان جنگ هشت ساله بود.

با انجام این عملیات، ایران موفق شد بیشتر اراضی اشغال شده از سوی عراق در ابتدای جنگ را بازپس بگیرد و خود را در موقعیت کاملا مسلط نظامی و تبلیغاتی قرار دهد.

در حدود سه دهه ای که از پایان جنگ ایران و عراق می گذرد، مسئولان و فرماندهان جنگ دلایل خود را در مورد ادامه جنگ بعد از بازپس گیری خرمشهر توضیح داده اند. دلایلی که تمرکز اصلی آنها، بر روی مزایای متصور بر تصرف بخش هایی از عراق بوده است.

با وجود این، مدافعان استمرار جنگ بعد از عملیات بیت المقدس، در تمام این سال از پرداختن به بخش هایی کلیدی از داستان ادامه جنگ بعد از خرمشهر خودداری کرده اند.

حق نشر عکس Faradeed.ir
Image caption مدافعان استمرار جنگ بعد از خرمشهر، در سه دهه گذشته از پرداختن به بخش هایی کلیدی از داستان ادامه جنگ خودداری کرده اند

بیشتر بخوانید:

جلسه معروف تصمیم گیری برای ادامه جنگ

آیت الله منتظری در جلد اول کتاب خاطرات خود (ص ۵۸۹) می نویسد که بعد از آزادی خرمشهر، "نیروها به خصوص ارتش" انگیزه کمتری برای ادامه جنگ داشتند چون می گفتند "ما تا حالا جنگ کردیم که دشمن را از کشورمان بیرون کنیم ولى حالا اگر بخواهیم در خاک عراق برویم این کشورگشایى است". آقای منتظری می افزاید: "روى همین اصل هم من همان وقت پیغام دادم که هر کارى مى خواهید بکنید حالا وقتش است و حمله کردن به عراق درست نیست."

ظاهرا شخص آیت الله خمینی هم در مورد ادامه جنگ بعد از خرمشهر تردید داشته است. حدود یک هفته بعد از مرگ احمد خمینی فرزند رهبر ایران، روزنامه جمهوری اسلامی متن گفتگوی منتشر نشده ای از او در سال ۱۳۷۰ را منتشر کرد که در آن، برای اولین بار از تردیدهای پدرش در ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر سخن گفته بود.

وی در آن مصاحبه، که در تاریخ ۴ فروردین ۱۳۷۴ منتشر شد، تاکید کرد: "امام معتقد بودند بهتر است جنگ تمام شود اما مسئولان جنگ گفتند ما باید تا کنار شط العرب برویم تا بتوانیم غرامت خودمان را از عراق بگیریم. امام اصلا با این کار موافق نبودند و می گفتند اگر بناست شما جنگ را ادامه بدهید بدانید اگر این جنگ با وضعی که شما دارید ادامه یابد و شما موفق نشوید، دیگر این جنگ تمام شدنی نیست. ما باید این جنگ را تا نقطه ای خاص ادامه بدهیم و الان که قضیه فتح خرمشهر پیش آمده، بهترین موقع برای پایان جنگ است."

حق نشر عکس .
Image caption آیت الله منتظری می گوید بعد از آزادی خرمشهر، "نیروها به خصوص ارتش" انگیزه کمتری برای ادامه جنگ داشتند چون می گفتند "ما تا حالا جنگ کردیم که دشمن را از کشور بیرون کنیم ولى حالا اگر بخواهیم در خاک عراق برویم کشورگشایى است"

وقتی در سال ۱۳۸۱ کتاب خاطرات ۱۳۶۱ اکبر هاشمی رفسنجانی منتشر شد، در بخشی از آن در مورد موضع رهبر وقت راجع به ادامه جنگ روایتی آمده بود که با گفته های احمدی خمینی اندکی تفاوت داشت. آقای رفسنجانی نوشته بود که آیت الله خمینی مخالف ادامه جنگ بعد از عملیات بیت المقدس نبوده ولی با ورود به خاک عراق بعد از آزادسازی خرمشهر مخالفت کرده است.

آقای رفسنجانی در کتاب خاطرات ۱۳۶۱، در مورد جلسه تصمیم گیری مسئولان برای ادامه جنگ نوشته است: "فرماندهان نظامی با حضور ما با امام بحث کردند و کارشناسانه ثابت کردند که ادامه جنگ با منع ورود به خاک عراق سازگار نیست. دشمن در جاهای زیادی در خاک ما است و اگر مطمئن بشود که نظام ما به خاک او وارد نمی‌شود یا ورود جزئی خواهد داشت، نه امتیازی خواهد داد و نه از نقاط حساس بیرون خواهد رفت و هر وقت آمادگی پیدا کرد در خاک ما پیشروی می‌کند و با این استدلال امام را قانع کردند." (ص ۱۳۷)

عبدالحسین مفید معاون اطلاعاتی قرارگاه خاتم الانبیا در زمان جنگ، در گفتگویی در سال ۱۳۸۸ با جعفرشیرعلی نیا، مورخ، توضیح می دهد که تصمیم گیری راجع به جنگ بعد از گرفتن خرمشهر، در دو جلسه شورای عالی دفاع در حضور آیت الله خمینی گرفته شده که یکی ۳ روز و دیگری ۱۷ روز بعد از تصرف خرمشهر بوده است. بنا به روایت سرتیپ مفید: "فرماندهان نظامی با جمع زدن آمار تلفات و خسارت های عراق در عملیات ها به نتیجه رسیده بودند که بیش از ۵۰ درصد توان ارتش عراق از بین رفته و یک حمله دیگر می تواند ضربه آخر به حکومت نیمه جان صدام باشد."

آقای رفسنجانی در گفتگویی با جعفر شیرعلی نیا نویسنده کتاب "روایتی از زندگی و زمانه آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی" (که سال ۱۳۹۵ منتشر شد) می گوید در آن دو جلسه بیشتر نظامی ها صحبت کردند و مشخصا، قاسمعلی ظهیرنژاد رئیس وقت ستاد مشترک ارتش و محسن رضایی فرمانده وقت سپاه استدلال های خود را در مورد ورود به خاک عراق توضیح دادند. استدلال هایی که اکبرهاشمی رفسنجانی و دیگر مسئولان سیاسی نیز با آنها موافق بودند و نهایتا آیت الله خمینی را نیز متقاعد کردند.

بر مبنای همین تصمیم بود که علی خامنه‌ای، رئیس وقت شورای عالی دفاع، روز یکم تیرماه سال ۱۳۶۱ در دیدار با گروهی از روحانیان و مبلّغان تاکید کرد: "به مردم باید گفته شود که با فتح خرمشهر و حتی فتح دیگر شهرها، جنگ تمام نخواهد شد، زیرا تا زمانی که متجاوز تنبیه نشده است، مبارزه ادامه خواهد داشت." (کتاب "تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی"، نوشته علی اکبر ولایتی، ص ۱۴۱)

محسن رضایی فرمانده وقت سپاه، در سال های بعد در اظهارنظرهای گوناگون از ادامه جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر دفاع کرد. محمد درودیان مورخ جنگ، در کتاب "پرسش‏های اساسی جنگ" که در سال ۱۳۹۰ منتشر شد، اظهارات آقای رضایی را نقل کرد که در دفاع از ادامه جنگ بعد از خرمشهر گفته بود اگر ایران آتش بس با عراق را در آن مقطع قبول می کرد "جنگ ۵۰ سال به درازا می‌کشید". (ص ۲۱۰)

با وجود این، سرلشکر رضایی بعدها در مصاحبه ای با شبکه خبر تلویزیون در ۳ مهر ۱۳۹۵ اذعان کرد: "بعد از خرمشهر باید وارد خاک عراق نمی‌شدیم بلکه باید اعلام می‌کردیم اگر دولت عراق به خواسته‌های ما عمل نکند، وارد خاک عراق می‌شویم". او تاکید کرد: "اگر دوباره برگردیم بر سر مرز خرمشهر و بصره [زمان بعد از عملیات بیت المقدس] حتما می‌گویم که باید فرصت داد."

حق نشر عکس Faradeed.ir
Image caption آیت الله خامنه‌ای روز یکم تیرماه سال ۱۳۶۱ گفت: "به مردم باید گفته شود که با فتح خرمشهر و حتی فتح دیگر شهرها، جنگ تمام نخواهد شد، زیرا تا زمانی که متجاوز تنبیه نشده است، مبارزه ادامه خواهد داشت"

فضای ذهنی فرماندهان بعد از فتح خرمشهر

ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر، تصمیم گروهی مسئولان ایران بود، با وجود این، فرماندهان نظامی به وضوح در متقاعد کردن مجموعه حکومت به ادامه جنگ نقش اصلی را داشتند. این فرماندهان بعد از باز پس گرفتن خرمشهر چنان اعتماد به نفسی پیدا کرده بودند که اعتقاد داشتند پیروزی های نظامی بزرگ، در خارج از مرزهای ایران نیز قابل تکرار است.

یکی از نشانه های قابل تامل این اعتماد به نفس، تصمیم فرماندهان به اعزام نیرو به لبنان بعد از حمله اسرائیل به آن کشور بود که دو هفته بعد از آزادسازی خرمشهر صورت گرفت.

بعد از حمله اسرائیل به لبنان، با تصویب مسئولان در در جلسه سران قوا، هیاتی به سرپرستی محمد سلیمی وزیر دفاع ومحسن رضایی فرمانده سپاه به سوریه رفتند تا راه های کمک به ارتش آن کشور را در لبنان بررسی کنند. اما به فاصله اندکی، دو گردان از نیروهای سپاه و ارتش برای شرکت در جنگ راهی سوریه شدند که بعدا معلوم شد بدون اطلاع آیت الله خمینی بوده است.

اکبر هاشمی رفسنجانی در گفتگویی در سال ۱۳۹۴ با جعفر شیرعلی نیا، مورخ، صحبت هایی کرده که از فحوای آنها معلوم می شود نیروهای اعزامی حتی به اهدافی بزرگتر از کمک به سوریه فکر می کرده اند. آقای رفسنجانی با ذکر اینکه از اعزام نیروها "در حد اینکه بروند و به حزب الله کمک کنند" مطلع بوده افزوده است: "این را که بروند و برای فتح فلسطین آماده شوند نمی دانستیم."

علی صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش در کتاب "ناگفته های جنگ" (ص ۳۱۷) می نویسد وقتی فرماندهان نظامی گزارش اعزام نیرو به سوریه را به آیت الله خمینی داده اند با واکنش تند او مواجه شده اند: "فرمودند این نیروهایی که بردید آنجا، اگر خون از دماغشان بیاید، من مسئولیتش را قبول نمی‌کنم، بگویید سریع برگردند." به دستور رهبر وقت، نیروهای نظامی اعزامی به ایران برگشتند و تنها بخشی از آنها ماندند تا نیروهای حزب‌الله را آموزش بدهند.

اگرچه ماجرای اعزام نیرو به سوریه و لبنان، مطابق برنامه ریزی اولیه فرماندهان نظامی به پیش نرفت، اما به خوبی نشان می داد که به دنبال عملیات بیت المقدس، اعتماد به نفس فرماندهان به چه ابعادی رسیده بود.

در چنین فضایی بود که نیروهای ایران، کمتر از دو ماه پس از فتح خرمشهر، نخستین عملیات زمینی خود را برای فتح بصره را انجام دادند. عملیات رمضان، از ۲۲ تیر تا ۷ مرداد ۱۳۶۱ انجام شد و فرماندهان تصور می کردند که با شروع عملیات، مردم عراق هم به کمکشان خواهند آمد. بر همین مبنا بود که آیت الله خمینی با انتشار پیامی برای مردم عراق "تکلیف اسلامی و میهنی" آنها را در این دانست که علیه دولت خود شورش کنند. در این پیام، که ۲۳ تیر ۱۳۶۱ صادر شد، خطاب به مردم عراق آمده بود: "ای اهالی غیور بصره، به استقبال برادران مؤمن خود بیایید و دست ستمکار عفلقی های کافر را از بلاد خود کوتاه کنید. ای اهالی محترم اعتاب مقدسه... مردانه قیام کنید و سرنوشت خویش را به دست گیرید."

پیام رهبر جمهوری اسلامی، طبیعتا تاثیری بر عراقی ها نمی گذارد و اکبر هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات سال ۱۳۶۱ خود، نقل می کند که احمد خمینی در دیدار با او، از اینکه بعد از پیام آیت الله خمینی به مردم عراق "موجی ایجاد نشده" ابراز نگرانی کرده است. (ص ۱۲۷) آیت الله منتظری در جلد اول کتاب خاطرات خود نقل می کند: "آقایان به این عنوان که ما مى خواهیم برویم به بصره، از امام یک پیام گرفتند براى مردم بصره که اى مردم بصره از نیروهاى ما استقبال کنید و... من بعداً به امام گفتم آخر این پیام چه بود که شما دادید، آنها به ما مى خندند؛ و امام پذیرفتند که پیام اشتباه بوده است." (ص ۵۸۹)

به هر ترتیب، عملیات رمضان، که مدت کوتاهی بعد از فتح خرمشهر به عنوان بزرگترین پیروزی نظامی ایرانی ها در جنگ با عراق انجام گرفت، به بزرگترین شکست نظامی ایران - تا آن زمان- تبدیل شد.

بعد از شکست رمضان، فرماندهان سپاه جلسه ای برای بررسی وضعیت تشکیل دادند که شرح آن، در صفحات ۴۵۵ تا ۴۵۹ کتاب "عبور از مرز" نوشته علیرضا لطف الله زادگان آمده است. در این جلسه، محسن رضایی از "شرح غم انگیز اظهار عجز فرماندهان تیپ" سخن می گوید و از "عصبانی" شدن برخی فرماندهان بر اثر شکست عملیات گلایه می کند. بعد از او حسین خرازی، که در آن زمان فرمانده تیپ بود، توضیح می دهد مشکل کسانی مانند او نه با ادامه جنگ، که با جنگیدن بدون آمادگی لازم است.

او می گوید: "در مورد اینکه عنوان می شود برخی از برادران نمی خواهند بجنگند باید بگویم این گونه نیست. برای نمونه، دیروز یک گردان از رزمندگان محله خود ما به من گفتند ما تازه آمده ایم و آموزش هم ندیده ایم. بگذارید ما دست کم دو تا سه روز آموزش ببینیم، بعد هر کجا خواستید می رویم. [البته] اگر تکلیف این باشد که هم اکنون خود را برای عملیات آماده کنیم، همین حالا آماده هستیم."

نقطه عطف این جلسه، صحبت های رحیم صفوی از فرماندهان ارشد سپاه بود که مدتی بعد به فرماندهی نیروی زمینی سپاه رسید. در صفحات ۴۷۹ تا ۴۸۱ کتاب "عبور از مرز" توضیح داده شده که آقای صفوی سخنان خود را با مژده پیروزی بر عراق و اسرائیل شروع کرده و با نقل برخی روایات نتیجه گرفته که باید حملات ایران از محور بصره ادامه پیدا کند.

رحیم صفوی می گوید: "عین روایات است، الان کتابش هم موجود است. کتاب یوم الخلاص که یک کتاب قدیمی است، مترجمش کامل سلیمان است که یک سنی است ولی نقل قول هایش از ائمه اطهار است." وی مدعی می شود که در این کتاب به طور غیرمستقیم به صدام حسین اشاره شده و نبرد جاری از "علائم ظهور" امام زمان دانسته شده است.

البته جعفر شیرعلی نیا، مورخ، به مقاله ای در شماره آذر و دی ۱۳۸۵ نشریه "نسیم وحی" (از نشریات وابسته به حوزه علمیه) اشاره می کند که نشان می دهد اظهارات رحیم صفوی در جلسه فرماندهان سپاه، مبتنی بر تصورات غیرواقعی بوده است: "یوم الخلاص کتابی قدیمی نیست، کامل سلیمان مترجم کتاب نیست و مولف آن است و شیعه است و سنی نیست."

حق نشر عکس Faradeed.ir
Image caption مدافعان ادامه جنگ، این موضوع را مسکوت گذاشته اند که ایران در سال ۱۳۶۷، جنگ را در حالی به پایان برد که نه تنها کوچکترین امکانی برای مجازات رئیس جمهور عراق یا دریافت غرامت از آن کشور نداشت، که برخلاف مقطع آزادی خرمشهر، در موضع ضعف قرار گرفته بود

ناگفته های مدافعان ادامه جنگ

ایران، به دنبال بازپس گیری تمام متصرفات اصلی عراق در خاک خود طی چهار عملیات پیروز ثامن الائمه (مهر ۱۳۶۰)، طریق القدس (آذر ۱۳۶۰)، فتح المبین (فروردین ۱۳۶۱) و بیت‌المقدس (خرداد ۱۳۶۱)، مجموعه ای از عملیات ناموفق در خاک عراق را با هدف تصرف بصره به انجام رساند.

عملیات های رمضان (تیر- مرداد ۱۳۶۱)، والفجر مقدماتی (بهمن ۱۳۶۱)، والفجر ۱ (فروردین ۱۳۶۲) ، خیبر (اسفند ۱۳۶۲)، بدر (اسفند ۱۳۶۳)، کربلای ۴ (دی ۱۳۶۵) همگی در همین چارچوب برای تصرف بصره انجام گرفتند و ناکام ماندند. بزرگترین شکست ایران در این مجموعه، عملیات کربلای ۴ بود که به فاصله دو هفته، با عملیات کربلای ۵ ادامه یافت. این یکی، هرچند خسارات زیادی به نیروهای عراقی وارد کرد و به تصرف بخشی از اراضی شرق بصره انجامید، اما باز هم نتوانست آن شهر را بگیرد.

ایران در ادامه، توانست در ۶ اسفند ۱۳۶۴ شبه جزیره مهم فاو را از عراق بگیرد، اما از آغاز سال ۱۳۶۷، متحمل مجموعه ای از شکست های پی در پی شد.

از دست دادن فاو در ۲۸ فروردین، شلمچه و متصرفات شرق بصره در ۴ خرداد، جزیره مجنون در ۴ تیر، عین خوش در ۲۱ تیر و موسیان و دهلران در ۲۲ تیر، مهم‌ترین شکست های ایران در این مقطع بودند. عقب نشینی اجباری ایران از خرمال و حلبچه در کردستان عراق در ۲۲ تیر (برای انتقال نیروها به جبهه های جنوب) نیز، در همین مقطع صورت گرفت.

در ادامه این شرایط بود که جمهوری اسلامی ایران در ۲۷ تیر ماه در نامه ای به دبیرکل سازمان ملل، آتش بس با عراق را پذیرفت.

در حدودا سه دهه سپری شده از پذیرش قطعنامه، مدافعان ورود به خاک عراق بعد از فتح خرمشهر مکرراً به بیان استدلال هایی پرداخته اند که پس از بازپس گیری خرمشهر، در مورد ضرورت ورود به خاک عراق مطرح شده بودند. در همین ارتباط به طور مشخص، طیفی از مسئولان ایرانی به دفعات در رسانه های رسمی توضیح داده اند که بعد از عملیات بیت المقدس، تکلیف مجازات صدام حسین و خسارت های ایران مشخص نبوده است.

اما مدافعان ادامه جنگ، این موضوع را مسکوت گذاشته اند که ایران در سال ۱۳۶۷، جنگ را در حالی به پایان برد که نه تنها کوچکترین امکانی برای مجازات رئیس جمهور عراق یا دریافت غرامت از آن کشور نداشت، که برخلاف مقطع آزادی خرمشهر، در موضع ضعف قرار گرفته بود.

درواقع، در اکثریت قریب به اتفاق توضیحات حامیان استمرار جنگ بعد از عملیات بیت المقدس، مهم ترین بخش های ماجرای ادامه جنگ ناگفته مانده است.

مشخصا اینکه چرا فرماندهان ارشد نظامی، درکی از معنای واقعی وعده های خود در مورد تصرف بصره - و احیانا فراتر از آن- نداشتند؟ و مهمتر آنکه مدافعان ادامه جنگ، تا چه حد مسئولیت تبدیل وضعیت ایران در فردای فتح خرمشهر را به شرایط پذیرش آتش بس می پذیرند؟