از 'آتش به اختیار' تا 'بنی صدر'؛ آیت الله خامنه‌ای به کدام سو می‌رود؟

  • 13 ژوئن 2017 - 23 خرداد 1396
آیت الله خامنه ای و سران نظام حق نشر عکس Khamenei.ir
Image caption بسیار عجیب خواهد بود اگر تصور شود که مخاطبان، اشاره رهبر جمهوری اسلامی ایران به تنها رئیس جمهورعزل شده ایران را، در بحبوحه انتقادات پی در پی او به دولت حسن روحانی تصادفی تلقی کنند

دیشب آیت‌الله خامنه‌ای در حضور حسن روحانی و دیگر مقامات ارشد حکومت گفت نباید تجربه سال ۱۳۵۹ تکرار شود که "رئیس جمهور وقت جامعه را دو قطبی و مردم را به دو دسته مخالف و موافق تقسیم کرد". او همچنین از "برخی افراد که با تفسیرهای غلط به دنبال تقسیم کردن مردم هستند" انتقاد کرد، در حالی که آقای روحانی بعد از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری اردیبهشت گفته بود نتایج انتخابات، از موافقت اکثریت مردم با یک دیدگاه مشخص در مقابل دیدگاه رقیب حکایت دارد.

می توان انتظار داشت در آینده کسانی بکوشند توضیح دهند که اشاره رهبر جمهوری اسلامی ایران به دوره ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدر، انگیزه خاصی نداشته است. با وجود این بسیار عجیب خواهد بود اگر تصور شود که مخاطبان، اشاره رهبر به تنها رئیس جمهورعزل شده ایران را، در بحبوحه انتقادات پی در پی او به دولت تصادفی تلقی کنند.

سخنان اخیر آقای خامنه ای پس از آن بیان شده که چهارشنبه پیش با انتقاد از عملکرد فرهنگی دولت، به "افسران جنگ نرم" گفته بود: "جایی که احساس می‌کنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمی تواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش‌به‌اختیارید."

بیشتر بخوانید:

واکنش های این سخنان به حدی بود که نشریه "خط حزب الله"، که از سوی دفتر رهبری منتشر می شود، ناچار به توضیح در مورد آن شد؛ با ذکر اینکه منظور رهبر آتش به اختیار بودن در زمینه های "فکری، فرهنگی و سیاسی" بوده، ماهیت "علاج جویانه و دلسوزانه" داشته و امثال آن.

سخنرانی چهارشنبه رهبر جمهوری اسلامی ایران، به دو دلیل دیگر هم در سطح رسانه های اجتماعی خبرساز شد: یکی به خاطر به کار بردن توصیف "ترقه بازی" برای نخستین حملات داعش در پایتخت که منجر به کشته شدن ۱۷ نفر شده بود و دیگر، به دلیل تسلیت نگفتن به خانواده های کشته شدگان این حملات.

مدافعان آیت الله خامنه ای، رویه او را عملی حساب شده برای بی اهمیت جلوه دادن حملات دانستند. وقتی آقای خامنه ای دو روز بعد به خانواده های قربانیان تسلیت گفت هم، مجددا بخشی از حامیان وی توضیح دادند که تاخیر در تسلیت گویی، اقدامی تعمدی برای کنترل فضای افکار عمومی بوده است.

حق نشر عکس Khamenei.ir
Image caption آیت الله خامنه ای قبل و بعد از انتخابات اخیر کوچکترین واکنشی به تقسیم مردم ایران به دو دسته ۴ درصدی و ۹۶ درصدی یا تقسیم آرای آنها به "حلال" و "حرام" نشان نداد

البته به‌سادگی قابل فهم نبود تسلیت گویی باتاخیر چگونه می‌تواند افکار عمومی را آرام‌تر از زمانی کند که به‌موقع تسلیت گفته شود. همان طور که این توضیح جداگانه برخی ناظران نیز چندان مفهوم نبود که تسلیت متاخر آیت الله خامنه ای به خاطر همزمان شدن با روز تشییع جنازه قربانیان بوده است - قاعده ای که از همزمانی تسلیت با تشییع جنازه حکایت داشته باشد برای افکار عمومی آشنا نبود.

در نتیجه، تاخیر رهبر این تصور را ایجاد می کرد که گویی وی به دنبال نخستین اظهارنظر خود به حملات داعش، به هر علت لازم دیده در واکنش خود به این واقعه تجدیدنظری انجام دهد. شاید به همان ترتیب که بعد از توصیه او در مورد "آتش به اختیار" بودن، نشریه دفتر او لازم دانسته بود مجددا به این موضوع بپردازد.

موضع رهبر جمهوری اسلامی ایران در مورد سند ۲۰۳۰، نمونه دیگری از موضع گیری های جدید وی بود که نیاز به توضیحات بعدی پیدا کرد.

او کمتر از دو هفته قبل از انتخابات، به انتقاد از مضمون این سند و نیز "اجرای بی سر و صدای" آن از سوی دولت پرداخت و به دنبال آن، مدافعان ابراهیم رئیسی در سرتاسر کشور حرکت تبلیغاتی گسترده ای را علیه دولت شروع کردند. محور اصلی این تبلیغات هم، نه انتقاد به سازوکار تعامل همکاری ایران با نهادهای سازمان ملل، که ادعای ترویج بی بند و باری جنسی در سند یونسکو ۲۰۳۰ بود.

اما آیت الله خامنه ای، به تازگی در واکنش به انتشار مستندات دولت حسن روحانی در رد ادعاهای اصولگرایان علیه این سند توضیح داد: "شما می‌گویید این مثلاً فرض کنید خلاف اسلام ندارد؛ داشته باشد یا نداشته باشد،... اینجا جمهوری اسلامی است، نظام آموزشی ما را چهار نفر در یونسکو یا سازمان ملل یا فلان‌جا بنشینند بنویسند؟"

توضیح رهبر، انگار حکایت از آن داشت که زاویه اصلی مخالفت او با سند ۲۰۳۰، همان محور اصلی تبلیغات حامیان آقای رئیسی پیش از انتخابات یعنی ادعای ترویج بی بندوباری جنسی نیست، بلکه او اساسا با پیوستن ایران به سندهای فرهنگی تهیه شده در سازمان ملل مشکل دارد.

هرچند توضیح اخیر نیز این سوال را ایجاد می کرد که با این حساب، تکلیف سایر سندهای فرهنگی سازمان ملل که ایران در سال های قبل به آنها پیوسته چه می شود؟ مثلا، کنوانسیون جهانی حقوق کودک که ایران در پنجمین سال رهبری آقای خامنه ای به آن پیوست و در حال حاضر، جز ایالات متحده آمریکا سایر کشورهای جهان عضوش هستند.

حق نشر عکس Khamenei.ir
Image caption حمایت نهادهای زیرنظر رهبری از ابراهیم رئیسی، در دوقطبی کردن انتخابات و به میدان کشیدن رای دهندگان مردد موثر بود که شاید بسیاری از آنها در یک انتخابات کم رمق تر، ممکن نبود به نفع حسن روحانی به میدان بیایند

تجربه ۱۳۹۶

شاید خبرسازتر از همه اقدامات رهبر جمهوری اسلامی ایران در هفته های پس از انتخابات ۱۳۹۶، مواضع او قبل از این انتخابات بوده است.

در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲، آیت الله خامنه ای با خونسردی قابل ملاحظه ای توانست بی طرفی نسبی خود را حفظ کند و در نتیجه، جایگاه خود را از ترکش های مبارزه تبلیغاتی جناح ها در امان نگه دارد. به همین علت، احتمالا تلقی رایج پس از اعلام نتایج آن انتخابات چنین نبود که رهبر جمهوری اسلامی ناکام مانده است.

نقطه مقابل رویکرد سال ۱۳۹۲، انتخابات ریاست جمهوری امسال بود که آقای خامنه ای به جانبداری از مواضع جناح اصولگرا و انتقاد از سیاست ها و اقدامات دولت حسن روحانی پرداخت. وی در حالی که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، به کرات از ایرادات کاندیداهای رقیب دولت به اوضاع کشور و "بی انصافی" در نقد رئیس جمهور وقت انتقاد کرده بود، در انتخابات امسال چشم خود را بر حملات و "افشاگری" های کم سابقه منتقدان دولت بست.

آیت الله خامنه ای که در انتقادات دیروز خود از "دوقطبی کردن" جامعه، زمان ابوالحسن بنی صدر را یادآوری کرد، همچنین قبل و بعد از انتخابات اخیر کوچکترین واکنشی به تقسیم مردم ایران به دو دسته ۴ درصدی و ۹۶ درصدی یا تقسیم آرای آنها به "حلال" و "حرام" نشان نداد.

از همه اینها خبرسازتر، تبلیغات دستگاه های زیرنظر رهبری علیه "رئیس جمهور مستقر" بود که بعید است در آستانه هیچ انتخابات دیگری در این حجم صورت گرفته باشد. به عنوان نمونه، تمام نشریات منتسب به سپاه پاسداران (از خبرگزاری های تسنیم و فارس گرفته تا روزنامه جوان، شبکه های مجازی "افسران جنگ نرم" و حتی نشریه صبح صادق ارگان دفتر سیاسی سپاه) در این انتخابات علیه حسن روحانی عمل کردند.

بیشتر بخوانید:

ورود آنها به عرصه انتخابات در حدی بود که حتی در جریان مناظره های زنده، برخی کاندیداهای اصولگرا به "افشاگری" علیه رئیس دولت می پرداختند و بلافاصله، اسناد این افشاگری ها در رسانه های منتسب به سپاه منتشر می شد.

این رویکرد به آنجا گسترش یافت که در روزهای منتهی به انتخابات، آقای روحانی در چند نوبت علنا از حمایت نهادهای نظامی از آقای رئیسی انتقاد کرد.

تعجبی نداشت که شکست خوردن ابراهیم رئیسی در انتخابات در چنین شرایطی، در سطح بخشی وسیع از افکار عمومی به ناکامی رهبر جمهوری اسلامی و نهادهای زیرنظر او تعبیر شود.

این در حالی است که نوع ورود رهبر و منتسبان او به انتخابات ریاست جمهوری اخیر، گذشته از انگیزه های آن، در عمل به ضرر آقای رئیسی تمام شد. چنین ورودی، به احتمال قوی مهمترین نقش را در دوقطبی کردن انتخابات و به میدان کشیدن رای دهندگان مرددی بازی کرد که شاید بسیاری از آنها در یک انتخابات کم رمق تر، ممکن نبود به نفع حسن روحانی به میدان بیایند.

این تقریبا همان اتفاقی بود که در انتخابات خبرگان و مجلس ۱۳۹۴ هم به وقوع پیوست که ردصلاحیت های بسیار گسترده، فضای انتخاباتی را به‌غایت کم رمق کرده بود.

در آن انتخابات نیز شاید اگر آیت الله خامنه ای در هفته منتهی به رای گیری به ضرر یک طرف دخالت نمی کرد، فضای سیاسی چنان دوقطبی نمی شد و اصلاح طلبان نمی توانستند بخش بزرگی از حامیان سرخورده خود را به رای دادن در "انتخاباتی بدون نامزد کافی" متقاعد کنند.

حق نشر عکس Khamenei.ir
Image caption شاید حسن روحانی آخرین رئیس جمهوری باشد که "دومین دوره" مسئولیت خود را در زمان رهبری آیت الله خامنه ای می گذراند. شاید آقای خامنه ای به عنوان رهبری شناخته شود که قابلیت "کار کردن بی بحران" با هیچ رئیس جمهوری را تا انتها نداشته است

میراث رهبری

رویه موافقان و مخالفان سرسخت رهبر جمهوری اسلامی ایران، معمولا این است که "هرآنچه" از سوی او انجام شود را موفقیت قطعی یا شکست محض بدانند. اما رهبر نیز، مانند سیاستمداران دیگر، در مواردی از زاویه تامین اولویت های خود تصمیمات درست می گیرد و در مواردی اشتباه می کند.

وی به عنوان نمونه، مثلا در انتخابات ۱۳۸٢ مجلس (که از ایستادگی خود در موضوع صلاحیت ها نتیجه گرفت) یا در انتخابات ۱۳۸۴ ریاست جمهوری (که چرخش روزهای آخر منتسبان وی از محمدباقر قالیباف به محمود احمدی نژادنتیجه بخش بود) کم اشتباه تر عمل کرده است.

هرچند آیت الله خامنه ای در مقابل، در مقاطعی چون انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ (که منتسبانش در "مظلوم" معرفی شدن محمد خاتمی نقش اصلی را ایفا کردند)، یا در انتخابات اخیر، پراشتباه ترعمل کرده است.

بر مبنای چنین رویکرد غیرمطلقی به موضع گیری های رهبر جمهوری اسلامی ایران، ممکن است بتوان مقطع زمانی قبل و بعد از انتخابات ۱۳۹۶ را، از مقاطع نسبتا پراشتباه دوران رهبری آیت الله خامنه ای محسوب کرد.

بیشتر بخوانید:

در این مقطع به‌خصوص، واکنش های شخص اول حکومت ایران به تحولات عرصه سیاسی، شتابرده تر یا شاید عصبی تر از حدمعمول به نظر می رسند.

این پدیده شاید ریشه در دلایلی چون بالا رفتن سن آقای خامنه ای، افزایش نگرانی هایش در مورد آینده حکومت یا رویکرد بعضا تحریک آمیز رئیس جمهور داشته باشد که تصور پاسخگویی علنی به برخی انتقادات رهبر را ایجاد می کند.

اما دلیل واکنش های اخیر آیت الله خامنه ای هرچه باشد، غیرمحتمل نیست که حسن روحانی آخرین رئیس جمهوری باشد که "دومین دوره" مسئولیت خود را در زمان رهبری وی می گذراند.

در این صورت، اگر آقای روحانی نیز دوره آخر ریاست جمهوری خود را در شرایطی مشابه سه رئیس جمهور قبلی یعنی اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد سپری کند، نام آیت الله علی خامنه ای از زاویه ای مشخص در تاریخ معاصر ایران ماندگار خواهد شد:

به عنوان رهبری که در دوران مسئولیت خود، توانایی "کار کردن بی بحران" با هیچ رئیس جمهوری را تا انتها نداشته است.