سوال از دین و مذهب، کلید محرومیت‌های اجتماعی بهائیان

بازار تهران حق نشر عکس Getty Images

سوال درباره دین و مذهب در فرم‌های استخدام در ایران برای آن دسته از شهروندان این کشور که دین و آئینشان از سوی حکومت به رسمیت شناخته نمی‌شود به بحرانی بزرگ تبدیل شده است.

براساس اصل ۱۲ قانون اساسی ایران، دین رسمی این کشور اسلام و مذهب رسمی جعفری اثنی عشری است، اما مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی، زیدی "دارای‏ احترام‏ کامل‏ و پیروان‏ این‏ مذاهب‏ در انجام‏ مراسم‏ مذهبی‏، طبق‏ فقه‏ خودشان‏ آزادند". اصل ۱۳ قانون اساسی هم ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی را تنها اقلیت‌های دینی می‌شناسد که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می کنند.

معتقدان به ادیان و مذاهبی جز شیعه اثنی عشری که در قانون اساسی ایران به رسمیت شناخته شده‌اند هم از تبعیض در استخدام و بهره‌مند نبودن از حقوق کامل شهروندی شکایت دارند.

اما بهائیان به عنوان بزرگترین اقلیت دینی در ایران که در قانون اساسی به رسمیت شناخته نشده‌اند، رسما از حقوق مندرج در قانون اساسی برای اقلیت‌های دینی و مذهبی محروم هستند. آنها در مجلس ایران، نماینده ای ندارند و از حق تحصیل عالی و استخدام در مراکز دولتی محروم هستند.

بیشتر بخوانید:

+ دشواری‌های بهایی بودن در ایران

+ خط کشی شیعه و سنی در فرم‌های استخدام در ایران

شهروندان بهایی می‌گویند که روبرو شدن با فرم‌های مربوط به استخدام و فرم‌هایی که سوال دین و مذهب پرسیده شده سرآغاز مشکلات لاینحلی است که آنها را از حقوق اجتماعی خود محروم می‌کند.

شبنم طلوعی، هنرمند شناخته شده ایرانی یکی از کسانی است که پس از پاسخ دادن به سوال دین و مذهب در چنین فرم‌هایی از حقوق اجتماعی خود محروم، ممنوع الکار و ناچار به ترک ایران شد. او می‌گوید: "در ایران هر جا که شما می‌خواهید استخدام شوید یا توسط حراست، صاحب پرونده شوید یا می‌خواهید عضو یک انجمنی شوید، بلافاصله بعد از سوال نام و نام خانوادگی، از دین و مذهب سوال می‌شود. چنین فرم‌هایی در مدارس و دانشگاه‌ها، بانک‌ها و هرجای دیگری که کمترین رسمیتی به شما می‌بخشد هم وجود دارد و همه به نوعی در همه سال‌های زندگی با این فرم‌ها مواجه شده‌ایم."

حق نشر عکس Getty Images
Image caption شبنم طلوعی

خانم طلوعی، بازیگر، کارگردان و نمایشنامه نویس ساکن پاریس است. او بازیگر سریال تلوزیونی "بدون شرح" بود که در سال ۱۳۸۱ از تلویزیون ایران پخش می‌شد.

او می‌گوید: "حراست صدا و سیما فرمی را فرستاد که دین و مذهب سوال شده بود و در سوال بعدی پدر و مادر و مذهب. پر کردم و جواب صادقانه دادم به دلیل اینکه گمان می‌کردم مأمور دولت است و از من سوال می‌کند. من نه آدم مبلغی بودم نه کاری کرده بودم که خلاف قوانین باشد نه پرونده بی اخلاقی داشتم. اینقدر همه چیز درست پیش می‌رفت که گمان کردم سوال کرده‌اند و صادقانه جواب می‌دهم. این شد شروع یک دردسر بزرگ که تو بهایی هستی و بیا بگو من مسلمان هستم چون مردم تو را می‌شناسند و از دست ما در رفته. من سال‌ها در تئاتر کار می‌کردم و چند جایزه گرفته بودم. می‌گفتند برای مردم الگوسازی می‌شود... دردسرها شروع شد. گفتم که من هیچ ضدیتی با هیچ تفکر دینی و مذهبی ندارم از خانواده‌ای می‌آیم که نیمی مسلمان شیعه اثنی عشری هستند و بخشی از خانواده‌ام مسلمان اهل تسنن. در چنین محیطی بزرگ شده‌ام، ولی من مسلمان نیستم و نمی‌توام دروغ بگویم. این ماجرا خیلی پیچیده شد دو سالی طول کشید و به شکل‌های مختلف اذیت کردند. وقتی همه جوره ممنوع الکار شدم و نامه محرمانه‌ای که نوشته بودند از طریق یکی از مسولان دولتی که آدم بسیار شریفی بود به من رسانده شد، متوجه شدم که کار کردن من در ایران دیگر تمام است و آمدم بیرون."

به گفته او "تمام کسانی که با صدا و سیما کار می‌کنند باید این فرم را پر کنند و اگر مسلمان شیعه اثنی عشری نیستند باید راه حلی پیدا کنند یا راست نگویند یا تغییر دین بدهند و یا محروم شوند. یعنی به محض اینکه شهروندان می‌خواهند حضور رسمی پیدا کنند، بلافاصله فرم را جلوی آنها می‌گذارند. برای دانشگاه‌ها هم همین کار را می‌کنند."

شهروندان بهایی در ایران پس از پاسخ دادن به سوال دین و مذهب از تحصیلات عالی در این کشور محروم می‌شوند. شبنم طلوعی می‌گوید: "می‌رفتیم سال‌ها فرم دانشگاه را پر می‌کردیم. در جواب سوال دین و مذهب می‌نوشتیم بهایی. برای گرفتن کارت آزمون که می‌رفتیم می‌گفتند شما کد ۹۹ هستید و به این دلیل کارت برای شما صادر نشده یعنی حتی عنوان هم نمی‌شد و به این شکل مخفی و مرموز این تبعیض اعمال می‌شد. اخیرا می‌گویند اگر ما دین و مذهب را سوال می‌کنیم قصدمان تفتیش عقاید نیست، می‌خواهیم ببینیم چه مذهبی را امتحان دینی می‌دهید. یعنی معارف دینی که باید امتحان دهید چی است. بنابراین بعضی جوانان بهایی تصمیم گرفتند بنویسند اسلام. برای اینکه شرح معارف اسلامی را امتحان می‌دهند. اما به محض اینکه وارد دانشگاه می‌شوند تا می‌فهمند بهایی هستند، اخراج می‌کنند."

این در حالی است که اصول متعدد قانون اساسی ایران، حق برخورداری از تحصیل، شغل، تأمین اجتماعی، بازنشستگی و دیگر حقوق اجتماعی را "حق همه"، "هر ایرانی"، "همگانی" و "هرکس" می‌داند و استثنایی برای اقلیت‌های دینی و مذهبی قائل نشده است. اصل ۲۸ قانون اساسی می‌گوید: "هر کس‏ حق‏ دارد شغلی‏ را که‏ بدان‏ مایل‏ است‏ و مخالف‏ اسلام‏ و مصالح‏ عمومی‏ و حقوق‏ دیگران‏ نیست‏ برگزیند. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ نیاز جامعه‏ به‏ مشاغل‏ گوناگون‏، برای‏ همه‏ افراد امکان‏ اشتغال‏ به‏ کار و شرایط مساوی‏ را برای‏ احراز مشاغل‏ ایجاد نماید."

براساس اصل ۲۹ قانون اساسی "برخورداری‏ از تأمین‏ اجتماعی‏ از نظر بازنشستگی‏، بیکاری‏، پیری‏، ازکارافتادگی‏، بی‏ سرپرستی‏، در راه‏ ماندگی‏، حوادث‏ و سوانح‏، نیاز به‏ خدمات‏ بهداشتی‏ و درمانی‏ و مراقبت‌های‏ پزشکی‏ به‏ صورت‏ بیمه‏ و غیره‏، حقی‏ است‏ همگانی‏".

براساس اصل ۲۳ قانون اساسی هم "تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد."

حق نشر عکس .

اما شبنم طلوعی می‌گوید: "به محض اینکه انقلاب یک ذره سر و سامان گرفت به همه کسانی که کار دولتی داشتند فرم دادند که پر کنند و در این فرم‌ها سوال دین و مذهب کلید و آغاز مشکلات بود. به محض اینکه کسی نوشت بهایی است از کار محروم شد. حتی افراد بازنشسته. پدربزرگ خود من که حتی همسایه‌هایش از مذهبش خبر نداشتند برای دریافت حقوق بازنشستگی اش رفته بود این فرم را داده بودند و مامور گیشه بانک با شرمندگی گفته بود که حقوق شما از ماه بعد قطع می‌شود."

تنها فرم‌هایی که پاسخ به سوال دین و مذهب در آن مشکلی برای ایرانیان بهایی ایجاد نکرده است، فرم‌های گذرنامه است. به گفته خانم طلوعی "شهروندان بهایی تا قبل از دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی نمی‌توانستند پاسپورت بگیرند چون در اداره گذرنامه هم همین فرم بود و وقتی جواب می‌دادند، می‌گفتند بروید ساختمان سنگی در خیابان جردن (آفریقا). آنجا می‌گفتند بنویس مسلمان هستی یا بیا مذهب ات را عوض کن اگر میخواهی از ایران بروی بیرون. بعد از آمدن آقای خاتمی هرچند باز این این فرم‌ها وجود داشت، اما وقتی می‌نوشتند بهایی، اول یک پاسپورت یک بار مصرف میدادند که نوشته بود دارنده این گذرنامه برای یکبار مجاز به خروج از کشور می‌باشد. بعد از بازگشت به ایران، این بار پاسپورت دائمی می‌دادند انگار یک سیاستی و تصمیمی بود که پاسپورت اینها را بدهید بروند. این تنها جایی بود که به سوال دین و مذهب در این فرم‌ها جواب می‌دادیم و کسی اذیت نمی‌کرد پاسپورت می‌دادند و می‌گفتند برو. یک نوع تبعید خاموش".

حکومت ایران آئین بهایی را "فرقه ای ضاله" و مقام‌های مذهبی و سیاسی جمهوری اسلامی ارتباط با بهائیان و حتی دست دادن با آنها را مکروه می‌دانند.

آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران در پاسخ به استفتایی گفته است: "همه پیروان فرقه گمراه بهاییت محکوم به نجاست هستند و در صورت تماس آنها با چیزى، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به امورى که مشروط به طهارت است، واجب است. ولى رفتار مدیران و معلمان و مربیان با دانش آموزان بهایى باید بر اساس مقررات قانونى و اخلاق اسلامى باشد".