ترامپ با برجام چه خواهد کرد؟

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا حق نشر عکس Getty Images

تردید در مورد بقای برجام در لابلای دریایی از گزارش‌ها و تحلیل‌های رسانه‌ها در سطح جهان به چشم می‌خورد. منشاء این تردید، انتشار اخباری در خصوص مخالفت سرسختانه رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، با برجام است. تصویب اخیر قانون "مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم‌ها" با اکثریتی کم نظیر در کنگره آمریکا که بخشی از آن علیه ایران بود، می‌تواند چراغ سبزی تلقی شود به ترامپ برای تشدید سیاست‌هایش علیه ایران.

طبق برخی گزارش‌ها، ترامپ عزم خود را جزم کرده و به دستیاران خود مأموریت داده که دلایل کافی فراهم آورند تا وی بتواند سه ماه دیگر که قرار است برای بار سوم نظر خود را در مورد پایبندی ایران به برجام به کنگره اعلام کند، این بار گواهی عدم پایبندی ایران را صادر کند. بسیاری از ناظران معتقدند که این می‌تواند اولین گام برای از هم پاشیدن برجام باشد.

بیشتر بخوانید:

+ رویکرد جدید آمریکا در قبال ایران؛ آیا خطر رویارویی جدی است؟

+ آمریکا 'دنبال بازرسی از تاسیسات نظامی ایران است'

+ آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان: برنامه موشکی ایران متوقف شود

راه های پیش روی آمریکا

به لحاظ نظری دولت آمریکا می تواند از چهار راه برای متزلزل کردن و حتی بر هم زدن برجام استفاده کند.

یکم، ساخت و آزمایش موشک های بالیستیک: مقامات آمریکایی از جمله شخص آقای ترامپ متناوبا اعلام کرده اند که آزمایش موشک های بالستیک توسط ایران با روح برجام در تناقض است. چرا می گویند روح؟ چون در برجام بحثی از پروژه موشکی ایران مطرح نیست. اما احتمالا از دید اتحادیه اروپا، برای بر هم زدن یک قرارداد بین المللی که تایید سازمان ملل هم در پشت آن قرار گرفته و فروپاشی آن ممکن است دوباره به یک بحران بین المللی منجر شود، استناد به "روح قرارداد" که وجود خارجی ندارد بلکه تنها در اذهان شکل می گیرد، دلیل کافی نخواهد بود.

با این حال، موضوع آزمایش های بالستیک ایران در پیوست ب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت که تضمین حقوقی و بین المللی برجام به شمار می رود مطرح شده است. همراهی اخیر بریتانیا، فرانسه و آلمان با آمریکا برای محکوم کردن فعالیت های موشکی ایران در این چارچوب صورت گرفت. موضوع قابل توجه این است که در بیانیه مشترک چهار کشور از "ناسازگاری" فعالیت های موشکی ایران با قطعنامه ۲۲۳۱ یاد شده و نه "نقض" قطعنامه. در بهترین حالت، حتی اگر اروپا هم در این زمینه با آمریکا همراهی خود را ادامه دهد، آمریکا نخواهد توانست قطعنامه ای از شورای امنیت علیه ایران در این زمینه بگیرد به نحوی که ایران ناقض برجام معرفی شود و تحریم ها بازگردد، چرا که به احتمال قریب به یقین روسیه و چین آنرا وتو خواهند کرد. در ضمن باید توجه داشت که اصولا نقض قطعنامه ۲۲۳۱ به منزله نقض برجام نیست. از اینرو این راه برای برهم زدن برجام بر روی آمریکا تقریبا بسته است.

دوم، مراجعه به کمیته نظارت بر برجام: کمیته نظارت بر جام از نمایندگان ۶ کشور ۱+۵ به علاوه مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا (یا نماینده او) و نماینده ای از ایران تشکیل می شود. چنانکه از این ترکیب پیداست، آمریکا در صورت لزوم می تواند ۵ رأی از مجموع ۸ رأی را همراه خود کند. این امر نیازمند آن است که دلایل آمریکا برای اثبات تخطی ایران از برجام مشخص، روشن و قانع کننده باشد و از طرفی آژانس بین المللی انرژی اتمی هم نقض برجام از سوی ایران را تأیید کند. بعید است که اروپا و آژانس به صرف اینکه آمریکا بگوید ایران برجام را نقض کرده چنین توافق بین المللی را زیر پا بگذارند و تن به یک بحران بزرگ بدهند.

سوم، فشار برای بازدید از مراکز نظامی: آمریکا می تواند با اصرار بر روی بازدید از مراکز مشکوک، که ایران به احتمال قوی با آن مخالفت خواهد کرد، ایران را به نقض برجام بکشاند. این نظریه از سوی باب کورکر، سناتور با نفوذ و رئیس جمهوری‌خواه کمیته روابط خارجی سنای آمریکا مطرح شده است. به لحاظ تئوری شاید این راه ترامپ را به مقصود برساند، اما در عمل درگیر کردن آژانس بین المللی انرژی اتمی و گرفتن تأییدیه کمیته نظارت بر برجام، که پیشتر به آن اشاره شد، برای بازدید از تاسیسات مشکوک در ایران، فرآیند پیچیده ای است که در بندهای ۷۴ تا ۷۸ ضمیمه شماره یک برجام مورد بحث قرار گرفته است. دلایل، برای ادعای فعالیت های مشکوک ایران در یک تاسیسات نظامی باید محکم و مستند بوده و تا تایید نهایی باید چندین خوان را پشت سر بگذارد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption سناتور باب کورکر

چهارم، تحریک و عصبی کردن ایران و مآلا خروج آن از برجام: باب کورکر روز ۴ مرداد گفت که توافق هسته‌ای باید با اقدام‌های ایران به هم بخورد، نه با اقدام‌های آمریکا. برخی ناظران تحریم های اخیر کنگره را در این چارچوب تحلیل می کنند. اما از آن سو، ایران تا جایی که تحریم های عمده (از قبیل تحریم فروش نفت و یا سیستم بانکی و بانک مرکزی) باز نگردد، علیرغم تهدید و خط و نشان کشیدن و دست زدن به اقداماتی که ناقض برجام نباشد، و یا شکایت به مراجع بین المللی، از برجام خارج نخواهد شد.

آمریکا از برجام خارج نخواهد شد!

با توجه به جمیع شرایط این احتمال وجود دارد که آمریکا ترکیبی از سیاست های فوق را در پیش بگیرد. سناریوی محتمل این است که ترامپ پایبندی ایران به برجام را بر مبنای دلایلی که دستیارانش تهیه خواهند کرد در ماه اکتبر تأیید نکند. سپس، تعلیق تحریم های عمده و یا بخشی از آن ها را تمدید نکند (تعلیق بعضی تحریم ها هر ۱۲۰ روز یکبار و بعضی دیگر هر ۱۸۰ روز یکبار باید تمدید شود). این رویکرد نقض صریح برجام است و قطعا اعتراض اروپا را در پی خواهد داشت هم چنانکه پس از تصویب تحریم های جدید توسط کنگره آمریکا، دولت فرانسه بدون فوت وقت تحریم‌های مزبور را به دلیل پوشش فرامرزی، مغایر قوانین بین‌المللی خواند.

اما، به لحاظ عملی کار چندانی به جز اعتراض از دست دیگر اعضاء ۱+۵ و ایران ساخته نیست. در همین حال رئیس جمهور آمریکا می تواند در عین حال که تحریم ها بازگشته از مجازات شرکت هایی که فعلا با ایران کار می کنند خودداری کند.

ممکن است سئوال شود پس خاصیت تمدید نکردن تعلیق تحریم ها توسط ترامپ چیست؟ پاسخ این است که در آن صورت تحریم های مزبور مانند شمشیر داموکلس بالای سر هر شرکتی خواهد بود که بخواهد با ایران وارد معامله و قرارداد جدید شود. به عبارت دیگر ایران عملا زیر تیغ تحریم ها گرفتار خواهد شد.

ترامپ به دنبال چه خواهد بود؟ احتمالا ترامپ استدلال خواهد کرد که به دنبال بر هم زدن برجام نیست بلکه همانطور که بارها تکرار کرده، هدف او مذاکره مجدد و تغییر برجام است. گروهی از دست اندرکاران و سیاستمداران در آمریکا قاطعا به این امر اعتقاد دارند که همانطور که فشار تحریم ها باعث شد رهبران ایران عقب نشینی کنند و برنامه هسته ای را محدود کنند، با اعمال فشار بیشتر می توان دوباره آنان را به سر میز مذاکره کشاند و شرایط توافقنامه را تغییر داد. بطور مثال ایران بپذیرد موضوع "از میان رفتن بخش عمده محدودیت های فعلی برنامه هسته ای اش بعد از ۱۵ سال" یا طولانیتر شود و یا محدودیت های مزبور همیشگی شود. تیلرسون گفته است که این توافق جلوی دستیابی ایران به سلاح هسته ای را نمی گیرد.

درستی این تئوری تنها در عمل محک خواهد خورد. اما، حداقل در مورد برجام می توان گفت که درست است که فشار تحریم ها نقش عمده ای در موافقت رهبران ایران برای محدود کردن برنامه هسته ای کشور داشت، ولی علیرغم فشارهای بین المللی، تا زمانی که دولت اوباما، از طریق مذاکرات محرمانه به ایران اطمینان نداد که ایران حق غنی سازی خواهد داشت (خواسته اصلی ایران) مذاکرات از بن بست خارج نشد. به عبارت دیگر این تنها ایران نبود که عقب نشینی کرد، بلکه آمریکا هم از اصرار بر سیاست "غنی سازی صفر در ایران" بعد از ۱۰ سال دست کشید.