هفتاد سال پس از استقلال هند و تشکیل پاکستان؛ سایه تنش بر رابطه این دو با ایران

دو سرباز هندی و پاکستانی در مرز حق نشر عکس AFP

استقلال هند در اوت سال ۱۹۴۷ میلادی باعث شد تا در نتیجه آن کشور پاکستان نیز تاسیس شود و به همین دلیل ایران مرز خود با هند را از دست دهد و با پاکستان هم‌مرز شد. چنین اتفاقی و با توجه به گرایشهای سیاسی هند و پاکستان می‌توانست بر معادلات و روابط منطقه‌ای از جمله رابطه هند و پاکستان با ایران تاثیر بگذارد.

محمدرضا پهلوی، شاه ایران، رهبر اولین کشوری بود که پاکستان را به رسمیت شناخت و در همان ابتدا نیز سفری به این کشور کرد. برای پاکستان که تازه از دل هند بیرون آمده بود همکاری با ایران که از حمایت غرب و آمریکا برخوردار بود، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. بویژه اینکه هند مستقل اکنون گرایشات سیاسی دیگری داشت. جواهر لعل نهرو، نخست‌وزیر وقت هند مستقل، و دیگر رهبران وقت آن کشور از طرفداران پروپاقرص مخالفت با غرب بویژه آمریکا بودند و همین نکته بود که در عمل باعث ایجاد تشکلی به نام جنبش غیرمتعهدها موسوم به "نام" شد؛ تشکلی که تمایلاتی بسوی شرق داشت اگرچه در عمل تلاش داشت تا خود را از وابستگی به آنچه که بلوک شرق و بلوک غرب نامیده می‌شد جدا سازد.

راکش بات، روزنامه‌ نگار هندی می‌گوید که که همین نکته در عمل در سالهای ابتدای استقلال هند و تشکیل پاکستان باعث شد تا روابط بویژه سیاسی دو کشور ایران و هند با مشکلاتی مواجه شود بویژه اینکه پاکستان نیز به دلایل مختلف بشدت تلاش داشت تا به آمریکا نزدیک شود و از این نزدیکی برای رابطه خود با هند بهره ببرد.

به گفته آقای بات، ایران خود را در کمپ آمریکا و پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) می‌دید و هند هم گرایشات شدید ضدیت با آمریکا را داشت و بناینگذار جنبش غیرمتعهدها شد؛ و همین نکته ایران و هند را در عمل در دو قطب مختلف قرار داد.

تحولات اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی در منطقه از جمله حضور اتحاد جماهیر شوری در افغانستان و به طور اخص انقلاب اسلامی ایران (۱۳۵۷ خورشیدی) این معاملات را برهم زد.

ایران اکنون کشوری اسلامی و انقلابی شده بود، کشوری که خود را سردمدار مبارزه با غرب و بویژه آمریکا معرفی می کرد. شعار "نه شرقی و نه غربی" در عمل تلاش داشت تا این پیام را ارایه دهد: عدم وابستگی به بلوک شرق به رهبری شوروی و بلوک غرب به رهبری آمریکا. از سوی دیگر این نکته می توانست با توجه به گرایشات پاکستان بسوی آمریکا بویژه به دلیل اتفاقات افغانستان بر رابطه ایران مخالف غرب و آمریکا و پاکستان تاثیر بگذارد؛ اگرچه پاکستان اولین کشوری بود که ایران را به رسمیت شناخت.

قندیل عباس، استاد دانشگاه قائد اعظم پاکستان، در همین رابطه معتقد است که روابط ایران و پاکستان در سالهای ابتدایی انقلاب ایران "بسرعت بسردی" گرایید که دلیل اصلی آن "سیاستهای منطقه‌ای و بین‌المللی دو کشور بود. چرا که دو کشور در قبل از انقلاب ایران، در یک مسیر سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی قرار داشتند؛ ولی پس از انقلاب، ایران از تمایل بسوی غرب به سیاست مخالفت با غرب روی آورد ولی پاکستان همچنان بر همان سیاستهای قبلی خود باقی ماند و بویژه نزدیکی پاکستان به آمریکا در مسایل افغانستان رابطه اسلام آباد و تهران را تحت تاثیر قرار داد."

حق نشر عکس AFP

اما جنگ ایران و عراق این بار دیگر معاملات را برهم زد.

به گفته آقای عباس در آن زمان ضیا الحق، رهبر وقت پاکستان، از آنجایی که در مرز کشور با ایران هیچ مشکلی وجود نداشت و خود درگیر مسایل داخلی و البته موضوع افغانستان بود تلاش کرد تا رابطه با ایران را بهبود بخشد. اگرچه به گفته آقای عباس، رهبر وقت پاکستان "سیاست دوگانه‌ای" را اتخاذ کرد بدین مفهوم که در افغانستان از مواضع آمریکا و غرب "حمایت" می‌کرد و از سوی دیگر در سطح منطقه و به خصوص در قبال عراق از ایران حمایت می‌کرد.

این نزدیکی مجدد رابطه بین ایران و پاکستان که در موارد مختلفی نیز در سالهای بعد ادامه پیدا کرد البته باعث آن نشد که رابطه تهران و دهلی نو سرد شود. نیاز مبرم هند به انرژی در کنار برخی دیگر از موضوعات دوجانبه دیگر سیاسی و منطقه‌ای به ادامه رابطه ایران و هند کمک کرده است.

راکش بات، روزنامه‌نگار هندی، می‌گوید که البته رابطه هند با آمریکا و نزدیکی این دو کشور با یکدیگر و در این اواخر همچنین رابطه هند با اسراییل که منجر به اولین سفر نخست‌وزیر هند به تل آویو شد، بر رابطه ایران با هند تاثیر می گذارد اما به گفته آقای بات رهبران ایران و هند از این "هوشیاری" برخوردار هستند تا اجازه ندهند که رابطه سیاسی بر تبادلات تجاری این دو کشور که زمانی همسایه یکدیگر بوده‌اند و در برخی از مسایل منطقه ای نیز اشتراک نظر دارند، بر رابطه تجاریشان تاثیر بگذارد.

امسال هفتاد سال از زمانی که رهبران هند و بریتانیا در لندن در نهایت تصمیم به استقلال هند و تاسیس کشور پاکستان گرفتند می‌گذرد. در طول این هفت دهه بین این دو کشور که سه بار با یکدیگر به جنگ تمام عیار رفتند و در موارد کوچکتری درگیرهای شدید نظامی با یکدیگر داشته‌اند، تنشها همواره ادامه داشته است.

به گفته صاحب‌نظران و در این چارچوب به نظر می‌رسد این رابطه تنش‌آمیز چنان مزمن شده است که تا سالهای آینده بر رابطه این دو کشور با دیگر کشورهای جهان از جمله ایران سایه خواهد افکند.