خرج زندگی؛ حفظ حرمت آمار

مجموعه تحقیقات بی‌بی‌سی فارسی درباره وضعیت معیشت خانواده‌های ایرانی اواخر آذرماه در قالب مجموعه‌ای با عنوان خرج زندگی منتشر شد. یافته‌های تازه آن تحقیقات، در میان مخاطبان بی‌بی‌سی واکنش‌های گسترده‌ای داشت. هژیر رحمانداددانشیار مدیریت در دانشگاه ام‌آی‌تی آمریکا، در مقاله‌ای برای بی‌بی‌سی فارسی شیوه گزینش داده‌ها را نقد کرده است .


اخیرا بی­‌بی­‌سی فارسی در مجموعه مقالاتی به بررسی وضعیت اقتصادی ایرانیان پرداخته و با استناد به داده‌های بودجه خانوار در مناطق شهری ایران در بانک مرکزی، در مورد افت وضعیت اقتصادی ایرانیان در دهه اخیر نتایجی دقیق و عددی اعلام کرده‌­است.

برای مثال تیتر اصلی یک مقاله می‌گوید "وضع اقتصادی ایرانیان در دهه اخیر ۱۵ درصد بدتر شده است"؛ و در آغاز دو گزارش دیگر خلاصه این نتیجه چنین منتقل می‌شود: "میزان مصرف سالانه بسیاری از مواد غذایی اصلی از جمله گوشت، ماهی، نان، برنج و شیر نسبت به ۱۰ سال پیش بین ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش یافته است". استفاده از منابع آماری و عدد و رقم برای تحلیل شرایط ایران رویه ارزشمندی است اما استفاده گزینشی از آمار و کم‌دقتی در منابع، می‌تواند تصویری نادقیق از اقتصاد کشور ارایه کند.

عمده نتایج این گزارش‌ها بر اساس تغییرات در الگوی درآمد و مصرف خانوارهای شهری ایرانی تنظیم شده است. برای مثال داده­‌های بانک مرکزی حاکی از کاهش ۱۵ درصدی در بودجه متوسط خانوار شهری در دهه قبل است که به تیتر اول انجامیده و کاهش مصرف مواد غذایی مختلف در خانوارها به نتیجه دوم. اما در بررسی بی‌­بی‌­سی دو موضوع مهم دیده نشده است.

اولا آمارهای مورد استناد فقط به مناطق شهری مربوط است و مناطق روستایی کشور در نمونه آماری این داده حضور ندارند. در نتیجه بسط نتایج به کل کشور درست نیست. این کاستی به راحتی قابل اصلاح است چرا که داده‌­هایی مشابه برای کل کشور، از جمله مناطق روستایی، از بررسی­‌های مرکز آمار ایران در دسترس است.

ثانیا تغییرات مصرف و درآمد خانوار شهری می‌تواند ناشی از فرایندهای بسیار متفاوتی باشد، که بعضا با نتایج کیفی مقالات در تضاد است. برای مثال بجز کاهش وضع اقتصادی مردم، تغییر در بعد خانوار (تعداد افراد تشکیل‌دهنده هر خانوار)، سن اعضای خانوار، و محل زندگی خانوار همه روی نتایج بالا موثر هستند. این موارد و متغیرهایی دیگر در طول دهه­‌های اخیر در ایران تغییر کرده اما مقالات با کم توجهی به این توضیحات بالقوه تصویری ارایه می­‌کند که در آن افول اقتصاد توضیح اصلی کاهش مصرف به نظر می­‌آید.

دو مثال می‌تواند به شفاف شدن این کاستی کمک کند. اول؛ کاهش ۱۵ درصدی بودجه خانوار شهری بین سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۹۵ با کاهش ۱۸ درصدی بعد خانوار شهری در این دوران همراه بوده است. خانوار کوچکتر کمتر غذا می‌خورد، خانه کوچکتری نیاز دارد، و کلا مصرف کمتری خواهد داشت. لذا نتیجه گیری اینکه "وضع اقتصادی ایرانیان در دهه اخیر ۱۵ درصد بدتر شده است" از داده‌های بالا اشتباه است.

برای مثال دوم؛ به تغییر مصرف در اقلام غذای‌ اصلی نگاه کنیم. مقاله به درستی به کاهش مصرف مواد غذایی برای خانوار اشاره دارد و این کاهش در همه مواد مصرفی مشهود است. اما با لحاظ کردن تغییر بعد خانوار در محاسبات، تصویر کاهش مصرف تغییر می‌کند: بر خلاف اعداد اعلام شده کاهش مصرف سرانه گوشت، ماهی، نان، برنج یا شیر به بیش از ۳۵ درصد نمی‌رسد و سرانه مصرف چندین قلم، مثلا گوشت پرندگان، تخم مرغ، پنیر، و ماست افزایش می‌یابد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption نتیجه تحقیقات بی‌بی‌سی نشان می‌دهد بهای نان در دهه اخیر به قیمت ثابت ۱۶۰ درصد گران شده است

انتخاب سال آغازین هم در نتایج تحلیل به شدت تاثیر می‌گذارد؛ مثلا بررسی مصرف مواد غذایی از دهه ۷۰ به جای ۱۳۸۶ چه بسا به غنی شدن الگوی مصرفی اشاره کند. از طرف دیگر عمده کاهش بودجه خانوار و مصرف در سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۴ و همزمان با کاهش قیمت نفت بوده است. مقالات با بی‌توجهی به این موارد مهم از افت شدید وضع اقتصادی ایرانیان خبر می‌­دهد و این پیام را با ادعاهای آماری به ظاهر دقیق تقویت می­‌کند، در حالی که پشت این اعداد داستانی پیچیده­‌تر قرار دارد.

اصلاحات ناشی از لحاظ کردن بعد خانواده شاید ساده­‌ترین مسیر برای بهبود این تحلیل باشد، اما نتیجه­‌گیری کلی در مورد الگوی مصرف باید سایر متغیرهای مربوطه، همچون سن و ترکیب خانوار، محل زندگی، توزیع مصرف حول میانگین (نابرابری اقتصادی) و ... را نیز در نظر گیرد.

طبعا هدف از این گفتار تبیین دقیق تغییرات اقتصادی در ایران نیست، که آن مهم از حوصله این نوشتار و حوزه تحقیقی این نگارنده خارج است. تحلیل دقیق‌تر نیاز به استفاده از ابزارهای اقتصادسنجی روی داده‌های خام دارد و متخصصین این حوزه سال‌ها روی چنین سوالاتی کار کرده‌اند (برای مثال به مقالات دکتر جواد صالحی اصفهانی می‌توان اشاره کرد).

مشکل این جاست که مقالات اخیر بی­‌بی‌­سی بدون انجام چنین تحلیلی به ارایه نتایجی ظاهرا دقیق (مثلا ۱۵ درصد کاهش در وضع اقتصادی ایرانیان) اقدام کرده و چه بسا مخاطب یک رسانه عمومی را گمراه سازد، یا بدتر، اعتماد عمومی به آمار را از بین ببرد.


تهیه‌کنندگان مجموعه مقالات تحقیقی بی‌بی‌سی ضمن استقبال از این نقد و نظر، فرصت را مناسب دیدند تا در مطلبی، شیوه گزینش داده‌ها و محدودیت‌های غیرقابل اجتناب در تحلیل داده‌های مجموعه خرج زندگی را توضیح دهند.

تقریب و تخمین بخشی جدایی‌ناپذیر از هر علمی از جمله اقتصاد است و هیچ شاخص اقتصادی کامل و ایده‌آل نیست. آنطور که بهرنگ تاج‌دین در مقاله‌اش می‌گوید برای تهیه این مجموعه گزارش به داده‌های آماری قابل استناد، یکدست و دارای جزئیات فراوان نیاز بود و مجموعه گزارش‌های بررسی بودجه خانوار شهری بانک مرکزی ایران، هر سه ویژگی‌ را داشت. از آمار مرکز آمار ایران استفاده نشد چون ترکیب آمارهای دو منبع مختلف با توجه به اختلاف متدولوژی این دو نهاد، باعث کاهش دقت تحقیق می‌شد.

بیشتر درباره روش تحقیق اینجا بخوانید: خرج زندگی؛ چرا می‌گوییم وضعیت اقتصادی ایرانیان بدتر شده است؟