مذاکره آمریکا-کره شمالی؛ زاویه ایران و برجام

خواست اصلی آمریکا خلع سلاح اتمی و احتمالا محدود شدن بنیادین برنامه موشکی کره شمالی است حق نشر عکس AFP
Image caption خواست اصلی آمریکا خلع سلاح اتمی و احتمالا محدود شدن بنیادین برنامه موشکی کره شمالی است

تایید خبر دیدار محرمانه مایک پمپئو، رییس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و کیم جونگ اون رهبر کره شمالی توسط دونالد ترامپ، نشان از جدی بودن احتمال مذاکره مستقیم رهبران دو کشور و تمایل آمریکا برای بررسی احتمال موفقیت آمیز بودن آن دارد. ساعاتی قبل از انتشار خبر در روزنامه واشنگتن پست، دونالد ترامپ به جمعی از خبرنگاران گفته بود که گفتگوهایی در "سطح بسیار بالا" با کره شمالی انجام شده است.

سفر مخفیانه مایک پمپئو در حالی که هنوز سکان وزارت امور خارجه را تحویل نگرفته است، اهمیت بالایی برای جامعه اطلاعاتی و نظامی آمریکا داشت تا آنها ابتدا از کم وکیف موضع کره شمالی به ارزیابی برسند. از سال ۲۰۰۰ میلادی که مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه وقت آمریکا با پدر کیم جونگ اون دیدار کرد، دیداری در این سطح با کادر رهبری کره شمالی بی سابقه بوده است. بویژه از آن جهت که در طول هفده سال گذشته، تحولات بسیاری در درون و بیرون کره شمالی اتفاق افتاده و سطح خصومت فعلی در روابط با واشنگتن، نیازمند یک ارزیابی کاملا بنیادین بود.

این قبیل سفرها برای بازکردن باب گفتگو و فصل تازه در روابط، در تاریخ آمریکا با کشورهای معمولا متخاصم البته بی سابقه نیست. چهل و شش سال پیش هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی وقت آمریکا هم با انجام سفری مخفیانه و گفتگو با مقامات ارشد چین کمونیست، راه را برای سفر تاریخی ریچارد نیکسون به آن کشور هموار کرد. جزییات این سفر حدود سی سال مخفی نگه داشته شد. برخی منابع با فاش شدن جزییات آن سفر گفته اند کیسینجر درباره اطلاعاتی حساس با چینی ها حرف زده بود که حتی سازمان های اطلاعاتی آمریکا درباره آنها چیزی نمی دانستند.

چین در عین حالی که از نظر ایدئولوژیک با شوروی هم جبهه بود، رقابت ها و نگرانی هایی از ناحیه مسکو داشت و گذر زمان هم نشان داد که تصمیم استراتژیک پکن برای مذاکره با آمریکا، چقدر به نفع آن کشور از نظر اقتصادی و سیاسی تمام شد. شوروی دو دهه و اندی بعد فروپاشید، ولی چین رفته رفته به یکی از قدرتهای اصلی اقتصادی و سیاسی جهان تبدیل شده و همچنان نظام خود را حفظ کرده است.

ما هنوز نمی دانیم که مایک پمپئو در گفتگو با کیم جونگ اون چه گفته است یا اینکه کدام تیم از کارشناسان خاوردور جامعه اطلاعاتی و نظامی آمریکا او را همراهی کردند. ولی دونالد ترامپ می گوید مذاکرات " خیلی خوب پیش رفت". اگر دیدار ترامپ- جونگ اون واقعا برگزار شود، احتمالا در ماه ژوئن خواهد بود. مکان دقیقش هم مشخص نیست. ولی نفس روبرو شدن رهبران آمریکا و کره شمالی یک حرکت تاریخی است و اگر مذاکرات دیپلماتها و دیگر مقامات دو طرف در پشت پرده ها خوب پیش برود، انتظار رسیدن به یک توافق برای دو طرف دشوار ولی محال نیست. اما باید در نظر داشت که مذاکره واشنگتن-پیونگ یانگ فقط نمی تواند به یک توافق مطلوب برای دو طرف منجر شود، چون بازیگران منطقه ای و جهانی متعددی روی شرایط این توافق بسیار حساس هستند. ژاپن، کره جنوبی، چین و روسیه مهم ترین بازیگرانی هستند که علاوه برآمریکا، بدقت مشغول رصد کردن اوضاع هستند.

خواست اصلی آمریکا خلع سلاح اتمی و احتمالا محدود شدن بنیادین برنامه موشکی کره شمالی است. هدفی که آمریکا در فراز و نشیب های بیست ساله ی گذشته بارها به آن نزدیک یا از آن دور شده است. کره شمالی از زمان روی کار آمدن کیم جونگ اون، ناگهان خیز ظاهرا بسیار موفقی به سمت اتمی شدن نظامی و در تیررس موشکی قرار دادن آمریکا برداشته است. گزینه جنگ با کره شمالی از نظر اکثریت قریب به اتفاق برنامه ریزان نظامی آمریکا و مقامات سیاسی آن، یک گزینه بسیار پرهزینه و از نظر بسیاری تحلیلگران، یک دیوانگی محض است. این بخاطر هزینه بسیار بالای انسانی جنگ احتمالی است. توان نظامی کره شمالی، حتی بدون در نظر گرفتن توان اتمی، آنقدر هست که کره جنوبی و ژاپن، متحدان اصلی آمریکا در منطقه و خود نیروهای آمریکایی حاضر در خاور دور را بشدت زیر ضربه بگیرد. البته تاریخ نشان می دهد که آمریکا برای رسیدن به یک هدف استراتژیک، تحمیل هزینه انسانی سنگین را هم پذیرفته و در دو مورد با توسل به بمب های اتمی در جنگ جهانی دوم با ژاپن، تنها موارد کاربرد سلاح کشتار جمعی اتمی در تاریخ بشریت را در کارنامه خود ثبت کرده است. ولی در مورد کره شمالی، هزینه انسانی شامل جان سربازان آمریکایی زیادی هم می شود. با استناد به آمارهای سال ۱۹۹۴ وزارت دفاع آمریکا، تعداد کشته های آمریکا در جنگ کره (در جنگ و مرگهای مرتبط) ۳۶ هزار و ۹۱۴ نفر بود.

آمریکا در حال حاضر حضور اتمی و نظامی قابل توجهی در منطقه شبه جزیره کره و ژاپن دارد و بمب افکن های اتمی آمریکا طی ماههای اخیر چندین بار برای ارسال پیام هشدار به کره شمالی به پرواز درآمدند. انباشت جدی نیرو در منطقه که از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ چندین برابر شده، گویای حساسیت آمریکا به مساله کره شمالی است.

تحریم کره شمالی چندین دهه است که در جریان بوده و ابزار مهمی برای فشار بر پیونگ یانگ بود. ولی سرعت رسیدن به دستاوردهای اتمی و موشکی اخیر کره شمالی، معادله تحریم و مذاکره نهایی را بشدت تغییر داد. بنظر می رسد که آمریکایی ها به این نتیجه رسیده اند که مذاکره با کره شمالی قبل از آنکه شمالی ها بطور کامل به بمب های اتمی مجهز و تمامی خاک آمریکا در تیررس موشک های قاره پیمای اتمی آن کشور قرار بگیرد، بهتر از گزینه جنگی احتمالا اتمی است.

با همه اینها، عوامل زیادی روی موفقیت یا شکست مذاکرات ترامپ- اون اثر می گذارد. روابط بسیار تیره ی آمریکا با مسکو، روابط ملتهب اقتصادی اخیر با پکن و رقابت سنتی آمریکا با چین بر سر نفوذ در شرق آُسیا و جهان، شخصیت و ویژگیهای دونالد ترامپ و دشواری هایی که او و دولتش در داخل آمریکا با آنها روبرویند، بعلاوه عوامل دیگر، عواملی هستند که می توانند روی این مذاکرات اثرگذار باشند. بسختی بتوان از حالا نسبت به موفقیت یا شکست مذاکرات اظهار نظر قابل اتکایی کرد. ولی می توان با فاش شدن خبر سفر مخفیانه رئیس سیا به کره شمالی با قاطعیت گفت که اراده دو طرف برای انجام مذاکرات جدی، از مرحله حرف و توئیت فراتر رفته و در مرحله طراحی اولویتهای مطلوب در مذاکرات و رایزنی با متحدان است. حضور شینزو آبه نخست وزیر ژاپن در آمریکا در هفته جاری هم با تایید خبر سفر پمپئو معنای تازه ای پیدا کرد.

آمریکایی ها فعلا این فرصت را دارند تا نحوه عمل و برنامه خود را با میزان پیشرفت مذاکرات کره شمالی و کره جنوبی تنظیم کنند. نشست احتمالی سران دو کره برای حل و فصل یک دعوای بسیار طولانی تاریخی نشان خواهد داد که آمریکا و کره شمالی چقدر برای رسیدن به توافق نهایی شانس و اراده دارند. دو کره از زمان پایان جنگ در سال ۱۹۵۳ همچنان در وضعیت نه جنگ- نه صلح، بسر می برند و نظامی ترین منطقه دنیا در مدار ۳۶ درجه، گواه این وضع است. جنگی که چین و آمریکا هم به طور نظامی، مستقیم در آن درگیر شدند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption مراسم سوگند مایک پومپئو، رئیس سیا، توسط مایک پنس، معاون رئیس جمهوری آمریکا

زاویه ایرانی قضایا

به نظر می رسد حکومت و مردم ایران با حساسیت بالایی جریان خبری مذاکرات آمریکا و کره شمالی را دنبال می کنند. بخشی بخاطر خطری است که از زمان شروع ریاست جمهوری دونالد ترامپ متوجه بقای توافق موسوم به برجام شده است. زمانی رهبران کره شمالی مذاکرات مربوط به برجام را رصد می کردند تا جریان امور در مورد برنامه خودشان را ارزیابی کنند. مقامات روس و دیگران بارها گفته اند که زیر برجام زدن از سوی آمریکا پیامی جز منفی بودن چشم انداز مذاکره اتمی و بی فایده بودن اعتماد به توافق احتمالی به سوی کره شمالی نمی فرستد. چرا که اعتبار تعهدپذیری آمریکا با شکستن برجام بشدت زیر سوال می رود. برجامی که شش قدرت جهانی و ایران به آن رسیدند و آن را با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل محکم کردند، با روی کار آمدن رئیس جمهور بعدی در آمریکا دچار تلاطم جدی شد و چشم انداز لغو آن جدی تر شده است. حالا از نظر برخی ناظران این سوال مطرح است که چه تضمینی هست که توافق احتمالی کره شمالی با آمریکایی ها به همان سرنوشت دچار نشود؟ مقامات پیونگ یانگ احتمالا نسبت به این زاویه حساس شده اند.

زاویه مهم دیگری هم وجود دارد: فرق ماهیت توافق با کره شمالی و توافق با ایران. تصور اینکه آیت الله خامنه ای یا یک رئیس جمهور از ایران با یک رئیس جمهور آمریکا رو در رو بنشیند و مذاکره کند احتمالا از نظر بسیاری از ناظران محال است. شاید ظاهر حرفهای رهبر کره شمالی و ایران در تهدید آمریکا شبیه باشد، ولی ماهیت بسیار متفاوتی هم در زیر پوست ماجرا باید دیده شود. کره شمالی برای تضمین امنیت خودش مذاکره می کند. متحدی مثل چین و ناظر بازیگر مهمی مثل روسیه را هم دارد که فاصله و نزدیکی ش به آمریکا، در کنار عوامل دیگر، را می توان در محاسبات کره شمالی لحاظ کرد. ایران بتازگی با روسیه از در اتحاد درآمده ولی ماهیت نظام ایدئولوژیک ایران که زمانی شعار نه شرقی، نه غربی می داد، شاید برای خود روسها هم تا یک حد معینی قابل دوستی و نزدیکی باشد. جمهوری اسلامی با حرفها و عملش، یک وضعیت خاص را دارد.

منافعی که جمهوری اسلامی برای خودش تعریف می کند، حالتی جهانی و فراملی و فراسرزمینی دارد. مواضع مقامات جمهوری اسلامی در اعلام خصومت علنی با آمریکا و دیگر کشورها و تحرکات سرویس های نظامی فرامرزی ش در منطقه و ورای آن، احتمالا این تصویر را به استراتژیست های غربی داده که جمهوری اسلامی ایران منافع خود را در گستره یک ابرقدرت جهانی تعریف کرده است، بدون اینکه دارای ویژگیهای یک ابرقدرت جهانی باشد. ایران البته یک قدرت در منطقه خاورمیانه است ولی گستره مانور خود را در حد جهانی قرار می دهد.

به خاطر همین تفاوت های بنیادین، اگر آمریکایی ها عدم دخالت در کره شمالی و عدم حمله را در کنار رفع تحریم ها و باز شدن درها بروی کره شمالی تضمین کنند، تصور رسیدن به توافق با شمالی ها سخت نیست. ولی ماهیت ماجرا در مقابل جمهوری اسلامی ایران آنجایی با کره شمالی تفاوت استراتژیک دارد که بازی ایران در منطقه و ایدئولوژی آمریکا ستیزی و اصرار علنی به نابودی اسرائیل و اوج گیری مواضع خصمانه در روابط با جهان عرب را در نظر بگیریم.

شاید بخشی از حکومت ایران که اتفاقا از توافق برجام هم دل خوشی نداشت، بشدت مایل باشد که مذاکره آمریکا و کره شمالی به سرانجام نرسد و اوج گرفتن مخاصمه پیونگ یانگ با واشنگتن، جای مانور بهتری به ایران بدهد. کره شمالی در سالهای جنگ با عراق و بعد از آن، یک منبع مهم برای دانش فنی موشکی و دیگر توانایی های امروز ایران بوده است. اگر کره شمالی با ترامپ به توافق برسند، احتمالا دریچه روابط پیونگ یانگ با تهران هم مثل سابق باز نخواهد ماند.

به هرحال ترامپ که همیشه برجام را بدترین توافق تاریخ توصیف کرده به جای اظهار نظر درباره توافق رئیس جمهور قبل از خودش، حالا وسط میدان است. باراک اوباما توانست با ایران به برجام برسد و اکثر مقامات آمریکایی آن را توافقی خوب ارزیابی کردند ولی دونالد ترامپ و متحدانی مثل اسرائیل و عربستان سعودی، آن را کوبیده اند. حالا نوبت ترامپ است و جهان به نظاره نشسته است تا هنر مذاکره و معامله او را تماشا کند.