ایران و عراق در جنگ چه مناطقی از خاک یکدیگر را اشغال کردند؟

بهانه بغداد برای شروع جنگ استرداد سه منطقه کوچک بود که قرار بود طبق قرارداد ۱۹۷۵ موسوم به قرارداد الجزایر به عراق واگذار شود
Image caption بهانه بغداد برای شروع جنگ استرداد سه منطقه کوچک بود که قرار بود طبق قرارداد ۱۹۷۵ موسوم به قرارداد الجزایر به عراق واگذار شود

عراقی ها در جریان جنگ ایران و عراق چه مناطقی از ایران را اشغال کردند و ایرانی چه مناطقی از عراق را تصرف کردند؟ آیا نیروهای نظامی دو کشور از توان کافی نظامی برای تحمیل اراده خود بر طرف مقابل برخورداربودند؟

برای پاسخ به این سوال ها نخست باید دید عراق در آغاز جنگ چه مناطقی از ایران را اشغال کرد. عراق آنگونه که ژنرال عبدالجبار شنشل رییس وقت ستاد ارتش عراق می گوید در پی استرداد سه منطقه کوچک بود که قرار بود طبق قرارداد ۱۹۷۵ موسوم به قرارداد الجزایر به عراق واگذار شود و واگذار نشده بود. این سه منطقه طبق تعریف عراقی ها عبارت بودند از زین القوس (زین الکش) سیف سعد ( میمک) و سیف ابوعبیده.

عراق این سه منطقه را در فاصله دو هفته تا آغاز هجوم سراسری زمینی به درون خاک ایران و در فاصله شانزدهم تا ۳۰ شهریور ۱۳۵۹ تصرف کرد.

اولین جایی که به تصرف عراق درآمد منطقه زین القوس بود که نام عراقی منطقه ای در جنوب قصرشیرین و نزدیک نفت شهر بود و ایرانی ها آن را زین الکش می نامند. این منطقه در زمستان سال ۱۳۵۱ محل درگیری مرزی چند ماهه ایران و عراق بود. عراق در شانزدهم شهریور سال ۱۳۵۹ در این منطقه، پاسگاه ژاندارمری خان لیلی و پاسگاه های همجوار آن در جنوب قصرشیرین در استان کرمانشاه و در نزدیکی شهر نفت شهر را مورد حمله قرار داد و تصرف کرد.

منطقه دوم که به اشغال عراق درآمد میمک در غرب ایلام بود. طبق قرارداد ۱۹۷۵ بین ایران و عراق قرار بود بخشی از منطقه میمک و ارتفاعات آن به دولت عراق واگذار شود اما در عمل به دلیل ناتمام ماندن عملیات میله گذاری مرزی بین طرفین در سال ۱۳۵۶، مرز تا حد زیادی نامشخص باقی ماند. در ۱۹ شهریور۱۳۵۹، عراق حمله ای را برای تصرف منطقه میمک شروع کرد و دو روز بعد با توجه به برتری یگان های رزمی عراق بر نیروهای محدود پاسگاه های مرزی ایران، این منطقه به تصرف عراقی ها در آمد. منطقه سوم آن گونه که ژنرال شنشل می گوید سیف ابوعبیده بوده که در شرق استان میسان عراق و منطقه مرزی جنوب استان ایلام ایران قرار دارد.

عراق همچنین در این دوره دو هفته ای قبل از شروع حمله گسترده زمینی به ایران شماری از پاسگاه های مرزی ایران از منطقه دشت ذهاب در شمال استان کرمانشاه به سوی جنوب این استان و نیز پاسگاه های مرزی استان ایلام و خوزستان را تصرف کرد.

Image caption نقشه یک: حمله سراسری زمینی ارتش عراق و اشغال شهرهای مرزی ایران (۱۳۵۹)

مناطق تصرف شده در هجوم سراسری عراق

پس از آغاز حمله زمینی گسترده عراق به مرزهای ایران با ۱۲ لشکر و ۱۰ تیپ مستقل در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، عراق در یک دوره حدودا دوماهه موفق شد شهرهای قصرشیرین، نفت شهر، سومار، مهران، موسیان، سوسنگرد، هویزه و خرمشهر را تصرف کند، آبادان را به محاصره درآورد و اهواز، دزفول، شوش و اندیمشک را به خطر اندازد و در تیر رس توپخانه خود قرار دهد. مجموع مناطقی که عراق در این دوره تصرف کرد حدود ۱۵ هزار کیلومتر مربع و در سه استان کرمانشاه، ایلام و خوزستان بود.

در این دوره ارتش ایران با طراحی چهار عملیات تلاش کرد که ضمن سد کردن راه پیشروی عراق به سمت دزفول و اندیمشک، محاصره آبادان را بشکند و از سوی دیگر لشکرهای عراق را که در دروازه های جنوبی و غربی و شمال غربی اهواز خیمه زده بودند به عقب براند.

اگر چه در ادبیات رسمی جنگ ایران و عراق و آنچه به عنوان دفاع مقدس نامیده می شود از این چهار عملیات به عنوان عملیات های شکست خورده و ناموفق یاد می شود ولی شواهد و قرائن موجود نشان می دهد ارتش ایران که پس از وقوع انقلاب ۱۳۵۷ با اعدام، بازنشسته شدن و مهاجرت به خارج فرماندهان اصلی اش بشدت تضعیف شده بود، با این حملات چهارگانه در وهله نخست باعث توقف پیشروی ارتش عراق شد و در وهله دوم روحیه تهاجمی را به ارتش ایران بازگرداند.

حمله نخست که به عملیات پل نادری معروف شد و در ۲۳ مهر ۱۳۵۹ در غرب دزفول و اراضی غرب رود کرخه انجام شد، اگر چه از نظر تصرف زمین دستاورد مهمی نداشت ولی ایده اصلی ارتش عراق برای عبور از کرخه و رساندن خود به دزفول و اندیمشک و پایگاه هوایی وحدتی دزفول و به طور کلی بستن راه های مواصلاتی خوزستان به سایر استان های مرکزی ایران را با شکست روبه‌رو کرد. بویژه آنکه در سال ۱۳۵۹ هنوز راه کنونی خوزستان به چهار محال و بختیاری و اصفهان از طریق ایذه یک راه اصلی و قابل استفاده بویژه در زمستان تلقی نمی شد و راه اصلی خوزستان به مناطق مرکزی و شمالی کشور از منطقه اندیمشک عبور می‌کرد.

نه پیشروی عراق، نه پیشروی ایران: دوره نه ماهه

از حدود آذر سال ۱۳۵۹ تا مهر ۱۳۶۰ یک دوره نه ماهه در جنگ ایران و عراق وجود دارد که نه عراق قادر به توسعه و تعمیق پیشروی های خود در درون خاک ایران است و نه ایران قادر به پیشروی عمده و بازپس گیری اراضی اشغالی خود است.

عراق در ابتدای این دوره سوسنگرد را برای بار دوم اشغال کرد ولی به دلیل حملات متقابل یگان های ارتش ایران به همراه نیروهای مردمی، به حملات خود برای تصرف مناطق بیشتری از خاک ایران پایان داد و با گرفتن آرایش دفاعی شروع به تثبیت و تحکیم اراضی تصرف شده از طریق ایجاد خاکریز، میدان مین و سیم خاردار و سنگرهای دفاعی کرد.

نیروهای ایرانی اگر چه در این دوره نه ماهه چند عملیات کوچک انجام دادند ولی در مجموع قادر به آزاد سازی هیچ منطقه راهبردی در جبهه های جنوب و غرب نشدند.

دوره عملیات های چهارگانه موفق ایران

موفق ترین دوره برای ایرانی ها در جنگ هشت ساله ایران و عراق یک دوره هشت ماهه است که از مهر ماه ۱۳۶۰ با شکستن محاصره آبادان شروع می شود و در سوم خرداد ۱۳۶۱ با بازپس گیری خرمشهر از عراق پایان می یابد.

در این دوره هشت ماهه، ایران چهار عملیات ثامن الائمه (مهر ۱۳۶۰) طریق القدس (آذر ۱۳۶۰)، فتح المبین (فروردین ۱۳۶۱) و بیت المقدس (اردیبهشت و خرداد ۱۳۶۱) را اجرا کرد که هر چهار عملیات از نظر آزاد سازی اراضی اشغالی ایران با موفقیت اجرا شدند.

در عملیات ثامن الائمه که سپاه پاسداران مدعی طراحی آن است ولی لشکر ۷۷ پیاده خراسان ارتش و نیز ستاد عملیاتی ارتش در منطقه آبادان تحت عنوان "فرماندهی عملیات اروند" در طراحی و اجرای آن نقش محوری ایفا کرد، ارتش عراق که ماه اول جنگ موفق شده بود با عبور از کارون خود را به شمال آبادان و سپس به جاده آبادان- ماهشهر برساند، از شمال آبادان و شرق کارون به آن سوی این رودخانه عقب رانده شد.

پس از عملیات ثامن الائمه، سه عملیات مشترک دیگر بین ارتش به فرماندهی سرهنگ علی صیاد شیرازی فرمانده جدید نیروی زمینی ارتش و سپاه به فرماندهی محسن رضایی فرمانده جدید آن - که هر دو به فاصله اندکی در شهریور و مهر۱۳۶۰ به این سمت ها منصوب شده بودند - طراحی و اجرا شد.

در عملیات دوم که طریق القدس نام داشت و در آذر ۱۳۶۰ اجرا شد، هدف ایرانی ها آزاد کردن اراضی و دشت های غرب اهواز، قطع کردن ارتباط بین لشکرهای عراق در شمال و جنوب خوزستان و خارج کردن اهواز از سایه تهدید لشکر های مکانیزه و زرهی عراق بود که در نزدیکی این شهر اردو زده بودند. هدف هایی که تقریبا بیشتر آنها محقق شدند. پس از پایان عملیات طریق القدس و در حالی که ایران برای عملیات بعدی آماده می شد عراق تلاش کرد با یک تک زرهی سنگین از تنگه چزابه و تصرف مجدد بستان، آرایش تهاجمی ایرانی ها را به هم بریزد که موفق نشد.

در عملیات بعدی که فتح المبین نام داشت، ایران در نوروز سال ۱۳۶۱ موفق شد عراق را که از ابتدای جنگ تا رودخانه کرخه در شمال خوزستان و نزدیکی شهرهای دزفول و اندیمشک و شوش پیش آمده بود تا نزدیکی مرز دو کشور به عقب براند. پیروزی ایران در این عملیات باعث شد تا توجه ایران و عراق به تنها جبهه مهم باقی مانده در جنوب بین طرفین یعنی خرمشهر و اراضی اشغالی مابین خرمشهر و اهواز در جنوب رودخانه کرخه و غرب رود کارون متوجه شود.

برای عراقی ها قطعی بود که عملیات بعدی ایران تلاش برای بازپس گیری خرمشهر خواهد بود لذا عملیات چهارم که آخرین عملیات موفق ایران در این دوره بود و عملیات بیت المقدس نام گرفت، در واقع آزادسازی خرمشهر بود که در یک دوره ۲۳ روزه از دهم اردیبهشت تا سوم خرداد ۱۳۶۱ اجرا شد.

برآورد عراق این بود که ایرانی ها یا از جبهه آبادان و به طور مستقیم برای آزادی خرمشهر تلاش خواهند کرد یا از طریق جاده اهواز - خرمشهر به سوی جنوب حرکت خواهند کرد. با این وجود استراتژی عملیاتی ایران انتخاب عبور از کارون در منطقه دارخوین و ایستگاه حسینیه مابین دو شهر خرمشهر و اهواز و دور زدن نیروهای عراقی بود.

این تاکتیک در نهایت باعث آزادی خرمشهر شد اگر چه هدف بزرگتر این عملیات یعنی عبور ایرانی ها از مرز عراق و رساندن خود به اروند رود (شط العرب) و تهدید بصره مهمترین شهر در جنوب عراق محقق نشد.

Image caption نقشه دو: مناطق باقی مانده در اشغال عراق پس از شکست در خرمشهر و عقب نشینی های بعدی ( تیر ۱۳۶۱)

مناطقی که در تصرف عراق ماند

در مورد مناطقی از ایران که پس از آزادی خرمشهر در اشغال عراق باقی ماند چند روایت مختلف وجود دارد. علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه ایران در نامه ای به سازمان ملل این مناطق را ۱۴۰۰ کیلومتر ذکر کرده است.

غلامعلی رشید فرمانده کنونی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا و از فرماندان ارشد دوران جنگ از دو ۲۵۰۰ کیلومتر سخن می گوید با این تبصره که حدود ۹۰۰ کیلومتر آن در منطقه میمک به عراقی ها تعلق دارد.

در واقع عراق پس از از دست دادن کنترلش بر خرمشهر اعلام کرد که داوطلبانه به مرزهای بین المللی عقب می نشیند و در همین چارچوب از ۲۵۰۰ کیلومتر از حدود ۵۰۰۰ هزار کیلومتر مربعی که هنوز در اشغال داشت عقب نشینی کرد.

پس از این عقب نشینی، مناطق تحت اشغال عراق به ترتیب از جنوب به شمال عبارت بودند از: بخش کوچک منطقه شلمچه در شمال غربی خرمشهر، منطقه کوچک طلاییه و بخشی از منطقه کوشک در جنوب هویزه، فکه و اراضی غرب رودخانه فصلی دویرج در شمال غربی خوزستان حد فاصل شمال فکه تا موسیان، شهر موسیان در جنوب غربی استان ایلام، نوار مرزی از غرب دهلران به سمت مهران، ارتفاعات منطقه مهران از جمله ارتفاعات قلاویزان، بخشی از ارتفاعات شمال میمک شامل ارتفاعات فصیل و گرکنی و دامنه غربی میمک در شیار نی خزر، ارتفاعات مرزی حد فاصل میمک در استان ایلام تا دشت سومار در استان کرمانشاه، ارتفاعات مشرف به گیلان غرب، شهر نفت شهر در جنوب قصرشیرین، ارتفاعات آق داغ مشرف به شهر قصرشیرین و نوار مرزی ازگله در دشت ذهاب در استان کرمانشاه.

در چنین وضعیتی پس از چهار عملیات موفق ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس، و باز پس گیری عمده اراضی اشغالی ارتش عراق، موضوع ادامه جنگ و ورود به خاک عراق بین فرماندهان و مسولان ارشد ایران به بحث گذاشته شد.

احمد خمینی فرزند آیت الله خمینی بعدها در آغاز دهه ۱۳۷۰ مدعی شد که پدرش مخالف ادامه جنگ بوده است اما فرماندهان نظامی مانند محسن رضایی می گویند آیت الله خمینی مخالف ادامه جنگ نبود بلکه مخالف ورود به خاک عراق بود اما هنگامی که فرماندهان ارتش و سپاه برای او استدلال کردند که ماندن نیروهای نظامی ایران در مرزهای ایران و عراق به لحاظ نظامی صحیح نیست وآنها باید تلاش کنند تا خود را به عارضه قابل دفاعی مانند اروند رود برسانند آیت الله خمینی نیز با شروطی استدلال آنها را پذیرفته است.

فرماندهان سپاه همچنین در قبال این سوال که چرا ایران پس از آزادی خرمشهر به جنگ پایان نداده معتقدند که عراق هنوزبین ۱۴۰۰ تا ۲۵۰۰ کیلومتر از اراضی ایران را در اشغال داشت ومعلوم نبود با پذیرش آتش بس، عراق حاضر به تخلیه این مناطق شود و فقط با ادامه جنگ می شد این اراضی را آزاد کرد و با تصرف مناطقی مهم از خاک عراق به جنگ از موضعی برتر پایان داد.

حق نشر عکس GETTY
Image caption عراق پس از شکست در خرمشهر اعلام کرد که داوطلبانه به مرزهای بین المللی عقب می نشیند و در همین چارچوب از ۲۵۰۰ کیلومتر از حدود ۵۰۰۰ هزار کیلومتر مربعی که هنوز در اشغال داشت عقب نشینی کرد

دوره عملیات های ناموفق در ورود به خاک عراق

پس از آزادی خرمشهرو در چارچوب تلاش برای تصرف بصره یا رسیدن نیروهای ایرانی به نزدیکی این شهر، ایران چند عملیات بزرگ و کوچک را در فاصله تیرماه ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۶۴ انجام داد که همه آنها با شکست به پایان رسید جز عملیات خیبر که -علی رغم نرسیدن به اهداف خود- به تصرف جزایر مجنون منجر شد.

در گام نخست بعد از آزادی خرمشهردر تیر ماه ۱۳۶۱ ایران در عملیاتی بزرگ تلاش کرد در دشت شرق بصره پیش رود و خود را به بصره نزدیک کند. این عملیات که رمضان نام داشت به دلایل متعدد از جمله ایجاد مواضع دفاعی چند لایه و چند بعدی از سوی عراق و آرایش دادن یگان های متعدد در این منطقه و شناسایی ناکافی نیروهای ایرانی از توان و تجهیزات عراقی ها ناکام ماند.

عملیات محرم نیز که در آبان همان سال در شمال خوزستان و جنوب ایلام انجام شد به موفقیتی عمده برای نفوذ به خاک عراق منجر نشد اگر چه در این عملیات شهر کوچک موسیان از اشغال عراق خارج شد.

سه ماه دیگردر بهمن ۱۳۶۱ عملیات بزرگ دیگری در شمال خوزستان با نام والفجر صورت گرفت که آن نیز به شکستی سنگین با تلفات بالا منجر شد به گونه ای که گفته می شود که هیچگاه آمار درست تلفات ایرانی ها در این عملیات اعلام نشد. شکستی که باعث شد مقامات و فرماندهان ایرانی برای کاهش اهمیت آن، نام عملیات را والفجر مقدماتی عنوان کنند.

دو ماه بعد در نوروز ۱۳۶۲ ایران بار دیگر تلاش کرد در عملیاتی تحت عنوان والفجریک وارد استان العماره عراق شود که این عملیات نیزبه شکشست انجامید.

عملیات خیبر در اسفند ۱۳۶۲ عملیات بزرگ تری با هدفی بلند پروازانه بود. هدف این عملیات عبور از هور العظیم در مرز دو کشور در غرب اهواز و رسیدن نیروهای ایرانی به جاده بصره- بغداد و سپس سرازیر شدن به سوی بصره از سمت شمال به جنوب بود. طرحی که در واقع محصول به بن بست رسیدن تلاش نیروهای ایرانی برای شکستن خطوط دفاعی عراق در منطقه شلمچه و دشت شرق بصره بود.

ایران در چنین وضعیتی تلاش کرد حدود ۱۵۰ کیلومتر بالاتر از شلمچه و با عبور از منطقه آبی و باتلاقی هور العظیم خود را به پشت نیروهای مدافع بصره برساند و ارتباط بصره با بغداد را قطع کند.

فرماندهان ارتشی در جبهه ایران معتقد بودند به دلیل باتلاقی بودن منطقه عملیاتی و تالاب بزرگی که منطقه را فراگرفته چنین عملیاتی نمی تواند پیروز شود زیرا امکان حمایت توپخانه ای از نیروهای تک کننده ایرانی وجود نخواهد داشت و تدارک کردن آنها نیز در عمل غیر ممکن است. با این وجود سپاه پاسداران که متکی به نیروهای پیاده خط شکن خود و غافلگیر کردن دشمن بود معتقد بود عراق انتظار حمله از منطقه هور العظیم را ندارد و غافلگیر خواهد شد.

پس از شروع عملیات، عراق غافلگیر شد و نیروهای ایرانی حتی به رودخانه دجله رسیدند اما هنگامی که پاتک های سنگین عراق با حمایت هوایی شدید آغاز شد حرف ارتشی ها درست از آب درآمد و امکان حمایت توپخانه از نیروها به دلیل بعد مسافت ممکن نشد وارسال تدارکات و مهمات نیز علیرغم کمک گرفتن از قایق ها و هلی کوپترهای هوانیروز در اندازه لازم ممکن نشد.

نتیجه آنکه ایرانی ها به قرارگاه های عراق در پشت جبهه بصره نرسیدند ، از حاشیه دجله عقب نشستند و به تصرف جزیره شمالی مجنون و بخش هایی از جزیره جنوبی اکتفا کردند و حضور عراق در بخشی از جزیره جنوبی و عدم الحاق بین نیروهای ایرانی باعث آسیب پذیری آنها شد به گونه ای که در ماه های بعد ایران تسلط بر جزیره جنوبی مجنون را از دست داد.

نیروهای ایران سال بعد در اسفند ۱۳۶۳ تلاش کردند در عملیات بدر ناکامی های عملیات خیبر را جبران کنند و با یک خیز بلند دوباره به جاده بصره- بغداد برسند و همینگونه هم شد ولی باز هم به دلیل بعد مسافت و عدم امکان لجستیک و تدارک مناسب و پاتک های سنگین عراق عقب نشستند.

Image caption نقشه سه: مناطقی از عراق که در طول جنگ به تصرف ایران درآمد

تصرف فاو، اولین تصرف موفق اراضی عراق

بعد از دو عملیات خیبر و بدر، ایران که حمله در شرق بصره و هور العظیم در شمال بصره را تجربه کرده بود این بار تلاش کرد با حمله به فاو در جنوب بصره و در دهانه خلیج فارس، عراق را غافلگیر و یک منطقه مهم این کشور را تصرف کند. هدف نهایی این عملیات محروم کردن عراق از خلیج فارس و تصرف بندر ام القصر دومین بندر مهم عراق بعد از بصره بود. بندری که در خور عبدالله و شمال خلیج فارس در مجاورت کویت بود و بندر اصلی عراق در خلیج فارس به شمار می رفت.

نیروهای حمله کننده ایرانی با عبور از رودخانه عریض اروند، فاو را تصرف کردند اما پیشروی آنها به سمت ام القصر نیمه تمام ماند و هدف نهایی عملیات محقق نشد، با این وجود تصرف شهر کوچک فاو برای ایرانیان روحیه بخش بود.

عراق در یک نبرد ۷۵ روزه و با پاتک های متوالی و به میدان آوردن لشکرهای زبده گارد جمهوری تلاش کرد فاو را پس بگیرد ولی ناکام ماند.

البته ایران نیز که فکر می کرد با تصرف فاو، عراق را در موضع ضعف سیاسی قرار می دهد در عمل به این هدف دست نیافت زیرا نه در سطح بین المللی و منطقه ای طرح صلح مورد نظر ایران به تهران عرضه شد و نه خود دستگاه دیپلماسی و وزارت خارجه ایران موفق شد این پیروزی نظامی را به یک پیروزی دیپلماتیک و سیاسی تبدیل کند. اگر چه در آن زمان نه تنها دیپلمات های ایرانی بلکه هیچ مسول ارشد و غیر ارشدی در ایران به دلیل طرفداری سفت و سخت آیت الله خمینی و سپاه پاسداران از ادامه جنگ جرات نمی کرد که سخن از آتش بس و صلح بزند و چنین سخنی در فضای سیاسی - روانی که آیت الله خمینی و سپاه پاسداران به جامعه تزریق کرده بودند می توانست تلویحا نوعی خودکشی سیاسی تلقی شود .

استراتژی دفاع متحرک عراق

در ابتدای سال ۱۳۶۵، عراق که با دسترسی به کمک های مالی و نظامی خارجی بیشتر ، تعداد یگان ها و حجم نیروهای رزمی خود را بیشتر کرده بود شروع به انجام سلسله حملات محدودی برای پیشروی در مناطقی کرد که تصور می شد وضعیت دفاعی ایرانی ها در آنجا آسیب پذیر تر است.

این حملات اگر چه به حدود ۹ مورد رسید ولی دو مورد آن مهم تر بود. یکی بازپس گیری بخش بزرگتری از جزیره جنوبی مجنون و دیگری اشغال مجدد شهر مهران در اردیبهشت ۱۳۶۵ بود که عراق تبلیغات زیادی درباره اشغال آن با عنوان "مهران در ازای فاو " راه انداخت که البته ایران در تیر ۱۳۶۵ دوباره آن را تصرف کرد. استراتژی دفاع متحرک در عمل دستاورد مهمی برای عراق نداشت.

نه بصره، نه اهواز: ناکامی متقابل ایران و عراق

در سال ۱۳۶۵ آن‌گونه که اکبرهاشمی رفسنجانی فرمانده وقت جنگ در خاطرات خود گفته است ایران به دنبال یک عملیات سرنوشت ساز بود تا جنگ را از موضع برتر پایان دهد.

چنین هدفی از نگاه هاشمی رفسنجانی تصرف بصره بود. بزرگترین تجهیز نیروی ایران تا آن زمان انجام شد و حدود ۳۰۰ گردان نیرو بسیج و تجهیز شد تا ایران در عملیات کربلای چهار در ابتدای دی‌ماه ۱۳۶۵ یک خیز بلند به سوی تصرف بصره بردارد و با عبور از اروند رود در اطراف خرمشهر خود را به نخلستان های جنوب بصره در آن سوی رودخانه برساند و سپس با الحاق نیروهای ایرانی در فاو به این نیروها به سوی منطقه زبیر و در نهایت بصره پیش روند.

قرار بود چنین عملیاتی با حمله دیگری به نیروهای عراقی در محور شلمچه درشمال غربی خرمشهر تکمیل شود و عراق در هر دو سوی شرق و غرب رودخانه اروند تحت فشار قرار گیرد. طرح بلند پروازانه ای بود و اگر موفق می شد بصره از دو سو مورد تهدید قرار می گرفت اما عملیات لو رفته بود و در همان ساعات اولیه به علت شدت آتش عراقی ها روی نیروهای حمله کننده ایرانی در محور جزیره ام الرصاص در شمال غربی خرمشهر و تلفات بالا متوقف شد.

Image caption در سال ۱۳۶۵ ایران به دنبال یک عملیات سرنوشت ساز بود تا جنگ را از موضع برتر پایان دهد

ایران دو هفته بعد با انجام عملیات کربلای پنج موفق شد در محور شلمچه در شمال غربی خرمشهر، در نبردی که از آن به عنوان شدیدترین نبرد تاریخ جنگ ایران و عراق یاد می شود خود را حدود ده کیلومتر به بصره نزدیک کند ولی آرایش ده ها یگان رزمی عراق و ایجاد لایه های متنوعی از خطوط دفاعی از جمله کانال مشهور ماهی در دفاع از بصره، به نیروهای ایرانی اجازه نداد تا تمامی اهداف این عملیات را محقق کنند و به دروازه های بصره برسند.

نیروهای ایرانی در منطقه با ارزشی به لحاظ نظامی پیش رفتند ولی واقعیت این بود که چنین پیشرفتی بصره را به طور جدی به خطر نینداخت. اصولا یکی از ویژگی های جنگ ایران و عراق را می توان ناکامی نیروهای دو طرف در تصرف دست کم یکی از مراکز استان های طرف مقابل عنوان کرد.

با وجود آنکه جنگ هشت ساله همیشه فرسایشی نبود و طرفین دست کم در نبرد آزادی خرمشهر در ۱۳۶۱، نبرد تنگه چزابه در ۱۳۶۰، نبردهای ۷۵ روزه فاو در ۱۳۶۴ و بیش از همه در نبرد کربلای پنج در سال ۱۳۶۵، نبردهای پر شدتی را با یکدیگر انجام دادند، اما هیچ یک از دو طرف در تمامی هشت سال جنگ موفق نشدند حتی یکی از مراکز استان های همدیگر را تصرف کنند.

دوره ۱۲ ماهه انسداد

از پایان عملیات کربلای پنج در اسفند ۱۳۶۵ تا شروع عملیات والفجر ده ایران در منطقه کردستان در اواخر زمستان سال بعد تقریبا حدود یک سال، نه ایران پیشروی خاصی در خاک عراق داشت و نه عراق در خاک ایران.

ایران در اواخر زمستان ۱۳۶۶ تلاش کرد برای شکستن بن بست پیش آمده در جبهه جنوب، با انتقال یگان های اصلی تک کننده سپاه از جبهه جنوب به جبهه کردستان راهی به سوی تصرف شهرهای سلیمانیه و کرکوک عراق بگشاید و یگان های زبده عراق را نیز از جبهه جنوب به شمال بکشاند.

ولی علی‌رغم پیشروی نیروهای ایرانی در منطقه حلبچه وتصرف شهرهای بیاره، طویله و خرمال و حتی رسیدن به دریاچه سد دربندی خان در نزدیکی سلیمانیه، ایران نتوانست به دو هدف خود یعنی به خطر انداختن سلیمانیه و کرکوک و نیز کشاندن یگان های اصلی عراق از جبهه جنوبی به جبهه کردستان برسد .

Image caption نقشه چهار: حملات ارتش عراق و نیروهای سازمان مجاهدین خلق در اواخر جنگ

آغاز پیشروی های عراق و عقب نشینی های ایران

از آغاز سال ۱۳۶۷ یک دوره تقریبا سه ماهه در جنگ ایران و عراق وجود دارد که نشانه اصلی آن حملات شدید عراق برای بازپس گیری اراضی عراقی تصرف شده از سوی ایران و عقب نشینی های اجباری نیروهای ایرانی است.

در این چارچوب در ۲۸ فروردین ۱۳۶۷ عراق ابتدا با یک حمله سنگین فاو را پس گرفت و ایرانی ها را به این سوی اروند رود برگرداند، در مرحله بعد در چهارم خرداد ۱۳۶۷ تمامی مناطق تصرف شده از سوی ایران در عملیات کربلای پنج را دوباره تصرف کرد ونیروهای ایرانی را به پشت شلمچه عقب راند و حتی در مناطقی وارد خاک ایران شد.

در مرحله سوم در چهارم تیر ۶۷ عراق در منطقه جزایر مجنون در هور العظیم دست به حمله زد و کل منطقه جزایر مجنون را پس گرفت و در نهایت در ۲۱ تیر ماه با حمله و پیشروی در منطقه عین خوش، موسیان و جنوب دهلران، ضمن تصرف دهلران، قرارگاه نیروی زمینی ارتش در این منطقه را نیز تصرف کرد که ضربه ای حیثیتی به ارتش به شمار می رفت.

در چنین شرایطی ایران برای مقابله با حملات عراق در جنوب مجبور شد تمامی مناطق اشغالی در اطراف حلبچه و شمال عراق را تخلیه کند و با عجله نیروهایش را به جنوب برگرداند ودر نهایت در ۲۷ تیر در وضعیتی توام با ضعف شدید اعلام کند که قطعنامه ۵۹۸ برای پایان دادن به جنگ را می پذیرد.

درسال پایانی جنگ و طی بهار و تابستان ۱۳۶۷ سه حمله نیز از سوی نیروهای مجاهدین خلق علیه حکومت و نیروهای مسلح ایران انجام شد. عملیات آفتاب در منطقه فکه در فروردین ،عملیات چلچراغ در منطقه مهران در خرداد و عملیات فروغ جاویدان در مرداد ۱۳۶۷ در منطقه حد فاصل قصرشیرین تا شهرهای کردند غرب و اسلام آباد تا نزدیکی کرمانشاه.

Image caption نقشه پنج: مناطق باقی مانده در اشغال عراق پس از پایان جنگ (مرداد ۱۳۶۷)

حمله مجدد عراق و تصرف مناطق جدید در جنوب ایران

پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران در ۲۷ تیر۱۳۶۷، عراق در ۳۱ تیر حمله وسیعی را در جنوب آغاز کرد.

یگان های عراقی با پیشروی در دشت های جنوب و غرب اهواز در دو نقطه خود را به جاده اهواز - خرمشهر رساندند و حتی با هدف محاصره مجدد خرمشهر توانستند به اطراف این شهر برسند.

در این مقطع عراق در ۳۱ تیر و روزهای اول و دوم مرداد در مواردی تا ۳۰ کیلومتر در خاک ایران پیشروی کرد. در این زمان نیروهای ایرانی با نبردی شدید نیروهای عراقی را به مرزهای بین المللی برگرداندند اما همچنان مناطقی در نوار مرزی ایران از جمله شلمچه ،طلاییه، فکه ، مهران، میمک،سومار، نفت شهر، خسروی و قصرشیرین و بخشی از دشت ذهاب در اختیار عراق باقی ماند که پس از حمله سال ۱۳۶۹ عراق به کویت و تلاش عراق برای جلب همکاری ایران تخلیه شد.

در واقع عراق که با هدف اشغال دست کم شهرهایی از خوزستان و بازگرداندن حاکمیت کامل عراق بر رودخانه اروند رود (شط العرب ) حمله زمینی گسترده سال ۱۳۵۹ به خاک ایران را شروع کرد، در عمل نتوانست به این هدف برسد و نه تنها با دفاع ایرانیان از خاک ایران عقب رانده شد، بلکه پیش از جنگ کویت در سال ۱۳۷۰ مجبور شد دوباره پذیرش قرارداد ۱۹۷۵ را اعلام کند ولی در مجموع جنگی هشت ساله که گاه نبردهای پرشدتی و با تلفات بالا در آن درگرفت ، دست کم در نبردهای زمینی بیشتر نبردی در حاشیه نوار مرزی دو طرف بود.


شرح نقشه ها

شرح نقشه یک: مناطق تحت اشغال عراق در ابتدای جنگ

۱- اشغال پاسگاه مرزی خان لیلی در جنوب قصرشیرین از استان کرمانشاه- شانزدهم شهریور

۲- اشغال ارتفاعات میمک در غرب استان ایلام- بیست و یکم شهریور

۳- اشغال پاسگاه مرزی رشیده در جنوب فکه در استان خوزستان- بیست و ششم شهریور

۴- اشغال پاسگاه مرزی شیخان در نوسود در استان کرمانشاه- بیست و نهم شهریور

۵- اشغال پاسگاه مرزی گیسگه در سومار در استان کرمانشاه- سی ام شهریور

۶- اشغال پاسگاه مرزی چغاحمام در نفت شهر در استان کرمانشاه- سی ام شهریور

۷- اشغال پاسگاه مرزی چیلات در دهلران در استان ایلام- سی ام شهریور

۸- اشغال شهر سوماردر استان کرمانشاه - اول مهر

۹- اشغال شهر مهران در استان ایلام - دوم مهر

۱۰- اشغال شهر نفت شهردر استان کرمانشاه- دوم مهر

۱۱- ورود ارتش عراق به شهر سرپل ذهاب در استان کرمانشاه و سپس عقب نشینی تا ارتفاعات غرب شهر- دوم مهر

۱۲- اشغال شهر موسیان در جنوب استان ایلام - سوم مهر

۱۳- اشغال شهر بستان در استان خوزستان- چهارم مهر

۱۴- اشغال شهر قصرشیرین در استان کرمانشاه -پنجم مهر

۱۵- پیشروی ارتش عراق تا نزدیکی شهرهای شوش،اندیمشک ودزفول در شمال استان خوزستان و خطر سقوط آنها- پنجم مهر

۱۶- اشغال شهرسوسنگرد در استان خوزستان و پیشروی تا حمیدیه در غرب اهواز- ششم مهر

۱۷- نفوذ به شهرگیلان غرب در استان کرمانشاه و عقب نشینی به ارتفاعات حومه شهر- ششم مهر

۱۸- عقب رانده شدن ارتش عراق از غرب اهواز و آزادی موقت سوسنگرد و بستان-نهم مهر

۱۹- نفوذ عراق به شهردهلران در استان ایلام و سپس عقب نشینی به موسیان- هجدهم مهر

۲۰- عبور ارتش عراق از رودخانه کارون و رسیدن به شمال آبادان در استان خوزستان -نوزدهم مهر

۲۱- اشغال مجدد بستان در استان خورستان از سوی عراق- بیست و یکم مهر

۲۲- ارتش عراق با هدف تنگ کردن محاصره آبادان، جاده آبادان- ماهشهر را تصرف کرد- بیست و سوم مهر

۲۳-عبور ناموفق ارتش عراق از رودخانه بهمن شیر با هدف محاصره کامل آبادان - نهم آبان

۲۴- اشغال مجدد شهر سوسنگرد از سوی ارتش عراق- بیست و چهارم آبان

۲۵- عقب رانده شدن مجدد عراق از سوسنگرد-بیست و ششم آبان

۲۶- اشغال شهر خرمشهردر استان خوزستان - چهارم آبان

۲۷- محاصره شهر هویزه در استان خوزستان از سوی ارتش عراق- بیست و سوم آبان

۲۸-اشغال شهر نوسود-بیست و ششم آبان

۲۹-اشغال شهر هویزه- بیست و هفتم آبان و پایان پیشروی های ارتش عراق در آغاز جنگ.

شرح نقشه دو: مناطق باقی مانده در اشغال عراق پس از شکست در خرمشهر و عقب نشینی های بعدی ( تیر ۱۳۶۱)

۱-مثلث کوچک مرزی شلمچه در شمال غربی خرمشهردر استان خوزستان

۲ -منطقه کوچک طلاییه و بخشی از منطقه کوشک در شمال غربی خرمشهر و در جنوب هویزه در استان خوزستان

۳- مناطقی از بخش ایرانی هورالعظیم در نوار مرزی ایران و عراق دردشت های غرب اهواز

۴- فکه و اراضی غرب رودخانه فصلی دویرج در شمال غربی خوزستان شامل سمیده ، چم هندی، ربوط، چم سری، نهر عنبرو جبال حمرین حد فاصل شمال فکه تا موسیان

۵- شهر موسیان در جنوب غربی استان ایلام

۶- نوار مرزی از غرب دهلران به سمت مهران در جنوب استان ایلام

۷- ارتفاعات مشرف بر مهران از جمله ارتفاعات قلاویزان

۸- بخشی از ارتفاعات شمال میمک شامل ارتفاعات فصیل و گرکنی و دامنه غربی میمک در شیار نی خزر در غرب استان ایلام

۹- ارتفاعات مرزی حد فاصل میمک در استان ایلام تا دشت سومار در استان کرمانشاه

۱۰- ارتفاعات مشرف به شهر گیلان غرب در استان کرمانشاه

۱۱- شهر نفت شهر در جنوب قصرشیرین در استان کرمانشاه

۱۲- ارتفاعات آق داغ مشرف به شهر قصرشیرین

۱۳- نوار مرزی ازگله در دشت ذهاب در استان کرمانشاه

۱۴- نوسود در شمال دشت ذهاب

*در مجموع مناطق باقی مانده در اشغال عراق پس از آزادی خرمشهر جز منطقه شلمچه و طلاییه که غیر متصل بودند شامل یک منطقه متصل بود که از منطقه فکه در شمال غرب خوزستان به سمت شمال و به سوی جنوب ایلام تا قصرشیرین و ازگله در دشت ذهاب یک نوار مرزی به هم پیوسته را تشکیل می داد و تمامی نوار مرزی در این مناطق همچنان در اشغال عراق بود.

شرح نقشه سه: مناطقی از عراق که در جریان جنگ به تصرف ایران درآمد

۱-تصرف بخش کوچکی از منطقه پاسگاه زید در دشت شرقی استان بصره عراق- تیرسال ۶۱

۲ -ورود محدود به نوار مرزی عراق در جنوب غربی سومار در استان دیالی عراق - مهر۶۱

۳- ورود محدود به خاک عراق در منطقه چومان در مقابل پیرانشهر در آذربایجان غربی در استان اربیل عراق- مرداد ۶۲

۴-ورود به نوار مرزی زرباطیه عراق در منطقه مهران در مقابل استان واسط عراق- مرداد ۶۲

۵-تصرف جزایر مجنون و تثبیت تصرف جزیره شمالی مجنون در شمال استان بصره - اسفند ۶۲

۶- تصرف منطقه کوچکی از دره شیلر در نوار مرزی با عراق در غرب مریوان در استان سلیمانیه عراق- آبان ۶۲

۷-تصرف شهر فاو در جنوب عراق در استان بصره- زمستان۶۴

۸- تصرف برخی از ارتفاعات شرق استان سلیمانیه عراق- اسفند ۶۴

۹ -ورود محدود به درون خاک عراق در منطقه مرزی شمال مهران در زرباطیه در استان واسط عراق- تیر ۶۵

۱۰- ورود به خاک عراق و تصرف بخشی از دشت شرق بصره تا نهر جاسم در استان بصره عراق- دی ۶۵

۱۱-تصرف شهر ماووت در استان سلیمانیه عراق- تیر ۶۶

۱۲-تصرف شهرهای حلبچه، خرمال ، دوجیله، بیاره و طویله در استان سلیمانیه- اسفند ۶۶

شرح نقشه چهار: حملات ارتش عراق و نیروهای سازمان مجاهدین خلق در اواخر جنگ

۱-ارتش عراق در ۲۸ فروردین با حمله به شهرفاو که در عملیات والفجر هشت در سال ۱۳۶۴ به تصرف ایران درآمده بود آن را پس گرفت و نیروهای ایرانی را به آن سوی اروند رود عقب راند.

۲- ارتش عراق در چهارم خرداد با حمله به مناطق تحت تصرف ایران در دشت شرق بصره در شمال غربی خرمشهر که در عملیات کربلای پنج در سال ۱۳۶۵ به تصرف ایران درآمده بود آن مناطق را پس گرفت و در بخش کوچکی نیز وارد خاک ایران شد.

۳- ارتش عراق در ۲۸ خرداد با حمله به ارتفاعات قلاویزان و کله قندی در منطقه مهران در استان ایلام آن را اشغال کرد.

۴- ارتش عراق در چهارم تیر با حمله به منطقه هور و جزایر مجنون در نوار مرزی غرب اهواز،جزیره مجنون شمالی که در سال ۱۳۶۲ به تصرف ایران درآمده بود را پس گرفت و با توسعه مناطق تحت اشغال خود در طلاییه به سمت جفیر در جنوب غربی اهواز پیشروی کرد.

۵- ارتش عراق در هفتم تیر ارتفاعات دوپازا در نوار مرزی استان کردستان را اشغال کرد.

۶- ارتش عراق در ۲۱ تیر با حمله به ارتفاعات غرب عین خوش و موسیان در شمال غربی خوزستان و جنوب استان ایلام آن را به طور محدود اشغال کرد و شمار قابل توجهی از نیروهای ایران را اسیر کرد.

۷- ارتش عراق علیرغم پذیر ش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران در ۲۷ تیر ۱۳۶۷، در ۳۱ تیر با عملیاتی جدید و با ورود به خاک ایران در منطقه کوشک و ایستگاه حسینیه مابین اهواز و خرمشهر دست به پیشروی زد و در منطقه کوشک جاده اهواز- خرمشهر را تصرف و مسدود کرد.

۸ - ارتش عراق در روز بعد در اول مرداد و در ادامه حمله در منطقه جنوب در ایستگاه حسینیه راه آهن اهواز- خرمشهر نیز به جاده اهواز- خرمشهر رسید و آن را مسدود کرد.

۹- ارتش عراق دوم مرداد با ورود به خاک ایران ، نوار مرزی شلمچه و پاسگاه زید را در شمال غربی خرمشهر اشغال کرد. در روزهای بعد با فشار نیروهای ایرانی ارتش عراق به مرزهای بین المللی عقب نشست.

* نیروهای مجاهدین خلق در سوم مرداد با عبور از مرز در منطقه دشت ذهاب، شهرهای سرپل ذهاب، کرند غرب و اسلام آباد غرب را تصرف و به نزدیکی شهر کرمانشاه رسیدند. نیروهای مجاهدین خلق در روزهای چهارم تا ششم مرداد با حمله متقابل نیروهای ارتش و سپاه پاسداران به داخل خاک عراق عقب نشستند.

شرح نقشه پنج: مناطق باقی مانده در اشغال عراق پس از آتش بس (مرداد ۱۳۶۷)

پس از پایان جنگ حدود ۲۶۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران هنوز در اشغال عراقی باقی مانده بود که پس از پذیرش قرارداد ۱۹۷۵ از سوی صدام در مرداد ۱۳۶۹ و در آستانه جنگ کویت، عراق از این مناطق به مرزهای بین المللی عقب نشست. مهمترین این مناطق از شمال به جنوب عبارت بودند از:

استان کرمانشاه:

۱- بابا هادی در دشت ذهاب

۲- ارتفاعات بیشگان در دشت ذهاب

۳- باویسی در دشت ذهاب

۴- ارتفاعات آهنگران در دشت ذهاب

۵- قصرشیرین

۶- ارتفاعات مشرف بر قصرشیرین

۷- خسروی و گمرک خسروی

۸- نفت شهر

۹- سومار

استان ایلام:

۱- کنجان چم

۲- نوار مرزی ایلام

۳- میمک

۴- کله قندی

استان خوزستان:

۱- فکه

۲- طلاییه

۳- حسینیه

۴- شلمچه