همایش ایران‌پژوهی: ماجرای قحطی فارس و قیامی که نان نداشت

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
همایش ایران‌پژوهی: بلوای نان در شیراز

در ایران این‌ روزها قیمت اجناس به سرعت بالا می‌رود. این اتفاق باعث شده که بسیاری از مردم با کمبودهایی روبه‌رو شوند. این نابسامانی را ایرانی‌ها پیشتر هم تجربه کرده‌اند. یکی از استادان دانشگاه در همایش ایران‌پژوهی مقاله‌ای ارائه داد که شرح ماجرای مشابهی بود در صد و بیست و چهار سال پیش.

رانین کاظمی درباره بلوای نان در شهر شیراز سخنرانی کرد. قیامی که از سر گران‌شدن نان در این شهر پا گرفت و عاقبت تلخی هم داشت.

آقای کاظمی در یکی از میزگردهای این همایش سخنرانی کرد که به قیام‌های مردمی در دوره قاجار اختصاص داشت. هر کدام از سخنرانان به گوشه‌ای از قیام‌های آن دوره اشاره کردند و دلایل آن را برشمردند. از شورش‌هایی که در سربازخانه‌ها و توسط دولت شروع می‌شد تا قیام‌هایی که سر یک موضوع شروع شده و کسانی آن را به دلایلی دیگر ادامه می‌دادند.

همایش ایران‌پژوهی: روایت خاموشان جنگ

انجمنی برای ایران‌پژوهی، ایران‌پژوهی برای چه؟

دوازدهمین کنفرانس ایران‌پژوهی؛ مشکلاتی که کلمه ایران درست می‌کند

آفت و شاه

مثل همه قحطی‌ها که یک عاملش بلایای طبیعی است، بیش از ۱۳۰ سال پیش در شیراز و اطراف آن هم بلایای طبیعی بود که آغازگر قحطی شد. آفتی که به محصولات کشاورزی زد، بخشی از محصول کشاورزان را از بین برد.

رانین کاظمی، استاد در دانشگاه سن‌ دیه‌گو، می‌گوید که سرخی‌زدگی و بیماری‌های دیگر غلات به محصول گندم و جوی کشاورزان در بهار و پاییز ۱۸۸۵ میلادی صدمه زد.

از آن طرف خبر آمده بود که ناصرالدین شاه قاجار هم قصد دارد با خدم و حشم به ایالت فارس برود: "یکی از کارهایی که ناصرالدین شاه می‌کرد که خیلی شاید پادشاهان قبل نمی‌کردند این بود که به مکان‌های مختلف کشور سفر می‌کرد - ایالت‌ها و ولایت‌ها - برای اینکه می‌خواست از نزدیک شرایط زندگی رعایا را ببیند و از حال آنها مطلع بشود. "

شاه می‌خواسته برای اطلاع از حال و احوال مردمش به فارس برود اما چون می‌خواسته با درباریان برود و چون معلوم نبوده که می‌خواهد دقیقا چند ماه آنجا اقامت کند، حاکمان محلی را به دردسر انداخته بود: "یکی از وظایف حکومت فارس این بود که محصولات کشاورزی و یک مقدار غله و جو و حتی کاه برای اسب‌ها جمع بکند. "

مقصر اصلی: احتکار

رانین کاظمی اما می‌گوید که عامل اصلی بلوای نان در شیراز نه آفت بود و نه شاهی که هنوز نیامده. عامل اصلی به گمان او "انبارداران آن زمان بودند. تجار و یک مقدار از زمین‌داران و ملاکین بودند. " اینها کسانی بودند که فکر می‌کردند به خاطر آمدن شاه و بلایای طبیعی مشکل نان به وجود می‌آید.

پیش‌بینی صاحبان مال این بود که چون قرار است قحطی بیاید پس باید غله را در انبارها نگاه داشت چرا که در آینده ای نزدیک پول زیادی میشود از این طریق به دست آورد: "همین خود به خود شرایطی را به وجود آورد که قیمت نان بالا رفت. وقتی قیمت نان و برنج بالا رفت، قیمت غذاهای دیگر بالا رفت و قیمت غذاها هم بر قیمت مسکن و پوشاک هم اثر گذاشت. "

به این ترتیب تورم، گریبان فارس را گرفت: "به زبان دوره قاجار به این می‌گفتند: قحطی و غلا. یعنی قحطی و گرانی ".

قحطی، غلا، گرانی، تورم یا هرچه که شما اسمش را بگذرید، شکم مردم را گرسنه گذاشته بود و این فقط منحصر به تنگدستان نبود: "نه تنها فقرا، بلکه کسانی که ما شاید بتوانیم بگوییم طبقه متوسط و طبقه کارگر، اینها هم توانایی به دست آوردن غذا و نان را نداشتند. "

آقای کاظمی می‌گوید که این ماجرای تاریخی بسیار شبیه به ماجراهای امروز ایران است: "به این مفهوم که مثلا چون احساس می‌شود قرار است تحریم‌ها برگردند و قیمت دلار بالا برود. قبل از اینکه حتی تحریم‌ها تاثیرش را در کشور به طور مستقیمبگذارد. قیمت‌ها بالا می‌رود. "

مردمی که جان به لبشان رسیده بود بعد از گذشت یک سال از شروع بالا رفتن قیمت‌ها، به خیابان‌ها می‌روند تا به حاکم محلی، فتحعلی خان صاحب دیوان اعتراض کنند.

عاقبت قیام

معترضان که تنها راه تماسشان با تهران و تظلم به درگاه شاه فقط از طریق تلگراف بود، با این مشکل روبه‌رو بودند که تلگراف‌خانه در دست کسانی بود که با حاکم محلی زد و بند داشتند.

فتحعلی‌خان صاحب‌دیوان هم که نمی‌خواست جلوی شاه ضعیف جلوه داده شود، چاره کار را در کمک خواستن از دولت مرکزی نمی‌دید. پس به فکرش رسید که باید با مردم مقابله کند.

حاکم، سربازان را با توپ و تفنگ به خیابان‌های شیراز می‌فرستد و با تکیه بر نظر شرعی بعضی از علمای آن دوره به سوی معترضان شلیک می‌کند.

رانین کاظمی می‌گوید که حکومت آنقدر به علما فشار آورد که "چهارده‌تا از علما با دولت شیراز یک سندی را امضا کردند که هر کسی که در شورش شرکت کرده بود را در واقع تکفیر کردند. " تکفیر هم یعنی اجازه شرعی برای از بین بردن مخالفان.

چند نفری کشته و زخمی می‌شوند و بقیه مردم هم از ترس به خانه‌هایشان می‌روند و به این ترتیب بدون رسیدن نان به مردم، غائله نان تمام می‌شود.