عاشورا، بهانه برای گریستن

حق نشر عکس ایسنا/ ابولفضل رستمی
Image caption شبانکاره

هفته عاشورا بود، هفته ذکر مصیبت. با تازه‌ترین ابتکارها، شعرها، ریتم و ترانه ها، سازها و لباس ها. کتل ها و علم های مدرن، پرهای طاووس مجلل و شمشیرهای کند یکدست همه ساخت چین. صدا و سیما در تعزیه های آرشیوی ماند و فضای مجازی جلو زد و رفت تا نماز شام غریبان حافظ با صدای ایرج بسطامی، تا امشب همه غمهای عالم را خبر کن با شعر سایه و آواز و ساز پرویز مشکاتیان یا چه کربلاست با صدای امین تارخ. حتی رفت تا مکن ای صبح طلوع ارکستر سمفونیک البرز به رهبری لوریس چکنواریان، حتی شهادت نامه عاشقان با صدای آن که انقلابش کشت: جواد ذبیحی. و آواز محمد معتمدی که بهانه برای گریستن را می خواند.

در گوشه های شهرها و روستاها دسته های در گذر، نذری های بیش از همیشه، جوانان بیشتر و سرحالتر از همه عاشوراها - یا در دسته های همشکل تمرین کرده و لباس های سیاه یا چهره آراسته و تن پیراسته به برندهای نامی-. منظم تر از همه در یزد و پرشورتر شهرهایی مانند ابهر و زنجان. در جلفا بود که در گلفرج، در شبیه خوانی ظهر عاشورا، افتاد و برنخاست مرحوم کرم حیدری.

عاشورای امسال در میان سالهای اخیر، از همه کمتر سیاسی بود. کمتر شعارهای مرگ بر داده شد، کمتر شخصیت های سیاسی به شمر و یزید شباهت داده شدند و نوحه خوانان کمتر علیه دشمنان داخلی (میانه روان و اصلاح طلبان) شعار دادند و مضمون ساختند. گرچه گفته می شود در چند جای آذربایجان و در چند مسجد یزد، نوحه خوانها اخطار شنیدند و حتی حذف شدند و اشعار دستکاری یا منع شد، اما به جایش فیلمی در فضای مجازی گذشت که نشان می داد در خیابانی با صفت عزاداران سیاه پوش و شمشیرهای آخته، دسته موزیک سرود ای ایران می زد.

حق نشر عکس ایرنا
Image caption عزاداران در گلوبندک تهران

۷۲ کبوتر که سوختند اما…

دو روز بعد از آن که انتشار فیلمی در فضای مجازی که نشان داد ۷۲ پرنده را در خیمه ای در مراسم محرم به راستی سوزانده شدند، دل هزاران تن را سوزاند و فغانشان را به هوا برد، خبر رسید که این اتفاق تلخ تازه نیست و چهار سال پیش و در زنجان رخ داده و اصلا هدف این مراسم سوزاندن کبوترها نبوده، بلکه اشتباه سهوی این حادثه را بوجود آورده است.

حکایت تازه را کسی باور نکرد تا مجید غضنفری فعال محیط زیست در اینستاگرامش بنا برپیگیری شخصی خود نوشت این حادثه چند سال قبل و بر اثر قصور و اهمال مسئول دکورهای مراسم و عدم هماهنگی وی با افرادی که وظیفه داشته اند چادرها را به آتش بکشند، به وجود آمده و آن ها قبل از اینکه پرنده‌ها را از چادر خارج کنند آن را به آتش کشیده بودند.

اما توضیح برخی از مقامات محلی این بود که در همان زمان مدیران هیأت و حسینیه مورد توبیخ قرار گرفته اند و اضافه شده بود: اینکه چرا برخی افراد مغرض بعد از چندین سال در چنین ایامی مبادرت به انتشار این فیلم می نمایند نکته ای است که همه باید بدان توجه داشته باشند چرا که این افراد تنها قصد ضربه زدن به ارزشهای اسلامی را دارند وگرنه روح اسلام با مهربانی عجین و قرین است.

انگار کسانی که دلشان از سوزاندن پرندگان سوخت، مشکلشان محل این کشتار بود و یا تاریخ وقوع.

Image caption روز واقعه

روز واقعه

روز واقعه عنوان فیلمنامه بهرام بیضایی است که بعد از چهل سال، هنوز چندان که باید ساخته و دیده نشده و فیلمی که بر اساس آن نوشته شد با همه هنرمندی شهرام اسدی کارگردان و بازیکنان نامدارش ماننند عزت الله انتظامی،ژاله علو، مهدی فتحی، سعید نیکپور، علیرضا شجاع نوری،جمشید مشایخی، حمیده خیرآبادی، محمدعلی کشاورز و حسین پناهی در دل اهل هنر چندان نیفتاد و انگار انتظار آن بود که بهرام بیضایی خود روز واقعه سرگذشت جوان مسیحی تازه را بسازد که دل در گرو عشق راحله داشت و شب ازدواج ندایی شنید و رفت تا کربلا. رفت تا شاهد باشد و نقل کند که من حقیقت را در زنجیر دیده‌ام. من حقیقت را بر سر نیزه دیده‌ام.

در هفته ای که گذشت در تماشاخانه فانون نمایشنامه خوانی روز واقعه بود. به کارگردانی افشین قاسمی و بازیخوانی: محمد رضا گلشنی، سحر شیرزاد، هادی کیان، سامان محمد علی زاده، محمد ابوالحسنی، مریم ابراهیمی، رضا کندی، فاطمه سادات موسوی، ‌ سارینا نصیریان، مجید جمال آبادی، مهسا جوانمرد، ‌ گلناز عیدی

چنین پیداست که بیشتر کسانی که در آن سه شب به فانوس رفتند از هیبت نام نویسنده بود که هشت سالی است که در

کالیفرنیاست و در همان جا چند کار نمایشی اجرا کرده است که داغ دیدارش بر دل همه هنردوستان هست.

حق نشر عکس ایسنا/ کیمیا نیک

تحریم ها به موسیقی کمک کرد

در هفته ای که گذشت دوازدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان به کار خود در تهران پایان داد و برگزیدگانش را اعلام داشت. در همین مراسم بود که حسین علیزاده استاد موسیقی از امید خود به جوانان گفت، گله ها کرد اما در عین حال تاکید داشت که تحریم ها به موسیقی کمک کرده است.

هومان اسعدی دبیر این جشنواره که از وی بسیار تجلیل شد ابتدا از گذشتگان نام برد و گفت پنجاه سال قبل مجموعه ای با نام مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران وجود داشت که توانست پاسخگوی چالش های آن دوران باشد. فکر می کنم تاسیس مرکزی شبیه همین نهاد که در سالهای گذشته خدمات ارزنده ای را به جامعه موسیقی ارائه داد، می تواند کمک بسیار خوبی برای آینده بهتر برگزیدگان چنین رویدادی باشد.

حسین علیزاده نماینده هیات داوران دوازدهمین جشنواره موسیقی جوان یکی از سخنرانان این مراسم بود، همان ابتدا گفت: پیشنهاد دادم به جای سخنرانی، این هنرمندان جوان با اجرای خود به ما لذت و افتخار بدهند. متاسفانه امروز موسیقی ما در اختیار موسیقی کوچه و بازاری است. در موسیقی هم رانت به وجود آمده، ساختار اجتماعی و قوانین ما طوری شده که زد و بندهای زیر میزی جای خود را به مسائل اصولی داده است.

سازنده نینوا تاکید کرد: اما من براین باورم در این چند دوره ای که از جشنواره موسیقی جوان می گذرد با تمام معایب موجود ما شاهد بازدهی خوبی بودیم که قطعا آینده درخشانی را برای موسیقی ایرانی به همراه دارد اما متاسفانه هرکسی راه درست می رود راهش را سد می کنند.

حق نشر عکس ضیا صفویان
Image caption تیوال

مرگ و پنگوئن

مرگ و پنگوئن رمانی است از اندری کورکف اوکراینی که طنز سیاهی از زادگاهش بعد فروپاشی شوروی نویسنده ای جوان ست که اگرچه نوشته هایش خوبند اما مورد توجه قرار نمی گیرند و پنگوئنی که با او هم خانه شدهَ ست .. و به سفارش روزنامه ای آگهی ترحیم افرادی را می نویسد که هنوز زنده اند و اما حالا محمد چرمشیر است که رمان کورکف را به نوشته نیلوفر ثانی منقد«با برجسته سازی مفاهیمی از آن بادیدی ابزوردتر، نمایشنامه ای را به رشته ی تحریر درآورده که باهمان نگاه آشوبنده و آشفتگی اجتماعی و سیاسی، به استحاله ی انسانی می پردازد که در تهاجم و تجاوزِ قدرت و حاکمیت،مرگ و کشتار، از انسان بودن می گریزد و حیوان شدن را ترجیح می دهد.

کارگردان نمایش پیام دهکردی است که کارگردانی قویدست است و بازیگران:(به ترتیب حروف الفبا) مهران امام‌بخش، عباس جمالی، محمدحسین زیکساری، محمد شهبازطهرانی، فرید قبادی، عارفه لک، امین موحدی‌پور، باران وقارکاشانی

نیلوفر ثانی منقد نمایش تاکید کرده: مرگ و پنگوئن، روایتی از گریزناپذیری آدمی در تارهایِ رویدادهای سیاسی و فجایع و جنایاتی ست که هرچقدر بخواهد بکارخودش و نگهداری پنگوئنش مشغول باشد بازهم درآنهاگرفتار می شود، وهرچقدر بخواهد "کمتر بداند تا کمتر درخطر" باشد، بازهم روند اتفاقات او را وارد مسیری می کند که بداند و ریسک خطراتش را بپذیرد و تاوانش را بدهد.

تاثیرِ امر سیاسی، در تغییرات اجتماعی، چه درمتن و چه در اجرای درخشانِ پیام دهکردی، بر تک تک افرادی که چه در رأس و بطن آن، که مهره ها را جابجا می کنند وچه ویکتورِ نویسنده، و سونیا دختر یکی از آن عاملان جنایی،بعنوان افراد عادی تر، موثرست و انفعال و انزوا،حاشیه ی امنی بوجود نخواهد آورد. سیستم حاکمیت، با نفوذ، تجسس و ردیابی افراد و بازجویی از آنها، روندی را شکل می دهد که حتی تک تک افراد جامعه،وضعیت موجود را بپذیرند و به آن تن دهند مگر آنکه احتمال حذف ومرگ خود را بپذیرند. فشار و ارعابی که همواره تهدیدی ست که یا مطیع باشند و مهره ای هدفمند، یا از چرخه حذف شوند.

حق نشر عکس ایران تیاتر
Image caption شاپرک ها در خیابان

شاپرک در خیابان

گیتا داودى و ناصر آویژه نمایشنامه ای نوشته اند و ناصر آویژه خود طراح و کارگردان آن شده که قصه اش درباره کودکان کار است اما کودکان کار آن را بازی نمی کنند چرا که به گفته کارگردان: برخی از کودکان حتی فرق بین رویا یا آرزو را نمی دانستند. وقتی از آنها می خواستم که نقاشی بکشند بیشترشان یک خانه را ترسیم می کردند و داشتن سرپناه از خواسته های همه آنها بود. این بچه ها آرزوهای بسیار ساده ای دارند که یکی از غم انگیزترین آرزوهایی که شنیدم و در واقع یک خواسته بسیار ناچیز بود تا یک آرزو، یکی از بچه ها آرزو داشت که یک روز سر کار نرود.

ناصر آویژه گفته فکر کردن به آنها باعث می شود سختی های زندگی کمتر به این بچه ها فشار بیاورد. برای نگارش این نمایشنامه یک کار پژوهشی انجام دادیم و خود من چند جلسه در محل «خانه خورشید» با این بچه ها نشست داشتم و با کودکان مختلف کار گفت و گو هایی داشتیم و با هم نقاشی کشیدیم.

بازیگران نمایش عبارتند از ناصر آویژه، رها آویژه، ایلیازمانى نژاد، آروین بذرافشان، اصغر فریدى ماسوله، امین نیک پنجه، محمد حسن درباغى فرد، مهبد فیضى، سامان میرحسینى، سیروان امینى، عرفانه سراى سرور، ماهک فتاح پور، روجا نجف زاده، آساره هداوند.

نمایش شاپرک ها در خیابان موزون است و هم موزیکال با صداى رضا بابک هنرپیشه قدیمی آغاز می شود و حرکات موزون اصغر فریدى ماسوله، مهبد فیضی، امین نیک پنجه، بهنوش رییسی فرشید، الهام زارعی و درسا هزاوه

گروه خوانندگان نمایش از مکدو باند هستند. خواننده التو: لیلا نجفی، سوپرانو: کیمیا خانزاد، باس: پدرام منهاج، تنور: آرش خانزادی و عرفان مقدم و خواننده میهمان هم : رها آویژه.

در شب افتتاح نمایش کارگردان از پوری بنایی، رضا بابک و عباس جهانگیریان دعوت کرد تا پیش از رونمایی از پوستر این نمایش با حاضرین در مراسم سخن بگویند. رضا بابک سخنانش آرزو کرد جوانانی مانند ناصر آویژه که آثار زیادی در زمینه کودکان و نوجوانان تولید کرده‌اند، همچنان که در این نمایش به کودکان کار پرداختند، به معضلات دیگری هم که کودکان جامعه ما دچار آن هستند توجه نشان دهند و از این پس شاهد آثار بیشتری با چنین موضوعاتی باشیم.

پوری بنایی هنرمند با سابقه که در کارهای خیریه و توجه به کودکان کار هم مداومتی دارد ضمن ابراز خرسندی از تدارک چنین نمایشی گفت: امشب در تدارک مراسم عروسی یکی از دختران جامعه خیریه زینب کبری بودیم؛ اما وقتی باخبر شدم نمایشی با موضوع کودکان کار افتتاح خواهد شد، با تمام وجود خود را رساندیم .

پس شاپرک ها نرم و به آواز در خیابان به پرواز درآمدند.

عکس هفته: وانت شمر

حق نشر عکس وانت شمر @ccocain
Image caption وانت شمر

وانت شمر. @ccocain