آذر ماه آخر پاییز؛ خاطرات شمس الواعظین از خاشقجی و ستوده در تشییع فروهرها

حق نشر عکس Entekhab
Image caption عباس عبدی در ساحل خلیج فارس

هفته ای که گذشت، اخبار و گزارش اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه از فضای مجازی به بساط روزنامه فروشان راه یافت، حتی شعر شاعران هم در همدلی با کارگران. آخرین باری که چنین گزارش هایی بی تکفیر و ناسزا در نشریات تهران منعکس شد، به ۳۸ سال قبل برمی گردد.

در هفته ای که گذشت. کتاب هایی گرچه کم تعداد منتشر شد و نمایش های کمدی و مردمی بلیت فروختند و نمایش های جدی عمیق آنقدر تماشا داشتند که صفحات مجلات هنری را تامین کنند. مرگ انور خامه ای سیاست پیشه و نویسنده در صد سالگی و عباس عبدی نویسنده داستان در ۶۶ سالگی از خبرهای بد هفته بود.

روایت عباس عبدی از عباس عبدی

کمتر روزنامه ای خبر داد تا زمانی که عباس عبدی روزنامه نگار جامعه شناس از همنام خود یاد کرد. بعد از ظهر آخرین روز هفته عباس عبدی نویسنده قصه قلعه پرتغالی ها، بعد از مدتی بیماری درگذشت. کسی که نوشتند کارش را دیر و در سن بالا شروع کرد اما هم برای بزرگسالان هم برای کودک و نوجوان نوشت. قصه هایش همه طعم زادگاهش را داشت به بندرعباس و قشم سر می زد. اول «دریا خواهر است» و «قلعه پرتغالی‌ها» از او خوانده شد تا رسید به «باید تو را پیدا کنم»، «پرنده‌های هلندی» و «شناگر».

عباس عبدی سردبیر روزنامه توقیف شده سلام در پی شنیدن خبر درگذشت عباس عبدی اول (به اقتضای سن) نوشت: هیچگاه از نزدیک ایشان را ندیدم. ولی شنیدم که هم نامی با بنده متاسفانه از سوی عناصر قدرت، تبعاتی هر چند جزیی برای آن مرحوم داشته است. در جامعه ای که انتسابات فامیلی می تواند موجب ارتقا و کسب درآمد و رانت شود حالت معکوس آن نیز وجود دارد و انتسابات فامیلی و همنامی می تواند موجب مشکلات شود.

حق نشر عکس چکاوک
Image caption شمس الواعظین یادآور شده که در چند مصاحبه‌ مشترک با خاشقجی در سخن بوده :«او برخورد تندی با ایران داشت. با (جمهوری اسلامی) ایران مسئله داشت

خاطرات شمس از خاشقجی

این هفته نیز همچنان گزارش های تازه پیرامون مرگ فجیع جمال خاشقجی در صفحات اول روزنامه های جهان جای خود را داشت، اگر نه سکوت دربار سعودی، فعالیت دولتمردان ترک و خبرسازی لحظه ای دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا، موجب اصلی زنده ماندن این خبر در ردیف اول اخبار جهان شده است.

عصرایران به همین دلیل گفتگویی کرد با ماشالله شمس الواعظین سردبیر پیشین روزنامه کیهان و مجله کیان و پنج روزنامه تعطیل شده اصلاح طلب، درباره جمال خاشقجی.

شمس الواعظین در آنجا یادآور شده که در چند مصاحبه‌ مشترک با او در سخن بوده بود «او برخورد تندی با ایران داشت. با (جمهوری اسلامی) ایران مسئله داشت.» مثلاً به من می‌گفت شما روزنامه‌نگار هستی و آزادیخواه، پس باید این طور یا آن طور برخورد کنی. من هم متقابلاً چنین حرفی به او می‌زدم. در مصاحبه‌های رو در رو چنین درگیری‌هایی داشتیم. ولی آدم وزینی بود و می توان گفت خیلی مخالف شیعه نبود. در مدینه منوره به دنیا آمده بود و وصیت کرده بود در بقیع دفن شود.

سردبیر روزنامه جامعه به یادآورده است که در جریان نشست سازمان بین المللی روزنامه ها در استانبول به سال ۲۰۰۱ دیدم وقتی وقت نماز ظهر می‌شد، ما در اجلاس می‌نشستیم و ساعت ۴ یا ۵ پنج بعد از ظهر می‌رفتیم برای نمازم، خاشقجی همان اول وقت برمی‌خاست می‌رفت پشت بنرهای کنفرانس، همان جا نمازش را می‌خواند. آدم مسلمانی بود. حتی وقتی که جان بولتون با بن سلمان تماس گرفت تا از سرنوشت خاشقجی مطلع شود، بن سلمان به جان بولتون می‌گوید خاشقجی اسلامگرای خطرناکی بود. جان بولتون هم پاسخ می‌دهد که اطلاعات ما چنین چیزی را نشان نمی‌دهد و خاشقجی یک آدم سنت‌گرا و میانه‌رو بود.

در بخشی از این مصاحبه که در بیشتر روزنامه های تهران بازنقل شد، آمده: انفعال روزنامه‌نگاران عربستان در این ماجرا چشمگیر است. اگر یک روزنامه‌نگار عربستانی دربارۀ ماجرای خاشقجی چیزی بنویسد، آن روزنامه به چاپخانه نمی‌رسد، خود آن روزنامه‌نگار هم به خانه نمی‌رسد.

حق نشر عکس Hassan sarbakhshian
Image caption ستوده و خندان در تشییع فروهرها

گریان بر قتل فروهرها

قتل های زنجیره ای که سال ۱۳۷۷ برای مقابله با آزادی های دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، از سوی کارکنان تندرو وزارت اطلاعات صورت گرفت که با تغییر علی فلاحیان که آن سازمان گسترده یافته با وجود قدرتمند وی به بی قانونی عادت کرده، احساس می کردند که از قدرت رانده شدند. اینک بیست سال بعد از آن فاجعه بزرگ، و در حالی که در شبکه های اجتماعی و برخی نشریات بین المللی به آن بسیار پرداخته شده، نشریات داخلی - به ویژه روزنامه های تهران - رغبتی به پرداختن بدان نشان ندادند. گرچه شبکه های اجتماعی چندان در یاد از مقتولان آن ماجرا سنگ تمام گذاشتند که انگار دفتر خاطرات جامعه ورق خورد. چنان که انتشار عکسی ساده از نسرین ستوده (وکیل پایدار دستگیرشدگان و خانواده های داغدار) داغ زندان بودن وی را زنده کردد.

خانم ستوده در دورانی که تازه به نوشتن مقالاتی در روزنامه های اصلاح طلب مشغول شده بود، در هیات یک زن جوان همراه همسرش رضا خندان در مراسم تشییع جنازه پروانه و داریوش فروهر، نشان می دهند که چه اندازه متاثرند.

عکس خانم ستوده در صف بهت زدگان بدرقه فروهرها، برای هواداران آزادی و مبارزان علیه خشونت نویددهنده این است که چگونه قهرمانان با مردن و رفتنشان هم اثر می گذارند و انسان می سازند.

رویای خوشبختی

هدرون نام نمایشی است به نوشته حمیدرضا قاسمی که هادی طالبی آن را کارگردانی کرد و از ۲۱ آبان در تالار ناصرخسرو بر صحنه بود با بازیگری: شیما عسگری، علیرضا حاتمی، فرزانه شجاعی، امیر میرزاده، عدنان سید کاظمی، امیر ابوالفتحی، مهدی لوییا، هادی طالبی.

سوژه نمایش جذاب و تفکر برانگیز در عین حال دارای ظرفیت طنز بود. چرا که تصور زندگی رویایی با پول و خوشبختی از جمله رویاهای مشترک بشری است و با خود همه چیزهای خوب را زنده می کند، همه آن لحظه ها در ذهن ها انگار جاسازی شده و فقط مانده یک تلنگر: یک نفر از خانواده برنده یک قرعه کشی بزرگ بشود؟ حتی برنده یک بلیت سفر به دور دنیا با یک همراه ...

در نمایش هدرون نویسنده و کارگردان، با بازی موفق بازیگران جوان توانسته اند سوژه را در قالب یک طنز اجتماعی به روابط انسان ها ربط دهند. روابط انسان با یکدیگر، روابطی پیوسته دستخوش تغییر و بازتعریف. قصه نشان می دهد که شرایط و اتفاقات نقش عمده ای در این میان بازی می کند به ویژه آرزوها و هوش های مادی، زمانی که پای یک جایزه بسیار گران‌بها درمیان باشد.

برای صندلی گمشده

رکوییم برای صندلی گمشده، نمایشنامه ای است که می توان آن را در یک سطر خلاصه کرد وقتی صندلی یکی گم می شود. یا وقتی عده ای برای تصاحب یک صندلی متفاوت تمام تلاش خود را انجام می دهند. چندان که این تلاش به معنای تقلا برای به دست آوردن سعادتی از پیش مقدر شده است که به نتیجه نمی رسد.یعنی از این راه به نتیجه نمی رسد.

نمایش صندلی گمشده از یک جهت ابداعی تازه است چرا که هر بخش از هفت بخش آن را یک نفر نوشته است اولین بخش را گلارا مقدسی و بخش های بعدی را حسین ضیاییان، سراج نعمتی، مرضیه سلیمی فرد، ریحانه اسماعیلی، امیرنیما الهی و بالاخره پارت هفتم با شایان فیروزی.

کارگردان شایان فیروزی است و امیرنیما الهی، ریحانه اسماعیلی، حسام الدین حسنی، محمدعلی زنجانی، مرضیه سلیمی فرد، ستاره صمدی ردانی، سارا متکلم و سراج نعمتی بازیگران نمایشی هستند که روی پشت بام عمارت رو به رو اجرا شد و همین قدر می توان گفت که تلاش ها برای تصاحب صندلی آسان نبود و شکل اجرایی آن در نمایش بر موسیقی استوار بود.

برزو قشقایی در باره این نمایش نوشت: رقص با صندلی های استیجاری، زوزه ی باد در متن داستان، پرتگاه سقوط برای بی صندلی... برای نابینا.صندلی ات را سفت بچسب شوخی صدایی در پشت سرمان...این شوخی رو زمانی جدی می گیرید که صندلی دیگر نباشد...

با اشاره به صندلی های موسوم به لهستانی نوشته:"همین لهستانی ها بودند که صندلی رو باب کردن .. وگرنه ما مردمی فعال بودیم.. البته نسبتا فعال... ینی میگن که در گذشته با همین مردوم کشورگشایی نادرشاه انجام شده»

کارتون هفته