'بحران' در جبهه اصلاحات به بدنه نظام برخورد خواهد کرد؟

روحانی حق نشر عکس Getty Images

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران را نمی توان در چارچوب آنچه که تعریف معمول اطلاح طلبی در ایران است یک "اصلاح‌طلب" خواند. شاید به همین دلیل هم تا زمان انتخاب به مقام ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۲، به مدت ۲۳ سال نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در شورای عالی امنیت ملی بود، ۱۶ سال دبیری آن شورا را بر عهده داشت و البته بدون آسیب از جریانات سال ۸۸ که تلفات سیاسی چشمگیری در جبهه اصلاحات به بار آورد، عبور کرد.

اما با فرا رسیدن انتخابات ۹۲، حمایت رهبر معنوی جنبش اصلاحات، محمد خاتمی، از آقای روحانی، و شعارها و وعده‌های خود او که نزدیکی قابل توجهی به خواسته‌های اصلاح طلبان داشت وی را به این جنبش نزدیک کرد. اوج حضور آقای روحانی در قالب یک اصلاح‌طلب منتقد در جریان انتخابات ۹۶ ظاهر شد. حدود یک سال پیش از انتخابات آیت‌الله خامنه‌ای گفته بود: "مواضع من درباره‌ فتنه‌ سال ۸۸ کاملاً صریح است و بر روی این موضوع حساس هستم و ملاک هم، عدم حمایت از کسانی است که سردمدار فتنه بودند و یا از آن سوءاستفاده کردند و تاکنون نیز اعلام تبری نکرده‌اند."

حق نشر عکس Getty Images

در جریان انتخابات ۹۶ آقای روحانی به روشنی از این خط قرمز عبور کرد. وی گفت: "من برای منفعت هیچ فردی هیچ نامه‌ای به هیچ دستگاهی ننوشتم و فقط یک نامه به قوه قضاییه نوشتم که در طی آن پرسیدم با چه قانونی و به چه دلیلی سید محمد خاتمی را ممنوع‌التصویر کرده‌اید."

وی در جای دیگر با اشاره سربسته به نقش ابراهیم رئیسی نامزد انتخابات در آن سال، در جریان اعدام های سال ۶۷ گفت: "اردیبهشت ۹۶ هم یکبار دیگر مردم ایران اعلام می‌کنند آنهایی که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند، را قبول ندارند!" این در حالی بود که برخی از نشانه ها حاکی از آن بود (و هنوز هم هست) که آقای رئیسی می‌تواند یکی از بخت های جدی کسب مقام رهبری بعد از آیت‌الله خامنه‌ای باشد. شعار انتخاباتی روحانی هم "آزادی، امنیت، آرامش و پیشرفت" بود. شعاری که همچون اصلاح‌طلبان، در جامعه پر از "تبعیض و طبقاتی شده" ایران، به مقوله عدالت اقتصادی و اجتماعی بی‌توجه است.

حق نشر عکس Getty Images

با این حال، هر چه زمان گذشت آقای روحانی هیچ فرد "اصلاح‌طلبی" را به حلقه خود راه نداد و رفته رفته می توان گفت که سیاست سکوت و مماشات را با "دولت پنهان" که در دست محافظه‌کاران است در پیش گرفت. محاسبات آقای روحانی هم از دید منافع شخصی درست بود. او می‌دانست که دیگر انتخاباتی در کار نیست که به آراء مردم نیاز داشته باشد. لذا، برای ماندن در صحنه سیاسی ایران باید به جنگ با دولت پنهان خاتمه می‌داد. دیگر خبری از انتقادات شدید به دستگاه نظامی-امنیتی که در دور اول مورد حمله دائم روحانی قرار می‌گرفت نبود. چهار سال از روزی که وی گفت "اگر اطلاعات، تفنگ، پول، سرمایه، سایت، روزنامه و خبرگزاری را همه یکجا جمع کنیم ابوذر و سلمان هم فاسد می‌شوند" می گذرد. آن انتقادات دیگر به تاریخ پیوسته است.

این تنها روحانی نبود که اکنون رهبران فکری جنبش اصلاحات را در تفکر و بهت فرو برده است. از مجلس هم که فراکسیون امید در آن نقش قابل توجهی دارد، مگر جرقه‌هائی اینجا و آنجا، صدایی برای تحقق خواسته‌های اصلاح طلبانه بلند نشد و نمی‌شود.

صادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، می‌گوید که روحانی در یک سال گذشته "بلای عظیمی" بر سر ۲۴ میلیون رای‌دهنده خودش آورد. او می‌افزاید که مجلس دهم و به ویژه فراکسیون امید نیز عملکرد بی‌رمقی داشته بنابراین نمی‌توان مردم را همان مردم سال ۹۴ و ۹۶ فرض کرد. او افزوده است که در انتخابات مجلس که حدود یک سال دیگر برگزار می شود اصلاح طلبان بخش قابل توجهی از رای‌دهندگان خود را از دست داده‌اند. به اعتقاد او با توجه به شرایط فعلی، آن بدنه اجتماعی‌ که در صورت رفتن به پای صندوق به اصلاح طلبان رای می‌دهد، مشارکت نخواهد کرد "بنابراین نامزدهای اصولگرایان اعم از تندرو و کندرو و میانه رو در تهران و سایر استان‌ها و حوزه‌های انتخابیه بزرگ با آرای خیلی کمی وارد مجلس یازدهم خواهند شد." او تاکید کرد که کسر قابل توجهی از کسانی که در انتخابات آینده پای صندوق می‌روند همان ۱۶ میلیونی هستند که در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ به رئیسی رای دادند.

حق نشر عکس ISNA
Image caption صادق زیباکلام فعال سیاسی اصلاح‌طلب

این نمای کلی که غیرواقعی هم نیست به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ نیز قابل تسری است.

این وضعیت، تئوریسین ها و رهبران فکری اصلاحات را به این فکر انداخت که اولا در صورت ادامه این وضعیت عملا جبهه اصلاحات به کالبدی بیجان تبدیل می‌شود و هیچ شانسی برای بقاء در صحنه سیاسی ایران نخواهد داشت. و ثانیا، ضربه‌ای که خورده‌اند به این دلیل بوده که برای مقابله با نظارت استصوابی شورای نگهبان، به ائتلاف با افرادی (از جمله آقای روحانی) تن در داده‌اند که از جنس آنان نبوده‌اند.

از اینجا بود که شاید نظریه عدم شرکت در انتخابات بعدی و مقابله با نظارت استصوابی شورای نگهبان در برخی از محافل سیاسی ایران مطرح شد. به عبارتی دیگر نظریه‌پردازان برجسته اصلاحات به این نتیجه رسیده‌اند که برای حفظ آنچه که سرمایه اجتماعی این گروه سیاسی در ایران است، و به سرعت در حال ریزش است باید دوباره به جایگاه اپوزیسیون باز گردند.

حق نشر عکس JAMARAN
Image caption محمد رضا خاتمی، برادر محمد خاتمی و دبیر کل سابق حزب مشارکت ایران اسلامی

محمدرضا خاتمی، برادر محمد خاتمی و دبیر کل پیشین حزب مشارکت ایران اسلامی در گفتگوئی در آبان ماه امسال می گوید: "قرار نیست من زیر هر تصمیمی که آقایان (محافظه‌کار) می‌گیرند را امضا کنم." او در پاسخ به این سئوال که "در صورت تحریم یا شرکت نکردن اصلاح طلبان و یکدست شدن حکومت فکر نمی‌کنید دوباره نظام سیاسی به سال ۸۴ تا ۹۲ (دوران احمدی نژاد) برگردد؟" می‌گوید: "در اینکه فشار روی اصلاح طلبان، رسانه ها و فعالین سیاسی بیشتر می شود تردیدی ندارم. اما دنیای امروز هم دیگر دنیایی نیست که وقتی روزنامه ها را ببندید اطلاعات و آگاهی نشر پیدا نکند. یا اینکه چند نفر را به زندان بیندازید و همه چیز تعطیل شود."

عباس عبدی هم در سخنان مشابهی می‌گوید: "امروز اگر انتخابات باشد، با معیار‌های گذشته، اصلاح‌طلبان نماینده‌ای نخواهند داشت، در این تردید ندارم. ... من تا سال ۹۶ از انتخابات دفاع می‌کردم. ... تاکنون به انتخابات بیشتر به‌عنوان یک کنش سیاسی نگاه می‌کردم که سرجمعش برای جامعه خوب است و البته در ادامه راهگشا هم خواهد بود. ... از حالا انتخابات دیگر فی‌النفسه اهمیت گذشته را ندارد. ... اگر همین الان انتخابات شود، با همان شیوه رد و تأیید گذشته (نظارت استصوابی)، قطعا شرکت نمی‌کنم. (اصلاح‌طلبان) جناح مؤثرشان شرکت نمی‌کنند."

حق نشر عکس ISNA

سعید حجاریان که شاید بتوان وی را نظریه پرداز برجسته اصلاحات برشمرد می‌گوید: "انتخابات، به معنای کنونی آن، مصداق گدایی قدرت است. اصلاحات، صدقه بگیر نیست. ... اگر پولِ بازار سیاست را نداشتیم باید بکوشیم آن را کسب کنیم نه آن که به هر بُنجُلی تن دهیم." به عبارت دیگر استدلال آقای حجاریان این است که پول بازار سیاست، قدرت است. اگر بدون این پول وارد این بازار شوید چاره ای جز گدائی ندارید. او می افزاید: "اگر قرار نیست با انتخابات، قدرت ولو در بخش‌هایی محدود دست به دست شود، اصلا چرا انتخابات برگزار می‌کنیم؟"

بحران در جبهه اصلاحات زمانی ملموس‌تر می‌شود که بخشی از فعالین اصلاح‌طلب نظر مخالف ابراز کرده و معتقدند که بهرصورت نباید با صندوق‌های رای قهر کرد وگرنه ماجرای سال ۸۴ که منجر به روی کار آمدن احمدی نژاد شد دوباره تکرار خواهد شد. از قضا زیبا کلام یکی از کسانی است که می‌گوید در انتخابات شرکت خواهد کرد. محسن آرمین دیگر فعال اصلاح طلب نیز مواضع حجاریان را قبول ندارد و معتقد است باید بطور فعال شرکت کرد و به شورای نگهبان فشار آورد که کاندیداهای اصلاح طلب را بپذیرد.

حق نشر عکس Getty Images

با توجه به اینکه که با توچه به فعالیت شبکه های اجتماعی می توان گفت که دستگم به طور عمده ای انحصار رسانه‌ای در ایران از میان رفته، اگر آقای حجاریان و دیگرانی که با وی هم عقیده‌اند انتخابات را تحریم کنند و این شبکه های اجتماعی نیز همگام با آنان عمل کرده و نهایتا بخش بزرگی از مردم به صحنه نیایند، در حالی که حکومت در یکی از پیچیده‌ترین دوران خود، با یک جنگ سیاسی و اقتصادی تمام عیار با یک جناح تندرو در آمریکا روبروست و اقتصاد کشور زیر فشار فزاینده‌ای قرار دارد، نظام سیاسی ضربه جدی به لحاظ مشروعیت خواهد خورد.

این ضربه می‌تواند بر روی حمایت اروپا از ایران تاثیر بگذارد. حتی می‌تواند زمینه‌ای شود که اروپا ادامه حمایت خود را (اگر تا آن موقع گام‌های جدی عملی برای مقابله با تحریم‌های آمریکا برداشته شده باشد) مشروط به آزاد بودن انتخابات در ایران کند. در هر صورت "با توجه به شرایط موجود" وضعیت بغرنجی برای کلیت حکومت ایجاد خواهد شد.

اما در بعد داخلی هم سرخورده شدن مردم از اصلاحات و از دست رفتن امید‌ها برای ایجاد تغییرات در وضعیت موجود می‌تواند عواقب جدی به همراه داشته باشد. آبان ماه امسال محمد خاتمی گفت: "اگر نظام بر اشتباهات موجود اصرار کند، انتقادها به اعتراض تبدیل می‌شود و معلوم نیست سرنوشت این کشور چه خواهد شد." وی افزود که اگر اصلاحات شکست بخورد، جامعه به‌سمت تغییر نظام می‌رود.

حق نشر عکس Getty Images