'دلشوره داشتیم هواپیمای ما را بزنند'؛ گزارش خبرنگار بی‌بی‌سی از بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
روایت خبرنگار بی‌بی‌سی از پرواز آیت‌الله خمینی به ایران

جان سیمپسون، سردبیر امور بین‌الملل بی‌بی‌سی، یکی از خبرنگارانی است که در پرواز پاریس به تهران، همراه آیت‌الله روح‌الله خمینی بود و خبر بازگشت رهبر انقلاب ایران را برای جهان گزارش کرد.

جان سیمپسون در مصاحبه‌ای با رعنا رحیم‌پور، مجری تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی، مشاهدات و تجربیاتش در این سفر تاریخی را روایت کرد.

در آستانه بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران این نگرانی وجود داشت که نظامیان وفادار به حکومت پهلوی، هواپیما را در آسمان ایران سرنگون کنند.

جان سیمپسون می‌گوید: "همه خیلی ترسیده بودیم و فضا خیلی سنگین بود. منظورم غربی‌هایی است که توی هواپیما بودند. وگرنه دانشجوهایی که همراه (آیت‌الله) خمینی بودند که خیلی هم هیجان داشتند. اگر می‌گفتی این پرواز خطرناک است، می‌گفتند: 'بله، امیدواریم همراه امام شهید شویم '. دو جور حس و حال کاملا متفاوت بود. ما روزنامه‌نگاران دلشوره داشتیم و آنها خوشحال بودند."

به گفته او این نگرانی و ترسی که وجود داشت در اواسط پرواز جدی‌تر هم شد:

"قطب‌زاده از بخش فرست کلاس هواپیما آمد و گفت به ما اطلاع داده‌اند که نیروی هوایی شاه دستور دارد که هواپیما را بزند. در آن لحظه دانشجوها خیلی خوشحال شدند، فکر می‌کردند که لحظه بزرگ شهادت فرا رسیده."

"فیلمبردارم از من پرسید چی شده؟ چی گفت؟ گفتم احتمالا بهتر است که ندانی."

سرپیچی از دستور بی‌بی‌سی

جان سیمپسون می‌گوید سوار شدن او به هواپیمای حامل آیت‌الله خمینی در واقع سرپیچی از دستور بی‌بی‌سی بوده است، چرا که به او گفته شده بود حق ندارد سوار هواپیما شود.

حق نشر عکس Getty Images

"به نظرم بی‌بی‌سی نمی‌خواست من بروم چون نگران کشته شدنم بود."

گفتند این یک دستور است. گفتم ببخشید، ولی من دارم می‌روم. گوشی را هم گذاشتم. در پاریس بودم و نمی‌‎توانستم جلویم را بگیرند. بلیتم دستم بود، بلیتی که برایش شش ساعت در هوای سرد توی صف ایستاده بودم. حاضر نبودم کسی جلویم را بگیرد که سوار هواپیما نشوم."

او می‌گوید: "این بزرگترین رویداد خبری بود که تا آن موقع گزارش کرده بودم. معلوم بود یک لحظه بزرگ تاریخی است. همین طور هم شد."

"خوشحالم که به دستورشان گوش نکردم. بعدا هم هیچ کس در موردش حرفی نزد."

به نظر جان سیمپسون در همان هواپیما مشخص بود که اطرافیان آیت‌الله خمینی با هم اختلاف نظر داشتند.

او می‌گوید که هر کدام به نوبت کنار آیت‌الله می‌نشستند و "رقابت داشتند تا نظر آیت‌الله خمینی را جلب کنند."

"سعی کردم بفهمم چه کار می‌کنند و برنامه‌شان چیست؟ اما با هر کس درباره اهداف انقلاب حرف می‌زدم یک چیزی می‌گفت. هر چه بیشتر حرف زدم بیشتر متوجه شدم که هیچ برنامه‌ای در کار نیست و تنها راه حل و تنها مسیر رو به جلو بستگی به این دارد که صدای کدامشان بلندتر است و بر آیت‌الله خمینی بیشتر اثر می‌گذارد."

"اما در آخر در واقع خود خمینی بود که پیش رفت و بقیه اثر خیلی کمی داشتند."