کتاب‌های صد سال اخیر ایران؛ قبض و بسط تئوریک عبدالکریم سروش، آب در خوابگه فقیهان

Image caption عبدالکریم سروش، نویسنده مجموعه مقالاتی که با نام قبض و بسط تئوریک شریعت منتشر شد. طرح از افشین سبوکی

قبض و بسط تئوریک شریعت (نظریه تکامل معرفت دینی) نوشته عبدالکریم سروش از مجموعه آثار برگزیده صدسال اخیر ایران است که توسط بی بی سی فارسی بازخوانی می شود. فهرستی از این متون را اینجا می توانید مطالعه کنید.

***

عبدالکریم سروش در یکی از سخنرانی هایش، دورانِ دین اندیشی را به دو فصلِ قبل از قبض و بسط و پس از آن تقسیم کرد، چه این مدعا را بپذیریم و چه نه، تردیدی نیست که قبض و بسط تئوریک شریعت یا تئوری تکامل معرفت دینی، زندگی نویسنده اش را زیر و رو کرد.

دکتر عبدالکریم سروش که شهرتش پس از انقلاب و در جدال با مارکسیست ها و شرح مثنوی بود از سال ۶۷ که مجموعه مقالات قبض و بسط تئوریک شریعت را در مجله کیهان فرهنگی به چاپ رساند از سوی منتقدانش که بیشتر از صاحب منصبانِ حکومتی و حوزوی بودند به دشمنی با فقه و حوزه و حکومت دینی و نسبیت انگاری متهم شد و از این حیث می توان گفت قبض و بسط تئوریک شریعت که در سال ۱۳۷۰ با مجموع شدنِ سلسله مقالاتِ سروش در کیهان فرهنگی به کتابی مبدل شد، سیاسی ترین کتاب غیر سیاسی است که در ایران به چاپ رسیده است.

پس از آن بود که سروش از تدریس در دانشگاه منع شد،سخنرانی هایش را بر هم زدند و عاقبت نویسنده قبض و بسط مجبور به مهاجرت از ایران شد.

ماشاالله شمس الواعظین سردبیر کیهان فرهنگی که سلسله مقالات قبض و بسط را به چاپ رسانده بود به همراه همفکرانش از کیهان فرهنگی اخراج شدند و پس از آن بود که ماهنامه کیان به نشر افکار سروش پرداخت از سال ۷۰ تا ۷۹ که عاقبت توقیف شد.

هر چه هست تیراژ ۱۰ هزار نسخه ای قبض و بسط در اولین چاپش به سال ۷۰ بیش از اینکه به جذابیت کتابی تخصصی درباره دین مربوط باشد، مدیونِ هیاهو و جنجالی بود که مخالفانش درانداخته بودند و از منبر و حوزه و تریبون نماز جمعه و صدا و سیما بر قبض و بسط و نویسنده اش می تاختند.

در نقد قبض و بسط چندین کتاب نوشته شد که مهمترینش "شریعت در آیینه معرفت" نوشته آیت الله جوادی آملی بود. این مدرس بلند پایه حوزه علمیه، نقد مفصلی بر قبض و بسط نوشت و با این حال نامی از سروش و تئوری قبض و بسط نبرد و در نهایت هم در لفافه این نظریه را اباحه گری و فاقد ارزش دانست. منتقد دیگری که گرم و طوفانی به قبض و بسط پرداخت، صادق لاریجانی بود که در آن سالها هنوز نه عنوان آیت اللهی داشت و نه تجربه ریاست قوه قضاییه. لاریجانی کتاب با عنوان" قبض و بسط در قبض و بسطی دیگر" را نوشت و چند باری هم در همان مجله کیهان فرهنگی به مناظره قلمی با سروش پرداخت و عجالتا نتایج نقد او این بود که قبض و بسط قصد دارد تا دستاورد هزار ساله فقه و دانش حوزوی را در پناه اندیشه های غربی بیهوده جلوه دهد.

با اینکه حوزویان روی خوشی به این نظریه تازه در وادی معرفت دین، نشان ندادند اما تئوری سروش در میان طلبه ها و دانشجویان، پرسش ها و نقد و نظرهای بسیاری پدید آورد و می توان گفت که پس از این نظریه بود که روحانیان حداقل در پی پاسخگویی به آنچه شبهه می‌خوانند بسیج شدند و دروس تازه ای در مباحث شان گنجاندند.

.
قبض و بسط تئوریک شریعت که در سال ۱۳۷۰ با مجموع شدنِ سلسله مقالات عبدالکریم سروش در کیهان فرهنگی به کتابی مبدل شد، سیاسی ترین کتاب غیرسیاسی است که در این چهار دهه در ایران چاپ شده

قبض و بسط از کجا می آید

تئوری تکامل فهم دینی در بستری شکل گرفت که پیشتر انقلاب اسلامی در آن رخ داده بود و برغم آنچه انتظار می رفت این فقه و فقیهان بودند که حاکم شدند و آنچه از دین تبلور پیدا کرد، قوانینِ فقهی بود. فقه به عنوان حلال تمامی مشکلات عنوان می شد و آیت الله خمینی معتقد بود که احکام اسلام، لایتغیر است و هر آنچه لازمه سعادت دنیوی و اُخروی دینداران است در شریعت یافت می شود. در چنین حاکمیت فقهی لابد که مفسران انحصاری دین، فقها و روحانیان بودند.

روشنفکری دینی پس از شریعتی و رخداد انقلاب اسلامی در محاق رفت. بر آمدن انقلابی بر پایه دینی که به دست شریعتی ایدئولوژیک شده بود و حاکم شدن فقها و روحانیان، دیگر مجالی به روشنفکران چه دینی و چه غیر دینی نمی داد. مهندس بازرگان از مشاهیر روشنفکری دینی که خود مفسر قرآن بود و عمر طولانی اش را صرف تطبیق دین با علوم جدید کرد، عملا از عرصه سیاست و ای بسا اظهار نظر رانده شد و از شریعتی نیز تنها نامی بر خیابان ماند.

عبدالکریم سروش از سلسله روشنفکران دینی به حساب می آید، با این تفاوت که تئوری قبض و بسط او نه در امتداد شریعتی و بازرگان بلکه در پی اصلاح فکر دینی و اندیشه های اقبال لاهوری - روشنفکر دیندار پاکستانی یک قرن پیش - می آمد. روزگاری اقبال لاهوری دین را ابدیتی خوانده بود که لاجرم بایست با تغییرات و مقتضیات زمانه همراه و همگام می شد. اما چگونه ، عبدالکریم سروش معتقد بود که تئوری تکامل فهم دینی این چگونگی را شرح می داد و راهی برای آشتی دادن ابدیت و تغییر است.

قبض و بسط چه می گوید

عبدالکریم سروش به خوانندگان کتابش پیشنهاد کرده که ابتدا مقالات مربوط به کلام جدید و سپس موانع فهم را بخوانند و آنگاه به مقالات اصلی قبض و بسط روی بیاورند. این ترتیب خواندن البته برای بسیاری از خوانندگان که با فلسفه علم - سروش خود فیلسوف علم است- و کلام و فلسفه بیگانه هستند، ضروری است. نوشتار سروش در متنِ مقالات تا سرحد امکان ساده و سرشار از مثال و ارجاع به تاریخ است. نویسنده سعی کرده تا می تواند مباحث را ساده و مدرسه ای بیان کند، بلکه کلامش مفهوم باشد.

بحث بر سر این است که فهم از دین چگونه چیزی است. سروش علوم را به دو دسته بزرگ تولید کننده و مصرف کننده تقسیم می کند و علومی مثل ریاضی و فیزیک و فلسفه را در شمار علوم تولید کننده می شمارد و علومی مثل فقه و اصول و کلام را در شمار علوم مصرف کننده می گذارد.

آنگاه سه اصل را بیان می کند. اول اینکه فهم دین از خود دین جداست . همچنان که فهم از طبیعت از خود طبیعت جداست.دوم معارف بشری دچار تحول و قبض و بسط می شوند و سوم اینکه اگر معارف بشری متحول شوند، لاجرم معرفت دینی هم که فهمی بشری است دچار تحول می شود. سروش دین را صامت می داند که بنابر پرسش هایی که در برابرش مطرح می شود ناطق می شود. این پرسش ها هم در واقع چیزی نیستند جز مقتضیات زمان و همان تحول در علوم و امور.

اینکه پرسش هایی از حقوق زنان، نسبت دین و فنآوری، حقوق بشر و از این قبیل طرح می شود نشانه تحولی است که در فلسفه و علم رخ داده و به دین رسیده است و دینداران ناچارند آن را از منظر دینی طرح کرده و پاسخ دهند.

حق نشر عکس www.drsoroush.com
Image caption از سال ۱۳۷۰ به مدت نُه سال، دکتر سروش این فرصت را داشت تا نظریه قبض و بسط را بسط دهد. ماهنامه کیان جایی بود که تاملات تازه سروش را که همه در پی تئوری تکامل فهم دینی می آمد و بر همان پایه نشر می داد.

منتقدان چه می گویند

بیشترینه منتقدان سروش از اهل حوزه و مفسران رسمی و انحصاری دین بودند و از همین است که می توان به ایشان حق داد که بشری شدن و از قداست افتادنِ فهم دینی و فقاهت رسمی را نپذیرند. اگر قبض و بسط را بپذیریم در وهله اول قداست ذات دین به فهم دینی که امری در سَیلان و وامدار دیگر علوم است، نخواهد رسید و ناگزیر مفسران و روحانیان نیز از قداست و حرمتی به واسطه تفسیر دین برخوردار نیستند.

گذشته از اینکه با پذیرش ارتباط فهم و معرفت دینی با دیگر علوم، پای مفسرانی نه از جنس روحانیان بلکه از دانشمندان حیطه های غیر حوزوی نیز به پهنه معرفت دینی باز می شود و این یعنی رقبای قدرتمند برای روحانیان .

از انگیزه منتقدین که بگذریم، عمده انتقادات از قبض و بسط در این است که چنین تئوری راه بر نسبیت انگاری باز می کند و هر کسی می تواند دین را تقسیر کرده و این موجود صامت را به حرف آورد و بگوید که این فهم دینی است. دیگر اینکه ربط بین معارف بشری و فهم دینی آنچنان که نویسنده به قاطعیت گفته است معلوم نیست و عده ای هم گفته اند که این میانه، ثابتات و حرام و حلال دین چه می شود.

عبدالکریم سروش در چندین مقاله مفصل که در همین کتاب قبض و بسط آمده به این انتقادات پاسخ داده است و خیال منتقدان را آسوده کرده که نسبی انگار نیست و اینکه از فهم در سَیلان دین گفته به معنای تکامل و بهتر شدن است و از قضا دین معیاری دارد و هر چند صامت اما هر حرفی را بر دهان متن دینی نمی توان نهاد و دیگر اینکه نوع نگاه قبض و بسط به دین ، بیرونی است و از منظر معرفت شناسی و این ربطی به محرمات و تکالیف دینی ندارد.

با همه این توضیحات گویا منتقدین قدرتمند قبض و بسط رضایت ندادند و محدودیت و محرومیت نویسنده از تدریس و سخنرانی و تهدید او نشان داد که همچنان حربه تکفیر از معرفت دینی سنتی و روحانی دفاع می کند.

پیامدهای قبض و بسط

از سال ۱۳۷۰ به مدت نُه سال، دکتر سروش این فرصت را داشت تا نظریه قبض و بسط را بسط دهد. ماهنامه کیان جایی بود که تاملات تازه سروش را که همه در پی تئوری تکامل فهم دینی می آمد و بر همان پایه نشر می داد.

در سالهای بعد سروش از عرضیات و ذاتیات دین گفت و اینکه چه اموری ذات دین هستند و بی تغییر و کدام امور در تحول و تغییر. از پلورالیسم دینی و صراط های مستقیم گفت. از نسبت دین و حکومت پرده برداشت و در سالهای اخیر از روش های فهم قرآن و رویاهای پیامبرانه می گوید و اینکه فهم قرآن به عنوان مهمترین متن دینی اسلامی با چه روشی به صواب نزدیک تر است.

از تولد قبض و بسط سه دهه می گذرد، نظریه ای که می توانست تحولی در فهم دین وپویشِ فقه و قوانین و نهایتا حکمرانی ایجاد کند اما جایگزینی تهدید و تکفیر به جای بحث و نظر، کار را به جایی رساند که قبض و بسط و نیاز به آنچه خود سروش "فهم عصری دین" (امروزی) می‌خواند، در کشاکش بحرانهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، ایران گم شده است.

از این مجموعه بیشتر بخوانید: