کتاب‌های صد سال اخیر ایران؛ لغت‌نامه شاهنامه دهخدا

Image caption علی اکبر دهخدا مولف لغت نامه دهخدا؛ طرح از افشین سبوکی

لغت‌نامه دهخدا از مجموعه آثار برگزیده صدسال اخیر ایران است که توسط بی بی سی فارسی بازخوانی می شود.فهرستی از این متون که حاصل نظرخواهی از شماری از اهالی فرهنگ و هنر است را اینجا می‌توانید مطالعه کنید.

***

لغت نامه با این حجم عریض و طویلش در۲۷ هزار صفحه و شرح ۲۰۰ هزار لغت، حاصل دلزدگی از سیاست و امیدی است به فرهنگ و شرط این دلزدگی و امیدواری این است که دهخدا باشی.

علی اکبر دهخدا در روزگار آشوبناکی زیست. سال ۱۲۵۷ و در دوره ناصرالدین شاه در تهران به دنیا آمد. در همان کودکی پدر از دست داد و مادرش آنقدر روشن بینی داشت که ماترک را به تحصیل پسر صرف کند. هر چند دهخدا از معاصرین است اما به رسم فراموشکاری ایرانیان، چیز زیادی از زندگی کودکی و نوجوانی او نمی دانیم.

علوم قدیمه را نزد شیخ هادی نجم آبادی آموخت. شانزده ساله بود که ناصرالدین شاه به قتل رسید و دهخدا به مدرسه سیاسی رفت و با علوم غربی آشنا شد و یک چندی در وزارت خارجه مشغول شد و زبان فرانسه فراگرفت و دو سالی در معیت سفیر ایران در بالکان گذشت و به ایران که بازگشت، تهران در آستانه انقلاب مشروطه بود.

درست نمی دانیم چه طور با میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل آشنا شد و پایش به معروفترین روزنامه مشروطه رسید. چیزی که هست، قلم دهخدا، روحِ صوراسرافیل شد. در روزنامه هم مقاله جدی می نوشت و هم نوشته طنزی با عنوان چرند و پرند که اولین طنز سیاسی و داستان گونه در ادبیات ایران است و از قضا تمام اعتراضات و شاکیان صور اسرافیل، نوشته های دهخدا را نشانه گرفته بودند.

پس از مرگ مظفرالدین شاه، محمد علیشاه بنای ناسازگاری بامشروطه گذاشت و شرط کرد که چند نفر از روزنامه نگاران و نمایندگان باید از تهران تبعید شوند؛ یکی هم جهانگیر خان صور اسرافیل بود. مطرودینِ شاه در مجلس بهارستان تحصن کردند و دهخدا هم از ترس جان در کنار مدیر روزنامه در تحصن بود. کار بالا گرفت و مجلس به توپ بسته شد و دهخدا و چند نفر دیگر به سفارت بریتانیا پناه بردند و جهانگیر خان دستگیر و در باغ شاه خفه شد و دهخدا از ایران گریخت.

دهخدا و جان به در بُردگان از استبداد صغیر، نسل اول تبعیدی ها بودند که به فرانسه و بریتانیا رفتند. دهخدا مقیم پاریس شد و از سر بی چیزی، پانسیون را رها کرد و به قول خودش در خانه محمد قزوینی (علامه قزوینی که بعدها تصحیح دیوان حافظ کرد) "به قاعده رختخوابی جای گرفت". شاید این مصاحبت با محمد قزوینی بود که بعدها او را از سیاست به فرهنگ کشید اما هر چه هست محمد قزوینی قدر دهخدا می دانست. نسخه تازه صور اسرافیل در همان فرنگ چاپ شد و محمد قزوینی نسخه خوانی و غلط گیری می کرد.

مرثیه معروف دهخدا که رنگ و بویی تازه داشت و شاید هم بارقه شعر نوی ایران در این مُسمط باشد، در صور اسرافیل چاپ سوئیس و به یاد جهانگیر خان چاپ شد: یاد آر زشمع مرده یاد آر.

لغت نامه دهخدا
Fars
گویا حسن تقی زاده که از کار بزرگ دهخدا مطلع بود پیش رضاشاه واسطه می شود که بودجه ای به اینکار اختصاص دهند اما بدگویان به شاه رساندند که یک نفر آدم، توان نوشتن لغت نامه ندارد

ستمِ سیاست و عزلت "دزک"

محمد علیشاه سرنگون شد و تهران فتح و پس از این صبر و ظفر بود که دهخدا به میهن بازگشت و نماینده مجلس دوم مشروطه شد و با تغییری بزرگ در رفتار که از آن خوی رادیکال فاصله گرفته بود و به حزب اعتدال پیوست و نقطه مقابل حزب دموکرات که دوستان پیشین او مثل حسن تقی زاده از معروفین حزب انقلابی مزاج ِدموکرات بودند. گویا که غربت نشینی و اندیشیدن به آنچه تا به حال کرده بود و عاقبت کار و شاید عذاب وجدان از قربانی شدن جهانگیر خان صور اسرافیل، دهخدا را به این نتیجه رساند که اصلاحات را بر انقلاب ترجیح دهد.

به هر حال توفیری هم نکرد، مشروطه و حقوق و آزادی که مشروطه خواهان نوید می دادند، اندک اندک محو شد و در پی انحلالِ مجلس دوم و جنگ جهانی اول که روسها را به خیابانهای تهران کشاند، دهخدا باز آواره شد و اینبار به ایل بختیاری پناه برد و بیش از دو سالی در روستایی به نام دزک عزلت گرفت.

دهخدا در ایل بختیاری مهمان سردار مفخم ایلخانی بود و این ایلخان با فرهنگ، کتابخانه مفصلی در همین ده دزک داشت و کار دهخدا شبانه روز خواندن و خواندن شد. فکر به لغت نامه نویسی از همین جا به ذهن دهخدا رسید. آبها که از آسیاب افتاد، دهخدا به تهران بازکشت و از سیاست به فرهنگ گریخت.

مدتی سمت رییس دفتر وزرات فرهنگ داشت و بعدتر ریاست مدرسه سیاسی تا اینکه رضا خان، رضا شاه شد و دهخدا یکسره به کناره ای نشست و کار لغت‌نامه را پیش برد.

فیش های تحقیق و پهن اسب

کار سترگ دهخدا در لغت نامه نویسی اول به چشم هیچ کس نیامد. دهخدا آنطور که خود گفته هیچ وقت از فیش نویسی فارغ نشد و حتی تا سه ماه پیش از مرگ نیز می نوشت. "کار فحص و تتبع بیش از بیست و اندی سال بکشید و بی هیچ فصل و قطعی، حتی نوروز و عیدین و عاشورا. بیرون از دوبار بیماری صعب چند روزه و دو روز هنگام رحلت مادرم که این شغل تعطیل شد."

گویا یکبار حسن تقی زاده که از کار بزرگ دهخدا مطلع بود پیش رضا شاه واسطه می شود که بودجه ای به اینکار اختصاص دهند و مقرر شد از فروش پهن ستور ارتش، پولی به کار لغت نامه بدهند اما این هم نشد و بد گویان به شاه رساندند که یک نفر آدم، توان نوشتن لغت‌نامه ندارد و پول هدر می رود. دهخدا ولی ۴ میلیون فیش نویسی کرد و این فیش ها را به مجلس و ملت ایران هدیه کرد.

رنج بزرگ کلمه

اگر در نظر بگیرم که در زمان دهخدا نه از کامپیوتر و نرم افزار های نوشتاری خبری بود و نه اینترنت و این همه منبع و نوشته، تصور کار بزرگی که دهخدا می کرد، بیشتر معلوم می شود. یکی دو عکسی که از کهنسالی دهخدا بر جای مانده، مرد نحیفی را نشان می دهد که کنار بخاری و میان کوهی از کتاب نشسته و پشت سرش کتابخانه‌ای پر از بسته های فیش تحقیق است.

فیش ها حاصل همه عمر بود و هراس دهخدا را می توان درک کرد از اینکه این نوشته ها در آتشی تباه شود و یا همین طور بر زمین بماند و چاپ نشود. هزار سال پیش تر فردوسی هم می ترسید که شاهنامه و حاصل عمرش بی حاصل بیفتد و نسخه برداری نشود و گوشه ای از تاریخ گم شود. بخت یار ایران بوده است که هم شاهنامه ماند و هم لغت نامه دهخدا.

تلاش یکنفره دهخدا عاقبت چشمان فرهیختگان را گرفت. این رنج بزرگ کلمه که دهخدا می برد، دیدنی است. هزاران لغت را از کتابهای کهن چه شعر و نثر بر می داشت. هر یک را شرح می داد. شاهد مثالی از کاربردش در کتب گذشتگان را نشان می داد و در این مثالها سیر تطور لغت هم دیده می شد و آنگاه در فهرست الفبایی دسته بندی می شد.

اسامی تمامی شهرها و ده ها و مشاهیر و اطعمه و اشربه و رسم ها و آیین ها شرح مبسوط می گرفت و دست آخر مجموعه ای می شد آیینه وار برای فرهنگ ایران. نخستین جلد لغت نامه در چاپخانه بانک ملی در سال ۱۳۱۹چاپ شد و در سال ۱۳۲۴ مجلس شورای ملی چاپ لغت نامه را به عهده گرفت و بعدش دانشگاه تهران عهده دار این مجموعه عظیم شد.

کار بزرگ یک نفره دهخدا حالا به جایی رسیده بود که بودجه ای مخصوص داشت و همیاران سخت کوشی هم از دانشگاه تهران رسیده بودند. دکتر محمد معین دستیار دهخدا شد و کار فیش ها سامان گرفت. لغت نامه همکارانی یافت و موسسه دهخدا در سال ۱۳۲۴ در خانه دهخدا و خیابان ایرانشهر تهران، با مصوبه مجلس شکل گرفت. لغت نامه سه دسته همکار پیدا کرد از دانشجویان تا اساتیدی مثل محمد معین و غلامحسین صدیقی و ذبیح الله صفا و جعفر شهیدی و محمد دبیر سیاقی و عده ای مترجم که کلمه ها را تا آنسوی زبان فارسی پی می گرفتند.

یکبار دیگر سیاست

حق نشر عکس .
Image caption علی اکبر دهخدا: مرا هیچ چیز از نام و نان به تحمل این تعب طویل جز مظلومیت شرق در مقابل ظالمین و ستمکاران غربی وا نداشت... می دیدم که شرق باید به هر نحو شده با اسلحه تمدن جدید مسلح گردد و آن آموختن علوم امروز بود پس بایستی آن علوم و فنون را ترجمه کنیم و این میسر نمی شود جز بدین گونه که اول لغت بدانیم

تا نهضت ملی نفت، دهخدا سر از لغت نامه بلند نکرد و با نخست وزیری محمد مصدق بود که دهخدا یاد عهد شباب کرد و در حمایت از دولت ملی به میدان آمد. در روزنامه باختر که حسین فاطمی -وزیر خارجه- مصدق منتشر می کرد ، مقاله ای نوشت و نهضت ملی را هم سنگِ نهضت مشروطه دانست و از مردم خواست تا همراهی کنند.

وقتی شاه از ایران فرار کرد، این شایعه پیچید که دهخدا قرار است رییس شورای سلطنت شود و دیداری هم با مصدق داشت که این گمان را قوی می کرد. اما گویا چنین نبوده است با این حال وقتی کودتای ۲۸ مرداد مصدق را سرنگون کرد، پای پیرمردِ لغت نویس به دادسرای ارتش رسید. یک صبح تا شام دهخدا را بر نیمکتی چوبی نشاندند و خانه اش را تفتیش کردند.

شکست نهضت ملی و مصدق به شکست مشروطه پیوست و برای دهخدا که روزی از مجاهدان مشروطه بود، سیاست چیزی جز شکست نداشت و تنها همین فیش تحقیق باقی ماند و عمری که به پای کلمه نهاده بود.

دهخدا انگیزه اش را برای لغت نویسی گفته و در مقدمه لغت نامه دهخدا آمده است و نشان می دهد که کار لغت نامه هم به نوعی سیاسی است و اینبار سیاست از جنس فرهنگی و اساسی تر: "مرا هیچ چیز از نام و نان به تحمل این تعب طویل جز مظلومیت شرق در مقابل ظالمین و ستمکاران غربی وا نداشت... می دیدم که شرق باید به هر نحو شده با اسلحه تمدن جدید مسلح گردد و آن آموختن علوم امروز بود پس بایستی آن علوم و فنون را ترجمه کنیم و این میسر نمی شود جز بدین گونه که اول لغت بدانیم."

دو سال بعد از کودتای ۲۸ مرداد دهخدا درگذشت. اما پیشتر تکلیف لغت نامه را در وصیتی روشن کرده بود و یک میلیون فیش باقی مانده را به دکتر محمد معین سپرد و از او خواست که بی دخل و تصرفی و با دیانت ادبی که دارد همه را به چاپ برساند حتی اگر فکر می کند جایی غلط است، دست نبرد و همان طور که هست به چاپ بسپارد.

دهخدا در آخرین ساعت زندگی از محمد معین خواست که غزل مپرس از حافظ را برای اش بخواند. غزلی که انگار شرح حال هفتاد هفت سال زندگی اش بود: درد عشقی کشیده ام که مپرس/ زهر هجری چشیده ام که مپرس.

***

در این نوشته از کتاب همنوا با مرغ سحر نوشته بلقیس سلیمانی بهره گرفته شده است.

از این مجموعه بیشتر بخوانید: