کتاب‌های صد سال اخیر ایران؛ تنبیه‌الامه نائینی، صدایی متفاوت از حوزه برای آزادی ایران

Image caption محمد حسین نائینی، معروف به علامه نائینی، صاحب رساله تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله. طرح از افشین سبوکی

تنبیهالامه و تنزیه‌المله اثر محمدحسین نائینی از مجموعه آثار برگزیده صدسال اخیر ایران است که توسط بی بی سی فارسی بازخوانی می شود.

***

گفته‌اند میرزا حسن مجتهد تبریزی از مخالفان بنام مشروطه در تبریز، نامه ای سرشار از لعن و ناسزا به مشروطه و مشروطه خواهان نزدِ علمای نجف فرستاد تا ایشان را بر مشروطه بشوراند، اما نجف دل در گرو مشروطیت داشت و شیخ عبدالله مازندارانی از مراجع شیعه در تلگرامی به مجتهد تبریزی نوشت "ای گاو مجسم مشروطه مشروعه نمی شود". (احمد کسروی در تاریخ مشروطه روایتی از تلگراف شیخ مازندارانی به مجتهد تبریزی به دست می دهد اما می گوید که اصل تلگراف را ندیده است.)

سه مرجع مسلم شیعیان، یعنی آخوند خراسانی،عبدالله مازندرانی و میرزا حسین تهرانی از پشتیبانان انقلاب مشروطه بودند که در تهران به رهبری سید بهبهانی و سید طباطبایی و روشنفکران برپا شد و در گام اول تاسیس عدالتخانه می خواست و پس از آن هدفی بالاتر گرفت و مجلس شورا و قانون اساسی و محدودیت شاه را خواستار شد.

انقلاب مشروطه در آغاز مسالمت آمیز پیش رفت و مظفرالدین شاه به مجلس و قانون رضایت داد. پس از وفات مظفرالدین شاه و به تخت نشستن محمدعلیشاه،مشروطه به سنگلاخ افتاد و شیخ فضل الله نوری از روحانیون مشهور تهران علم مخالفت با مشروطه برافراشت و در کنار شاهِ ناخرسند از مجلس، ایستاد. در گوشه و کنار ایران نیز طرفداران شیخ که علنا مشروطه خواهان را تکفیر کرده و حُریت و مساوات را کلمات خبیثه خوانده بودند، شهر آشوبی کردند و این همراهی مشروعه خواهان و استبداد، مهمات توپخانه لیاخوف روسی شد و مشروطه در تهران سرکوب گشت.

در شناساندن علم نوین و فلسفه غرب، محمد علی فروغی تا سالها تنها و پیشتاز ماند. اولین ترجمه ها در فیزیک و طب و نجوم که در واقع اولین کتب دانشگاهی ایران است هم از اوست
.
محمدحسین نائینی معتقد است که وظیفه حکومت محدود است به حفظ نظم، رساندن حق به حقدار و حفظ امنیت مردم و جلوگیری از تجاوز بیگانگان.

در دوران یازده ماهه استبداد صغیر، علمای مشروطه خواه نجف از پا ننشستند و هر گونه همراهی و همکاری با دولتیان را حرام اعلام کردند و جنگ با ستارخان و مجاهدین تبریز را مثل محاربه با امام زمان دانستند.

در همین دوره استبداد صغیر در نجف نیز بلوا به پا بود. سید کاظم یزدی از هواداران شیخ فضل الله در نجف که دار و دسته ای هم داشت در شهر بنای اعتراض به مراجع مشروطه خواه را گذاشت و کار به جایی رسید که هواداران کاظم یزدی، مانع اقامه نماز جماعتِ آخوند خراسانی در صحنِ مرقدِ امام اول شیعیان شدند و حاکم منصوبِ نجف هم بنابر اینکه پادشاهی عثمانی نه هنوز مشروطه شده بود و نه دلخوشی از انقلاب ایران داشت، از سید کاظم یزدی حمایت و عرصه را بر مراجع تنگ می کرد.

در چنین حال و روزی محمد حسین غروی نائینی، معروف به علامه نائینی، رساله تنبیه الامه و تنزیه المله را نگاشت. رساله‌ای در دفاع از مشروطه و برای بیداری ایرانیان و زدودن استبداد از ایران.

از تنباکو تا مشروطه

علامه نائینی را می توان سیاسی ترین روحانی نجف دانست.در جوانی و آنگاه که مقیم اصفهان بود با جمال اسد آبادی -از پیشگامان احیای هویت اسلامی و اولین مبارزان با استبداد شاهی- دوستی داشت و پس از آنکه به سامرا رفت، در شمار شاگردان نزدیک میرزای شیرازی در آمد و از دستیاران ایشان شد و در ماجرای جنبش تنباکو در سلکِ مشاوران مرجع شیعیان جای گرفت.

در جنبش تنباکو، ناصرالدین شاه امتیاز تجارت توتون و تنباکو را به تالبوت انگلیسی داد و از آن پس بود که تجار و زارعین ایرانی به اعتراض برخاستند و عاقبت میرزای شیرازی فتوا داد که استعمال توتون و تنباکو حرام است و این فتوای کوتاه چنان در عمل فراگیر شد که حتی در دربار هم زنان ناصرالدین شاه حاضر نشدند قلیان شاه را چاق کنند و عاقبت ناصرالدین شاه در پی این نافرمانی مدنی ، قرارداد تالبوت را لغو کرد هر چند که غرامت هم داد.

پس از وفاتِ میرزای شیرازی به نجف رفت و به درس آخوند خراسانی نشست و به زودی از یارانِ نزدیک آخوند شد. با رخداد انقلاب مشروطه و شکافی که میان روحانیت افتاد، علامه نائینی به نوعی سخنگوی مراجع مشروطه خواه نجف شد که وظیفه برخورد استدلالی با مشروعه خواهان را بر عهده گرفت.

پیوستن شیخ فضل الله به صف مخالفان مشروطه، نزاعی در میان علما در انداخت و جنبشی در فلسفه سیاسی شیعه پدیدار کرد. شیخ فضل الله و مشروعه خواهان در شهر ری و جوار شاه عبدالعظیم متحصن شدند و به همت دربار، چاپخانه ای مهیا شد و رسائلی در ضدیت با مشروطه منتشر کردند که مردمان دیندار را بر سر غیرت می آورد.

شیخ فضل الله با اتکا بر احادیث و قرائتی که از دین داشت،هر نوع قانون گذاری را بدعتی در دین می شمرد و حریت و مساوات را که در قانون اساسی مشروطه ذکر خیرش رفته بود، حرام می دانست. رساله تنبیه الامه نائینی اما پاسخی بود به تمام گفته های مخالفان مشروطه و از آنجا که این صدای مخالفت تئوریک با مشروطه از جانب روحانیان بلند بود، ناگزیر سبک و سیاقِ تنبیه الامه بر اسلوب نوشته های فنی روحانیان است و مخاطب خاص دارد. با این حال مطلب اصلی یعنی دفاع از حریت و مساوات، برای عموم نیز قابل فهم است.

هدیه ای از غرب

حق نشر عکس .
Image caption از دید نائینی حکومت هم دو نوع بیش ندارد و در یک تقسیم بندی کلی به حکومت تملیکیه و ولایتیه منقسم است. حکومت تملیکه همان استبدادی بود که پیش چشم نائینی قرار داشت

تنبیه الامه کتابی نظری است و علامه نائینی برای مباحثی که برای اول بار در محیط حوزوی مطرح می شده است، باید که تعاریفی ارائه می داده تا بعد بتواند بر پایه تعریف، بحث و جدلی کند. نائینی معتقد است که وظیفه حکومت محدود است به حفظ نظم، رساندن حق به حقدار و حفظ امنیت مردم و جلوگیری از تجاوز بیگانگان.

حکومت هم دو نوع بیش ندارد و در یک تقسیم بندی کلی به حکومت تملیکیه و ولایتیه منقسم است. حکومت تملیکه همان استبدادی بود که پیش چشم نائینی قرار داشت.

در حکومت تملیکیه، شاه هر چه می خواهد انجام می دهد و مملکت و مردم و جان و مال و ناموس خلایق از اموال شاه محسوب می شود. نائینی این حکومت را استبدادی و شرک آمیز می داند و اتفاقا بدعتی در اسلام می شمارد و معتقد است که در صدر اسلام حکومت پیامبر و امام اول شیعیان از این جنس نبوده و به دوران معاویه، سلطنت با شیوه استبدادی شکل گرفته است.

در حکومت ولایتیه، قدرت امانتی است نزد حاکمان،امانتی که هر یک از مردم در آن سهمی دارند و می توانند حاکم را بازخواست کنند. در حکومت ولایتیه این خواست مردم است که اجرا می شود و حاکم تنها در محدوده ای که در قانون اساسی تعیین شده، اختیار دارد و همین جاست که نائینی می گوید که بی تصویب قانون اساسی دیگر مبنایی برای عملکرد حاکم و نظارت بر او وجود ندارد. نائینی می گوید نظام مشروطه گم گشته قدیمی بلاد اسلام است که حالا از سوی غربیان هدیه شده و باید پذیرایش بود.

معصوم هم باید حکومت شورایی داشته باشد

بنابر سنت شیعی، حکومت صالحه آنی است که معصوم و امام بر راس آن باشند با این حساب آیات و روایاتی که بر مشورت و مشاوره تاکید می کنند، چه می شود؟

چرا پیامبر با پیروانش مشورت می کرد و نظر ایشان را می پذیرفت مگر نه اینکه بنابر اعتقاد مسلمانان، معصوم بود و مُبری از خطا. در تفسیر آیه "واَمرهم شُوری بَینهم" و تعبیر روایاتی که درباره مشورت پذیری پیامبر و امامان شیعه حکایت شده است، بسیاری از روحانیان این توجه به مشورت را از باب تعلیم و آموزش به مسلمین می دانند اما نائینی در توضیح حکومت ولایتیه که آن را به صدر اسلام ارجاع می‌دهد، معتقد است که این الزام مشورت که در قرآن آمده و در سنت اجرا شده، تعارف نبوده و پیامبر و امام معصوم باید در حکومت مشورت کنند و نظر دیگران را در حاکمیت دخالت دهند تا حکومتشان در صورت و سیرت به استبداد شبیه نشود.

در واقع حکومت معصوم هم بی مشورت با مردم استبدادی است. بنابر نظر نائینی در حکومت ولایتیه _ باید گفت لفظ ولایت در نام گذاری نائینی، معنای امروزیش در ادبیات جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و حکومت ولایی را ندارد_ مردم آزادند تا از حاکمان انتقاد کنند و بر ایشان نظارت داشته باشند و هر فرد از جامعه با حاکم در حقوق و منفعت بردن از حکومت مساوی است، حتی اگر حاکم معصوم باشد.

در فقدان معصوم، بنابر نظر نائینی این نمایندگان مجلس هستند که از سمتِ مردم وکالت دارند تا بر امانت حکومت که نزد حاکم است نظارت کنند. بنابر اصل مساوات چنین مجلسی ملی است و اقشار مختلف و اقلیت های دینی نیز در آن حضور دارند، چون ایشان هم در حکومت حقی مساوی با مسلمانان دارند.

آزادی انسانی است نه غربی و مسیحی

یکی از نقدهای مفصلی که شیخ فضل الله و همراهانش بر مشروطه وارد می کردند، این بود که مشروطه بر آمده از تاریخ و تمدن مسیحی است و نمی توان آن را به مسلمانان تعمیم داد و آزادی از آن جنس که در اروپاست، باعث فسق و فجور است و گو اینکه در دیار غرب زنان بی‌حجاب هستند.

نائینی این استدلال را رد می کند و معتقد است که گوهر آزادی در دین اسلام و حکومت پیامبر و امام اول شیعیان بوده است و غربی محسوب نمی شود و دیگر اینکه اختصاصی به مسیحیان ندارد چه اینکه حکومت فرانسه و انگلیس ولایتیه و آزاد محسوب می شوند اما حکومت روسیه تزاری با اینکه مسیحی است اما استبدادی است.

نائینی درباره بی حجابی زنان در غرب می گوید در دین مسیح الزام و اجباری به حجاب نیست و زنان غربی منعی در بی حجابی ندارند و این ربطی به آزادی ندارد. این نکته را از زبان نائینی بشنوید: "اما حُریت مظلومه مغصوبه ملت... از اعظم مواهب الهیه... را به منکرات و الحادش جلوه دادند... حتی ربط بی حجاب بیرون آمدن زنان و نحو ذالک بی ربط است و مسیحیان به واسطه منع مذهبی نداشتن... در ارتکابش بلامانع اند."

.
استبداد دینی از نظر نائینی پشتیبانی روحانیون از استبداد سلطانی است که مردم را وا می دارند تا به شاه مستبد گردن بنهند و شخص شاه را به جای دین و نظم و امنیت می‌گذارند.

استبداد دینی توجیه گر استبداد سلطانی

استبداد دینی که نائینی از آن می گوید ناظر بر آینده و حکومت فقیهان نیست بلکه قرائتی از دین است که به نظرش بسیاری از روحانیان در پشتیبانی از استبداد سلطانی داشته اند و مردم را وا می دارند تا به شاه مستبد گردن بنهند و شخصِ شاه را به جای دین و نظم و امنیت می‌گذارند.

نائینی مشروطه را بیدارباشی می داند و تحفه ای که از غرب آمده و حالا بسیاری از روحانیان سعی می کنند تا آن را ضد حکومت اسلام و امام زمان جلوه دهند. علامه اشکال کار را در دور دست های تاریخ می داند از وقتی بنی امیه و معاویه بنای سلطنت استبدادی را نهادند و علمای درباری به توجیه قصر و کاخ سبز معاویه پرداختند و بعدها با تداوم سلطنتِ استبدادی و عادت شدن این نوع حکمرانی و همراهی روحانیان، اینگونه به نظر رسید که اسلام و حکمرانی همین است و آنچه در دوره کوتاه صدر اسلام مشاهده شد به فراموشی رفت.

کار به جایی رسید که علمای شیعه، شاه را با معصوم اشتباه گرفتند و هر اعتراضی به شاه مستبد را محاربه با امام زمان دانستند. نائینی در اینباره از نامه های برخی آخوندها و ردیف کردن آیات و روایات برای علمای نجف می گوید و اینکه زیره به کرمان می فرستادند و می‌خواستند از مراجع حکم تکفیر مشروطه خواهان را بگیرند:

"جهله اهل تبریز با چه آب و تابی کتابچه ای از آیات و اخبار داله بر عدم جواز مداخله امت در امر امامت به نجف اشرف ارسال کردند به این عبارت که رعیت را به مداخله در امامت و سلطنت حضرت ولی عصر چه کار؟.... همانا از شدت غرضیات با مشروطیت گمان کردند، طهران ناحیه مقدسه امام زمان است و مغتصبین حکومت هم آن بزرگواران معصوم... اما نظر بر شورایی بودن اصل سلطنت اسلامیه، عموم ملت از این جهت و هم از جهت مالیاتی که می دهند، حق مراقبت و نظارت دارند".

کتابی که در حوزه نماند

آن روز که علامه نائینی تنبیه الامه را نوشت دو مرجع بزرگ، یعنی آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندارانی در مقدمه اش به تایید و تشویق عبارتی نوشتند اما تنبیه الامه که روزگاری محصول تفکر سیاسی حوزه نجف بود در حوزه نماند و روایت نائینی از آزادی و سیاست و نسبتش با دیانت به مکتب و روشی در فلسفه سیاسی اسلامِ شیعی مبدل نشد.

پس از اینکه مجاهدین مشروطه، تهران را فتح کردند و محمد علیشاه از سلطنت خلع شد و شیخ فضل الله بر دار رفت و بعدتر که کشور به سبب اختلاف مجلسیان به سمت آشوب و بی نظمی رفت، علامه نائینی کتابش را جمع آوری کرد و حتی برای معدوم کردن نسخه هایی از کتاب، پول گزافی داد و به نوعی از سیاست کناره گرفت.

اگر که سال ۱۳۳۴ محمود طالقانی همتی نکرده بود و تنبیه الامه را با شرح و مقدمه ای مبسوط به چاپ نمی رساند، شاید کتاب نائینی از یادها می رفت. طالقانی هر چند در شمار روحانیان بود اما به اهل عبا و ردا و حوزیان سنتی تعلقی نداشت و می توان گفت تنبیه الامه از حوزه و مرجعیت دور شد و از این پس بیشتر در میان روشنفکران دینی خوانده شد.

با وقوع انقلاب اسلامی ایران که ولایت فقیه را در ادبیات سیاسی ایران حاکم کرد، یادی از نائینی و تنبیه الامه نرفت و در عوض این شیخ فضل الله بود که تمجید و ستوده شد و ای بسا علامه نائینی هم در شمار هوادارن ولایت مطلقه فقیه به روایت آیت الله خمینی، نامبردار و به او نسبت داده شد که البته چنین نبود.

در سالهای اخیر-۱۳۹۴- بار دیگر تنبیه الامه با شرحی مفصل و دقیق و علمی به کوشش داود فیرحی و با عنوان "در آستانه تجدد" به چاپ رسیده است و باز هم می توان گفت که نظر به تنبیه الامه از سوی یک روحانیِ دانشگاهی است و نه از بطن حوزه و نه از منظر مراجع تقلید. شاید هم نائینی و نسل آخوند خراسانی، بارقه ای کوتاه بودند در حوزه های علمیه که شعله نشد و فروغی نداشت.

ازمجموعه صد سال کتاب بیشتر بخوانید: