صفحه دو؛ زندگی دوگانه یا من هرجا بخواهم بچه‌ام را به دنیا می‌آورم

صفحه دو
Image caption مهمانان برنامه صفحه دو بی‌بی‌سی فارسی نظرات متفاوتی درباره واکنش‌ها به عکس منتشر شده از رامبد جوان و نگار جواهریان داشتند

پیشترها ما هرگز نمی‌فهمیدیم که چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، درزندگی خصوصی‌شان چه می‌کنند، بچه‌شان برای تحصیل به کجا رفته یا تصمیم گرفته‌اند فرزندشان را کجا به دنیا بیاورند.

اغلب اصلا در جریان نبودیم که در زندگی خصوصی آنها چه می گذرد. چطور می‌توانستیم بفهمیم؟ مجلات زرد چندانی در دسترس نبود که به ما بگوید فلان ستاره سینما، دست همسرش را گرفته و کجا برده است.

هراز گاهی که فیلمی مثلا از رقص یک چهره سینما یا تلویزیون در یک مهمانی یا عروسی ته فیلم‌های وی‌اچ‌اس در می‌آمد و مدتی مجری یا هنرپیشه مربوطه غیب می‌شد، می‌توانستیم حدس بزنیم این غیبت از صحنه به آن قر در مهمانی مربوط است.

حالا اما، کافی است ستاره‌ای پایش را دراز کند و عکسی از این ماجرا جایی دربیاید. هزاران بلکه صدها هزار نفر درباره‌اش نظر می‌دهند. حتی ممکن است خود آن ستاره هم در حساب‌های کاربری‌اش در این باره صحبت کند.

اغلب ستاره‌ها در اینستاگرام صفحه‌هایی با شمار بالای دنبال‌کننده دارند و عکس‌هایی از زندگی خصوصی‌شان را به همراه اطلاعاتی از خودشان به اشتراک می گذارند.

طبیعی است که علاقمندانشان هم از این عکس‌ها استقبال می‌کنند. چه از این بهتر که بدانی ستاره‌ای که روز و شب در تلویزیون یا سینما می‌بینی و احتمالا به او علاقمند هم هستی، در زندگی خصوصی‌اش چه می‌کند. به ویژه اگر ببینی که کارهایش شبیه به کارهای تو هم هست، شبیه زندگی عادی مردم عادی.

دردسرهای یک عکس

اما داستان همیشه این طور ختم به خیر نمی‌شود. در مواردی یک عکس، یک چهره مشهور را به دردسر زیادی انداخته است. در مورد اخیر، رامبد جوان، بازیگر، مجری و کارگردان مشهور سینما و تلویزیون ایران به همراه همسرش نگار جواهریان، که او هم هنرپیشه‌ای نامی است، در عکسی دیده می شوند که کسی در خیابانی بدون اطلاع آنها گرفته است.

روشن است که از خرید برگشته‌اند، با کیسه‌هایی در دست. خانم جواهریان، با ظاهری بسیار ساده اما بدون حجاب، در حالی در عکس دیده می‌شود که روشن است به زودی قرار است مادر شود.

عکس در کانادا گرفته شده، جایی که خانواده خانم جواهریان زندگی می‌کنند. هم‌زمان، فیلم "قانون مورفی" ساخته آقای جوان هم در کانادا اکران شده، جایی که شمار قابل توجهی از مهاجران ایرانی، آنجا زندگی می‌کنند.

همین یک عکس کافی بود که موجی از واکنش را در فضای مجازی ایجاد کند. اینکه آقای جوان درجنگ تلویزیونی‌اش، همواره از علاقه به ایران صحبت کرده و برنامه‌هایی از کشته‌شدگان ایرانی در سوریه، موسوم به "شهدای حرم" ساخته هم به این فضا دامن زده است.

اما چرا؟ چرا مردم تا این حد به اینکه یک ستاره سینما یا تلویزیون کجا بچه‌اش را به دنیا می‌آورد، حساس هستند؟ چرا این موضوع تا این حد واکنش داشته است؟

حق نشر عکس Irib
Image caption رامبد جوان مجری برنامه خندوانه در تلویزیون ایران بود

عادی‌سازی سیاست‌های نظام یا کار عادی یک هنرمند؟

سید ابراهیم نبوی طنزپرداز و نویسنده، به برنامه صفحه دو گفت: "آقای جوان خطایی نکرده است. برنامه‌ای پر مخاطب ساخته، پولش را از هنرش در آورده و هرجا بخواهد خرج می‌کند."

درست خلاف نظر آقای نبوی، ساقی لقایی، کنشگر اجتماعی در همین برنامه از آقای جوان برای ساخت برنامه‌هایی برای "عادی‌سازی" سیاست‌های جمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت: "آقای جوان می‌توانست در ساخت برنامه از پروپاگاندای سیاسی نظام طفره برود اما این کار را نکرده است و بخشی از برنامه‌هایش به طور روشن تبلیغات حکومتی است."

آقای نبوی می‌گوید بخش عمده‌ای از برنامه‌های رامبد جوان به هیچ وجه پروپاگاندای نظام جمهوری اسلامی نیست.

سوال اینجاست که آیا او می توانسته از ساخت این برنامه‌ها طفره برود یا نه؟ به نظر می‌رسد بخش عمده ای از انتقادها از این جنبه به آقای جوان وارد می‌شود که بعضی دیگر از این فعالان رسانه‌ای، حاضر نشده‌اند در تبلیغات این‌چنینی شرکت کنند.

گرچه بسیاری می‌گویند صرف همکاری با صداوسیما و چهره شدن در این رسانه شما را در جایگاهی قرار می‌دهد که به قولی "چهره نظام" باشید.

میترا زرگر، جامعه‌شناسی که دربرنامه صفحه دو شرکت کرد، از همین منظر وارد بحث شد. خانم زرگر می‌گوید "نمی‌شود شما برنامه محبوبی بسازید، چهره بشوید، پول خوبی از صدا وسیما بگیرید، برای سیاست‌های جمهوری اسلامی هم تبلیغ کنید، اما بگویید زندگی خصوصی‌ام به خودم مربوط است."

داستان بی‌پایان زندگی دوگانه

جالب اینجاست که زندگی دوگانه که بخشی از بحث بالا به آن برمی‌گردد، زندگی عادی میلیون‌ها نفر در ایران است. بخش اعظمی از مردم ایران منطبق بر ارزش‌های اجتماعی و مذهبی حکومت زندگی نمی‌کنند. هر کس که در یک آزمون گزینش شغلی شرکت کرده باشد، این را می داند. هرکس به مدرسه رفته باشد، با این ماجرا آشناست.

چرا راه دور برویم، تمام زنانی که هر روز، خلاف عقیده‌شان، حجاب به سر می‌کنند تا به اماکن عمومی بروند، این داستان را هر روز زندگی می‌کنند. بنابراین زندگی دوگانه باید بخشی از فرهنگ عمومی جامعه ایران باشد. پس چرا هنوز مردم به آن حساسند؟ به عقیده خانم زرگر دلیل این موضوع این است که مردم هم مثل حکومت نمی‌توانند بین هنرمند و نقش او تفکیک قائل شوند.

بسیاری از کسانی که به اسم "ارزشی‌ها" در نظام سیاسی و شبکه‌های اجتماعی معروف هستند هم از حضور هنرمندانی مثل رامبد جوان انتقاد می‌‎کنند، دقیقا به این دلیل که می‌گویند او به اندازه کافی نمی‌تواند به قول معروف برادری‌اش را ثابت کند و "غیر خودی" است.

بخش عمده‌ای از جامعه فرهنگی و هنری ایران هم منطبق بر ارزش‌های حکومتی زندگی نمی‌کنند و سال‌هاست که در تلاش برای ادامه حیات فرهنگی- اقتصادی خود هستند.

بسیاری درسال‌های آغازین از خروجی اصلی فرهنگی کشور حذف شدند. بعضی هم در فقر و بی‌کسی در گذشتند. به نظر می‌رسد حالا که هم حکومت به اهمیت خلاقیت و هنر این افراد پی برده و هم آنها به این نتیجه رسیده‌‌اند که حکومت جمهوری اسلامی ماندگار بوده است، بعضی از آنها به یک زندگی دوزیستی ادامه می‌دهند. هر چند این اتفاق درجات مختلف دارد و برای اهالی فرهنگ، حفظ اصولی که به آن معتقدند و هم‌زمان ادامه کار فرهنگی و هنری که بشود از طریق آن زندگی هم کرد، به یک کشمکش دائمی با خود بدل شده است.

به طریق اولی، جامعه ایران به عقیده بسیاری از جامعه‌شناسان، جامعه‌ای به شدت دوگانه است. زندگی خصوصی و عمومی در ایران، شکافی جدی دارد. شکافی که تاثیرش را در اخلاقیات جامعه و ارزش‌های آن به جای گذاشته است. شاید زمانی که بچه خانم جواهریان و آقای جوان بزرگ شود، این شکاف پر شده باشد.