روزنامه‌های تهران، واکنش تندروها به انتقادهای روحانی

حق نشر عکس Etemad
Image caption تیتر و عکس های صفحه اول اعتماد

روزنامه‌های امروز صبح تهران، یکشنبه ۱۶ آبان در صفحات اول خود با عکس و گزارش ها از سخنان دیروز رییس جمهور روحانی تحسین یا انتقاد کرده اند، روزنامه‌های تندرو خود را مخاطب اشارات رییس جمهور به هتاکی رسانه‌ها دانسته‌اند و روزنامه‌های هوادار دولت از آن بخش از این سخنان که از نبود امنیت برای روزنامه نگااران گفته شده بود استقبال کرده‌اند.

واکنش به تلاش شهردار تهران برای مبرا دانستن شهرداری از تخلفات در واگذاری املاک و مقابله رسانه های طرفدار شهردار به موضوع حقوق های کلان از جمله مباحثی است که در روزنامه های امروز هم آمده جز این که گزارش های مربوط به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با تکرار این که دو نامزد تفاوت عمده ای با هم ندارند هم بخشی از صفحات روزنامه ها را به خود اختصاص داده است.

واکنش تندروها

کیهان با تیتر بزرگ کارنامه چهل ماه دولت، انشاله ۲۰، حساب...؟ در گزارش اصلی خود نوشته سخنان دیروز رییس جمهور به اشتباه در متن نهایی وارد شده است، ظاهرا مربوط به ایام تبلیغات انتخاباتی است و کمترین نسبتی با وظیفه پاسخگویی رئیس‌جمهور برای چهل ماه مسئولیت وی ندارد! معلوم نیست چه کسی باید از نبود شغل گلایه کند. مردم یا رئیس‌جمهور؟ اصحاب رسانه اگر مبلغ و مروج دولت باشند روحیه نشاط به جامعه تزریق می‌شود. یعنی چشمشان را به حقایق ببندند.

در یادداشت روز این روزنامه تندرو هم همین مضمون با امضای حسین شریعتمداری تکرار شده که با عنوان تازه‌ترین ناسزا به منتقدان، لات. بخشی از سخنان حسن روحانی را نقل کرده که از هتاکی ها گله کرده و خواستار انتقاد سازنده و نه هتاک شده است.

در بخش دیگری از این مقاله مدیر کیهان گفته های رییس جمهور درباره وضعیت جنگ موصل را به نقد کشیده و نوشته: تحلیل ایشان درباره علت سقوط اولیه موصل نادرست و به دور از واقعیت است اول از آن رو که به اعتراف هیلاری کلینتون داعش را آمریکایی‌ها خود ساخته اند و دیگر این که اهل سنت نیز بیشترین قربانیان را در اقدامات تروریستی داعش متحمل شده‌اند و ناخشنودی آنان از حکومت مرکزی نمی‌تواند صحت داشته باشد. و آخر این که سقوط موصل به علت وجود فرماندهان نفوذی در ارتش و مراکز اداری شهر بود، یعنی دقیقاً همان «خطر نفوذ» که جناب روحانی نسبت به هشدار دلسوزان درباره آن اهمیت چندانی نداده و نمی‌دهند.

مهدی رجبی هم در مقاله ای در سیاست روز نوشته با در کنار هم قرار دادن جمله دیروز و دوهفته پیش رئیس‌جمهور می‌توان دریافت که هر که سیاست خارجی (شما بخوانید مذاکره) را انتخاب کند انقلابی است. حالا اگر مهم‌ترین مذاکره سال‌های اخیر ایران را بررسی کنیم به چه نتیجه‌ای می‌رسیم؟ برجام با همه خلل و فرجش می‌شود میدان انقلابی‌گری و طبیعتا هرکه انتقاد یا مخالفتی با این سیاست سه‌ساله دولت داشته باشد، برچسبی جز «ضد انقلابی» بودن نصیبش نمی‌شود.

به نظر نویسنده این روزنامه اصولگرا: در سخنان روحانی می‌توان به وهن واقعیات رسید. کسی با مذاکره (از سر اقتدار و نه خنده‌های دیپلماتیک) مشکلی ندارد، اما به یکباره اینچنین وانمود می‌شود که نه تنها راه پیشرفت در بیرون از مرز‌هاست و باید چشم‌مان به دست دشمنان باشد که اساسا این‌چنین رفتاری معنای انقلابی‌گری است.

مقاله سیاست روز بخش دیگری از سخنان حسن روحانی درباره اثر برجام و لغو برخی تحریم ها را هم به نقد کشیده شده و نوشته: به جز شعارهای مستتر در این سخنان، شاید بد نباشد برای بار صدو سوم به رئیس‌جمهور یادآوری کنیم که کسی از برداشته شدن تحریم‌ها ناراضی نیست. اما چرا هیچ‌گاه به طور دقیق و بر اساس اسناد معتبر گفته نمی‌شود که کدام تحریم‌ها در ظل «آفتاب تابان» برجام از بین رفت؟ چرا همیشه به شعار و تهدید بسنده می‌شود؟ چرا واقعیات را به مردم نمی‌گویید؟

احساس امنیت رسانه‌ها

ولی‌الله شجاع‌پوریان در سرمقاله همدلی به نوشته: سخنان صریح دکتر روحانی در مراسم افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات، درواقع سخن دل بسیاری از اهالی رسانه بود که خوشبختانه با درایت شخص رییس‌جمهوری اعلام شد. دکتر روحانی در عین مخالفت با برخوردهای سلبی با رسانه‌ها و به صورت اعم مقوله فرهنگ و هنر خواستار پرهیز از امنیتی کردن فضای فرهنگ و رسانه شدند. متاسفانه در سال‌های گذشته بسیاری از مطالب انتقادی روزنامه‌ها با برخوردهای امنیتی مواجه بوده و سبب شده تا امنیت شغلی اهالی رسانه در وضعیت نامطلوبی قرار داشته باشد.

به نوشته این مقاله: برخی مطبوعات در این سال‌ها عادت کرده‌اند با چشم‌بستن بر روی واقعیت‌های جامعه و وجود افکار و عقاید متفاوت، امکان بروز عقاید مخالف را ببندند و دلسوزان امین جامعه را که شاید دارای رویکردی دگرگونه در نوع مدیریت و اداره جامعه هستند را با القابی چون خائن، مزدور، قلم به‌دست بیگانه، جاسوس برچسب بزنند.

سرمقاله همدلی افزوده: اگر امروز انواع فساد از حوزه‌های مختلف در دولت گذشته مطرح می‌شود یکی از عوامل آن به محدودیت رسانه‌ها مربوط است. اگر دولت گذشته دست رسانه‌ها را در گردش آزادانه اطلاعات باز می‌گذاشت و به رشد رسانه‌های مجیزگو بسنده نمی‌کرد امروز کشور به شرایطی نمی‌رسید که رهبر نظام از وضعیت بغرنج فساد در جامعه اظهار نگرانی و نارضایتی کند. اکنون هم اگر به جد و قاطع خواستار مبارزه با فساد در سطح کلان هستیم راهی جز استمداد از رسانه‌ها و ایفای نقش نقش نظارتی و کنترلی آنها وجود ندارد.

هادی خانیکی هم در مقاله ای در روزنامه ایران سخنان حسن روحانی در نمایشگاه مطبوعات را صریح و واقع گرایانه خوانده و نوشته رئیس جمهوری، دیروز به درستی از ارتباط میان قدرت، امنیت، افکار عمومی و رسانه سخن به میان آورد و بر این نکته تأکید کرد که امنیت پایدار، محصول حوزه عمومی فعال و افکار عمومی حساس است و این مهم وقتی حاصل میشود که شأن و جایگاه رسانه ها به درستی شناخته شود و اصحاب رسانه و کنشگران ارتباطی، آزادانه و مسئولانه قادر به ایفای نقش باشند.

به تاکید این مقاله: امنیت جامعه در پرتو احساس امنیت صاحبان اندیشه و حاملان و ناقلان آن که رسانه ها هستند به وجود میآید. رسانه های آزاد، مسئول، مستقل و نقاد جامعه را ارتباطی میکنند و در جامعه ارتباطی، این توان به وجود میآید که شهروندان به سخنانی که از سر افراط و خشونت و باجخواهی است، اعتنا نکنند و سخنانی را که از سر درک زمانه و درد آیین و مُلک و ملت است، به درستی و بموقع بشنوند.

این استاد علوم ارتباطات در دنباله مقاله روزنامه ایران یادآور شده: سخن رئیس جمهوری در این بود که باید گوش مردم به صدای توسعه کشور آشنا شود و به فریاد خشونت، افراطیگری و تفرقه ناآشنا و این مسئولیت بزرگ رسانه ها، کنشگران ارتباطی و خبرنگاران و روزنامه نگاران هم در فضای حقیقی و هم در فضای مجازی است. جوهر و جانمایه این کار، هم احساس امنیت است و هم ترویج و تعمیق امنیت.

حق نشر عکس Siasat Rooz
Image caption تیتر و عکس صفحه اول سیاست روز

آرامش و امنیت قصه نیست

اما كبري آسوپار در مقاله ای در روزنامه جوان انتقادی آن بخش از سخنان رییس جمهور را نقد کرده که درباره ارامش و امنیت رسانه ها بود و نوشته: ‌رئیس جمهور رسانه‌ها را به ايجاد آرامش مي‌خواند، اما به نظر مي‌رسد يك حلقه اصلي را از ميانه اين زنجير احساس يأس و عدم آرامش حذف كرده و آن اينكه رسانه مي‌تواند «منعكس‌كننده» يا «برهم‌زننده آرامش» باشد و اين هر دو يعني آنكه امنيتي هست و رسانه مي‌تواند در قبال آن نقش‌آفريني مثبت يا منفي كند، نه آنكه از آرامشي كه نيست، قصه بگويد.

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران: بهتر آن است كه رئيس‌جمهور براي يافتن يكي از منابع اصلي برهم خوردن آرامش رواني جامعه، به متون سخنراني دولتمردانش نگاهي دوباره بيندازد. تندي‌هاي كلامي به منتقدان، كنايه و طعنه و زخم زبان، حمله به نهادهاي مختلف كشور و قواي ديگر، ايجاد دوقطبي‌هاي متعدد، آمارهاي غيرواقعي از پيشرفت و عبور از ركود و بهبود اوضاع اقتصادي، همه و همه مواردي است كه به وضوح و عينيت آرامش رواني جامعه را به هم مي‌ريزد. فقط يك نمونه از آنها بدهي معوق و فساد كوچك ناميده شدن دزدي 8هزار ميليارد توماني از اموال حدود يك ميليون نفر از فرهنگيان است.

آقای روحانی چه می دانی؟

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران به سخنان رئیس جمهوری در افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات در دفاع از امنیت رسانه ها اشاره کرده و نوشته:اول اینکه خیلی مچکریم که نمایشگاه ما را افتتاح کردید. دست‌تان درد نکند. بالاخره نمایشگاه مطبوعات شبیه 13 بدر برای ماست. مردم با عهد و عیال‌شان می‌آیند چرخی می‌زنند و پف فیل و چیپس و ساندویچ می‌خورند و خوب که گشت و گذارشان انجام شد و سیر شدند، موقع رفتن سری به افسوس تکان می‌دهند. این همه پول هزینه میشه و کاغذ حروم میشه که چی! به جای این کارا مشکل بیکاری جوونا رو حل کنن. اهالی رسانه هم که صبح تا شب یا علیه رسانه‌های غیر خودی می‌نویسند یا پشت سر رسانه‌های خودی صفحه می‌گذارند، یک جا جمع می‌شوند و بازار ماچ و بوسه و قربان صدقه داغ است.

به نوشته این طنزنویس: در نمایشگاه مدیران و مسئولان هم تشریف می‌آورند چرخی می‌زنند و عکسی می‌گیرند و درباب تأثیرگذاری و نقش غیر قابل انکار رسانه‌ها در رشد و ترقی جامعه داد سخن سر می‌دهند. در حالی که همه می‌دانند دارند خالی می‌بندند. کافیست برای یکی از همان مدیران بنویسی که فلان کارت اشتباه بود یا بهمان خطا در زیر مجموعه شما رخ داده. کار به مدیر نمی‌کشد، آبدارچی‌های سازمان مربوطه حساب کار نویسنده را کف دستش می‌گذارند و آنوقت نویسنده می‌رود کمی آب خنک بخورد تا بعداً معلوم شود حق داشته یا نداشته.

در پایان طنز روزنامه دولت خطاب به رییس جمهور آمده: شما شاید یادتان نمی‌آید اما ما یادمان هست که دوستان چقدر زحمت کشیده‌اند برای تصویب، توشیح و برقراری این تحریم ها. چقدر سخنان هجو و هزل و لغو بر زبان راندند تا طرف را مجاب کنند که تحریم‌ها را چرب‌تر و پر ملاط‌‌تر کند. چقدر زحمت کشیدند و دور دنیا را چرخیدند و انشا خواندند و پای کاغذپاره و قطعنامه دان و مواضع سوخته اجانب را وسط کشیدند. خب شما چه دانی که چه نعمت در تحریم است! تحریم حلال مشکلات دوستان بود.

ماجرای املاک واگذاری شهرداری

سه هفته بعد از دستگیری یاشار سلطانی سردبیر یک سایت خبری به اتهام افشای فهرستی از املاک واگذاری شهرداری و گیرندگان آن ها که با تخفیفات کلی صورت گرفته و در حالی که شهردار تهران هیچ نوع تخلف و فسادی در این واگذاری ها قبول نداشت با توضیحات دادستان کل درباره این پرونده روزنامه های مختلف ابراز امیدواری کردند که بزودی این پرونده مشخص شود اما با توضیحات شهردار تهران در آخرین جلسه شورای شهر که در آن تفسیری از گفته های دادستان ارایه شده یک بار دیگر ماجرا به صفحات روزنامه ها کشیده شده است.

شهروند در سرمقاله خود به نقد سخنان سردار قالیباف پرداخته و نوشته اگر بنا به گفته وی در اين پرونده جرمي محقق نشده يا احتمال وقوع جرم وجود ندارد، اساسا ارسال كردن آن به دادسرا امري بيهوده و عبث است، شهردار پيش از اينكه رسيدگي قضائي شود، چگونه اعلام مي‌كند كه جرمي واقع نشده و فقط تخلف بوده است؟ تازه معلوم نیست از نظر ايشان فرق ميان جرم و تخلف چيست؟ چگونه مي‌توان يك فعل را تخلف ناميد و رقم جابه‌جا شده آن ميلياردها تومان باشد؟

در ادامه این مقاله آمده: مگر مسئول واگذاري‌ها غير از شخص شهردار است؟ چرا از كسان ديگري صحبت مي‌شود كه گويي غايب هستند؟ اينكه ٢٧‌هزارو٦٠٠ واگذاري را بشماريم و بگوييم، فقط ٤٥ مورد تخلف‌شده كاملا نادرست است. اعتراض به تمام واگذاري‌هاي فردي انجام شده ازسوی شهرداری است كه خلاف هر قاعده مديريتي و اخلاقي است و آقاي شهردار هم فقط از يك مورد آن توانسته دفاع كند و هيچ مورد ديگري از این واگذاری‌ها قابل دفاع نيست.

نقد دیگر شهروند این است که توضیحات شهردار بر ابهام ها افزوده در حالی که باید: تمامي كساني كه خارج از تعاوني‌ها و به صورت فردي مسكن يا زمين گرفته‌اند، با اسم و رسم معرفي شوند. علت واگذاري به هركدام از آنها بیان شود؟ قيمت كارشناسي براي هر ملک چقدر بوده است؟ ميزان تخفيف درنظر گرفته شده چقدر است و چرا اصولا تخفيف داده شده. اگر بخش کوچکی از این اتفاق دریک کشور توسعه‌یافته رخ داده بود، تمام گروه مدیریتی در اسرع‌وقت کار را ترک می‌کردند و برای همیشه عطای عرصه سیاست را به لقایش می‌بخشیدند، ولی خب در ایران هستیم و هنوز بدهکار.

ديوار بلند بي‌اعتمادي

احمد غلامی در سرمقاله شرق نوشته:ماجرای انتقال بخشی از گنجینه موزه‌ هنرهای معاصر تهران برای نمایش در برخی از شهرهای اروپایی، این روزها پرسروصداترین خبر تجسمی در ایران است. ماجرای مخالفت‌ها (بیشتر در فضای مجازی) و موافقت‌ها (بیشتر از سوی منابع و رسانه‌های رسمی) ماجرایی است برخاسته از بی‌اعتمادی اهالی تجسمی نسبت به مدیران بخش‌های مختلف هنري.

به نوشته سردبیر این روزنامه: تقریبا کسی مخالف نمایش گاه‌به‌گاه آثاری نیست که سال‌هاست در موزه انبار شده‌اند. مخالفت‌ها از سویی دیگر است و موافقت‌ها نیز. مخالفان نگران این گنجینه ملی هستند. موافقان می‌گویند این گنجینه را اگر به دنیا نشان دهیم ارزش بیشتری می‌یابد. مخالفان می‌گویند تا وقتی اصالت آثاری که قرار است به نمایش گذاشته شود،‌ هنگام خروج و هنگام ورود، به تأیید مراجع ذی‌صلاح نرسیده‌ است، نمی‌توان با خیالی راحت اجازه خروج این آثار را صادر کرد. موافقان می‌گویند احتمال جایگزینی نسخه‌های بدل به‌جای اصل،‌ احتمال بعیدی است.

در ادامه مقاله شرق آمده: مخالفان می‌گویند حتی اصالت همین آثاری که هم‌اکنون در گنجینه موزه وجود دارد، به سبب سابقه برخی از مدیران سابق و کنونی محل سؤال است. موافقان یا به عبارت‌دیگر، مدیران، گویا موافقت کرده‌اند اصالت آثار پیش از خروج و هنگام ورود تأیید شود و اصل ماجرا نیز، گویا، هم‌اکنون منتفی شده ‌است.تمام این مخالفت‌ها و موافقت‌ها گویا اکنون به همان اصلی برمی‌گردد که در ابتدا گفته شد. مدیران لزومی نمی‌بینند اهالی تجسمی، جز عده‌ای معدود را، در جریان کارها قرار دهند، چه برسد به مردمی که در وهله اول نسبتی با آثار تجسمی ندارند و تنها مخاطبان آن آثار محسوب می‌شوند، اما درواقع می‌توان گفت صاحبان اصلی سرمایه‌ای هستند که در موزه گردآوری شده ‌است.

حق نشر عکس Sharvand
Image caption کارتون محمدرضا ثقفی، شهروند

انتخابات با چاشني تهديد حمله تروريستي

روزنامه های مختلف تهران امروز در گزارش های خود از احتمال عملیات تروریستی در روزهای مانده تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ابراز نگرانی کرده و نوشته اند اداره پليس ايالات متحده به نيروهاي خود به صورت كامل آماده‌باش داده است چرا كه هشدارهايي در مورد فعاليت‌هاي تروريستي در اين كشور و به خصوص در شهر نيويورك منتشر شده است.

به نوشته روزنامه اعتماد: یک مقام فدرال گفته يك روز قبل از انتخابات در سه ايالت، نيويورك، تگزاس و ويرجينيا ممكن است گروه تروريستي القاعده عمليات تروريستي انجام دهد كه گفته مي‌شود اين حملات طبق شواهد در روز دوشنبه صورت خواهد گرفت. در بولتني كه وزارت امنيت داخلي برای ایالت ها ارسال كرده هيچ شهرستان يا مكان خاصي ذكر نشده با اين حال شهردار نيويورك اعلام كرده كه برنامه‌ريزي‌هاي امنيتي افزايش يافته است.

اعتماد گفتگو خبرنگار این روزنامه را با عزت الله فولادوند مترجم و اندیشمند نقل کرده که درباره انتخابات در آمریکا پرسیده و وی جواب داده: «اين يكي از بدترين و مفتضح‌ترين انتخاباتي بوده كه من در تاريخ امريكا به ياد دارم. اين دو كانديدا، بيش از آنكه درباره مسائل مهم جهاني و داخلي بحث كنند، مشغول اهانت كردن به يكديگرند. به آلمان و انگلستان و فرانسه نگاه كنيد. هيچ جا وضعيتي شبیه به آمریکا نیست.. اين وضع نه به سرمايه‌داري مربوط است نه به دموكراسي. شايد بايد گفت كه اين وضع ناشي از تغييرات فرهنگي برآمده از انقلاب ديجيتالي حادث شده در جهان است.

خبرنگار اعتماد پرسیده: شايد اخلاقي‌تر بودن كانديداها در ساير كشورهاي دموكراتيك، يا دست‌كم افشا نشدن تخلفات اخلاقي آنها، مانع از شكل‌گيري چنين فضايي در انتخابات اخير كشورهايي مثل آلمان و انگلستان بوده است.

آقای فولادوند پاسخ داده: چرا بايد اين كانديداها از دو حزب دموكرات و جمهوريخواه در معرض راي مردم قرار بگيرند؟ اينها كه خودشان سرخود كانديدا نشده‌اند؛ فرآيندي را طي كرده‌اند و پس از مبارزات مقدماتي درون‌حزبي، به عنوان كانديداي اين دو حزب معرفي شده‌اند.اين نقد من به دموكراسي امريكا نيست؛ نقدي است به آن چه موجب تحول كتابخواني شده است: انقلاب ديجيتال. گسترش اينترنت در جهان، محاسن زيادي داشته و همه ما از آن استفاده مي‌كنيم؛ ولي ضعف‌ها و نتايج بدي هم داشته و يكي از اين نتايج منفي، همين عوام‌زدگي مشهود در انتخابات رياست‌جمهوري امريكاست.

فاطمه رحیمی در جهان صنعت نوشته: انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ شبیه هیچ‌کدام از دوره‌ها نیست. این انتخابات نخستین رویدادی نیست که از رسانه‌های اجتماعی به عنوان ابزار سیاسی استفاده می‌شود اما امروزه فضای مجازی از اهمیت زیادی در انتخابات برخوردار است و همچنین تاثیر بسزایی در جلب یا دفع نظر رای‌دهندگان دارد‌. هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ هر دو از رسانه‌های اجتماعی برای پیشبرد منافع و اهداف سیاسی خود استفاده می‌کنند‌.

به نوشته این گزارش:تبلیغات و تشکیلات انتخاباتی دو حزب عمده آمریکا یعنی حزب دموکرات و جمهوریخواه با استفاده از فضای مجازی، دقیقا روی مخاطبان خاص خود متمرکز می‌شوند‌. در این دوره از انتخابات هم استفاده بیش از حد از فضای مجازی این مجال را به نامزدهای انتخاباتی می‌دهد که رای‌دهندگان سنین پایین‌تر را جذب کرده و حتی هیچ نقطه مغفولی در این انتخابات از قلم نیفتاده باشد‌. فضای مجازی اگر موجب مرتفع شدن منافع نامزدها شده اما معایبی را هم در پی داشته و آن هم افشاگری‌ها و ورود به حریم خصوصی نامزد‌هاست.

در انتهای این مقاله آمده: حواشی ایجادشده به واسطه افشاگری‌های اخیر این انتخابات را تا اندازه‌ای از شکل رسمی آن خارج کرده و طرح موضوعات و برنامه‌های مهم تقریبا فراموش شده، این کارزار را به نبردی تن به تن در فضای مجازی بدل کرده. جدال در فضای مجازی روش نوینی است که تنها به اعتبار آمریکا لطمه زده و این کشور را از ابرقدرتی بلامنازع به مضحکه‌ای برای ریشخند تبدیل کرده است بنابراین با این تفاسیر نباید منتظر انتخاباتی چون دوره‌های گذشته برای آمریکا بود.

حق نشر عکس Farhikhtegan
Image caption کارتون فیروزه مظفری، فرهیختگان

برگزاری کنسرت در ترکمنستان

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در ستون طنز شهروند پرسیده حالا که صالحی‌امیری به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد. مردم کوچه و بازار چه انتظاری از وزیر ارشاد جدیدشان دارند؟

سلیمان از بالای پشت‌بام: راستش ضمن تشکر از قبول مسئولیتشان از ایشان درخواست می‌کنم شرایط پخش سریال‌ها را تسهیل کنند. به‌ویژه شب‌ها شبکه جم سِریِز پارازیت وحشتناکی دارد و ما نفهمیدم ایزل با کوزی دشمن بود یا نه. لطفا صبح‌ها دوباره پخشش کنن.

ساینا هستم از کتابفروشی‌های خیابان انقلاب: من با قرض و قوله اولین کتاب شعرم را به زیور طبع آراستم اما تنها دو نسخه از کتاب توسط نامزد دوستم و به ضرب و زور و تهدید به عدم ازدواج با او خریداری شده، از وزیر جدید ارشاد تقاضامندم، چونان قیمت کاغذ و منقولات چاپ را بیفزاید که دیگر هیچ جوان خامی چون من هوس نکند کتاب شعرش را چاپ بنماید و این‌طور سرخورده از درون و شرمنده دوست و خانواده و آشنا از برون گردد.

ماهان از مشهد: بالاغیرتا ما باید برای یک کنسرت برویم یک استان دیگر؟ حالا شهر همجوار هم نه؟ اَد یک استان دیگر؟ یعنی اگر در آذربایجان‌غربی زندگی می‌کردیم، برای دیدن یک کنسرت باید یک تک پا تشریف می‌بردیم آنتالیا؟ خب آنتالیا بهشان نزدیک‌تر است تا استان همجوار. آن هم با عبور از دریاچه خشک ارومیه. حالا نمی‌شود وزیرجدید ارشاد اگر نمی‌تواند درمشهد کنسرت برگزار کند، حداقل کاری کند که خوانندگان محترم در ترکمنستان و دوشنبه کنسرت بگذارند؟ همه امکانات کشور که نباید غربی باشد و در غرب خلاصه شود!