روزنامه‌های تهران، انتخابات آمریکا و فاجعه وضعیت مطبوعات

روزنامه‌های صبح امروز تهران، دوشنبه ۱۷ ابان در کم اعتنا به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به مسایل داخلی کشور اهمیت بیشتر داده و همچنان به بحث های تند و داغ سیاسی له و علیه دولت روحانی ادامه داده اند.

همزمانی با برپایی نمایشگاه مطبوعات موجبی است برای طرح وضعیت نگران کننده و سرد مطبوعات که روزنامه نگاران را هم از جهت معیشت و هم آزادی بیان در بدترین شرایط سال های اخیر قرار داده است.

حق نشر عکس Iran
Image caption ویژه نامه انتخاباتی روزنامه ایران

اضطراب بر جامعه جهانی. ایران

علی خرم در سرمقاله ویژه نامه روزنامه ایران نوشته: امکان دارد همچون رفراندوم اخیر در بریتانیا که احساسات بر نظرات تخصصی و کارشناسی غلبه پیدا کرد و با ۵۲ درصد آرا بریتانیا مجبور به خروج از اتحادیه اروپا شد، در امریکا هم چنین امری به وقوع پیوسته و احساسات عوام بر نظرات کارشناسی و ملاحظات امنیت ملی امریکا پیشی بگیرد و آقای ترامپ پیروز از صندوق‌های انتخابات بیرون آید. چنانچه این امر به وقوع پیوندد، همه بازیگران بین‌المللی از چنین انتخاباتی دچار نگرانی شده و می‌توان گفت حداقل ۴ سال اضطراب بر جامعه جهانی سایه خواهد انداخت.

به نظر نویسنده این مقاله: سیر تحولات داخلی امریکا و مشکلات باقی‌مانده از دوران بحران مالی سال ۲۰۰۸ و همچنین گرایش‌ها بخصوصی که در جامعه امریکا وجود دارد، باعث می‌شود ظرف چند روز آینده، جهان با خبر پیروزی غیرمنتظره ترامپ مجبور به اتخاذ تصمیماتی جدید نه ‌تنها در مقابل تروریسم بین‌الملل بلکه در مقابل تصمیمات نابخردانه ترامپ در سطح جهانی و بویژه در سطح خاورمیانه باشد.

مقاله روزنامه دولت با نیم نگاهی به دیپلوماسی جمهوری اسلامی افزوده: در چنین حالتی خردورزی و شکیبایی دو شرط اساسی برای احاطه بر مسائل و تبعات بعد از چنین پیروزی خواهد بود که جمهوری اسلامی ایران هم به نوبه خود باید در اندیشه اتخاذ کارآمد‌ترین سیاست خارجی و سیاست منطقه‌ای باشد. البته هیچ‌کدام از دو نامزد ریاست جمهوری امریکا برای ایران مطلوب نخواهند بود ولی خانم کلینتون با وجود برخی نگاه‌های منفی‌اش نسبت به ایران، از روشی قاعده‌مند برخوردار است که به ایران امکان ارزیابی قبلی و اتخاذ تصمیم مناسب را می‌دهد.

تحميل ريسك به اقتصاد جهان

تعادل در سرمقاله خود نوشته: ايالات متحده به عنوان يك ابرقدرت سياسي و اقتصادي و نفوذ عمده‌اش بر بسياري از سازمان‌ها و نهادهاي بين‌المللي قادر است بخش عمده‌يي از نظم موجود را دستخوش تغيير كند و همين مساله باعث شده كه موج رسانه‌يي اين انتخابات ریاست جمهوریش به دورافتاده‌ترين و كم اهميت‌ترين نقاط جهان نيز برسد. دونالد ترامپ، ميلياردر جنجالي نيويورك، سهم قابل توجهي در به وجود آوردن فضاي دوقطبي انتخابات دارد و سعي كرده تا حد توان آراي خاموش را با به چالش كشيدن ساختار‌ها و روندهاي موجود به ميدان بياورد و در اين راستا عضوگيري قابل تاملي هم داشته است.

به نوشته این مقاله: هرچند بعيد است ترامپ بتواند توافقنامه‌هاي تجاري را پاره كند و به جنگ ارزي چين برود، اما به اين دليل كه انتظارات اقتصادي از اين ايده‌ها تاثير مي‌پذيرد، بايد قبول كرد بدون شك يك نااطميناني جدي به حوزه عملياتي ورود پيدا خواهد كرد. پيش‌بيني اين است كه ترامپ حداقل در عمل تغيير موضع‌هاي جدي بدهد اما در سخنراني‌هايش همچنان رويكرد تهاجمي‌اش را حفظ كند و اين يعني تحميل ريسك ترامپ به اقتصاد جهاني.

خلاصه سرمقاله تعادل این است که: ريسك ترامپ در اين وضعيت نامتعادل اقتصاد جهان، بسياري از ايده‌هاي ناب اقتصادي را حداقل براي 4 سال به تعويق خواهد انداخت. اگر كاروان جهاني در فضاي نااطميناني ناشي از حضور ترامپ گام بردارد، بدون شك بر ايران هم تاثيرگذار خواهد بود. مخصوصا در دوران پسابرجام كه ايران به دنبال بازگشت به اقتصاد جهاني است، درصدد توسعه صادرات و واردات برآمده و عزم جدي دارد كه به بازارهاي مالي بين‌المللي بپيوندد، نبايد تاثير ترامپ را ناديده گرفت؛ تهديدي كه نه مي‌توان دورش زد و نه عبور از آن كار ساده‌يي خواهد بود.

محمد مظاهری در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: مسائلی که در مورد نامزدهای ریاست جمهوری در امریکا مطرح و فاش شده، علاوه بر سرگشتگی و ناامیدی مردم امریکا، تا حد زیادی ابهت و اقتدار بین‌المللی ایالات متحده را نیز زیر سؤال برده است. در شرایط کنونی چه کلینتون رئیس جمهوری شود چه ترامپ، از دید مردم و سیاستمداران سایر کشورها که از نقاط ضعف و افتضاحات به بار آمده از سوی هر دو کاندیدا آگاه شده‌اند، دیگر ایالات متحده آن ابهت و بزرگی سابق را نخواهد داشت و کشوری خواهد بود که به دست فردی متوسط و حتی پایین‌تر از آن اداره می‌شود.

به نظر این استاد دانشگاه: اما از منظر تأثیرات سیاسی انتخاب هر یک از دو نامزد، باید گفت هر چند دو حزب رقیب با ابزار و ترفندهای گوناگون می‌کوشند تصویری منفی و وحشتناک از انتخاب نامزد حزب دیگر به نمایش بگذارند؛ امادر ایالات متحده امریکا برخی ساختار‌ها و اصول ثابت حکمفرما هستند که هر رئیس جمهوری از هر حزبی که بیاید، آنها را پیگیری خواهد کرد. حمایت از اسرائیل، تقویت قدرت و نفوذ بین‌المللی امریکا در مناطق گوناگون و مقابله با کشورهای تجدید نظرطلب، از جمله این اصول ثابت هستند.

سرمقاله ایران بدین جا رسیده: با وجود این در پیگیری این اصول ثابت، محافظه‌کارانی همچون ترامپ تمایل بیشتری به استفاده از ابزارهای قدرت سخت به جای گفت‌وگو و دیپلماسی دارند، حال آنکه کلینتون دموکرات آرمان‌های امریکایی را بیشتر با تحریم و گفت‌وگو پیش خواهد برد. بدین ترتیب هر چند تغییر رئیس جمهوری تأثیری بر آرمان‌ها و اصول ثابت امریکایی نخواهد داشت؛ اما بی شک رئیس جمهوری جدید، تصویری متفاوت از امریکا را در ذهن جهانیان ایجاد خواهد کرد؛ تصویری از ناتوانی، ناکارآمدی و بی‌اخلاقی!

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون حسن کریم زاده، شهروند

پاره کردن برجام تبعات جهانی دارد

علی بیگدلی زیر عنوان «پاره کردن برجام تبعات بین المللی دارد» در نوآوران نوشته: مواضع هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ در قبال برجام تا حدود زیادی همسو با مواضع حزبی است،‌ هر چند در برخی محورها هم غیرحزبی می باشد، در بیشتر مواضعی که در کمپینگ‌های تبلیغاتی اعلام کرده اند، هیلاری کلنیتون از اصل توافق برجام حمایت کرده است اما برخی موضع گیریهای او نیز نشان می دهد که در صورتی که رئیس جمهوری شود، مواضع اش در قبال اجرای برجام تندتر از دولت اوباما خواهد بود.

به نوشته این استاد دانشگاه: اما در مورد دونالد ترامپ به یک روش دیگر صورت پذیرفت. وی در اوایل موضع گیری‌هایش نسبت به برجام تندروانه بود اما ترامپ طرفدار سیاست‌های سختگیرانه در مواجهه با ایران نیز هست. دیدیم که در جاهایی از آزاد کردن دارایی‌های ایران بشدت انتقاد کرده و خواستار فروش موشک‌های معیوب به ایران شده است. ترامپ سابقه حرفه ای و آکادمیک در دنیای سیاست ندارد و به رغم انتقادهای تند به دستگاه دیپلماسی کاخ سفید و توافقنامه هسته ای ایران و 1+5، در برخی موضع گیری‌ها نیز آمریکا را ملزم به انجام توافقنامه می داند.

این یک موضوع پیچیده است و به همین راحتی نمی توان گفت که ترامپ می تواند دست به چنین اقدامی بزند. پرستیژ آمریکا و بهتر بگویم ساختار سیاست آمریکا به گونه ای نیست که شخصی مثل ترامپ با موضع گیری‌های شخصی بتواند وجاهت و آن اعتماد بین المللی اش را زیر سوال ببرد، اگر چه کشورهای مثل عربستان با توجه به خصومت‌های عمیقی که با کشور ما ایران دارند، دست به تهدید می زنند و بیشتر از سایر کشورها مخالف برجام بودن و هستند.

علي شكوهي در ستون خود در اعتماد نوشته: در آستانه هر انتخاباتي در امريكا اين پرسش هم در ايران مطرح مي‌شود كه منافع ملي ما با انتخاب كدام حزب سياسي در كاخ سفيد بهتر تامين مي‌شود. اكنون نيز برخي از نيروهاي سياسي كشور ما تمايل خود را پنهان نكرده و علاقه‌مند به پيروزي نامزدي مشخص هستند. البته مشكل اين است كه اين‌بار در كشور ما بحث منافع جناحي در اظهارنظر در اين باره مقدم شده است ولو آنكه آن را در پوشش منافع ملي بپيچند تا از چشم ديگران پنهان بماند.

به نوشته این مقاله: اكنون بحث توافق برجام و رويكرد نامزدهاي رياست‌جمهوري انتخابات امريكا در قبال جمهوري اسلامي و برجام، به عنصر و شاخص اصلي در اين زمينه تبديل شده است. ظاهرا خانم كلينتون خود را در مجموع وفادار به برجام قلمداد مي‌كند و ترامپ، با اين توافق مخالف است و به همين دليل جريان‌هاي داخلي كشور ما اگر موافق برجام باشند كلينتون را ترجيح مي‌دهند و اگر مخالف برجام باشند آرزوي راي آوردن ترامپ را دارند.

مقاله اعتماد به این جا رسیده که: تلخي اظهارنظر برخي در اين باره زياد است چون به صورت صريح مي‌گويند اگر ترامپ بيايد حتما برجام را لغو مي‌كند و اين بهترين فرصت براي جريان‌هاي افراطي در داخل كشور است تا طرفداران اعتدال و مذاكره و برجام را مورد تهاجم قرار بدهند و براي بازگشت دوباره تندروها به دولت تلاش كنند. از جريان‌هاي سياسي داخلي. خدا عاقبت همه ما را ختم به خير كند با اين سياستمداران و تحليلگراني كه داريم.

زبان بدن نامزدها

ندا نظری در گزارشی در ویژه نامه روزنامه ایران به زبان بد نامزدها پرداخته و از لبخند جذاب هیلاری و اداهای عجیب ترامپ نوشته در میان تمام رخدادهای مربوط به این انتخابات که تا سال‌ها در خاطره مردم امریکا و بلکه مردم جهان می‌ماند، کارشناسان و تحلیلگرانِ «بادی لنگوئیج» (زبان بدن) نیز در دو سال اخیر بسیار پرکار بودند و با تحلیل شیوه استفاده ترامپ و هیلاری از زبان بدن برای تأثیرگذاری بیشتر بر رأی دهندگان، ابعاد پنهان سخنرانی‌ها و مناظره‌های انتخاباتی را برای مردم شکافتند.

گزارش ایران از قول مارک بودن از مشهورترین آشنایان به علم بادی لنگویچ نوشته: هیلاری شتابزده و با هیجان صحبت نمی‌کند بلکه کاملاً شمرده شمرده و با آرامش حرف می‌زند.یکی دیگر از بادی لنگوئیج‌های بسیار تأثیرگذار هیلاری که او در حال صحبت کردن بسیار زیاد از آن استفاده می‌کند، باز کردن انگشتان دست در دو طرف بدن به طوری که کف دستش دیده شود، است. این حرکت، نشان دهنده صداقت است بویژه زمانی که دست‌ها در دو طرف بدن باشد، منطقه‌ای که «مارک بودن» از آن تحت عنوان «هواپیمای صداقت» یاد می‌کند.

به نوشته گزارشگر ایران: دونالد ترامپ فردی با هیجانات و احساسات زیاد است. زبان بدن او احساساتش را بیان می‌کند. زمانی که دست‌هایش را در اطراف قفسه سینه نگه می‌دارد و سپس از آن ناحیه به این سو و آن سو اشاره می‌کند، در واقع در حال تخلیه هیجانات خود است. زمانی که او درباره پیامی که می‌خواهد به مخاطب بدهد هیجان زده می‌شود، بسیار زیاد از حرکات ضربه‌ای و بریده بریده استفاده می‌کند. او همچنین از حرکت دست OK-L برای نشان دادن یک پیروزی بزرگ استفاده می‌کند.

حق نشر عکس Noavaran
Image caption کارتون محمد طحانی، نوآوران

ساعت اول رییس جمهور آینده

سوشیانس شجاعی‌فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در صفحه طنز شهرونگ به بررسی شرایطی پرداخته که در صورت انتخاب هر کدام از دو نفر ترامپ و هیلاری بعد از مراسم سوگند در کاخ سفید رخ می دهد. اول از هیلاری کلینتون شروع کرده که به نظر وی در همان ساعت اول

همه رو از اتاق بیضی می‌فرستد بیرون، با تلفن کاخ زنگ می‌زند به شوهرش بیل کلینتون و می‌گوید: بیل؟ من الان رئیس‌جمهوری آمریکا هستم؟... خوبه... قدرتمندترین زن دنیا... بیل؟ یادته در طول انتخابات چقدر به خاطر اون کارای تو تحقیر شدم؟ یادته وقتی قوی‌ترین مرد دنیا بودی روی همین میز چیکار می‌کردی؟ حالا.... فرقی نمی‌کنه، زیر میز!... مونیکا لوینسکی یادته؟ زنگ زدم بهت که بگم، الان وقتیه که می‌خوام تلافی کنم!

به نظر نویسنده در صورت انتخاب دونالد ترامپ در همان ساعت اول این اتفاق رخ می دهد که ترامپ بعد از مراسم سوگند، به همراهی اوباما وارد کاخ‌ سفید شده و بعد از چند دقیقه بگومگو، اوباما و بقیه را از اتاق پرت می‌کند بیرون، روی صندلی می‌نشیند، پاهایش را روی میز می‌گذارد، بعد از چند لحظه سکوت، موبایلش رو درمی‌آورد و زنگ می‌زند به مجله بازی پسران! و نصف کارمندان کاخ ‌سفید را از آن‌جا انتخاب می‌کند!

اتفاق بعدی به نظر طنزنویس شهروند این است که: ارزش دلار در آمریکا و تمام دنیا افت کرده و ارزان می‌شود! به غیراز ایران که قیمت دلار به بالای چهار‌هزار تومان خواهد رسید و یاد و خاطره رئیس دولت دهم را زنده خواهد کرد! ترامپ بعد از مصافحه و ملامسه و ملاعبه با کارمندان کاخ‌ سفید، در محل سخنرانی حاضر خواهد شد و ابتدا دستور ممنوع‌الکاری و ممنوع‌الکنسرت بودن بیانسه و جنیفر لوپز (درود ما بر ایشان و اعضای شریفشان باد) را صادر خواهد کرد و سپس طی یک سخنرانی طوفانی، توافق با ایران را پاره کرده و اعلام می‌کند ایران را باید نابود کرد! ایران و بقیه دنیا هم می‌گویند بفرما!

وضعیت مطبوعات در ایران

محمد صادق جنان صفت در ابتدای سرمقاله ابتکار نوشته: شمارگان روزنامه‌های ایرانی بر پایه آمار ارائه شده از سوی مقام‌های وزارت ارشاد حدود ۸۰۰ هزار نسخه در روز است که اگر به حدود ۶۰ میلیون ایرانی بالای ۱۰ سال تقسیم کنیم به عدد فاجعه‌باری می‌رسیم که در شان جامعه ایرانی نیست. دلایل قابل اعتنایی از جنس سیاست، از جنس فرهنگ و از جنس اقتصاد می‌توان برای این فاجعه ردیف کرد که هر کدام از آنها درست و واقعی‌اند.

این روزنامه نگار اقتصاددان تاکید کرده که مطبوعات دچار یک دور خبیث شده اند. دست‌کم از اوایل دهه 1390 در دام این دور زشت افتاده و هر سال در وضع بدتری قرار می‌گیرند. اقتصاد ایران در 1390 به دلیل ناکارآمدی دولت و تشدید تحریم‌ها تضعیف شد و دولت به عنوان بزرگ‌ترین نهاد اقتصادی کشور با کاهش شدید درآمد مواجه شد. درآمد پایین دولت به دستگاه‌ها و سازمان‌ها و شرکت‌ها رسید و این نهادها که تامین‌کننده عمده درآمد روزنامه‌ها از طریق دادن آگهی بودند دست به عصا شده و دیگر آن جرات و پول قبلی را روانه مطبوعات نکردند.

به نظر سرمقاله ابتکار: این دور بدجنس هنوز ادامه دارد و با توجه به قد برافراشتن رقبای نیرومندی مثل شبکه‌های اجتماعی و صدها سایت تحلیلی - خبری که با هزینه‌های کمتر همان کار روزنامه‌ها را با سرعت بیشتر انجام می‌دهند به نظر می‌رسد شرایط بدتر خواهد شد. برای اینکه شرایط از این که هست بدتر نشود باید همان راهی را رفت که کشورهای دیگر رفته‌‌اند: ادغام موسسه‌های اطلاع‌رسانی و روزنامه‌ها. این راهی است که می‌تواند مانع از رقابت فرسایشی روزنامه‌ها در تخفیف دادن عجیب و غریب به آگهی‌دهندگان شود و می‌تواند به کیفیت تولیدات کمک کند.

علی میرفتاح در ستون کرگدن اعتماد نوشته باید يك اقدام اساسي بكنيم و حقيقتا به ياري مطبوعات بشتابيم. قبلا هم دراين‌باره نوشته‌ام و از شما خواهش كرده‌ام كه هركجا دست‌تان مي‌رسد بنويسيد و كاري كنيد كه اين نمايشگاه به يك اتفاق مبارك بدل شود و با حمايت قاطعانه مردمي، اين ركن چهارم دموكراسي از ورشكستگي نجات پيدا كند. آن اتفاقي كه در سينما افتاد اينجا هم بايد بيفتد.

به نوشته این مقاله: درست است كه در اينجا فرهادي نداريم و مطبوعات به دلايلي دست‌شان باز نيست كه پنجاه كيلو آلبالو بسازند. درست است كه ما فاقد جذابيت‌هاي سينمايي هستيم اما چرخ اقتصادي‌مان كه بچرخد اوضاع‌مان هم سامان مي‌يابد. الان لاغر و نحيف و شكننده‌ايم براي اينكه با فرمول «بخور و نمير» خودمان را سرپا نگه مي‌داريم. عين جوجه‌هاي گرسنه، چشم به يارانه داريم كه در خون و پي‌مان تزريق شود. براي اينكه آتش‌مان به پت‌پت نيفتد چاره‌اي نداريم جز اينكه اين كلاه و آن كلاه كنيم و به يارانه و آگهي بچسبيم. اما مطبوعات نياز به يك عزم ملي دارند.

مقاله کرگدن به این جا رسیده که: ما نياز به يك حركت مردمي داريم كه جمع شوند و آستين بالا بزنند و وارد ميدان شوند. بايد عادت روزنامه ‌خريدن و روزنامه خواندن دوباره برگردد و مردم مثل سابق به ضميمه نان و شير و پنير صبحگاهي روزنامه هم بخرند. امروز غالبا سر در موبايل داريم و از رسانه‌هاي كاغذي گريزانيم. قديم، در هر خانه‌اي كلي روزنامه باطله بود. حتي اگر كتابخوان نبودند روزنامه مي‌خواندند. اما حالا شب عيد روزنامه ندارند كه با آن شيشه پاك كنند. در بيشتر خانه‌هاي امروزي روزنامه نيست كه روي آب ريخته بريزند. روزنامه ندارند شب‌ها جدول حل كنند... همين امر خود نشان مي‌دهد كه چقدر از روزنامه فاصله گرفته‌ايم.

مسوولیت شهرداری چیست؟

شهروند در سرمقاله خود با اشاره به محاکمه قاتل یک دستفروش که به قصاص محکومش کرد اعترافات محکوم را نقل کرد که نشان می دهد وی در شرکت پیمانکاری کار می کرده که کارش جمع آوری دستفروشان از جانب شهرداری تهران بوده است و اظهار نظر کرده در بدترين حالت فرض كنيم كه او نيز قصاص شود، نتيجه چه خواهد بود؟ دو مرد ميانسال و جوان كشته و قصاص شده‌اند، دو خانواده عزادار از دست‌رفتن عزيزانشان و نان‌آور خانواده شده‌اند و بايد با مشكلات اقتصادي بيش از پيش دست‌و‌پنجه نرم كنند.

این روزنامه با اشاره به اثرات غیرقابل جبران روحی و معیشتی به خانواده های مقتول و محکوم نوشته:به جز بيکاري و نبودن اشتغال رسمي و تعريف‌شده، فقدان سازوكار تعريف‌شده براي حقوق و وظايف افراد و نهادهاي عمومي است و از اين مشکل مهم‌تر نیز فقدان آموزش به افراد درگير در كارها به‌ويژه چنين كارهايي كه ممكن است در موقعيت‌هاي غيررسمي و تعريف‌نشده موجب تنش شود. درواقع انتظار مي‌رود كه دادگاه در كنار صدور حكم نسبت به عامل مستقيم و مباشر قتل، به اتهامات مسببان قتل نيز مي‌پرداخت.

شهروند اشاره کرده که: اين قتل ريشه در چند مسأله ديگر دارد كه اگرچه نقش مستقيم در وقوع قتل نداشته‌اند، ولي سبب آن ماجراي تأسف‌برانگيز بوده‌اند و به نوعي قاتل و مقتول هر دو قرباني اين سبب هستند، دادگاه بايد به اين پرونده رسيدگي كند كه قاتل و دو نفر از همكارانش براساس كدام قرارداد و جايگاه حقوقي و قانوني جلوي كار مقتول را گرفته‌اند؟ آنان براساس كدام اجازه قانونی حق مقابله با او را داشته‌اند؟ چه كسي به آنان چنين حقي را داده است؟ چه كساني آنان را آموزش داده‌اند كه در مقابل تخلف سايرين چگونه برخورد كنند؟

برای مبارزه با مواد مخدر

حق نشر عکس Sharq
Image caption کارتن علی رومانی، شرق

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در صفحه طنز شهرونگ با اشاره به گسترش مصرف و قاچاق مواد مخدر به راهکارهایی پرداخته که می تواند مانع گسترش این تجارت مرگ آور شود اولین پیشنهاد وی این است که پخش برنامه‌های صداوسیما کاهش یابد چون جوری باعث افسردگی می شود که آدم می پرد وسط خیابان و داد می زند تاکسی؟ دربست ساقی! یکی دیگر از راه های کاهش عرضه، سپردن توزیع مواد مخدر به عوامل توزیع مطبوعات و روزنامه ها است چون این عزیزان قدر بد توزیع می کنند که مواد مخدر دست کسی نخواهد رسید.

پیشنهاد دیگر طنزنویس وارد کردن مواد مخدر چینی است. هرکس مواد چینی بزند به جای اینکه برود فضا می‌رود زیرزمین و زود ترکش می‌کند. ممنوع الفعالیت کردن برخی فعالان سیاسی که سابق در مسند قدرت بودند هم یکی دیگر از روش‌های نوین کاهش تقاضا برای مواد است. با جلوگیری از حضور این فعالان سابق از یأس و ناامیدی عمومی و میل به اعتیادجلوگیری می شود.

طنزنویس شهروند در نهایت نوشته: یک روش بکر و ناب دیگر هم توقیف همه روزنامه‌ها است تا هیچ خبر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی یا اخبار نقل و انتقالات فوتبال و ... به دستتان نرسد . یعنی رستم اگر روزنامه های این مملکت را بخواند یک شبه می‌شود کریم شیره‌ای!