روزنامه‌های تهران، ترامپ انعطاف ندارد، آشتی کنیم

روزنامه‌های امروز صبح تهران، دوشنبه ۲۵ بهمن در صفحات اول خود از دربی تهران نوشته و ابراز شادمانی کرده‌اند که این بار شهرآورد تهران پرهیجان بود و مانند سال‌های گذشته خسته کننده نبود. مقالات این روزنامه ها بیشتر بر موضوع احتمالات در برخورد ترامپ با ایران اختصاص دارد که با مقالاتی در وصف آشتی و همبستگی ملی همراه است در حالی که روزنامه های تندرو همچنان این پیشنهاد را رد می کنند و معتقدند که نظام باید شرط هایی برای بخشش اصلاح طلبان داشته باشد.

حق نشر عکس Javan
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

گلهای شیرین و پایان تلخ

سعيد احمديان در روزنامه جوان نوشته: دربي‌هاي بي‌هيجان و اعصاب خرد کن را فراموش کنيد، ديروز دربي 84 روي سکه نبردهاي آبي‌هاي و قرمزهاي تهران بود، مسابقه‌اي که از همان دقايق اول تماشايي و جذاب از آب درآمد تا برخلاف اکثر رويارويي‌هاي دو تيم در چند سال اخير کمتر تماشاگري در ورزشگاه و روي سکوها خميازه بکشد و حوصله‌اش از بازي بي‌کيفيت سر برود.

به نوشته این ورزشی نویس: تماشايي شدن دربي ديروز را بايد به پاي منصوريان و برانکو نوشت، دو مربي‌اي که با خارج شدن از پيله محافظه‌کاري، تيم‌هايشان را هجومي به ميدان فرستادند تا تماشاگران مسابقه فرصت پلک زدن هم نداشته باشند. دربي ۸۴ در حالي با تدابير دومربي آغاز شد كه نه استقلال و نه پرسپوليس براي مساوي به زمين بازي نيامده بودند و توپ از سوت شروع بازي در محوطه جريمه دو تيم در جريان بود تا هم رحمتي و هم بيرانوند روز پرکار و شلوغي را تجربه کنند.

جوان نوشته: اين در حالي بود که در مصاف‌هاي قبلي استقلال و پرسپوليس، مساوي‌هاي اعصاب خردکن و نمايش محتاطانه آبي‌ها و قرمزها که اول براي نباختن وارد بازي مي‌شدند، سبب شده بود تا خيلي‌ها براي تماشاي دربي تهران سردرد بگيرند. مسابقه ديروز اما با توجه به شرايط شاگردان برانکو و منصوريان که هر دو تيم در اوج آمادگي و بهترين شرايط به هم رسيده بودند، يکي از بهترين‌هاي نمايش‌هاي چند سال گذشته تاريخ دربي‌ها به خصوص در نيمه اول بود.

مسعود سلیمی در سرمقاله جهان صنعت نوشته: در مسابقاتی که این روزها به غلط در کشور ما شهرآورد نامیده می‌شود درحالی که اصل و نسب آن به شهر دربی‌کانتی در بریتانیا برمی‌گردد و باید با واژه «دربی» شناخته شود که اصلا به همشهری بودن تیم‌ها ربطی ندارد، احساسات از نوع شادی و غم به بالای صد درجه می‌رسد و در واقع اینجاست که می‌توان و باید به آزمونی برای جامعه‌شناسی برای شناخت روحیات عاشقان فوتبال دست یافت.

به نوشته این مقاله:«دربی‌باز» بودن بخش جدانشدنی فوتبال است به شرطی که قرار نباشد تمام دردها و رنجش‌ها و داشته‌ها و نداشته‌های زندگی را در شکست و پیروزی «دربی» جست‌وجو کنیم.«دربی 84» سرخابی‌ها پیش و پس از آن به روشنی از یک مشکل اجتماعی در ایران خبر می‌دهد تا جایی که هر دو طرف گویی تمام بازی زندگی را در چمن سبز می‌دیدند و دیگر هیچ!

و خلاصه سرمقاله جهان صنعت این که: آنچه در دربی ۸۴ گذشت، نه‌تنها دلخوشی حتی دلخوری فوتبال هم نبود بلکه جنگی بود که فارغ از نتیجه، علامت سوال بزرگی رو‌به‌روی جامعه ایران قرار داد و این یعنی ما هنوز با گفت‌وگو از هر نوعی که باشد و کمی بالاتر، با رقابت آن هم از هر نوعی که باشد، آشنا نیستیم.

اعتراض اساماسی

پوریا عالمی از یک نظرسنجی فرضی خبر داده که در آن از مردم پرسیده: چه کسی برنده مسابقه استقلال و پرسپولیس خواهد بود؟ الف- استقلال. ب- پرسپولیس. پ- سازمان آگهی‌های صداوسیما. ت- مخابرات (درآمد sms) نتیجه رأی‌گیری این شد:

سازمان آگهی‌های صداوسیما و مخابرات هرکدام با کسب ۴۹ درصد آرا اول شدند. پرسپولیس با دو گل زده، دوم شد و استقلال با چهار گل خورده پنجم.

طنزنویس افزوده: ممکن است شما الان به توییتر من مراجعه کنید تا سندش را ببینید. معلوم است که چیزی که آنجا نظر دادند با چیزی که اینجا ما اعلام کردیم فرق دارد. پس چه توقعی دارید؟ ما طوری نتایج را اعلام کردیم که به نتیجه‌ای که می‌خواستیم برسیم؛ یعنی برنده همه مسابقه‌های ورزشی، سازمان آگهی‌های صداوسیما و شرکت مخابرات است.

در پایان ستون طنز شرق آمده: گلش را یکی دیگر می‌زند، جایزه‌اش را یکی دیگر می‌گیرد، قراردادش را یکی دیگر می‌بندد، بعد مردم با هر اساماس میانگین ۱۵ تومان ابراز احساسات می‌کنند.

حق نشر عکس Bahar
Image caption کارتون سادات دمیر، بهار

با ایران و مکزیک مقابله میکند

محمدصادق جنان صفت به نقل از دو استاد که در آمریکا تحصیل و تدریس کرده اند نوشته آنان درباره تصمیم‌های ترامپ نسبت به ایران نظر واحدی دارند.به باورآن ها صاحبان امروز کاخ سفید ممکن است در مناسبات امریکا با چین، آلمان و روسیه انعطاف نشان دهند اما در مقابله با ایران یا مکزیک فاقد انعطاف کافی خواهند بود.

نویسنده معتقد است داوری این دو نفر که از دریچه‌های گوناگون به مساله تهدیدهای ترامپ نگاه می‌کنند واقعیت تلخی است که باید نسبت به آن بی‌تفاوت نبود. ترامپ تا همین جای کار چند عقب‌نشینی را تجربه کرده است اما درباره ایران با شتاب و هیجان با همسایه‌های ایران، با روسیه، با رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا و با کشورهای دیگر به طور جدی در حال رایزنی است. کمترین زخمی که وی می‌تواند بر پیکر اقتصاد نه چندان تندرست ایران بزند برقراری دوره تازه‌ای از رژیم تحریم‌های اقتصادی است که می‌تواند روح و جسم اقتصاد ایران را وارد یک عصر جدید از فرسایش باشد. ورود اقتصاد ایران به مسیری که در سال‌های 1391 و 1392 طی شد. بار دیگر سایه اندوه و خشم را بر سر فعالان اقتصادی، شهروندان و لشکر خشمگین بیکاران می‌گستراند و پیامدهای ناشناس دارد. چه باید کرد؟

مقاله ابتکار با تاکید بر این که هیچ ایرانی دلسوز و میهن‌دوستی به نهادهای قدرت توصیه نمی‌کند در برابر رفتارهای خارج از قاعده گروه جدید حاکم بر کاخ سفید پرچم سفید در دست گیرد نوشته: در حالی که روسای سه قوه در برابر ترامپ و حلقه اول یارانش جانب احتیاط را نگه داشته و بی‌مهابا وارد کارزار نشده‌اند برخی حرف‌ها و رفتارهای نادرست و بی‌حساب و کتاب از سوی تندخویان ایران می‌تواند حریف را برای دشمنی عملی ترغیب کند.

و خلاصه این که: نباید گونه‌ای حرف بزنیم و تصمیم بگیریم که ترامپ و دوستانش می‌خواهند و آرزوی آن را دارند. توجه داشته باشیم که امریکا در چه فکرهایی است و آنگاه افکار و برنامه‌های آنها را با برخی کژرفتاری‌های کودکان و از سر لجبازی برخی افراد و جریان‌های سیاسی مقایسه کنیم و با خود بگوییم امریکا در چه فکریه آنگاه برخی سیاسیون در ایران به چه چیزهایی فکر می‌کنند.

آشتی ملی؛ ضرورت ایران امروز

الهه کولایی در مقاله ای در شرق نوشته:منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم و کشوری که در آن حضور داریم، از ظرفیت‌های گوناگونی برای تحولات مثبت و منفی برخوردار است؛ به‌ویژه آنکه مردم ما در قرن اخیر تلاش‌های فراوانی برای حاکمیت مردم بر مردم کرده‌اند، به‌گونه‌ای که این تلاش‌ها برای بسیاری از ملت‌های جهان به سرمشق و الگو تبدیل شده است.

به نوشته این استاد دانشگاه: مانند بسیاری از کشورهای در‌حال‌توسعه، منطقه و کشور ما نیز با تهدید‌ها و فرصت‌هایی روبه‌روست که رویارویی با آن نیازمند هوشیاری و دقت نظر نخبگان سیاسی است. در متن تحولات جامعه ما به طور طبیعی، فراز و فرودهایی شکل گرفته که گاه انتظام ملی و استفاده از همه توان کشور را دچار ضعف کرده تا جایی که گاهی برای رقبای ما در سطح منطقه نیز فرصت‌هایی ایجاد شده است. امروز که ٣٨ سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و پاسداری از دستاوردهای آن، از یک ‌سو و تلاش برای تحقق آرمان‌های آن، از سوی دیگر، فراروی ملت ایران قرار گرفته، نخبگان سیاسی باید بتوانند سازوکارهای مناسب در این زمینه را فراهم کنند.

مقاله شرق به این جا رسیده که: همه افراد و گروه‌های تأثیرگذار در مسیر تحولات کشور در صدد آن هستند که ایران، به جایگاهی که شأن و شایستگی آن را دارد، ارتقا یابد؛ نه‌تنها در داخل کشور بلکه در سطح منطقه و جهان و البته این آرزو دست‌نیافتنی نیست.

کریم ملک آسا در سرمقاله همبستگی نوشته: دوباره بحث آشتی ملی از جانب فعالان سیاسی و صاحب نظران در جامعه مطرح شده است. احزاب در تکاپوی آن هستند تا به نحوی با فراهم کردن زمینه‌های آشتی ملی، یک انسجام و وحدت را در جامعه مطرح کنند. در این میان نیز امکان دارد که برای برخی این سوال مطرح باشد که چرا در این برهه زمانی و شرایط بین المللی مجددا احزاب و سیاسیون بر اهمیت آشتی ملی اصرار می‌ورزند و به تعبیری آن را از اوجب واجبات می‌دانند.

نویسنده تصریح کرده: ما به آشتی ملی نیاز داریم چراکه انتخابات اخیر ایالات متحده و بر سرکار آمدن تندروها و در راس آن دونالد ترامپ به اضافه میدان گرفتن بیش از پیش جمهوری خواهان در فضای سیاسی این کشور آن هم در شرایطی که اکثریت کرسی‌های کنگره را در اختیار دارند، یک هشدار جدی برای ما تلقی می‌شود. به ویژه آنکه رسیدن تندروها به کاخ سفید این جرات و جسارت را به سایر هم‌پیمانانشان داده است تا در منطقه و جای جای جهان فضای عمومی را علیه ایران با جریان‌هایی مثل اسلام هراسی و ایران هراسی بشورانند.

نایب رییس حزب همبستگی در این مقاله تاکید کرده: ما به آشتی ملی نیازمندیم چون جریان‌های ضد جمهوری اسلامی مترصد آن هستند تا به مدد شرایط به وجود آمده، تمام آنچه که دولت تدبیر و امید در عرصه دیپلماسی و سرآمد آن توافق هسته‌ای با گروه ۵+۱ محقق کرده بود را تحت الشعاع اقدامات افراطی خود قرار داده و به نحوی آن را تضعیف و متزلزل کنند.

شرط نظام برای آشتی ملی

عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان با اشاره به این که مسئله‌اي به نام «آشتي ملي» را چند سال پيش كرباسچي طرح كرد، سپس خاتمي و روحاني در آن دميدند و تعداد ديگري از اصلاح‌طلبان يا آن را تأييد کردند يا با فرار به جلو شروطي را براي آنچه خود طرح كرده بودند گذاشتند. طبيعتاً طرح اين مسئله براساس يك «نياز» عنوان مي‌شود، اما بايد ديد بين اين نياز و «مسئله» و «گره» موجود چه نسبتي وجود دارد؟ توقع «شتر ديدي، نديدي» يا «نه خاني آمد و نه خاني رفت» واقعاً ساده‌انديشانه است؛ چرا كه گره و مسئله به عنوان يك واقعيت وجود دارد و هيچ گامي جهت باز كردن يا عبور از مسائل پيشين ديده نمي‌شود و استخوان لاي زخم همچنان باقي است.

به نظر سردبیر روزنامه سپاه پاسداران: نه همه اصلاح‌طلبان بلکه برای بیشترشان طرح آشتي ملي از آن جهت بحث انحرافي است كه نه مسئله آنان با نظام «ملي» است و نه كل جناح را در برمي‌گيرد. بسياري از اصلاح‌طلبان در دولت و نظام و مجلس حضور دارند، لذا نه تراز، تراز ملي است و نه مسئله گفت‌وگوي جناح‌هاست. اصلاح‌طلبان ناب تلاش مي‌كنند مسائل خود با نظام را به جناح مقابل ارجاع تا منازعه را سياسي و يا سطح آن را تقليل دهند.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون کریم حسن زاده، شهروند

جوان به عنوان شرط نظام نوشته: حال كه نظام هيچ دادگاهي تشكيل نداده است با «خوداظهاري» به صورت رسمي و علني دو مسئله را حل كنيد. شجاعت گفتن عدم تقلب را داشته باشيد، همانگونه كه جسارت اتهام آن را داشتيد. از ضد انقلاب و ساختارشكنان ابراز برائت كنيد و شعارهاي طرح شده عليه اصل انقلاب و نظام را محكوم كنيد. اين خواسته مشخص نظام از شماست كه نه نامش توبه است و نه محاكمه.

محمد ایمانی هم در کیهان بعد از تکرار اتهامات گذشته این روزنامه به اصلاح طلبان بار دیگر این را که آنان مورد حمایت دولت‌های بوش و اوباما بوده اند و در عین حال به بهانه دعوت به حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن که خود جرئت آفتابی شدن میان مردم را پیدا نکردند، مدعی «آشتی ملی» شوند؟! چگونه می‌توانند شیطان بزرگ را به ویژه ظرف چند سال اخیر بزک کرده باشند و حالا ناگهان دعوت به تظاهراتی کنند که جان مایه آن شعار «مرگ بر آمریکا» است؟

این روزنامه تندرو پرسیده: آیا اگر ملت ایران مثلا برجام را برد- برد تلقی می‌کردند، با آن انزجار کم‌سابقه در روز 22 بهمن «مرگ بر آمریکا» می‌گفتند؟ عنایت دارید که مرگ بر آمریکا می‌گفتند و نه مثلا مرگ بر ترامپ؛ چرا که ترامپ هنوز تازه از راه رسیده و عمده این اعلام انزجارها نسبت به دغلبازی و خباثت‌های دولت اوباما به ویژه در یک ساله پس از اجرای برجام است.

کیهان این بار دولت را هدف گرفته و نوشته: می‌گویند اگر برجام نبود، با چه مصائبی مواجه می‌شدیم اما صداقت ندارند که بگویند چه کسانی گرای تحریم‌ها را پس از سرشکستگی در فتنه سبز به دشمن دادند تا بعداً بتوانند ضرورت مذاکره و امتیاز دادن را توجیه کنند. می‌گویند «آشتی ملی» اما نمی‌گویند مگر چه اتفاقی افتاده که باعث جدایی آنها با «جمهوری اسلامی» - و نه شکاف میان ملت- شده است؟

درخانه سفیر چه خبر بود؟

حسین شریعتمداری در کیهان امروز با این تیتر هیجان آمیز خبر داده که دیروز در اقدامی غیرمنتظره و سؤال‌برانگیز، مراسم امضای قراردادهای تجاری میان ایران و سوئد به جای مراکز رسمی کشورمان در منزل سفیر سوئد برگزار شد. در این مراسم، نخست‌وزیر سوئد و هیئت همراه وی و تعدادی از وزرای کشورمان و معاونان آنها و تنی چند از فعالان اقتصادی حضور داشتند.

براساس یک اصل شناخته شده دیپلماتیک، قراردادها و مقاوله‌نامه‌ها و... در مراکز رسمی کشور میزبان امضاء می‌شود و انتقال آن به منزل سفیر کشور میهمان نه فقط با روال جاری و تعریف شده سیاسی مغایرت دارد، بلکه تحقیر کشور میزبان را نیز به دنبال دارد.

مدیر این روزنامه تندرو از دولت توضیح خواسته و نوشته عکس‌های منتشر شده از مراسم مورد اشاره، نشان می‌دهد که خانم‌های عضو هیئت همراه نخست‌وزیر سوئد بدون حجاب در مراسم حضور یافته‌اند و گفته می‌شود نخست‌وزیر و سفیر سوئد برای حضور بدون حجاب این خانم‌ها اصرار داشته‌اند که مراسم در منزل سفیر سوئد انجام بپذیرد! این استدلال صرفنظر از صحت و سقم آن به یک بهانه شبیه است و نمی‌تواند توجیه کننده مراسم مزبور باشد چرا که خانم‌های حاضر در مراسم می‌توانستند مراسم یاد شده را که بیشتر به یک «کولتل پارتی» شبیه است بدون حضور وزرا و دولتمردان کشورمان در منزل سفیر برگزار کنند.

از دیدگاه کیهان برگزاری مراسم امضای قراردادها در منزل سفیر سوئد، به جای مراکز رسمی و دولتی، می‌تواند این توهم را به دنبال داشته باشد که جمهوری اسلامی ایران توان حفظ امنیت مراسم را نداشته است و به این علت مراسم در منزل سفیر صورت گرفته است! یعنی القای ناامنی در ایران اسلامی، آنهم در حالی که جمهوری اسلامی ایران امن‌ترین کشور منطقه و یکی از امن‌ترین کشورهای جهان است. یا مبادا برخی از دولتمردان کشورمان حرف‌های در گوشی! و محرمانه‌ای! داشته‌اند که نمی‌خواسته‌اند به گوش برخی دیگر از مسئولان نظام برسد.

عذرخواهی قسطی و سیاست‌های پلاسکویی

آساره کیانی در روزنامه مردم سالاری با اشاره به واکنش های مسوولان درباره حادثه پلاسکو نوشته: ظاهرا قضیه عذرخواهی برای مسئولان خیلی مهم شده و دغدغه اصلی این روزهایشان را شامل می‌شود. تا پیش از این‌که کسی(اعضای شورای شهر تهران) از شهردار تهران بخواهد که صراحتا از مردم و جان‌باختگان حادثه پلاسکو عذرخواهی کند-استعفایش پیش‌کش-، قضیه عذرخواهی برای شهروندان عادی و حتی خانواده جان‌باخته‌ها، مطرح هم نشده بود؛ وقتی سال‌ها در شرایطی زندگی کنی که «عذرخواهی مسئولین از مردم»، برایت محلی از اعراب نداشته باشد.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون محسن ظریفیان، قانون

به نوشته این مقاله: در حادثه پلاسکو، نام دو نفر در صدر لیست عذرخواهان شهردار تهران و رئیس سازمان بنیاد مستضعفان قرار داشت و شاید همین اعلام شفاف، از جمله عواملی بود که جانبداران محمدباقر قالیباف، در صدد باشند مدیریت شهری او در جمع‌کردن پلاسکوی فروریخته را پررنگ کرده، مدال به گردنش بیاویزند و در فرار از عذرخواهی، اسکورتش کنند. نهایتش هم این شد که وقتی همه مخالفان «سیاست‌های پلاسکویی» شهردار، نهایت تلاششان را برای بیرون‌کشیدن واژه عذرخواهی از دهان ایشان به کار بردند، پس از ساعت‌ها جر و بحث در فضای به‌هم ریخته شورا، این جمله پایانی عایدشان شد که «عذر می‌خواهم اما نه برای پلاسکو؛ برای خاطر این‌که برای مردمم نمُر‌ده‌ام!»

در پایان مقاله مردم سالاری آمده: رئیس بنیاد مستضعفان نزدیک به یک‌ماه بعد از حادثه می گوید «چندین دستگاه در حادثه پلاسکو مسئول هستند و پس از مشخص شدن سهم هر دستگاه، عذرخواهی صورت خواهد گرفت».رئیس سازمان مربوطه که از قضا مالک ساختمانی است که عدم ایمنی‌اش جان انسان‌ها را گرفته، برای عذرخواهی‌اش شرط می‌گذارد و توضیح می‌دهد که اگر این شرط، محقق شد، آن‌وقت عذرخواهی می‌کند اما این عذرخواهی «مرحله» دارد و به صورت «اقساط »ارائه خواهد شد.

دربی رو ول کن! خودمون چند چندیم؟!

سوشیانس شجاعی‌فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در صفحه طنز شهرونگ نوشت: می خواستم راجع به این‌که برگزاری دربی چگونه به اقتصاد ملی کمک می‌کند، بنویسم و راجع به بازار بوق و کرنای کنار استادیوم و بالارفتن آمار فروش تخمه، چیپس، ماست، سیگار، پادزهر مار، شیر سماور، اگزوز خاور، بی‌خیال شدم! والللا! تماشاگران اعصابشان خرد است می‌آیند جلوی خانه‌مان هی می‌گویند اگزوز سماور و شیر خاور و اینها!

به نوشته طنزنویس:یکی از جذابیت‌های استادیوم آزادی- همراه اول آینده!- این بازارهای جانبی لباس و ابزار طرفداری و ضدطرفداری است! از لباس اصل بارسلونا و رئال‌مادرید و منچستر بگیرید تا بوق و اگزوز و برف شادی! یکی از فروشنده‌های لباس که می‌گفت: خود باشگاه بارسلون، لباس‌هایش را از کارگاه منیریه همین آقا تأمین میکنه، بعد میبره بارسلون، دانه‌ای ٨٠ یورو میکنه توی زنبیل مردم! کامران نجف‌زاده راست می‌گفت کلاهبرداری کل اروپا را برداشته!

در ادامه طنز شهرونگ آمده: سازمان لیگ برای حفاظت از زمین درمقابل باران و برف احتمالی، کل زمین را پلاستیک کشیده بود که یکهو ٦ تا کامیون شن و نمک و دو تا لودر برف روب اومد وسط زمین و قالیباف آمد پایین گفت: من ٩ساعته برف‌ها را جمع می‌کنم، شما ببین توی قطب شمال هنوز که هنوزه نتونستند برف رو جمع کنند! تاج رئیس فدراسیون جواب داد، قربون زلف طلات برم، ببین، زمین بازی رو ساییدی با کامیونت! ما پلاستیک کشیده بودیم اون سه نفر هم اونجا بودند که اگه برف اومد پارو کنند! یکهو سه نفر از کنار زمین فریاد زدند: برف... پارو... می‌کنیم!

فردا با صفحه ویژه روز ولنتاین... که خب نه... صفحه ویژه استقبال از سپندارمزگان! در خدمتتان هستیم!