روزنامه‌های تهران، حمله ترکها و سعودی‌ها و اسراییلی‌ها به ایران

روزنامه‌های تهران حملات هماهنگ نمایندگان ترک، سعودی و اسراییل به عملکرد ایران را در اجلاس امنیتی مونیخ با اشاره به سخنان معاون رییس جمهور آمریکا نشانه هماهنگی ها در مقابله با حکومت تهران دانسته و با انعکاس سخنرانی جواد ظریف در همان اجلاس گمانه زنی کرده اند که پیام های آشتی تهران به اعراب بدون پاسخ بماند.

بدون نتیجه ماندن استیضاح وزیر راه، پیشنهاد دولتی کردن بانک های در حال ورشکستگی از دیگر گزارش های امروز این روزنامه هاست.

حق نشر عکس Donyaye Eqtesad
Image caption تیتر و عکس صفحه اول دنیای اقتصاد

حمله به ایران در مونیخ

در روزی که روزنامه های مختلف عکس هایی از جواد ظریف در حالی سخنرانی در اجلاس امنیتی مونیخ را در صفحات اول خود آورده اند، جوان روزنامه سپاه پاسداران در گزارش اصلی خبر از سخنرانی نمایندگان ترکیه و سعودی و اسراییل علیه ایران با عنوان موضع هماهنگ ترکی عربی و اسراییلی علیه مصالحه جویی ظریف خبر داده و به این ترتیب بر نظر همیشگی خود پای فشرده که راه حل پیشنهاد آشتی به کشورهای دیگر نیست بلکه باید در حال حمله و مقابله بود.

همین روزنامه در مقاله‌ای به امضای رحمان نعیمی با اشاره به سفر یک روزه رییس جمهور روحانی به عمان و کویت نوشته: سفر روحانی باعث شد امیر کویت، به حسن نیت ایران در این زمینه مطمئن شود و با آماده شدن برای سفری به عمان در روز دوشنبه، پیگیر مقدمات گفت‌وگو بین ایران و اعضای آن شورا شود. با وجود این، به نظر می‌رسد مسئله و مشکل اصلی در این مسیر همچنان پابرجا بوده که نشانه واضح آن نه در منطقه بلکه در شهر مونیخ و کنفرانس امنیتی آن دیده شد.

روزنامه سپاه پاسداران گمانه زنی کرده که دیدگاه سعودی متناسب با نظر مثبت رییس دولت ایران برای گفتگو با آن کشور نیست چنان که وزیر خارجه آل سعود، ‌در کنفرانس امنیتی مونیخ به جای در پیش گرفتن لحنی مسالمه‌جویانه یا دست کم از سر صداقت به گفت‌وگو، لحن خصمانه سابق و معهود خود را ادامه داده و باز همان تهمت‌هایی را به ایران‌زده که در این روزها وجه مشترک او با دولت‌های امریکا و رژیم صهیونیستی شده است.

جوان نوشته: این نحو خصومت‌ورزی از سوی سعودی‌ها شک و تردید‌های جدی نسبت به نقش آنان در گفت‌وگوی سازنده با ایران ایجاد می‌کند و این سؤال را پیش می‌کشد که آیا آنها مثل ایران حاضر هستند با حسن نیت وارد چنین گفت‌وگویی بشوند؟ دست کم واژگان مشترک الجبیر با اسراییلی ها و امریکایی‌ها حاوی نکته‌ای برای پاسخ مثبت به این پرسش نبوده و حتی می‌توان گفت که شدت و کیفیت این وجه مشترک آن قدر هست که او هم‌چنان در صف اسراییلی-امریکایی ایستاده و نمی‌خواهد موضع خصمانه خود را به موضعی دوستانه تغییر بدهد.

ایران در چارچوب آمریکا

صلاح‌الدین هرسنی در سرمقاله جهان صنعت با اشاره به کنفرانس امنیتی مونیخ نوشته به جهت آنکه جهان در شرایط کنونی با چالش‌های امنیتی و سیاسی بسیاری روبه‌رو است، این کنفرانس فرصتی را به وجود آورد که «ایران» در کنار سایر موضوعات اجلاس بیش از همیشه مطرح شود.

این مقاله با اشاره به سخنان معاون اول رییس جمهور آمریکا مایک پنس آن را فصل تازه‌ای از تنش در روابط تهران و واشنگتن دانسته و نوشته: به معنای آن است که دولت ترامپ همه منابع خود را برای محدودسازی ایران و تعیین‌کنندگی نقش آن در منطقه به کار می‌گیرند. غیرمنتظره هم نیست که با توجه به بزرگنمایی تهدید ایران، آمریکا بتواند سیاست‌های معطوف به همبستگی و چند‌جانبه‌گرایی را علیه ایران سازماندهی و سایر قدرت‌های بزرگ از جمله انگلستان و مجموعه‌های اسراییل‌محور را همراه خود کند. هدف عمومی آمریکا در این سیاست تعقیب راهبرد مهار و بازدارندگی آن هم با امید به ایجاد تغییر در مواضع ایران است به این معنی که اگر ایران در فضای همکاری‌جویانه با سیاست بین‌الملل ایفای نقش کند در آن شرایط به نتایج مثبت راهبردی نایل خواهد شد.

سرمقاله جهان صنعت اظهار نظر کرده که : برای عبور از این مرحله ایران دو راه پیش‌رو دارد؛ اول واکنش متقابل مبتنی بر شدت عمل در حوزه‌هایی است که آمریکا در آن حوزه‌ها منافع حیاتی دارد و دوم آنکه ایران بتواند به منظور تداوم نقش در منطقه و خروج از وضعیت مهار در چارچوب‌های موردنظر آمریکا رفتار کند که این نوع رفتار متضمن مطلوبیت‌های راهبردی بیشتری برای ایران است زیرا شرایط را برای تعیین‌کنندگی نقش در منطقه فراهم می‌کند و از بدبینی‌های امنیتی در منطقه خواهد کاست و از همه مهم‌تر آنکه دو کشور در فضای اعتماد بیشتری ایفای نقش می‌کنند.

دولت در همه چیز بی کفایت

کیهان همزمان با حملات هماهنگ ترکیه و اسراییل و سعودی به سیاست خارجی ایران در سرمقاله خود همچنان سیاست های دولت را زیر سووال برده و متهم به خوش بینی به غرب کرده و از مردم خواسته در انتخابات آینده به حسن روحانی رای ندهند.

به نوشته این زونامه :اگر طیف خوش‌بین به غرب در دولت مدعی اصلاحات به کمک اشغالگران آمریکایی- انگلیسی افغانستان شتافتند و عنوان «محور شرارت» را به عنوان دستخوش دریافت کردند، در پسابرجام نیز امتیازاتی را در حوزه هسته‌ای، اقتصادی و تجاری- و بعضاً - سیاسی واگذار کردند که خروجی آن، زبان درازی و طلبکاری و فشار بیشتر غرب بود. از پژوی ورشکسته و توتال بدعهد فرانسه بگیرید تا شرکت نیمه ورشکسته اسکانیا در سوئد. ما برای فرانسوی‌ها، انگلیسی‌ها و آلمانی‌ها فرصت شغلی درست کردیم و آنها در عوض نام خلیج فارس را تحریف کردند، ایران را مایه تهدید منطقه خواندند و قطعنامه محکومیت حقوق بشری علیه کشورمان تدارک کردند؛

حق نشر عکس Farhikhtegan
Image caption بدرفتاری آموزشی - کارتون فیروزه مظفری، فرهیختگان

محمد ایمانی در یادداشت روز کیهان تکرار کرده: ریشه ناکارآمدی، امید صرف به غرب درگیر گرفتاری‌های خود است. ملت و کشور ما اکنون در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارد؛ اینکه دولت دوازدهم تکرار بی‌عملی‌های دولت فعلی باشد یا با عبور از گفتمان عقیم این دولت، در تراز تدبیر و طراحی و اقدام و عمل ملی تغییر کند. باید نقطه پایان بر روند مدیریتی گذاشت که به اذعان رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری «سوئیسی حرف می‌زند اما آفریقایی عمل می‌کند»!

وقتی از داخل به دشمنان سوژه می‌دهند

حمیدرضا شکوهی در سرمقاله مردم سالاری نوشته: رقابتهای سیاسی در اغلب کشورهای جهان، در جایی که پای منافع ملی به میان بیاید، جای خود را به تعامل می‌دهد. کمتر در جهان شاهد بوده‌ایم که جناح‌های سیاسی، برای متهم کردن یکدیگر در حوزه‌های مختلف اقتصادی و سیاسی به گونه ای عمل کنند که کشورهای دیگر - رقبا یا دشمنان - از آن دستاویزی برای تحت فشار قرار دادن آن کشور در حوزه‌های سیاسی یا اقتصادی بسازند.

به نظر این مقاله: مصادیق این عملکرد در سالهای اخیر توسط گروهی که دلواپسان شناخته شده اند بارها دیده شده. مهمترین آن، فاش شدن محتوای جلسه محرمانه محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان با اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس توسط کریمی‌قدوسی بود که فشارهای فراوانی به تیم مذاکره کننده ایران در مذاکرات بعدی وارد کرد؛ موضوعی که وزیر خارجه هم به صراحت آن را بیان کرده بود. در حوزه اقتصاد هم فاش شدن برخی جنبه‌های محرمانه پرونده کرسنت کدهایی در اختیار کشورهای دیگر قرار داد .

مقاله ابتکار با اشاره به برخورد روزنامه های مخالف دولت با توتال در زمینه که قرارداد همکاری در تهران امضا می شد و جریان خرید هواپیما از خارج نوشته: گاه این اقدامات در بازیهای رسانه ای و سیاسی منحصر می‌ماند - که البته تاثیرات منفی آن ذکر شد - و گاه به مرحله عمل می‌رسد که تاثیرات آن به مراتب ناگوارتر است؛ همانند حمله به کنسولگری و سفارت عربستان در مشهد و تهران یا چند سال پیش حمله به سفارت انگلیس در تهران.

خرید اسلحه و مشروب در تهران ازاد

روزنامه جوان در صفحه اول خود با عنوان بزرگ اسلحه و مشروب ازاد خبر داده که خبرنگار این روزنامه در اقدامی هماهنگ شده از یک فروشگاه مشروب سفارش داد و در محل روزنامه جوان تحویل گرفت. اما در گزارشی که زیر این تیتر آمده هیچ خبری درباره خبرنگار و تحویل در محل روزنامه نیست.

در گزارش روزنامه سپاه پاسداران آمده:اینجا اسلحه‌فروشی و مشروب‌فروشی مجازی ایران است و شما تنها یک کلیک با خرید اسلحه گرم یا انواع و اقسام مشروبات الکلی فاصله دارید. ‌کانال‌های تلگرامی، صفحات اینستاگرامی و سایت‌ها و صفحات موجود در انواع و اقسام شبکه‌های اجتماعی مجازی فروشگاه‌هایی امن و در دسترسی است که حتی افراد غیر‌حرفه‌ای هم به آسانی می‌توانند آنها را پیدا کنند و برای خرید انواع مشروبات الکلی یا سلاح گرم اقدام کنند. برون داد این خرید و فروش آنلاین را هم می‌توان در رشد آمار جنایت با سلاح گرم و آمار تأمل برانگیز مصرف مشروبات الکلی مشاهده کرد؛ آماری که نشان می‌دهد فضای مجازی امنیت فضای عمومی جامعه را به بازی گرفته است.

به نوشته صالح محسنی در این گزارش: شرط سفارش آن است که فالو کنید تا در قدم بعدی بتوانید دایرکت شوید. برای تحویل سفارش گاهی باید تا یکی از شهرهای مرزی بروید، اما گاهی وقت‌ها هم می‌توانید با ترفندهایی سفارش را در شهر خودتان و حتی دم در منزل تحویل بگیرید. ماجرای خرید و فروش اسلحه‌های گرم هم همین طور است. در اقدامی هماهنگ شده برای اطمینان از انجام کار، خبرنگار «جوان» با واریز مبلغی یک شیشه از برندهای معروف مشروب را سفارش داد که در محل روزنامه جوان آن را دریافت کرد!

حق نشر عکس Shahvand
Image caption کارتون حسن کریم زاده، شهروند

خبر خوب بعد ماه ها

روزنامه ایران بعد از هفته ها که مدام خبرها از سوانح و حوادث بد طبیعی در کشور بود خبر داده چند روزی است که یک سامانه بارشی بسیار گسترده و سنگین وارد کشور شده و شهرهای جنوبی کشور را شبیه «ونیز» کرده است. اوج این بارش‌ها در استان‌های خوزستان، سیستان وبلوچستان و فارس رخ داد و مسئولان کشور را برای مهار سیلاب‌ها از تهران به جنوب کشور کشاند. اگرچه این وضع بحرانی بود اما وزیر نیرو یک نکته مثبت در مورد آن می‌گوید؛ «سیل خشکسالی را ترمیم کرد.»

به نوشته روزنامه دولت: آمارهای شرکت مدیریت منابع آب نیز این ادعای حمید چیت چیان را تأیید می‌کند. بر اساس این آمار، ارتفاع کل ریزش‌های جوی از اول مهر تا روز گذشته بالغ بر ۱۴۲ میلیمتر بود. این مقدار بارندگی نسبت به میانگین دوره‌های مشابه درازمدت(۱۳۳ میلیمتر) ۷درصد و نسبت به دوره مشابه سال آبی گذشته(۱۴۱ میلیمتر) ۱ درصد افزایش نشان می‌دهد.

که نسبت به میانگین ۴۷ ساله اتفاق نادری است که بارش‌های سیل آسای اخیر مسبب آن بوده‌اند.

به این ترتیب جنوب کشور بعد از چندین ماه بدون بارش بخشی از کمبود بارش‌هایش جبران و روح تازه‌ای در کالبد تشنه این مناطق دمیده شد. اتفاق خوشی که اگر سدها نبودند فاجعه بار بود.وزیر نیرو با بیان اینکه اثرات سیلاب استان فارس در ترمیم خشکسالی‌های اخیر بسیار چشمگیر است؛ آن را از اثر ساخت سدهای متعدد در کشور دانسته و گفته : در بارندگی اخیر و وقوع سیل در استان فارس، نقش سد سلمان فارسی در کاهش بحران و خسارت‌ها بود. این سد نقشی بی‌بدیل در کنترل سیلاب در منطقه ایفا کرد.

خوش به حالمان

میترا زمانی در ستون طنز جهان صنعت نوشته: باز گلی به جمال مهندسان و آرشیتکت‌های هخامنشی که تخت جمشید را طوری ساختند که حتی سیل هم که می‌آید به شکلی کاملا کانالیزه می‌آید و دورش را می‌زند و می‌رود! کاش این همه سازه و بنایی که الان می‌سازیم هم تعهد دو هزار و ۵۰۰ سال پیش را در خودشان حس کنند!

باز هم «بگم‌ بگم» در بهارستان

آمنه شیرافکن در گزارشی در شرق درباره مهم ترین خبر داخلی نوشته: عباس آخوندی آمد و رفت و وزیر ماند. نتیجه البته چندان هم پیش‌بینی‌ناپذیر نبود. هزینه استیضاح وزیر راه و شهرسازی ماند برای آنهایی که زمان مجلس، وزیر و اعضای هیئت دولت را صرف پاسخ‌گویی به نکاتی کردند که پیش‌تر از ارائه آن به وزیر سر باز زده بودند. اشاره هم به‌ همان جلسه‌ای است که استیضاح‌کنندگان به جای درج همین موارد، جلسه را ترک کرده و به‌اصطلاح خودمانی قهر پیشه کردند؛ اما نه‌تنها عباس آخوندی؛ بلکه بسیاری از ایرانیان به‌خوبی می‌دانند که شیوه‌های تهمت‌زدن و رهاکردن مسئله به حال خود ریشه دیرینه‌ای در ادبیات تخریب سیاسی کشور ما دارد. این شیوه بی‌بدیل به‌ویژه در مناظره‌های تلویزیونی محمود احمدی‌نژاد به اوج خود رسید.

به نوشته این روزنامه نگار: همه آن تصویر معروف را به یاد دارند. نیمچه‌ نگاهی به مقابل و ورق‌زدن یک‌سری کاغذ و تهدید به بگم‌ بگم. این بگم‌ بگم‌ها بعدتر با محوریت شخص احمدی‌نژاد تا صحن علنی مجلس رسید و پاپیچ علی لاریجانی، رئیس مجلس، شد. وقتی که احمدی‌نژاد صحن علنی را با پخش فیلم و این بار تهدید ضمنی رئیس مجلس برهم زد و داد و بیدادها به هوا رفت.بعدتر میراث‌داران سنت فکری او در بهارستان در بزنگاه‌های سیاسی به سبک خودشان با آمار و اطلاعات و پرونده‌سازی سراغ تخریب چهره‌های سیاسی رفتند. فیلم یکی را نشان دادند و فک و فامیل دیگری را با برخی پرونده‌های فساد در هم آمیختند.

مقاله شرق به این جا رسیده که: شاید اگر همان روز که احمدی‌نژاد در مناظره و پخش زنده تلویزیونی به آیت‌الله هاشمی و خانواده‌اش اشاره کرد و با دیگران نیز برخورد مشابهی داشت، فرصت غنیمت بود تا جلوی افترازدن‌ها گرفته شود یا اگر موضوع صحت دارد، برخورد قضائی اتفاق بیفتد. اغلب کارشناسان حقوقی بر این باورند که در ایران کمبود قانون نداریم و مشکل از اجرانکردن قانون است.

محمود شد؛ چرا ما نشویم؟

احسان اقبال سعید در همدلی به بهانه اعلام آمادگی رضا تقوی و حمید بقایی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آینده از جناح اصولگرا نوشته آقای تقوی در بهترین حالت آرای لاریجانی در سال ۸۴ و ولایتی در سال۹۲ را تکرار خواهد کرد. این‌گونه اعلام حضورهای غیر منتظره در ماه‌های منتهی به انتخابات امری معمول است و عموما هم با توجه به عدم اقبال و اجماع چون تیری در تاریکی رها شده به هدف نمی‌نشیند.

حق نشر عکس Noavaran
Image caption کارتون محمد طحانی، نوآوران

به نوشته این مقاله: کمی بعد حمیدرضا بقایی یار نزدیک احمدی‌نژاد در کانال شخصی‌اش این‌گونه نوشت:«با کسب اجازه از محضر فرد فرد شما مردم عزیز، نامزدی خود را برای شرکت در انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌کنم. این‌جانب این اعلام نامزدی را کاملا مستقل از اشخاص، گروه‌ها، احزاب و جناح‌های سیاسی است، صرفا اعلام سربازی برای کشور عزیز و خدمتگزاری به ملت شریف ایران دانسته و بدان افتخار می‌کنم.»

اعلام نامزدی بقایی به فاصله کوتاهی از نامه احمدی‌نژاد مبنی بر امتناع از حمایت هیچ شخص و گروهی در انتخابات ریاست جمهوری صورت می‌گیرد. درصورت رد صلاحیت محتمل وی این جریان می‌تواند به عنوان مظلوم برای ادوار آتی سیاست‌ورزی‌اش متوسل شود. نکته آخر اینکه حضور و پیروزی احمدی‌نژاد کم نام‌ونشان در سال ۸۴ بسیاری از سیاسیون میان‌مایه را هم به این صرافت انداخته بود که بخت خود را بیازمایند و بگویند برای محمود شد، چرا برای آنها نشود ؟شاید گزاره فوق بهترین تحلیل برای حضور امثال بقایی باشد.

در پرواز مشهد-تهران چه گذشت؟

پدرام ابراهیمى در صفحه طنز بی قانون نوشته: بیست و هفت ساعت از تاخیر و هفت ساعت از نشستن مسافران در هواپیما گذشته. صدای کاپیتان از بلندگو: «مسافران محترم، حال‌تون چطوره؟ پرسنل پرواز نهایت سعی خود را برای رفع مشکلات انجام می‌دهد. اگه چیزی میزی لازم دارید به مهمانداران بگید، تعارف نکنید». یکی از مسافران، بلند می‌شود و خشمگین فریاد می‌زند: «من چیز زیادی نمی‌خوام. من فقط می‌خوام برم یه جایی که هشت ساعت کار کنم، هشت ساعت پیش زن و بچه‌‌ام باشم، هشت ساعت هم بخوابم.»/ صدای کاپیتان: «حرفات رو گفتی؟»/ مسافر: «بله.»/ صدای کاپیتان: «بیشین!»

به نوشته طنزنویس: ناگهان یکی از مسافران گوشی موبایلش را می‌گیرد بالا: «کانال اوف چه جیز میز نوشته تو پرواز ما بمب هست!»/ ولوله‌ای در میان مسافران می‌افتد. زنی به شوهرش: «چیکار کنیم؟ پیاده شیم؟»/شوهر: «نخیر ما از این رسما نداریم. با لباس سفید اومدیم تو هواپیما، با کفن سفید می‌ریم بیرون.»/ یکی دیگر از مسافران بلند می‌شه در حالی که به پنجره اشاره می‌کنه: «خانم مهماندار! این بال سمت راست چرا موتور نداره؟!»/ مهماندار به صورت خیلی جذاب ولی با حفظ شئونات: «شما همون مسافر دقیقه آخری نیستید؟»مسافر: «گیرم که هستم.»/ مهماندار: «شصت تومن پول بلیت دادید خیال کردید براتون شاتل میاریم؟!»

در ادامه طنزنوشته بی قانون از قول کاپیتان آمده: «نبینم یه جا نشستید/ منتظر چی هستید؟»/ مسافران همه با هم: «ما منتظر پریدن هستیم/ هیچ جا نمی‌ریم همین‌جا هستیم...»/ یکهو همان مسافر تلگرام‌باز داد می‌زند: «اوه اوه! کانالا نوشتن حمید بقایی کاندید ریاست جمهوری شده!»/ صدای کاپیتان: «مسافرین محترم. کلید رو گذاشتم زیر ارتفاع‌سنج. رفتید، در رو هم ببندید. خدافظ.» و ایجکت می‌کند. مهمانداران و مسافران دیگه منتظر پله نموندند و خودشون رو پرت کردند روی برف‌های باند، خود هواپیما پیچید تو آشیانه، برج مراقبت مرخصی ساعتی گرفت رفت رستوران پسران کریم گارسونی کنه

و خلاصه این که: امروز هم همکاران ما رفتند تا از وضعیت فرودگاه هاشمی‌نژاد مشهد گزارش تهیه کنند، دیدند فرودگاه جاش رو داده به کوه‌سنگی و رفته طرقبه آش دوغ می‌فروشه. مردم ادای به‌تنگ‌اومده‌ها رو در میارنا. بابا بقاییه دیگه، فوقش نابود می‌شیم. جَو می‌دید الکی.

موضوعات مرتبط