روزنامه‌های تهران، آمریکا در رقه، دولت روحانی زیر ضربه

  • 11 مارس 2017 - 21 اسفند 1395
حق نشر عکس فرهیختگان
Image caption خرید نوروزی -- فیروزه مظفری، فرهیختگان

روزنامه های اول هفته تهران، شنبه ۲۱ اسفند در مقالات خود از حضور نظامی آمریکا در رقه نوشته و به گمانهزنی درباره سرنوشت جنگ سوریه و درگیریهای منطقه ای پرداختهاند.

در میان مطالب داخلی، انتشار سالنامه های نوروزی با عکس هایی از هاشمی رفسنجانی در پشت جلدشان از جمله خبرهایی است که ده روز مانده به نوروز در این روزنامه ها منعکس است.

باید منتظر ماند!

کریم ارغنده‌پور در مقاله نوشته:تا حدود دو ماه دیگر انتخابات ریاست‌جمهوری و شوراها برگزار می‌شود؛ ولی آیا فضای جامعه برای چنین واقعه بزرگی آماده شده؟ پاسخ دشوار نیست. نه! انتخابات ریاست‌جمهوری مهم‌ترین واقعه سیاسی کشور است. همه برنامه‌های نامزدها باید در فرصت مناسبی به‌خوبی و صراحت برای جامعه تبیین و سپس به واسطه دیدگاه‌های مختلف نقد شود. آنگاه جامعه در یک وضعیت رقابتی تصمیم بگیرد که کدام دیدگاه را بیشتر می‌پسندد.

به نوشته این روزنامه نگار: گروه‌های سیاسی به‌روشنی می‌دانند چه را نمی‌خواهند.چنان که اصلاح‌طلب‌ها از مدت‌ها پیش انتخابشان را کرده‌اند؛ اگرچه درباره برنامه‌های جایگزین اختلاف دارند؛ ولی در اردوگاه اصولگرایان سراسیمگی عمیق‌تر است. آنها می‌دانند که وضع موجود را نمی‌پسندند و همگی اذعان دارند که برای شکست‌دادن رئیس‌جمهوری کنونی نیاز به وحدت جمعی دارند؛ ولی رسیدن به اتحاد درباره یک نامزد خاص به سادگی‌ای که بیان می‌شود، نیست.

مقاله شرق در نهایت تاکید کرده: مهم‌ترین مسئله این است که فرد کاریزماتیکی که توان نمایندگی جمعی آنها را داشته باشد و هم‌زمان بتواند آرای عمومی را در مقابل رئیس‌جمهوری حاکم داشته باشد، وجود ندارد یا دست‌کم درباره آن تردید جدی هست. در چنین حالتی طبیعی است که فضای عمومی جامعه هم در همین حد فعلی انتخاباتی باشد. اینکه مرتب از دولت به‌تندی و از تریبون‌های مختلف انتقاد شود، برای جمع‌کردن رأی کفایت نمی‌کند. جامعه می‌خواهد بداند آن که انتقاد می‌کند، برنامه خودش چیست.

تفرقه بینداز و حکومت نکن

احمد غلامی در سرمقاله شرق نوشته:با اینکه هنوز رقیبی جدی برای حسن روحانی در انتخابات پیش‌رو پیدا نشده است، همه‌چیز در بستر نگرانی پیش می‌رود. اصولگرایان برای انتخابِ نامزد به نتیجه‌ای قطعی نرسیده‌اند و در تعلیق به‌سر می‌برند و بعید است به این زودی‌ها به انتخابی‌ تمام‌عیار دست پیدا کنند. برخی از چهره‌های این طیف مصداقِ این ضرب‌المثل‌اند که آزموده را آزمودن خطاست، و برخی دیگر در قد‌وقواره مقام ریاست قوه مجریه نیستند.

به نوشته سردبیر روزنامه: ااصولگرایان بیش از گذشته دست‌شان خالی است، اما در این میان، کسانی که دلیلی برای پیروزی‌شان وجود ندارد، زودتر از دیگران اعلام آمادگی کرده‌اند تا شاید در این بلبشو بزند و بخت یارشان شود و از آب کره بگیرند، درست مثل احمدی‌نژاد. همان کسی که این باور را در همه سطوح فعالان سیاسی به وجود آورد که اگر او می‌تواند رئیس‌جمهور شود، دلیلی ندارد که دیگران نتوانند. این باور نه‌تنها در عرصه سیاست بلکه در آحاد جامعه تسری یافت و بعید است آثار این اعتمادبه‌نفس کاذب به این زودی‌ها از بین برود. احمدی‌نژاد ثابت کرد در هشت سال هم می‌توان یک کشور را به‌لحاظ اقتصادی به خاک سیاه نشاند و فرهنگش را به انحطاط کشاند و مردم را به بیماری کاذب مبتلا کرد.

شرق روزنامه نزدیک به اصلاح طلبان تاکید کرده: تنها از او برمی‌آمد شعار انقلاب را که بیانگر روحیه انقلابیون و از معجزات هر انقلابی است این چنین لوث کند. وگرنه همه آگاه‌اند که به‌حکم عقل در برخی موارد «ما نمی‌توانیم» و این گفته نه به‌معنای ضعف و خودباختگی بلکه پذیرش «ما می‌توانیمِ» عاقلانه و واقعی است. بنیان‌گذارِ شعار‌های بی‌مبنا این روزها برای ادامه حیات سیاسی‌اش و بازگشت مجدد به قدرت دست به هر کاری می‌زند. حتا اگر این کارها، نقش‌های کمدین‌های سطحی را تداعی کند.

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته:چند سالی است که چگونگی ارتباط با حاکمیت ،مساله اصلاح طلبان شده است. هر چند تبارشناسی این جناح سیاسی، در درون حاکمیت تعریف می شود و اصلاح طلبان از تبار جمهوری اسلامی به حساب می آیند اما به علل عدیده این جناح امروز گرفتار بحران ارتباط با حاکمیت است. در بامداد این بحران، اول بار دست آنان از حکومت کوتاه شد و رفته رفته این فاصله، زبانی شد، هر چه بیشتر گذشت، ادبیات اصلاح طلبان از ادبیات حاکمیت دورتر شد.

این نماینده مجلس اظهار نظر کرده که: در دوره ای گروه های «چپ» هم ساز همدلی با جمهوری اسلامی می زدند اما در اولین پیچ از مدار خارج شدند. به گمان من ؛ گفتمان آنان با هر قرائتی، «گفتمان غیر» جمهوری اسلامی تعریف می شد. اما گفتمان اصلاح طلبی، گفتمان متن و متن گفتمان جمهوری اسلامی است.به همین سبب است که بحران و سو تفاهم هشت ساله (از سال ٨٨ تاکنون)، نتوانسته آنان را از مدار جمهوری اسلامی خارج کند. اصلاح طلبی اساسا ذیل جمهوری اسلامی معنا دارد.

ابتکار نوشته: اما سوءتفاهم این سال ها، اصلاح طلبان را از متن به حاشیه جمهوری اسلامی رانده است. چند صباحی است که ادبیات این جناح با مختصات جمهوری اسلامی ناکوک افتاده و منشا شکاف زبانی شده است. رهبران اصلاح طلب دست به هر اقدامی می زنند هر چند دلسوزانه و با هدف ترمیم شکاف ها اما بر عمق سوتفاهم می افزاید.این چالش زبانی البته مشکلات دیگری هم آفریده است.

حق نشر عکس اعتماد
Image caption تساوی حقوق زنان -- علیرضا پاکدل، اعتماد

دفاع از دولت

صادق زیباکلام در مقاله ای به نامه اسحاق جهانگیری معاون اول ریاست جمهوری به دبیرشورای نگهبان اشاره کرده و نوشته: امروز در مواجهه با معضلات اقتصادی، همه انگشت اتهام را به سمت دولت به معنای قوه مجریه نشانه می‌گیرند. اگر رکود است، تنها از دولت انتظار معجزه دارند؛ اگر بیکاری بالاست؛ از دولت انتظار معجزه دارند؛ اگر کسادی گریبانگیر اقتصاد ماست، از قوه مجریه انتظار توقف رکود دارند. متأسفانه روالی باب شده و بسیاری از اقشار تحصیلکرده هم ناخودآگاه به آن تأسی می‌کنند و آن روال اینکه صرفاً و فقط دولت به معنای قوه مجریه را موظف و مکلف به پاسخگویی درباره مسائل اقتصادی، یا درست‌تر گفته باشیم، کمبودهای اقتصادی می‌دانند.

نویسنده با تاکید بر این که طبق قانون اساسی، قوه مجریه باید پاسخگوی اقتصاد باشد نوشته با وجود این تردیدی نیست که اولین نهادی که برای پاسخگویی پیرامون نابسامانی‌ها و ناملایمات اقتصادی می‌بایست به آن مراجعه کنیم، قوه مجریه است. اما (و این امای بزرگی است) این سؤال کمتر مطرح شده است. که چه میزان از اقتصاد خرد و کلان ایران در دست دولت است؟ آیا تنها دولت است که برای اقتصاد برنامه می‌ریزد؟ آیا برنامه‌های سالانه به معنای بودجه و برنامه‌های ۵ ساله توسعه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، تنها از سوی دولت و بدون مشارکت قوا و نهادهای دیگر، تنظیم و تصویب می‌شود؟

این استاد دانشگاه تاکید کرده: هیچ کس به درستی نمی‌داند که اگر به فرض کل اقتصاد ایران را از صفر تا صد تقسیم بندی کنیم، از این صفر تا صد، چه بخشی از آن زیر نظر دولت به معنای قوه مجریه است یا دولت بر چه بخشی از آن کنترل و آگاهی دارد و می‌تواند سیاست‌های آن را تنظیم کند و چه بخشی از این صفر تا صد، خارج از کنترل دولت است. هیچ مطالعه دقیقی صورت نگرفته است. اما کم نیستند بنگاه‌های بزرگ اقتصادی که یا به اسم «خصولتی» یا غیر آن، اساساً دولت هیچ کنترلی روی آنها ندارد. متأسفانه منتقدان دولت هرگز این مسأله را مطرح نمی‌کنند که چه میزان از اقتصاد کلان ایران زیر نظر دولت است و چه میزان خارج از کنترل آن؟

منتقدین گذشته را نمی گویند

شهروند در سرمقاله خود با تاکید بر کاستی های اقتصاد ایران و نقش دولت نوشته: اصولگرایان منتقد و یا حتی مخرب، نوعی نعل وارونه می‌زنند زیرا آنان بیشترین نقش را، اگر نگوییم تمامی نقش، در به وجود آمدن بحران سال‌های ١٣٩٠ به بعد در کشور داشتند؛ کشوری که رشد اقتصادی آن منفی بود، اشتغال در حد صفر بود، تحریم‌ها در نهایت خود قرار داشت، پول‌های کشور در بانک‌های خارجی بلوکه شده و به نفع بیگانگان بود، فروش نفت به حداقل یعنی کمتر از یک میلیون رسیده بود. از همه بدتر تورم و فساد بود؛ تورم سالانه برای طبقات کم‌درآمد به حدود ٦٠‌درصد و برای عموم مردم به ٤٠‌درصد رسید. فساد نیز در همه امور دیده می‌شد. بانک‌ها و صندوق‌های مثلاً قرض‌الحسنه در بدترین شرایط خود بودند.

در ادامه این مقاله آمده: قاچاق کالا به بیش از ٢٠ میلیارد دلار در ‌سال رسیده بود و مسئولیت همه اینها با کسانی است که امروز لباس خیرخواه مردم و منتقد دولت را پوشیده‌اند. لباسی که مثل پوستین است. روی آن پوست خوش آب و رنگ و سوزن‌دوزی شده و درونش بسیار زشت و کریه است. اینکه امروز انتقاد می‌کنند، مشکلی نیست، در هر حال مخالفان سیاسی کاری جز انتقاد ندارند و این چندان غیرطبیعی نیست ولی رعایت حدی از انصاف هم بد نیست. دولت فعلی داعیه این را ندارد که همه مشکلات را حل کرده است.

این مقاله در دفاع از دولت نوشته: دولت اگر در این چهار‌ سال توانسته باشد جلوی سقوط بیشتر آن فرآیند ویرانگر دولت پیشین را گرفته باشد، خیلی هنر کرده است. همین که تولید و فروش نفت را راه انداخته، تحریم‌ها را کمابیش به شرایط عادی‌تری برگردانده، تولید را در مسیر رشد قرار داده و امسال با رشد خوبی مواجه شده‌ایم، همین که اشتغال را بویژه در این دو ‌سال گذشته رو به راه کرده، همین که تورم را به بهترین شکلی کنترل کرده، همین که از بار گسترده فساد کاسته است و از همه اینها جالب‌تر همین که دهان منتقدان را نمی‌بندد و از آزادی رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی دفاع می‌کند، بزرگترین خدمت را به جامعه کرده است.

چرا در گنجه بازه

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران پیش بینی کرده آشنایان در راستای کارهای محیرالوقوعی که انجام می‌دهند، احتمالاً یک تماسی با سفارت سوییس گرفته و با آنها این‌طوری صحبت کرده‌اند؛

استاد: الو سلام... سفارت؟

نگهبان: بفرمایید... الو! چرا حرف نمی‌زنی؟

استاد:‌ ای بابا، مگه صدای من با چند ثانیه تأخیر به شما نمی‌رسه؟

نگهبان: نخیر! ما توی کشور شما هستیم.

استاد:‌هاهاها... یادت باشه خودت سرشوخی رو باز کردیا، حتماً منم الان نیویورکم

نگهبان: امرتون؟

استاد: خواستم بگم نامه من به دست‌تون رسید؟

نگهبان: نامه چی؟ آهان! آقای محترم، چرا هر روز سه تا نامه به ما می‌رسونی، مگه اینجا پست‌خونه‌ست؟

استاد: نیست؟ مگه سفارت همون پست‌خونه نیست و بالعکس؟ باشه، ببین پس یه زحمت دیگه براتون داشتم، این زانویی زیر ظرفشویی ما چکه می‌کنه، سفیر وقت داره بیاد یه دو تا تقه بهش بزنه؟

نگهبان:‌سفیر کارهای دیپلماتیک انجام میده، لوله‌کش که نیست!

حق نشر عکس اعتماد
Image caption کارتون رضا گنجی، اعتماد

رقه چگونه به آغوش سوریه باز‌می‌گردد؟

محمد بابایی در مقالهبا نگاه خوشبینانه ای به تحولات سوریه نوشته:دیگر کسی نه حرفی از برکناری بشار اسد می‌زند و نه «شورشی میانه‌رو» در سوریه پیدا می‌شود، بلکه همه نگاه‌ها به «رقه» دوخته شده است؛ جایی که بازیگران اصلی برای رسیدن زودتر به به پایتخت خلافت خود خوانده داعش رقابت می‌کنند تا شکست این گروه تروریستی را به نام خود ثبت کنند و هم در مذاکرات سیاسی برای آینده سوریه اهرمی مؤثر به دست بیاورند. این بازیگران به صورت کلی به سه جبهه تقسیم می‌شوند که منافع آنها با یکدیگر گاهی تعارض و گاهی همپوشانی پیدا می‌کند..

نویسنده روزنامه سپاه پاسداران بخش اول را امریکا دانسته که از کردها به عنوان نیروی زمینی خود استفاده می‌کند دیگری ترکیه و نایبانش (شورشیان به اصطلاح میانه‌رو عرب و ترکمن سوری و سوم ارتش سوریه که از حمایت روسیه و محور مقاومت بهره‌مند است. حالا با تحولات اخیر به نظر می‌رسد ترکیه از گردونه این رقابت‌ خارج شده است و این کردها و ارتش سوریه هستند که انتظار می‌رود وارد این شهر شوند.

جوان اضافه کرده: ترکیه با داشتن ۷۰۰ کیلومتر مرز مشترک با سوریه، رگ حیات گروه‌های مسلح را در دست دارد. متحدان دمشق به خوبی می‌دانند تا زمانی که آنکارا به حمایت خود از گروه‌های مسلح در شمال سوریه پایان ندهد، بازگشت امنیت و صلح به این کشور به سختی ممکن خواهد بود. ایران و روسیه برای همراه کردن ترکیه با خود به صورت زیرکانه‌ای از سیاست «چماق و هویچ» استفاده می‌کنند. آنها در قبال تغییر اولویت‌های سیاست ترکیه، با ورود ارتش این کشور به شمال سوریه جهت جلوگیری از پیشروی کردها به سمت سواحل مدیترانه موافقت کردند.

آمریکا در رقه چه می کند

سیاست روز با تاکید بر این که سوریه همچنان از اصلی‌ترین کانون‌های تحولات منطقه و جهان است نوشته از یک سو عملیات نظامی ارتش سوریه و متحدانش علیه تروریسم ادامه دارد و از سوی دیگر مذاکرات سیاسی در قالب مذاکرات ژنو و آستانه ادامه دارد که برخی اخبار و گزارش‌ها درباره طرح نظامی آمریکا در سوریه منتشر شده است. بنابر اعلام مقام‌های آمریکایی، یک یگان توپخانه‌ای تفنگداران دریایی این کشور برای کمک به نیروهای محلی در عملیات رقه در سوریه مستقر شده است.

در ادامه این مقاله پرسیده چرا آمریکا به سمت گزینه نظامی پیش رفته و خود نظر داده: این طراحی از دوران اوباما بوده و ترامپ آن را ادامه داده است لذا می‌توان گفت که این طرحی براساس راهبرد آمریکا در سوریه و منطقه است. در این میان رویکرد به گزینه نظامی در مقطع کنونی که تروریست‌ها شکست‌های گسترده‌ای را متحمل شده‌اند، می‌تواند برای روحیه دادن به آنها باشد در حالی که در ظاهر ادعای مبارزه با آن را سر می‌دهد. نکته مهم دیگر سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا در قبال آنانی است که ادعای همپیمانی دارند.

به نوشته این روزنامه اصولگرا آمریکا از یک سو تلاش دارد تا خود را متحدی مطمئن برای این کشورها معرفی کند و از سوی دیگر طرح فروش تسلیحات به آنان را اجرایی سازد. جنگ یمن و نیز اقدام نظامی در سوریه بهانه‌های آمریکا برای این اقدام است. آنچه مسلم است آنکه اقدام آمریکا در رقه نه برای حل بحران سوریه بلکه اقدامی در جهت ادامه بحران‌سازی در منطقه و البته از آن مهمتر برای آمریکایی‌ها فروش تسلیحات به کشورهای عربی است که سیاست اصلی ترامپ یعنی سرکیسه کردن این کشورها را در برمی‌گیرد.

بی‌اعتنایی چین به ترامپ

محمدمهدی مظاهری در مقاله نوشته: بعد از کشورهای عضو ناتو، مکزیک و جمهوری‌اسلامی ایران که با روی‌کارآمدن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری جدید آمریکا، هدف مستقیم سیاست‌های خصمانه و برنامه‌های مقابله‌جویانه آمریکا قرار گرفتند، حال نوبت به چین رسیده است که در برابر اظهارات و عملکرد ترامپ، کمربندها را سفت‌تر ببندد و به فکر تدابیری برای رویارویی با آمریکای جدید باشد.

به نوشته این استاد دانشگاه: درحالی‌که در روزهای اخیر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، بودجه نظامی این کشور را تا ۱۰ درصد افزایش داده، چین برای دومین سال متوالی، بودجه نظامی خود را نسبت به سال‌های گذشته، حدود سه درصد کاهش داد؛ به‌این‌ترتیب که بودجه نظامی چین، امسال فقط حدود هفت درصد بالا می‌رود، درحالی‌که پیش از آن و از سال ۲۰۱۰ به این‌سو، رشد سالانه بودجه نظامی چین بالای ۱۰ درصد بوده است. مقامات چین صلاح دیده‌اند که تن به هوچی‌گری‌های ترامپ نداده و هوشیارانه و به دور از تنش و البته ضمن تضمین توانمندی‌های دفاعی، راه خود را که برتری چین در عرصه اقتصادی است، ادامه دهند.

در ادامه مقاله آمده: چین از اواخر دهه ۱۹۷۰، رشد اقتصادی پرشتاب خود را آغاز کرد و با گسترش صادرات و جذب سرمایه‌گذاری خارجی توانست در سه دهه اخیر به‌طور متوسط، رشد اقتصادی ۱۰ درصدی را تجربه کند. چین با این نرخ رشد خیره‌کننده درحال‌حاضر به دومین اقتصاد جهان تبدیل شده است. با وجود این، رشد اقتصادی این کشور در دو سال اخیر، کند شده و در سال ۲۰۱۵ به پایین‌ترین حد از سال ۱۹۹۰ تاکنون یعنی رشد ۶/۸ درصدی رسید.

وقایع اتقایه در نهایت افزوده: از سخنان اخیر نخست‌وزیر چین در «کنگره ملی خلق» این کشور چنین برداشت می‌شود که بهره‌برداری چین از رویکرد غیر‌منطقی و خلاف جریان آب دونالد ترامپ و تلاش برای مشروعیت‌آفرینی برای خود از طریق کمبودهای رئیس‌جمهوری جنجالی آمریکاست. چین که در سال‌های گذشته، چندان به تعهدات خود در حوزه محیط‌زیست پایبند نبوده است، حال در شرایطی که ترامپ هم به نگرانی‌های زیست‌محیطی جامعه جهانی اهمیتی نمی‌دهد، می‌کوشد خود را پایبند به این عرصه معرفی کرده و از این طریق برای خود محبوبیت و حمایت‌های بین‌المللی جلب کند.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

این بازی نبود، اعلان جنگ بود

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در صفحه طنز شهرونگ با نقل خبر پیروزی افسانه ای بارسلونا بر تیم قدرتمند پاری سن ژرمن اظهارنظرهایی را نقل کرده:

رضا عنایتی: چیزی نمانده بود سرمربی بارسلونا بشم‌ها. وقتی سرمربی این تیم بشم، نیمار را اخراج می‌کنم که دیگر با گل بی‌موقعش جلوی پیشرفت مرا نگیرد.

ترامپ: الان قانون می‌گذارم ورود بارسلونا را هم به آمریکا ممنوع می‌کنم. هر تیمی که اینجور خوب بازی کند و حال مرا بگیرد، برای من مصداق تروریست است. چه معنا دارد در حمله‌کردن روی دست من بلند شوند؟ من خودم حمله‌کننده‌ام در حد آناناس.

یک طرفدار رئال: بفرما باز ما دقیقه ٨٤ رفتیم خوابیدیم، نتیجه عوض شد. اصلا خواب به ما نیامده. هروقت خوابیدیم، یک بلایی سرمان آمد.

توییت یک هموطن: دخترم از من می‌پرسد بابا چرا تا می‌خوابیم... نمی‌گذارم دیگر سوال بپرسد. چون هرچه می‌پرسد، درپاسخ می‌مانم.

کارلوس کی‌روش: من استعفا می‌دهم. پس هستم. آفریقای‌جنوبی هم نمی‌روم، اما استعفا که می‌تونم بدم.