روزنامه‌های تهران، ضرورت تهاجم و جبهه‌های تازه علیه ایران

  • 12 مارس 2017 - 22 اسفند 1395

روزنامه‌های امروز صبح تهران، یکشنبه ۲۲ اسفند در عنوان های اصلی خود همچنان گفتگوهای داخلی بر سر انتخابات و مجادلات موافقان و مخالفان دولت را منعکس کرده و در هفته محیط زیست به مشکلات زیست محیطی کشور پرداخته‌اند.

در زمینه مسایل خارجی حضور نظامی آمریکا در سوریه، سفر نخست وزیر اسراییل به مسکو و احتمال نزدیک شدن واشنگتن و مسکو به یکدیگر و خطر تحریم سیاسی ایران از جمله مسایلی است که مقالاتی درباره آن در این روزنامه ها آمده است.

حق نشر عکس Iran
Image caption تیتر و عکس صفحه اول روزنامه ایران

کالای ایرانی

ایران روزنامه دولت در گزارش اصلی خود نوشته: این روزها در سطح خیابان‌ها و فضای مجازی، بیلبوردها و فراخوان‌های مختلفی برای حمایت از کالای داخلی مشاهده می‌شود. برخی آن را اسب تروایی می‌دانند که بی‌سروصدا قصد فتح بازارهای ایران را دارد. شاید ساده‌ترین ترجمه این نوع فراخوان‌ها این باشد که اگر به جای کالای تولید داخل از کالای خارجی و بخصوص قاچاق استفاده کنیم، نزدیکان و اطرافیان ما شغل شان را از دست می‌دهند.

در ادامه این گزارش: هرچند اندازه‌گیری دقیق ورود و خرید کالاهای خارجی کاردشواری است ولی برآوردها نشان می‌دهد که به ازای هر یک میلیارد دلار واردات ۱۰۰ هزار شغل در کشورمان از دست می‌رود. به بیان دیگر هر هزار دلار واردات یک شغل ثابت داخلی را نابود می‌کند. البته با توجه به اینکه حدود ۸۰ درصد از کالاهایی که از مبادی رسمی وارد کشور می‌شود را کالاهای سرمایه‌ای و واسطه‌ای و مواد اولیه تشکیل می‌دهد، این نوع از واردات می‌تواند در خدمت تولید داخل و بالندگی آن قرارگیرد، اما کالاهای غیرضروری که مشابه آن در داخل تولید می‌شود حکم دیگری دارد که شاید بتوان آثار منفی آن را با قاچاق برابر دانست.

گزارش روزنامه ایران به این جا رسیده: طبق آمار ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، اکنون ۱۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار کالای قاچاق وارد کشور می‌شود که به معنای حذف یک میلیون و ۴۵۰۰ هزار فرصت شغلی است. با این اعداد و ارقام به روشنی رابطه مستقیم خرید کالای خارجی و اشتغال مشخص می‌شود، یعنی هر ایرانی که کالای خارجی را جایگزین کالای مشابه داخلی کند، فرصت جذب و استخدام برای جوانان ایرانی را کاهش می‌دهد.

دنیا به ایران امتیاز نمی‌دهد

محمدصادق جنان‌صفت در سرمقاله ابتکار در نگاهی کلی به وضعیت جهان و اقتصاد کشورها نوشته: در دنیای امروز هیچ کشوری و هیچ جامعه‌ای نمی‌خواهد به کشور و جامعه دیگر امتیاز رایگان دهد و صبر کند تا همه کشورها و جامعه‌ها در یک صف و در یک مرتبه قرار گیرند و مسابقه از اول شروع شود. استدلال کشورهای نیرومندتر افتخاری این است که شهروندان‌شان برای عبور از گرفتاری‌ها بردبار بوده‌اند، سختکوشی پیشه کرده‌اند، نوآوری و ابداع داشته‌اند، حامل ارزش‌های کاربردی آزادی و دموکراسی به حساب می‌آیند.

به نوشته نویسنده اقتصاددان: ایرانیان باید بدانند برای رفتن به پله‌های بالاتر باید رقابت نفسگیری را تجربه کنند و در این رقابت نفسگیر ضرورت دارد سازگاری با دنیای امروز را در سبد مصرف ذهنی خود قرار دهند. نهادهای معتبر بین‌المللی این روزها با صریح‌ترین شکل ممکن و با عریان‌ترین الفاظ و اصطلاحات به جوامع دیگر می‌گویند که چه الزام‌هایی را باید در مبادلات ملی- بین‌المللی در حوزه‌های گوناگون بگنجانند. حضور کارشناسان صندوق بین‌المللی پول در تهران و تهیه گزارش از روزگار اقتصاد این مرز و بوم و توصیه‌های سفت و سخت آنها به ایران نشانه‌ای از همان معناست.

سرمقاله ابتکار به این جا رسیده که درباره توصیه ها دستورهای صریح و اکید صندوق بین‌المللی پول می‌توان همه را دور ریخت و ارتباط موجود و آتی را قطع کرد یا اینکه الزام‌های صندوق بین‌المللی پول را پذیرفت و در مسیر اجرای آنها گام برداشت و سازگار با تحولات پیش رفت. صندوق بین‌المللی پول و سایر نهادهای معتبر جهانی در حوزه سیاست و اقتصاد زوری برای اجرایی کردن آن ندارند و تنها کاری که می‌کنند فشار برای طرد و حذف کشورهایی است که نمی‌خواهند سازگار شوند. بهترست بدانیم دنیا به ایران هیچ امتیازی نخواهد داد.

انتخابات آینده

ولی الله شجاع پوریان در سرمقاله همدلی نوشته: این روزها به انتخابات مهم ریاست‌جمهوری در کشور نزدیک می‌شویم، سابقه تلخ برخی رویدادهای گذشته مسئولان و متولیان امر مهم انتخابات را به استفاده از تجارب موفق دنیا وامی‌دارد. در ماه‌های گذشته و به‌ویژه چند روز اخیر به صورت گسترده شاهد موضع‌گیری شخصیت‌ها و مقاماتی بودیم که نقش داوری در انتخابات را برعهده دارند و جایگاه مهم حقیقی و حقوقی آنها باید درنظر گرفته شود. وقتی فردی در یک منصب مهم قرار می‌گیرد علاوه بر مسئولیت شخصی خویش، نوع کارکردش بر اعتماد عمومی نیز تاثیرگذار است.

به نظر نویسنده: نهادهای نظارتی به عنوان داور نهایی در مواقع بحرانی فصل‌الخطاب قانونی دعاوی سیاسی باشند و این امر میسر نخواهد شد مگر اینکه افرادی که عضو این نهادها هستند، جایگاه رفیع و حساس خود را درک کنند و از هرگونه جانبداری در انتخابات خودداری کنند. دو ماه باقی‌مانده تا انتخابات ریاست‌جمهوری، آزمون مهمی برای نهادهای نظارتی است تا با استقلال کامل و عدم وابستگی به نامزدهای انتخاباتی، نهادمندی سیاسی این‌گونه نهادها را افزایش دهند.

و سرانجام سرمقاله همدلی این که: به هرحال رویدادهای سیاسی، پدیده‌هایی مقطعی و زودگذرند و حفظ هویت نظام از هر هدف جناحی مهم‌تر است؛ شایسته است جایگاه حساس و اعتبار ملی و حیاتی ارکان نظام فدای مطالبات و دغدغه‌های حزبی و جناحی عده‌ای نشود. علاوه بر این کارکرد این نهادها به گونه‌ای در افکار عمومی متبادر شود که در مواقع حساس و حیاتی مورد پذیرش افکار عمومی قرار گیرند.

درس بخون آدم شی

آیدین سیارسریع در صفحه طنز بی قانون نوشته:بعضی از دوستان هر روز گله می‌کنند و غر می‌زنند و مقاله می‌نویسند که ای امان! ما چه ملت بی‌فرهنگ و عقب مانده‌ای هستیم که سرانه مطالعه کتاب در کشورمان مثلا بیست و سه ثانیه است. آن هم بیشتر صرف مطالعه زیرنویس تلویزیون و خواندن انتصاب بجا و شایسته ملت روی بنرها می‌شود. بعد که غرشان را مکتوب می‌نویسند و چاپ می‌کنند، گوشی موبایل را دست‌شان می‌گیرند و بعد از چک کردن استوری سیصد و پنجاه و چهار نفر اخیر در اینستاگرام‌شان به مرور افقی شده و بعد خواب‌شان می‌برد.

طنزنویس با اشاره به این که: مع‌الاسف یکی از این موجودات، خود بنده هستم! انصافا بعضی جاها هم کاربرد دارد. مثلا گاهی که بعضی دوستان می‌پرسند فلانی! تو که این همه فالوئر داری، تو که این همه ادعات میشه، چرا کتابت در کمال فضاحت فقط هفتصد نسخه فروخته؟ در این لحظه معمولا بادی به غبغب می‌اندازم و می‌گویم: ای آقا... اگه این ملت اهل کتاب خوندن بودند که الان وضع ما این نبود! بعد دو تایی می‌نشینیم در مورد سابقه کتاب نخوانی ایرانیان و مشهود بودن آن در رانندگی‌شان از دوران خشایارشاه تا امروز صحبت می‌کنیم و از این که خودمان در سوییس به دنیا آمده‌ایم لذت می‌بریم.

نوشته طنز بی قانون به یادآورد که: در کودکی به محض این که کتابی باز می‌کردم پدرم می‌آمد و می‌گفت: ببینم تو دَرست رو خوندی اومدی کتاب دست گرفتی؟ می‌گفتم: نه، یه کم مونده. می‌گفت: «به جای این کارا برو درس بخون آدم شی». خب ما هم بچه بودیم. اعتماد می‌کردیم. کلا نسل ما با همین تفکر بزرگ شد. به شوق آدم شدن هی درس می‌خواندیم. لیسانس می‌گرفتیم. فوق‌لیسانس می‌گرفتیم. بعد چند لحظه مکث می‌کردیم، نگاهی به خودمان می‌انداختیم و می‌گفتیم: پس چرا آدم نشدیم؟ بهتره دوباره به کتاب رجوع کنیم!

مسکو در میان ایران و اسراییل

حق نشر عکس Masoud
Image caption کارتون مسعود ضیایی زردخشویی

جلال خوشچهره در سرمقاله ابتکار با اشاره به سفر نخست وزیر اسراییل به مسکو نوشته: با یک حساب سرانگشتی "دونالدترامپ" رویکرد معلومی را در همسویی با تل‌آویو نه تنها در باره سیاست شهرک سازی اسرائیل و انتقال سفارت امریکا به بیت المقدس بروز نداد، بلکه در باره ایران نیز علیرغم لحن مخصوص به خود، حرف تازه‌ای نگفت تا نتانیاهو آن را دستاویز سیاست‌های ضد ایرانی خود کند. در واقع ترامپ بر همان سیاست‌هایی تاکید کرد که "باراک اوباما" در هشت سال پیش از این دنبال می‌کرد ولی با ادبیاتی دیگر.بیانیه نتانیاهو پس از دیدار با پوتین نیز حائز تامل است. در این بیانیه تصریح شده: "هرچند اسرائیل مخالف توافق در سوریه نیست و خواستار استقرار نظم و امنیت در این کشور است، اما سرسختانه مخالف حضور ایران و گروه های مورد حمایت این کشور در سایه توافق جدید سیاسی در سوریه است."

به نوشته این مقاله: نکته جالب توجه، ادبیات نخست وزیر اسرائیل در باره ایران بود. او برخلاف گذشته در سفرهای اخیرش به واشنگتن و روسیه کوشید عناوین تازه‌ای را علیه ایران انتخاب کند که به لحاظ روانی موثر‌تر از اتهام تهدیدهای هسته‌ای ایران باشد. او به‌طور مستقیم این‌بار از خطرات "اسلام سیاسی" گفت که به زعم او ایران منادی آن است. او در مسکو با حمایت از مبارزه روسیه علیه تروریسم سنی، هشدار داد که نباید تروریسم شیعی جایگزین آن شود. تل‌آویو در حالی سکوت خود را در قبال بحران شش ساله سوریه و داعش شکسته است که احساس می‌کند اوضاع در سوریه به ایستگاه توافق نزدیک می‌شود.

مقاله ابتکار به این جا رسیده که: هر دو قطب قدرت مرزهای معلومی با سیاست‌های ضد ایرانی تل‌آویو دارند. اینکه مرز سیاست‌های مسکو در قبال ایران و اسرائیل تا کجاست، دغدغه ناظران است اما نکته مسلم آن است که به‌رغم همه امیدواری‌های نتانیاهو به تغییر قدرت در واشنگتن، تاریخ برای تل‌آویو تکرار نمی‌شود. هم واشنگتن و هم مسکو با نگاه به تغییرات زمانه و واقعیت‌های جاری، سیاست‌های راهبردی خود را تعیین می‌کنند. هوشیاری دیپلماسی ایران، فضا را برای مانورهای تبلیغاتی اسرائیل محدود کرده است.

تحریم سیاسی خطری برای ایران

حسن هادی در مقاله ای در شرق نوشته: میانه‌روها در ایران با رحلت آیت‌الله هاشمی، قدری تضعیف شده‌اند و این فرصت بسیار خوبی برای دشمنان ایران است که در منطقه چهره‌ای خشن و مورد تنفر از ایران در منطقه به نمایش بگذارند. چهره‌ای که شایسته تحریم است و باید از آن واهمه داشت. از طرفی صحنه‌گردانی شگرف، تسامح و سعه ‌صدر مرحوم رفسنجانی در تعامل منطقه‌ای که تا حدود زیادی در تدوین سیاست خارجی کشور و اتخاذ تصمیمات کشورهای منطقه خلیج‌فارس تأثیر‌گذار بود، اکنون رنگ باخته است. برخی جریان‌های داخلی در کشورمان که جهت‌گیری‌های خاصی را در منطقه دنبال می‌کنند، پس از فوت آیت‌الله هاشمی بر مواضع خود اصرار بیشتری ورزیده و صحنه را برای اجرای سیاست‌های ناهماهنگ خود مهیا كرده‌اند.

دولت تدبیر ‌و امید خیلی جدی و فوری باید برای این دوگانگی و تشتت سیاسی، فکری اساسی کند. مسئولان ما باید بیش از گذشته با هماهنگی و اتحاد داخلی به حل معضلات سیاسی و اقتصادی کشور و یکپارچگی در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌ها همت گمارند. همه باید بدانند خطر تحریم سیاسی و انزوای منطقه‌ای به‌مراتب بیشتر از خطر تحریم‌های اقتصادی خواهد بود. در دنیای کنونی اجماع جهانی برای انزوای سیاسی یک کشور با واردآوردن اتهامات مکرر هرچند بی‌اساس قابل تحقق است.

مقاله شرق در نهایت به این جا رسیده که: ترکیه در حال تقویت روابط بیش‌ازپیش با آمریکاست. عربستان برخلاف پیش‌بینی‌ها و شعارهای انتخاباتی با چرخش یکباره ترامپ مواجه شده و مورد تفقد وی قرار گرفته است؛ همچنین تحرکاتی در برداشتن موانع رابطه بین آمریکا و روسیه در حال انجام است. هرچند ایران و روسیه منافع مشترکی در منطقه دارند ولی در دنیایی که قانون بازی، «برد - باخت» یا نهایتا «برد -برد» است و منافع ملی به ‌عنوان هدف، هر وسیله‌ای را توجیه می‌کند بنابراین ممکن است در آینده‌ای نه‌چندان‌دور، اولویت روسیه، همراهی بیشتر با آمریکا شود.

تنها راه: تهاجم

عبدالله متوليان در مقاله ای در روزنامه جوان نوشته: تجربه ۳۸ سال گذشته به خوبي نشان داده که هرگونه گفت‌وگو، مذاکره و عقب‌نشيني با هدف تعامل و اعتمادسازي (برد‌برد!) نتيجه عکس داده و موجب جري‌تر شدن و افزون‌طلبي بيشتر غرب شده است و غرب جز زبان زور هيچ زبان ديگري نمي‌فهمد و همين امر بايد تغيير رويکرد ساده‌انديشان و غرب‌باوران را در پي داشته و آنان را به اين نتيجه برساند که هيچ راهي جز آهنگ هجومي عليه شرارت و بحران‌آفريني و فزون‌طلبي غرب و تکيه به داخل براي حل مشکلات اقتصادي، فرهنگي، امنيتي و... کشور وجود ندارد. رفع فقر، فساد، تبعيض، رکود، بيکاري به عنوان دغدغه‌هاي اصلي و بنيادين مردم فقط با تقويت باورهاي ملي، محو خوي طاغوتي اشرافي‌گري و اضمحلال تفکر غلط و منحط غرب باوري و برجام‌زدگي امکان‌پذير خواهد بود.

روزنامه سپاه پاسداران تاکید کرده:واقعيت تلخ اين است که حاصل دو سال تلاش دولت در حوزه اقتصاد مقاومتي در زندگي و معيشت مردم و اقتصاد کشور به دليل عدم توجه به مقدمه ضروري آن يعني دوست نديدن دشمن، هجومي عمل کردن عليه غرب، رها کردن مسير نافرجام برجام و دل کندن از تفکرات توهمي حل مشکلات از طريق تعامل با غرب، محسوس و قابل لمس نيست. در حالی که برجام نه تنها هيچ مشکلي از مشکلات کشور و مردم را حل نکرده بلکه به يقين دشمن را جري‌تر نموده و براي تشديد تحريم‌ها و تحميل برجام‌هاي ديگر در ساير حوزه‌ها مصمم‌تر کرده و امريکايي‌ها با وجود افتضاح بزرگ در انتخابات اخيرشان به انتخابات ملت ايران هجمه مي‌کنند.

جوان در نهایت نوشته: امريکايي‌ها در يک برنامه جامع، همسو با مرعوب کردن مسئولان ايراني و انجام عمليات رواني جهت تشويق و ترغيب مردم ايران به رأي دادن به يک نامزد غرب باور، به دنبال «اعتمادزدايي»، «محبوبيت‌زدايي»، «اتحاد‌زدايي»، «ايران‌هراسي»، «جنگ‌هاي قوميتي»، «جنگ‌هاي نيابتي» و... با هدف تأثيرگذاري بر عمق راهبردي جمهوري اسلامي ايران و وادار کردن کشور به انجام مذاکرات براي برجام‌هاي بعدي هستند. فوري‌ترين اقدام دولتمردان اين است که با «تلاش بي‌وقفه و عيني کردن آثار اقتصاد مقاومتي در زندگي مردم، حرکت پرافتخار چهار دهه اخير را شتاب و رونق بيشتري ببخشند» و اين موضوع پايان عصر نرمش قهرمانانه را نويد مي‌دهد.

حق نشر عکس Vaqayeh
Image caption عکس صفحه اول وقایع اتفاقیه

دماوند آتش فشان نکرده

وقایع اتفاقیه با چاپ عکسی روشن از کوه دماوند با حلقه ای از ابر بر دور سرش شایعه اتش فشان بلند ترین کوه کشور را تکذیب کرده و نوشته:در مورد فوران آتشفشان‌ها، آن‌قدر فيلم‌هاي سينمايي پرشور ساخته شده که اغلب مردم به‌محض شنيدن فعاليت کوه آتشفشاني، تصويري از يک شهر دودگرفته در ذهنشان شکل مي‌گيرد که در خيابان‌هايش رودهاي بزرگي از مواد مذاب جريان دارند؛ همين تصوير باعث مي‌شود که هرگونه خبري در اين مورد براي مردم شهرهايي که يک آتشفشان نزديکي‌شان دارند، حساسيت‌برانگيز باشد.

دقيقا اتفاقي که چند روز پيش در مورد مردم تهران افتاد. ماجرا از اين قرار بود که دو کوهنورد، تصاويري منتشر کردند که در آن از قله دماوند، بخار غليظي بيرون مي‌زد. اين تصاوير کافي بود که موجي از حرف‌وحديث‌هاي مربوط به فعاليت ديو سپيد پاي در بند تهران در شبکه‌هاي مجازي و افکار عمومي به‌راه بيفتد اما کارشناسان تا حد زيادي خيال مردم را درباره اين اتفاق، راحت کردند.

به نوشته وقایع اتفاقیه اولين واکنش را فرماندار شهرستان دماوند نشان داد که گفت: «فيلم پخش‌شده در فضاي مجازي در مورد فعال‌شدن آتشفشان دماوند حقيقت ندارد.» ناصر محمودي‌فر ادامه داد: «تا جايي که ما مي‌دانيم، چنين‌چيزي در مورد دماوند اتفاق نيفتاده و بعيد است اين تصاوير مربوط به قله دماوند باشند. تمام فعل‌وانفعالات اين آتشفشان در حوزه شهرستان آمل و استان مازندران رصد مي‌شود و هيچ دليلي براي نگراني مردم وجود ندارد. سال‌هاست که اين قله رصد مي‌شود و نتيجه اين رصد‌ها نشان مي‌دهند که هيچ اتفاقي در کار نيست و مردم نبايد تحت‌تأثير شايعات قرار بگيرند.»

پلاسکو هنوز می‌سوزد

محمد بهشتی در روزنامه ایران نوشته: این روزها صحنه فرهنگی و اجتماعی کشور، شرایط نوینی را تجربه می‌کند که تا یک دهه پیش هیچ خبر و نشانی از آن نبود؛ در این صحنه، هر کس در هر عرصه‌ای که مسئولیت اداره آن را دارد، احساس می‌کند به جای پشت درهای بسته اتاق جلسات و در حضور کارشناسان و معاونین، نشسته بر صندلی یک میز کنفرانس، فرآیند تدبیر امور را در میدان استادیوم آزادی یا حتی شاید بهتر باشد بگوییم در محضر ۸۰ میلیون جمعیت کشور انجام می‌دهد و ده‌ها میلیون جفت چشم صحنه را نظاره می‌کند.

به نظر این فعال فرهنگی: فاجعه دردناک فروریختن ساختمان پلاسکو به تمامی ابعاد این تحول را بر ما آشکار می‌سازد. چه مسئولان مدیریت بحران و چه خیل مردم کنجکاوی که تلفن همراه به دست سعی داشتند عکسی از ماجرا مخابره کنند، در مظان سئوالات فراوان و انتقادهای تند و توجهات موشکافانه محضر عمومی قرار گرفتند. مدیریت بحران به منظور فراهم کردن شرایط مناسب برای مدیریت آنچه رخ داده است ترجیح می‌داد افراد متفرقه را از صحنه بیرون کند و به این ترتیب، بر اساس عادت مألوف، به پوشاندن صحنه و بیرون راندن خبرنگاران اقدام کرد.

مقاله ایران به این جا رسیده که: امروز که از چهلم کشته‌شدگان زیر آوار هم گذشته‌ایم، با وجود آنکه بالاخره پس از هشت روز بر آتش فائق آمدند و آوار را جمع کردند ولی همچنان مشاهده می‌کنیم که در اذهان جامعه، پلاسکو هنوز در حال سوختن و آوار آن هنوز در حال فروریختن است. هنوز درباره شناسایی تمام پیکرها تردید وجود دارد و مدام این پرسش تکرار می‌شود که آیا راهی نبود تا پیش از وقوع، جلوی رخداد آن گرفته شود.

هفته محیط زیست

شهروند در سرمقاله خود با اشاره به هفته محیط زیست نوشته:رفتار اقتصادي ما به‌گونه‌اي است كه مي‌كوشيم هركدام از اين عوامل را كه ارزان‌تر است، بيشتر استفاده كنيم. در اين ميان نيروي كار در ايران از بسياري از كشورها ارزان‌تر است، ولي ارزان‌تر از نيروي كار، منابع طبيعي است. يك نمونه معمول آن پساب‌هاي صنعتي است. يك كارخانه كه داراي پساب آلوده‌كننده است به راحتي مي‌تواند آن را داخل محيط‌ زيست يا حتي رودخانه تخليه كند، بدون اينكه هزينه‌اي بدهد، ولي در يك جامعه توسعه‌يافته چنين كاري با مجازات و جرايم بسيار سنگيني مواجه مي‌شود. در نتيجه آن كارخانه مستقيما به تصفيه پساب خود اقدام مي‌كند، زيرا اين كار مقرون به‌صرفه‌تر است تا آن را وارد محيط‌ زيست كند.

نمونه دیگر و بسيار رايج آن در مصرف انرژي و سوخت‌هاي فسيلي است. چون در ايران اين منابع زياد استخراج مي‌شوند به قيمت اندك آن را صرف و نه‌تنها منابع را مستهلك مي‌كنيم، بلكه آلودگي هوا را نيز به جان خود مي‌خريم. هر جا در عوامل توليد كم مي‌آوريم، بلافاصله منابع طبيعي را جايگزين آن مي‌كنيم. استحصال بي‌رويه ما از جنگل، آب و مراتع نمونه روشن اين رفتار است. اگر به پاسخی که رئیس کمیسیون اصل ٩٠ مجلس به پرسش خبرنگار شرق داده توجه کنیم این ادعا تأیید می‌شود.

در پایان سرمقاله شهروند پرسیده شده أیا دولت قبل به جای پول، زمین و منابع طبیعی به پیمانکار اتوبان تهران- شمال داده؟ و خود پاسخ داده: اسناد این پرونده در آرشیو کمیسیون اصل ٩٠ است. دولت (گذشته) پول نداشته تا دستمزد پیمانکار تهران- شمال را بپردازد و به همین خاطر بخش بزرگی از منابع طبیعی را تهاتر کرده. زمین‌خواری و تجاوز به منابع طبیعی به‌لحاظ کثرت یکی از بیشترین تعداد پرونده‌ها را در کمیسیون اصل ٩٠ به خود اختصاص داده است. یک‌هزار و ٥٠٠ پرونده بررسی‌نشده از دوره نهم مجلس در کمیسیون اصل ٩٠ جا خوش کرده و اگر همه مجلس بسیج شوند باز هم نمی‌توان به ابعاد فساد گزارش‌شده رسیدگی کرد.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شهروند

اهی گلی‌هاتونو از سقف آویزون می‌کنم!

فاضل ترکمن در صفحه طنز شهرونگ نوشته: فضا یک‌طوری تحت‌تأثیر خانه‌تکانی، خریدهای نوروزی و آمادگی دفاعی برای چهارشنبه‌سوری بود که اصلاْ نمی‌شود گفت چه‌طوری تحت‌تأثیر بود! هر کس داشت از برنامه‌های نوروزطور و نزدیک‌ به ایام عید خودش حرف می‌زد. اصغر فرهادی گفت: «همانا در چهارشنبه‌سوری بیاموزیم که یکدیگر را قضاوت نکنیم و ضمناْ به همسر و همسفر خویش خیانت نکنیم!».

به نوشته این طنزنویس: محمدجواد ظریف گفت: «نساز برادر! نساز! به‌جای فیلم ساختن، خودت رو بساز تا این‌قدر ساز ناکوکی برای سینما نباشی». محمود احمدی‌نژاد گفت: «امیدوارم ‌سال جدید برادر بقایی که مثل زردآلو می‌ماند و آدم دوست دارد درسته بخوردشان، موفق و حتی موید باشند!». حسن روحانی گفت: «امیدم را نگیر از من خدایا! خدایا! خدایا!/ دل تنگ مرا نشکن خدایا! خدایا! خدایا!».

در ادامه طنزنوشته شهرونگ آمده: دونالد ترامپ گفت: «من مثل پرزیدنت اوبامای اسکل نیستم که هفت‌سین می‌چید تو کاخ سفید! باراک مشکل روحی داشت و الانم تحت‌درمانه! من سبزه‌هاتونو آتیش می‌زنم و ماهی گلی‌هاتونو از سقف آویزون می‌کنم! پیام نوروزی من به ایرانیان این است: برین دم خونه‌ خودتون سفره هفت‌سین بچینین!». مسعود کیمیایی خطاب به ترامپ گفت: «مرا مادرم نام مرگِ تو کرد/ زمانه مرا پتک ترگ تو کرد» و بعد با صدای بلند گفت: «پولاد! قمه رو بده بابا!».،