روزنامه‌های تهران، شب چهارشنبه سوری و نامزد دلخواه

  • 14 مارس 2017 - 24 اسفند 1395

روزنامه‌های صبح امروز تهران، سه شنبه ۲۴ اسفند مصادف با شب آخرین چهارشنبه سال موسوم به چهارشنبه سوری است و به همین مناسبت روزنامه های مختلف درباره مراسمی که در سال های اخیر تبدیل به شهرسوزی و انفجارها شده نوشته و مردم را تشویق به برگزاری مراسم بدون انفجار و آتش کرده‌اند.

نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر این پرسش را در محافل سیاسی مطرح کرده که بهترست چه کسی برای چهار سال آینده ریاست قوه مجریه را به عهده گیرد. تندروها و مخالفان آمریکا و توافق برجام خواستار حذف نام حسن روحانی از فهرست نامزدهای انتخاباتی شده اند و روزنامه های میانه رو، رییس دولت فعلی را بهترین گزینه برای شرایط بهتر کشور دیده‌اند.

حق نشر عکس Iran
Image caption تیتر و عکس صفحه اول روزنامه ایران

امور پنهانی سنت‌ها

علی میرفتاح در ستون کرگدن اعتماد نوشته: من بزرگ شده جنوب شهرم و در هیات‌ها و حسینیه‌ها رشد کرده‌ام. من و همکلاسی‌ها و همسایه‌ها رسما «بچه مسلمان» بودیم و در همه مناسبت‌های دینی شرکت فعال داشتیم، در محرم و صفر. مع‌ذلک هفته آخر اسفند می‌رفتیم بیابان و بُته جمع می‌کردیم و برای شب چهارشنبه ‌سوری مقدمات فراهم می‌آوردیم. نه در آن ایام و نه بعدش از پس ذهن‌مان هم نمی‌گذشت که داریم به خرافات بها می‌دهیم یا زمینه‌های عقیده را در وجودمان سست می‌کنیم. اصلا عقل‌مان به این چیزها نمی‌رسید.

به نوشته این ستون: چهارشنبه سوری هیچ زحمتی برای عقاید ملت نداشت. وقتی هزار و دویست سال نداشته، یقین کنید که این سی، چهل سال هم ندارد. کمااینکه شب یلدا و سیزده‌به‌در ندارند. بیش از دوازده قرن است که ما مسلمان بوده‌ایم، عید نوروز گرفته‌ایم، گاهی از روی آتش پریده‌ایم، سبزه گره زده‌ایم و البته مناسبت‌های اسلامی را هم با قدرت و قوت پی گرفته‌ایم... اگر از میانه دهه شصت به این طرف نمی‌گفتند و تاکید نمی‌کردند که چهارشنبه سوری پروژه فرهنگی ضد انقلاب است، از پس ذهن‌مان هم نمی‌گذشت که در این شب خبری است.

نویسنده ستون کرگدن افزوده: در شب‌های کودکی ما واقعا خبری نبود. شیطنت و شلوغی و آتش‌سوزی بود به‌علاوه آجیل و شوخی و مسخره‌بازی. اما حالا از اتفاق به خاطر ضرب و زوری که از بالا اعمال می‌شود، چهارشنبه‌سوری رسما به یک پروژه ضدانقلاب بدل شده. قدیم نبود، اما حالا شده. حالا دیگر چهارشنبه‌ سوری فقط چارشنبه‌سوری نیست بلکه توام با خیلی چیزهای دیگر است که زبانم بسته است از بازگویی‌شان. اما کاش چشممان بسته بود. گاهی بی‌اعتنایی از هر کاری بزرگوارانه‌تر است.

محمدعلی ابطحی در مقاله‌ای در اعتماد به برخورد سال های اول انقلاب با سنت هایی مانند چهارشنبه سوری اشاره کرده و ضمن رد آن تندروی ها نوشته: در سال‌های اولیه انقلاب در فیلم‌های سینمایی خارجی که در تلویزیون ایران نشان می‌دادند، در دوبله عده‌ای مرتبا دربارها آب می‌نوشیدند. پسر‌ها اعلام می‌کردند با همراهان‌شان که فقط همشیره‌ها یا خواهر‌زاده‌هاشان که محرم هاشان بودند در خیابان‌ها گردش می‌کنند و صرفابحث‌های فلسفی بر زبان می‌راندند. دلیل اصلی این سیاست‌ها، مدیریت اخلاقی داشتن بر جامعه بود.

به نوشته این روحانی: اصل این هدف می‌تواند قابل قبول باشد اما شیوه آن حتما غیرقابل قبول است. وقتی آمار رسمی داده می‌شود که با وجود ممنوعیت‌ها، مصرف مشروبات الکلی در ایران خیلی بالاست و در شهرهای مختلف ایران مهمانی‌ها مرتب وبه هربهانه برپاست و حتی تینیجرها چیپس به دست مزه مهمانی‌ها را «حداقل» با سرو مشروبات الکلی تجربه می‌کنند.

معاون پیشین حقوقی ریاست جمهور افزوده: گفتن اینکه در فیلم‌های خارجی دربارها آب ساده یا سکنجبین به جای مشروب می‌خورند، بیشتر از اینکه باز دارنده باشد، تشویق‌کننده و ریاکارانه است و جامعه از رسانه ملی یا هر رسانه‌ای فقط می‌فهمد که این کار صرفا باید مخفیانه انجام شود. این یعنی ترویج دوگناه توامان. هم نوشیدن و هم ریا کردن. وقتی این کار خطرناک‌تر می‌شود که این نوع گفت‌وگو ومعادلات، ادبیات جاری جامعه شود و همه بفهمند این دوگانگی در گفتار و رفتار را و چشمک نزده طرف مقابل را ببیند.

چهارشنبه‌سوری یا روز خطرناک ملی؟

بهروز غریب پور کارگردان تیاتر در روزنامه ایران نوشته: پیش از این چهارشنبه سوری برای ما یک روز لذتبخش بود، برای اینکه ما با سال گذشته خداحافظی می‌کردیم و مطابق با سنت گام‌ به‌ گام به سمت پایان سال می‌رفتیم، اما چهارشنبه‌سوری‌های این سال‌ها طبق رسم و رسوم گذشته نیست بلکه یک جنگ داخلی است و آن را باید روز خطرناک ملی نام‌گذاری کرد. آنچه درگذشته سبب شادی بود حالا تبدیل به اتفاقی تراژیک شده است.

به نوشته این فعال فرهنگی: حتی اگر چهارشنبه‌سوری با جریان دردناک «پلاسکو» هم تقارن پیدا نمی‌کرد و ما این هشدار بزرگ را از سر نمی‌گذراندیم باز هم باید در چگونگی برگزاری این مراسم تجدید نظر کرد، زیرا عده‌ای برای شادی ظاهری بدترین روش را انتخاب و شهر را ناامن می‌کنند.

احترام برومند مجری قدیمی برنامه های کودک ضمن حمایت از کمپینی که به ابتکار پرویز پرستویی هنرپیشه سینما با عنوان نه به چهارشنبه سوزی برپا شده نوشته نزدیک به شب چهارشنبه سوری هستیم نگاهی به بیلبوردهای سطح شهر تهران بیندازیم، می‌بینیم مضمون و هدف این بیلبوردها در همین راستاست. تمام عروسک‌هایی که بچه‌ها دوستشان دارند مثل کلاه قرمزی، زی زی گولو، مدرسه موش‌ها، جناب خان و... با جملات قشنگی مردم و بخصوص بچه‌ها را تشویق می‌کنند تا از رفتارهای پرخطر مثل ترقه بازی و مواد منفجره دوری کنند.

به نوشته این چهره آشنای دو نسل از کودکان: یکی از مشکلات فرهنگی ما این است که سنتی که از سالیان سال خیلی ساده و با شوق و شور به صورت قاشق زنی یا فالگوش ایستادن یا اینکه بته کوچکی در کناری آتش زدن برگزار می‌شد، حالا چرا باید با این شکل و شمایل برگزار شود. البته من امسال کمتر در کوچه و خیابان صدای ترقه شنیدم.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نعیم تدین، شهروند

شهرجنگ زده

شهروند در سرمقاله خود ضمن اشاره به این که پیش از انقلاب این اجناس ازجمله ترقه و فشفشه و... ازسوی مراکز رسمی تولید و عرضه می‌شد و از وضعیت استانداردی برخوردار بود نوشته ولی پس از انقلاب به علت مخالفت‌های رسمی، طبعا اجناس مورد استفاده دراین برنامه نیز به صورت رسمی تولید و فروخته نمی‌شد؛ در نتیجه تولیدکنندگان خانگی و غیررسمی وارد میدان می‌شدند تا به این نیاز جامعه پاسخ دهند. دراین مرحله اتفاقات ریز و درشتی مثل حادثه اردبیل رخ می‌داد و چه تعداد افرادی که کشته می‌شدند یا مصدومیت و معلولیت شدیدی پیدا می‌کردند. همچنین به علت غیراستانداردبودن اجناس تولیدشده، درمرحله استفاده نیز برای مردم و به‌ویژه جوانان مشکلات و حوادث زیادی پیش می‌آمد.

نویسنده سپس به سال های بعد پرداخته که شب چهارشنبه‌سوری را دربسیاری از نقاط تبدیل به یک شهر جنگ‌زده می‌کرد. مقابله‌ای میان جوانان خواهان اجرای این برنامه با نیروی انتظامی، یک وجه جذاب و مکمل برنامه چهارشنبه‌سوری شده بود. که در این چند ‌سال فروکش کرد، ولی کماکان مخالفت رسمی با چهارشنبه‌سوری وجود دارد و آن را سنت و برنامه‌ای مبتذل یا حداقل بی‌فایده می‌دانند؛ درحالی که ارزیابی و قضاوت درباره سنت‌های تاریخی و‌ آیین و رسوم به این سادگی نیست. چنین آیین‌ها و سنت‌هایی را نمی‌توان با دستورات از بالا از میان برد.

هنگامی که درجامعه وجود دارد، طبعا به یک نیازی از جامعه پاسخ می‌دهند، چراکه درغیر این صورت به سرعت فراموش خواهند شد. رویکرد اخیر نسبت به چهارشنبه‌سوری تحت عنوان «پویش چهارشنبه‌سوری بی‌خطر» که با تبلیغات درسطح شهر و حضور هنرمندان آغاز شده، می‌تواند طلیعه مناسبی برای اصلاح و انجام این سنت تاریخی و ملی باشد. جامعه ما نیازمند آن است که نسبت به سنت‌های تاریخی و گذشته خود بازنگری و آنها را پالایش کند، ولی این کار باید از خلال حضور اجتماعی و مشارکت مردم صورت گیرد.

فرهنگ‌سازان چهارشنبه‌سوری ایمن

فاطمه ذوالقدر در مقاله ای در شرق نوشته: شهرهای کشور امسال در شرایطی به پیشواز چهارشنبه آخر سال می‌روند که دغدغه‌هایی مردمی و ملی‌ برای کاهش حوادث این روز خاص به وجود آمده و خود را در دل کمپین‌ها و فعالیت‌های مردمی، نشان می‌دهد.

این نماینده مجلس با اشاره به آتش سوزی پاساژ پلاسکو نوشته: بعد از آن روزهای تلخ، نگاه‌های مضطرب مردم به سمت چهارشنبه‌سوری رفت و این سؤال مطرح شد که آیا قرار است امسال نیز شاهد آسیب‌های مالی، روانی و جانی چهارشنبه‌سوری‌های همیشگی باشیم؟ آیا قرار است این فرهنگ و باور غلط در جامعه ما با صدای ترقه‌ها و نارنجک‌های دستی به صدا درآید؟ آیا باز هم قرار است چشم کودکی از دست برود و صورت نوجوانی بسوزد؟

مقاله شرق در نهایت به کمپین‌هایی اشاره کرده با عنوان های نه به چهارشنبه‌سوزی، چهارشنبه‌سوری بدون ترقه، چهارشنبه‌سوری ایمن که شهادت می‌دهد ما مردمِ مسئول و دلسوز پیشگیرانه به مسائل و ناهنجاری‌های اجتماعی پرداخته اند، امسال حتی خود مردم هم در خریدوفروش ترقه و ادوات حادثه‌ساز چهارشنبه‌سوری نگران و مضطرب‌اند. کاش این فرهنگ‌سازی پیشگیرانه بود؛ اما اکنون نیز خیلی دیر نیست.

چهارشنبه خشونت‌بار

آیدین سیارسریع در صفحه طنز بی قانون با اشاره به این که چند سال است مد شده نزدیک چهارشنبه سوری کمپین‌های لوس و ننری راه می‌افتد با این مضمون که با انجام کارهای خطرناک همدیگر را تبدیل به تکه‌های رانی نکنیم و به جایش دست به احیای سنت‌های نرم و نازک ایرانی بزنیم. آداب و رسوم رو یه دور دوره کنیم ببینیم چه خبر بوده قبلا، که امسال همون‌ها رو پیاده کنیم:

طنزنویس ابتدا به تشریح سنت پریدن از آتش پرداخته و نوشته:یکی از رسوم ما اینه که از روی آتیش می‌پریم و می‌گیم: زردی من از تو، سرخی تو از من... خیلی‌ها نمی‌دونن که این رسم به همین‌جا ختم نمیشه و ادامه داره. مثلا پارسال ما پسر زری خانوم اینا رو انداختیم تو آتیش، همه گفتن این چه کاری بود کردین؟ گفتیم اینجا سیاوش رفته تو آتیش، منتظره بی‌گناهیش ثابت شه. نمی‌دونیم چرا یه سری به ما حمله کردن و یه سری هم سریع رفتن پسره رو درش آوردن. اینم بالاخره بخشی از فرهنگ ماست دیگه. البته ما فکر می‌کنیم پسر زری خانوم یه ریگی تو کفشش بود وگرنه وقتی می‌نداختیمش تو آتیش اینقدر سر و صدا نمی‌کرد.

در توضیح سنت فالگوش نوشته:یکی از رسم‌های چهارشنبه‌سوری است که در آن دختران جوان نیت می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرا می‌دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند. [ویکی‌پدیا] اگر تفسیر مورد قبول و ذائقه دختر مورد نظر قرار نمی‌گرفت یک نارنجک دستی زیر پای رهگذر منفجر می‌کرد تا حساب کار دست بقیه بیاید.

ستون طنز بی قانون سرانجام نتیجه گیری کرده:این مراسم معمولا چند کشته و ده‌ها زخمی بر جا می‌گذاشت، چون بعضی مکان‌ها پرتردد بودند و یهو درد و بلای خانه می‌افتاد روی سر رهگذران.ملاحظه می‌فرمایید که چهارشنبه سوری از دیرباز با خشونت آمیخته شده و در حال حاضر هم ما کاری نمی‌توانیم بکنیم. همینه که هست! ناراحتی داداش؟ نیا بیرون، بذار ما خودمون به تنهایی سنت‌ها و آداب چهارشنبه‌سوری رو به جا بیاریم. زت زیاد.

حق نشر عکس Javan
Image caption طرح حسین کشتکار، جوان

معرفی مجدد این نامزد معنا ندارد

کیهان در یادداشت روز خود نوشته: رشد اقتصادی و عبور از رکود، داستان تکراری و پرهیاهویی است که هر از چندی از سوی دولتمردان به مردم تحویل می‌شود. بر اساس سخنان رئیس‌جمهور محترم، در دولت یازدهم، بارها از رکود گذشته‌ایم! اما هنوز وی و آقای معاون اول از اینکه کشور در رکود است شاکی هستند و بر لزوم عبور از رکود تاکید می‌کنند! سال قبل رئیس‌جمهور در یک سخنرانی عمومی‌، به مردم مژده داد که از رکود گذشته‌ایم و شنوندگان بی‌خبر از همه چیز‌، به سبک برنامه‌های شاد تلویزیونی‌، با دست و جیغ و هورا همراهی کردند!

به نوشته حسین شمسیان در این روزنامه تندرو: آن روزها هرچه از مقامات دولتی درباره نرخ رشد - که سند روشنی برای اثبات این ادعاست- پرسیده می‌شد‌، جوابی شنیده نشد که نشد! حالا و یک‌سال و اندی بعد از آن ادعا، اعلام شده نرخ رشد پارسال، منفی بوده است!! چطور می‌توان با این‌همه تناقض آماری‌، بازهم دم از صداقت با مردم زد!؟ همین حالا هم ادعا می‌شود نرخ رشد اقتصادی به ۱۱/۶ درصد رسیده است! فارغ از اینکه در همین ادعا هم اعلام شده کمتر از دو درصد رشد، مربوط به صادرات غیر نفتی است،خود این عدد و مقایسه آن با واقعیات اقتصادی‌، به اندازه کافی متناقض و البته مضحک هست و مردم با یک حساب سرانگشتی‌، تنها سری به افسوس تکان می‌دهند و …

کیهان در نهایت تاکید کرده: این ها برگی نا‌تمام از کارنامه جریانی است که حالا قریب ۴ سال است بر مقدرات کشور مسلط بوده و با اقتصاد مردم آن کرده که شمه‌ای از آن بیان شد.طبیعتا جشن و پایکوبی برای معرفی مجدد همان نامزد معنا ندارد‌، چرا که رفتن از راهی که هیچ نتیجه‌ای جز زیان نداشته، خوشحالی ندارد!

محمد اسماعیلی هم در مقاله‌ای در روزنامه جوان نوشته: کمتر از۷۰ روز مانده به انتخابات، جامعه ایرانی هنوز نتوانسته دستاوردهای «عینی» برجام را احساس کند. دستاوردهای عینی (شعارهای هسته‌ای- تبلیغاتی) که دولت از دستیابی به آن عاجز بوده، «بهبود آنی معیشت مردم»، «لغو کامل تحریم‌ها» و « توسعه روابط تجاری- بانکی با کشورها» است.

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران: هر کدام از اعضای کابینه یازدهم برای «فرار دولت از پاسخگویی» و «دست برتر داشتن رئیس‌جمهور در مناظرات انتخاباتی» تلاش کردند از دستاوردهای عینی (محقق نشده برجام) عبور و دستاوردهای «شعاری- خیالی» برجام را برجسته کنند. به همین دلیل از اواسط پاییز، به نظر می‌رسد دولتمردان طبق یک دستورالعمل مشترک عمل و عبارات و موضع‌گیری «مشابه» و «یکسانی» را اتخاذ کردند که وجه مشترک آنها « تحمیل باورهای غیر واقعی به مردم» است.

در نهایت جوان به این جا رسیده که: بیان جملاتی نظیر: «دور کردن سایه جنگ از کشور»، «ملغی کردن قطعنامه‌های بین‌المللی علیه کشور» و «مخابره کردن عزت و مقاومت ملت ایران به دنیا» از جمله دستاوردهای موهومی است که اخیراً مورد تأکید دولتمردان قرار گرفته یا سخنان هفته اخیر عباس عراقچی که بیان می‌کند: «برجام چهره و موقعیت ایران را تغییر داد». گفته عراقچی به قدری اغراق‌آمیز و متناقض با شرایط داخلی و موقعیت خارجی است که نمی‌توان به سادگی از آن گذشت.

سالی مافوق انتظار

سعید لیلاز در مقاله‌ای در شرق در نقطه مقابل تندروها نوشته: با انتشار آمار رشد اقتصادی ١١,٦ درصدی اقتصاد ایران از سوی بانک مرکزی، می‌توان با جرئت گفت، روحانی موفق شد نقش خود را در جایگاه رئیس‌جمهور به خوبی ایفا کند. به همین دلیل پربیراه نیست اگر بگوییم سال ٩٥، سال خیزش مجدد اقتصاد ایران است. اکنون آنچه از گذشته بر دولت یازدهم تحمیل شده بود، پشت ‌سر گذاشته شده و از لبه پرتگاه نجات پیدا کردیم.این آمار بسیار درخشان و خیره‌کننده است.

به نوشته این اقتصاددان: نمی‌توان انتظار داشت که این رشد حتی در سه‌ماهه چهارم هم ادامه پیدا کند. اگر ١١,٦ درصد رشد اقتصادی ٩‌ماهه باشد، به این معناست که حتی اگر در سه‌ماهه آخر سال، رشد هفت درصد (کمتر از نصف رشد سه‌ماهه سوم) را داشته باشیم، باز هم رشد سالانه دورقمی خواهد شد و بالاترین رقم در بین اقتصادهای بزرگ جهان به وقوع خواهد پیوست. در واقع ایران رکورد بالاترین رشد اقتصادی را که در سال ٢٠١٦ رخ داده بود، می‌شکند. اکنون بزرگ‌ترین اقتصاد جهان از منظر رشد اقتصادی، هند با ٧.٥ درصد است و در حال حاضر کاملا قابل پیش‌بینی است که ایران از هندوستان پیشی بگیرد.

نویسنده مقاله شرق در نهایت به این جا رسیده که: بنابراین مهم‌ترین نکته‌ای که باید برای آن نگران باشیم، آن است که در سال ٩٦ نمی‌توان انتظار داشت این رشد تداوم پیدا کند؛ هرچند پیش‌بینی می‌شود نیمی از این رشد، رقمی بین پنج تا شش درصد رشد در سال آینده هم اتفاق بیفتد؛ اما رشد اقتصادی برای سال ٩٧، قطعا بسیار نگران‌کننده خواهد بود؛ زیرا هنوز نتوانسته‌ایم نرخ تشکیل سرمایه را احیا کنیم.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون حامد بذرافکن، قانون

حمایت از روحانی، مصلحت

غلامحسین کرباسچی در مقاله ای در روزنامه ایران ضمن تاکید بر این که انتخاب و معرفی آقای حسن روحانی به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری از سوی مجموعه اصلاح‌طلبان، نه از سر ناچاری بود و نه برای مقابله با فرد یا جناحی خاص. زیرا نه فقط اصلاح‌طلبان، بلکه اصولگرایان و حتی تندروترین جناحی که خود را مقابل اصلاحات می‌بیند، اگر با انگیزه‌ای ملی و غیر جناحی به وضعیت سیاست داخلی، سیاست خارجی، اقتصادی اجتماعی و فرهنگی کشور نگاه کند، غیر از مسیرتعقل تدبیر و اعتدال، انتخاب دیگری نخواهد داشت.

دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی با تاکید بر این که اگر بخواهیم براساس مصالح ملی، شرایط عمومی و وضعیت کشور و براساس آنچه در محیط پیرامونی و بین‌المللی می‌گذرد دست به گزینش بزنیم ناگزیر از انتخاب فردی هستیم که با دنیا تعامل عاقلانه و مدبرانه داشته باشدو در عین حال بتواند با انگشت تعقل، گره‌های تنیده بر سیاست، اقتصاد فرهنگ و... را بگشاید. بی تردید در این میانه نمی‌توان به تدبر افرادی امید بست که تجربه‌شان منحصر به دوره هشت ساله بحران‌ساز احمدی‌نژاد است یا از مداحان و مجیزگویان آن دوران بودند.

مقاله شرق به این جا رسیده: ما از دولتی که روی کار می‌آید، انتظار نداریم پیامبروار، معجزه کند اما معتقدیم مشکلات و گرفتاری‌ها بتدریجقابل حل است؛ امروز هیچ انسان منصف و آشنا به امور کشورداری نیست که در قیاس شاخص‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی با ۴ یا ۶ سال پیش به این نتیجه نرسد که وضعیت ما بهتر از گذشته است و به سمت بهبود اوضاع حرکت می‌کند. شایسته نیست در غیاب رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با مصلحت ملی بیگانه شده و فراموش کنیم کشور با «مصلحت» اداره می‌شود.

آموزش کاندیداشدن به زبان ساده

پوریا عالمی در آموزش نامزد شدن برای انتخابات مواد لازم را چنین شرح داده:

رو: یک وجب

آستر (دولا): یک تغار

لبخند مصنوعی: یک عدد

عشق: یک کیلو و ٧٠٠ گرم

شعار میهن‌پرستانه: یک‌متر و نیم

استفاده از رانت: به میزان کافی

سابقه مدیریتی: دست‌کم تبدیل چند سازمان یا کارخانه به مخروبه

وضعیت تحصیل: زیر لیسانس یا تحت لیسانس یک فوق‌دکترا

نامه‌نگاری به مقامات خارجی (بدون پاسخ): صدتا

نامه‌نگاری به مقامات داخلی که قبلا از رویشان رد شدیم: یک دانه

درخت‌کاری: یه دونه سه‌تایی

بذرپاشی: یکی به ‌تنهایی

تپه شخم‌نزده: حداقل یکی

طنزنویس شرق در نهایت نحوه پخت را چنین شرح داد: اینها را بریزید توی هم و توی اینستاگرام اعلام کاندیداتوری کنید.