روزنامه‌های تهران، انتخابات به سوی تعادل یا تندروی؟

  • 24 آوریل 2017 - 04 اردیبهشت 1396

روزنامه‌های امروز تهران، دوشنبه ۴ اردیبهشت، با اشاره به فعالیت‌های وسیع انتخاباتی شهردار تهران، بیشتر از ابراهیم رییسی به او پرداخته و از زوایای مختلف به تشریح دیدگاه‌های وی و نقد آن‌ها پرداخته‌اند. روزنامه های وابسته به سپاه پاسداران و شهرداری و صدا و سیما که به عنوان مراکز دارای بودجه عمومی از حمایت از نامزدها در انتخابات منع شده اند، با پرهیز از نام بردن مستقیم از نامزدهای جناح اصولگرا بر شدت حملات خود به دولت و اصلاح طلبان افزوده اند.

با نزدیک شدن به تاریخ برگزاری انتخابات نامزدهای شوراها و رفتار شهرداران منتخب از جمله شهردار از جمله مباحثی است که سهمشان در میان مطالب روزنامه ها بیشتر می شود.

حق نشر عکس Iran
Image caption تیتر و عکس مریم مینویی، ایران

موج امید

ایران روزنامه دولت در اشاره ای غیرمستقیم به موفقیت دولت در بازگرداندن امید به دریاچه فرومرده ارومیه با چاپ عکسی در صفحه اول خود گزارش داده: با گذشت بیش از سه سال از آغاز طرح ملی احیای دریاچه ارومیه، تیم 7 نفره دانشگاه ملبورن استرالیا که به منظور توسعه همکاری‌های علمی در احیای دریاچه ارومیه به ایران سفر کرده است در بازدید از پارک ملی دریاچه ارومیه، برنامه احیای دریاچه را مثبت ارزیابی کرده و ابراز امیدواری کردند که با این طرح، دریاچه ارومیه در سال های آتی احیا شود.

به نوشته این گزارش: دریاچه ارومیه که چهارسال قبل در نتیجه سدسازی‌های گسترده و توسعه بی‌رویه اراضی کشاورزی با بحران خشکیدگی کامل و کاهش شدید آب مواجه شده بود اکنون با خروج از مرحله بحران، حدود سه برابر بیشتر از سال ۹۲ آب در خود جای داده است که این امر نتیجه تلاش سه ساله ستاد احیای دریاچه ارومیه و همکاری بیش از ۶۰۰متخصص داخلی و خارجی است و قرار است در یک برنامه ده ساله به طور کامل احیا شود.

همین روزنامه در مقاله ای با عنوان «درس های بحران دریاچه ارومیه» به قلم مسعود باقرزاده کریمی نوشته: کمتر کسی است که نداند بحران نابودی دریاچه ارومیه حاصل 3-2دهه روند توسعه غلط در مدیریت منابع آب و کشاورزی کشور بوده که البته این روند در همه جای کشور هم اتفاق افتاده، به طوری که در فلات مرکزی ایران فاجعه‌ای به مراتب بدتر از ارومیه رقم خورده اما چون اثرات خشکیدگی ارومیه روی زمین و قابل مشاهده بود، همه نگاه‌ها به آن معطوف شد. حال آنکه در فلات مرکزی ایران بیش از 100 میلیارد مترمکعب آب زیرزمینی در نتیجه همین توسعه غلط گم شد.

معاون دفتر امور مناطق و زیستگاه‌های سازمان محیط زیست در تشریح کارهایی که در سه سال گذشته برای احیای این دریاچه صورت گرفت از سه محور نوشته نخست در بخش قانون، چون در قوانین ما تالاب هیچ جایگاهی نداشت، دوم در بخش اجرا و سیاست‌های اجرایی و محور سوم در بخش مشارکت‌های مردمی و ارتقای آگاهی‌های مردم. این سه محور همان نقطه ضعف‌های آشکار در سه دهه گذشته بود که همیشه از آن غفلت می شد.

نویسنده مقاله روزنامه ایران در نهایت نوشته اگر بتوان خط فعلی نجات را ادامه داد قطعاً در نجات سایر حوضه‌ها هم موفق خواهیم شد. هرچند هنوز هم در جلب مشارکت مردم و انجام کارهای فرهنگی ضعف وجود دارد و باید با سرعت بیشتری حرکت کرد چون دیگر زمانی برای فرصت‌سوزی نیست.

انتخابات، پوپولیزم در جهان و در ایران

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون حسن کریم زاده، شهروند

علی فرحبخش در سرمقاله دنیای اقتصاد از پوپولیزم نوشته که به تدریج ریشه‌های خود را در انتخابات کشورهای غربی توسعه‌یافته نیز می‌دواند. شاید قوی‌ترین و غیرمترقبه‌ترین شاهد این ویروس رو به تزاید را بتوان در رفراندوم خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا دید؛ الگویی که تا حد زیادی به رفتار انتخاباتی در رفراندوم اخیر ترکیه شباهت دارد. و شاید بزرگ‌ترین شوک پوپولیسم در انتخاباتی نواخته شد که قدرتمندترین فرد جهان را در عرصه سیاسی انتخاب می‌کند. این انتخابات نفس‌گیر در شرایطی به نفع دونالد ترامپ به پایان رسید که یک سال قبل از آن کمتر فردی شانسی برای وی یا دیدگاهش برای پیروزی در انتخابات متصور بود.

نویسنده سپس با اشاره به آن چه در انتخابات فرانسه در این روزها اتفاق افتاد نوشته این امواج سهمگین پوپولیست‌های چپ و راست که اکنون در اقصی نقاط جهان وزیدن گرفته است، می‌تواند در ایران نیز زنگ‌های هشدار را هم برای مردم و هم برای سیاست‌گذارانی به صدا درآورد که زخم‌های سنگین پوپولیسم در یک دوره هشت ساله در آن التیام نیافته است.

سرمقاله دنیای اقتصاد به این جا رسیده که: اکنون که مناظرات انتخاباتی در شرف آغاز است باید توجه همه را به این مهم جلب کرد که اگرچه شعارهای جذاب می‌تواند در کوتاه‌مدت مردم را بفریبد یا حتی رفاه گذرایی برای آنان فراهم کند، ولی در بلندمدت همه این دستاوردها از بین خواهد رفت و واقعیت خود را بر شعار تحمیل خواهد کرد. پوپولیسم همچون داروی توهم‌زایی است که اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند به مصرف‌کننده آن شادی و شعف زائدالوصفی ببخشد، ولی در بلندمدت سیستم بدن را مختل می‌کند.

احزاب برای تربیت نیرو

حسام الدین واعظ زاده در مقاله ای در اطلاعات، در انتقاد از نبود احزاب در کشور نوشته: وقتی از نقش آوری نهادینه حزب سیاسی سخن به میان می‌آید، بلافاصله گفته می‌شود حزب نهادی است غربی و با نظام ما که اسلامی و بر پایه ولایت فقیه است، سازگاری ندارد.در حالی که سیستم حزبی در واقع بهترین مکانیسم برای تربیت مدیران و متخصصان اداره کشور و مانعی برای ظهور فسادها و رانت‌ها در تصدی پست دولتی می‌شود. رقابت سنگینی که اکنون برای تصدی پست‌های مدیریتی در کشور درگیر است در برخی مواقع با لابی‌های فساد آلود و بده بستان‌های نادرست همراه است. سیستم حزبی می‌تواند افراد را در بدنه حزب به عنوان «دولت در سایه» با دارا بودن همان پست‌ها و مسئولیت‌های دولتی، مدیران آینده کشور تعلیم دهد.

نویسنده افزوده: در چند دهه گذشته به نقش‌آوری فرد و اشخاص توجه شده انتخابات به شدت فردگرا و لیبرال ست و به جای آنکه حزب یا احزاب مختلف تابلوی گرایش سیاسی کاندیداها قرار گیرد، فرد سمبل فلان گرایش بدون شناسنامه معرفی می‌ شود. غافل از آنکه این فرد می‌تواند چند ماه بعد به راحتی و بدون بازخواست، سخن و عملی خلاف مواضع قبلی ارائه دهد؛ لذا در غیاب احزاب، در فردگرایی از الگوهای غربی هم سبقت گرفته شده.

اطلاعات در نهایت نوشته: در فقدان احزاب، همچنین شفافیت گرایش‌های سیاسی کمرنگ شده و قابل پنهان سازی و لاپوشی است، این روند به احتمال زیاد منتهی به سوء استفاده از آرای عمومی می‌شود. این روش برای رقابت‌های انتخاباتی و سیاسی نمی‌تواند اعتماد عمومی نسبت به کاندیداها و برنامه‌های آنها را به همراه داشته باشد.‏‏ باید برای سنجش و شایستگی توانایی‌های فردی که سابقه پست دولتی، وزارت، نمایندگی مجلس و… داشته است مکانیسمی قابل دفاع طراحی شود و احزاب بهترین و مطمئن‌ترین نهاد و معیار برای این امر مهم هستند.

فرانسه که منع ندارد

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون علی میرایی، قانون

سوشیانس شجاعی‌فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در ستون طنز شهروند توضیح داده که چون این روزنامه از تبلیغات انتخاباتی منع شده به سراغ انتخابات فرانسه می رود که منعی ندارد آن جایی که چهار کاندیدا حضور داشتند. مارین لوپن، سیاستمدار ضد مهاجر که برای خودش یک پا رجل سیاسی است و کسی را که بخواهد شبهه‌ای وارد کند را از جفت پا آویزان می‌کند! نفر بعدی هم ماکرون نامزد مستقل است که در مصاحبه‌ای با کامران نجف‌زاده گفته بود این مستقل‌بودن را از ایرانی‌ها یاد گرفته‌ام! ماکرون که حقوقش را از نهادهای دولتی می‌گیرد و فلان حزب دعوتش می‌کند، نصف شخصیت‌های سیاسی از او حمایت می‌کنند، «جمعیت فرانسوی نوگرا» (جفنگ) او را به‌عنوان کاندیدای انتخاباتی معرفی کرده، اعلام کرده که به‌طور مستقل وارد انتخابات فرانسه شده است!

این طنزنویس افزوده:دیگر کاندیدای انتخابات فرانسه شخصی است با نام ژان لوک ... (- کدومشون؟!) ملانشون! ایشان نماینده جناح چپ فرانسه است و یک جورهایی بهزاد نبوی آنهاست! البته بدون سابقه زندان! ملانشون با وعده هر فرانسوی ٢٠٠٠ یورو و قول حمایت از اعتصابات کارگری و دو برابرکردن مرخصی و اعطای مرخصی بارداری به مردان وارد میدان شده است!

و بالاخره طنز شهروند به این جا رسیده که:فرانسوا فیون که طرفدارانش او را فیون توده‌ها نامگذاری کرده‌اند، متعلق به جناح محافظه‌کار فرانسه است و حالا می‌گویم جناح محافظه‌کار فکرتان نرود طرف یقه بی‌یقه و لغو کنسرت‌های اپرای پاریس و لغو جشنواره آوینیون و تفکیک جنسیتی ساحل نیس و گشت ارشاد جلوی جشنواره کن! نه، محافظه‌کارهای آنها با محافظه‌کارهای ما، یورویی هفت صنار فرق دارند! در طول دوره تبلیغات انتخاباتی تهمت‌های فراوانی به فیون زده شد که در مناطق محروم پاریس توت‌فرنگی و آرد کروسان پخش می‌کرد که وی تمام این اتهامات را رد و پاسخ آنها را به آن دنیا واگذار کرد!

ونزویلا و ایران

شهروند در سرمقاله خود نوشته: مخالفان دولت از اينكه ايران با ونزوئلا مقايسه شود بسيار عصباني هستند و معتقدند كه اين مقايسه درست نيست. ادعاي اصلاح‌طلبان اين است كه رفتارهاي احمدي‌نژاد با چاوز و جانشين آن كمابيش مشابه بود. دوم اين‌كه هر دو دولت وابسته به منابع نفتي بودند، تحولات اقتصادي در دو كشور تا پيش از‌ سال ١٣٩٢ كمابيش نزديك به هم بود. بنابراين اگر آن سیاست‌ها در ايران ادامه مي‌يافت، طبيعي بود كه شرايط امروز ما نيز مثل ونزوئلا باشد. مردمي گرسنه، دنبال نان و دوا، با بحران امنيتي و سياسي عميق و از همه بدتر تورم سه رقمي وحشتناك؛ كشوري كه دير يا زود دولت آن سقوط خواهد كرد و معلوم نيست پس از اين اتفاق در چه منجلابي فرو رود.

این مقاله سپس پرسیده: اگر كس ديگري به‌جز روحاني در‌ سال ١٣٩٢ رئيس‌جمهوری مي‌شد، آيا باز هم ما به وضعيت امروز در ونزوئلا يا شبيه آن دچار مي‌شديم؟ پاسخ بستگي به اين دارد كه آن فرد دنبال چه برنامه و سياست‌هایي بوده است. اگر در پي شكل دادن برجام و انجام امور براساس تدبير و عقلانيت بود، به‌طور قطع هر كس ديگري هم كه بود، فرق نمي‌كرد و دستاوردهاي امروز روحاني را كمابيش داشت و ايران به شرايط خطير ونزوئلا دچار نمي‌شد، ولي با تأسف تمام بايد گفت كه رقباي اصلي آقاي روحاني در‌ سال ١٣٩٢، كمابيش مدافع يا ادامه‌دهنده همان سياست‌هاي دولت پيش بودند و در صورت پيروزي آنان معلوم بود كه الان با چه مشكلات بزرگي مواجه بوديم.

شهروند در پایان و در جواب این سووال که اكنون در چه وضعيتي هستيم نوشته: روحانی در سه‌سال اول كوشش شد كه برجام به ثمر برسد و در نهايت به ثمر رسيد. قوت و اعتبار آن به‌گونه‌اي است كه حتي ترامپ هم جرأت نكرد برخلاف شعارهايش آن را پاره كند و به ناچار اجراي آن را تمديد كرده است. پس از اين مرحله است كه روند و چشم‌انداز اميدبخشي در اقتصاد ظاهر شده. هرچند پيش از آن نيز روند كاهش توليد كشور و افزايش افسارگسيخته تورم نيز مهار شده بود. ولي پس از برجام اين تحول به نسبت ملموس‌تر است.

با روسیه و چین نمیتوان

محمدصادق جنان صفت در سرمقاله ابتکار نوشته به تشریح سیاست اقتصاد خارجی کشور از نظر دو جناح سیاسی پرداخته و نوشته: یک طیف در نگاه سر حدی خود می گویند به طور مثال چین و روسیه به عنوان دوستان ایران می توانند نیازهای اقتصاد ایران را برطرف کنند وشماری از کشورهای دیگر نیز هستند که در دایره نفوذ غرب قرار ندارند و توانایی های آنها به کمک توانایی های این دو کشور برای گذران اقتصاد ایران کفایت می کند. اما گروه دیگر باورشان این است که کارنامه ،برنامه ،سابقه و توانایی های چین وروسیه برای اقتصاد ایران کافی نیست و اصولا نباید بر روی دوستی اقتصادی با این کشورها حساب بلند مدت باز کرد .

به نظر این اقتصاددان: دولت آینده نمی تواند ادعا کند بدون تعامل با جهان می تواند اقتصاد ایران را در شرایط تعادل نگهدارد و باید با دنیا تعامل کند و داد وستد داشته باشد . کارشناسان ،اقتصاددانان و ناظران و آگاهان سیاست جهانی با ور دارند که روسیه هرگز نمی تواند دوست بلند مدت هیچ کشوری باشد و ایران به دلایل پر شماری از سوی دولتهای روسیه دولت استراتژیک این کشور نخواهد بود . ایران می تواند رقیب نیرومند روسیه در صادرات نفت و گاز باشد و بازار اروپا را از چنگ صادرات گاز روسیه بیرون بیاورد . ایران توانایی تبدیل به ستون قدرتی اقتصادی و حتی نظامی بالا را که بتواند نیازها ی امنیتی منطقه را تامین کند را دارد و دراین صورت روسیه در منطقه جایی نخواهد داشت .

در نهایت سرمقاله ابتکار نوشته: از طرف دیگر چین نیز بدون تردید دنبال بازارهای مهم مثل بازار آمریکا و اتحادیه اروپا ست و در سیاست خارجی با این دو قول سازگار تر است تا ایران و تکنولوژی این کشور نیز در سطحی پایین است . دولت دوازدهم نباید ایران را در مدار کشور هایی با سابقه های نه چندان روشن و توانایی های مخدوش قرار دهد و توصیه کارشناسان اتحاد استراتژیک اقتصادی با آلمان وژاپن به جای روسیه وچین است.

قالیباف، بازی اول یا فرصت آخر

هر 4 سال برگزار می‌شود. بیش از هزار نفر در روز ثبت‌نام چشم به صندلی دومین مقام رسمی کشور می‌دوزند. در این بین تنها چند نفر از فیلتر انتخاباتی عبور کرده و به عنوان نامزد رسمی انتخابات ریاست جمهوری معرفی می‌شوند. دربیشتر دوره های ریاست جمهوری یک شهردار برای این مقام ثبت نام می‌کند. یک زمان احمدی نژاد و دوبار هم قالیباف.

با این مقدمه ابتکار به جنجالی پرداخته که بر سر استعفای شهردار تهران برپا شده است و در نهایت به ارسال نامه ای به امضای چهارده عضو شورای شهر تهران به وزارت کشور نوشته شده که موضوعش این است که شهرداری تهران با در دست داشتن امکانات فراوان تبلیغی که مهمترین آن موسسه «همشهری» است، در صدر اتهامات تخلف انتخاباتی قرار دارد.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون هادی حیدری، شهروند

معصومه اصغری: در گزارشی در شرق پیرامون نامه اعضای شورای شهر تهران به وزارت کشور نوشته: سایت روابط‌عمومی شورای شهر تهران ساعت ١٤ ظهر دیروز یعنی ساعتی پس از پایان جلسه شورا و اطلاع از این نامه و امضاهای جمع‌آوری‌شده در خبری دوخطی به نقل از مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، اعلام کرد شهردار تهران به‌منظور شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری و حضور در برنامه‌های تبلیغاتی درخواست مرخصی خود را از دوشنبه چهارم اردیبهشت (یعنی امروز) تا ٢٧ اردیبهشت تسلیم شورای اسلامی شهر تهران کرد.

این گزارش نشان می دهد/ محمد سالاری، عضو امضاکننده این نامه، در پاسخ به «شرق» با بیان اینکه در جلسه روز گذشته درباره مرخصی شهردار تهران صحبت شد؛ اما آقای چمران حرفی از این درخواست به میان نیاورد. به نظر می‌رسد سابقه مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، در نزدیکی فکری و جناحی، همچنین حمایت‌های گاه‌و‌بی‌گاه رئیس شورا از شهردار تهران حتی ذهنیت اعضای شورا را نیز به اثرگذاری سؤال و جواب از شهردار تهران و حد و حدود اختیارات‌شان ناامید کرده و بر آن داشته است از مرجعی بیرونی استمداد کنند.

محمد هدایتی در جهان صنعت مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری را به احتمال آخرین نبرد قالیباف خوانده و نوشته محمدباقر قالیباف پس از دو تلاش بی‌فرجام و در روزهایی که شهرداری تحت مدیریت او زیر سنگین‌ترین انتقادهاست، تردیدها را کنار گذاشته و نبردی دیگر برای آرزوی دیرینش را آغاز کرده است؛ برای ریاست‌جمهوری به انتظار آنکه شاید اصولگرایان در نهایت این بار، همه رو به سوی او آورند، چیزی که دشوار به نظر می‌رسد.

به نوشته این روزنامه: قالیباف در سپهر سیاسی ایران موقعیت سیال و تا حدی گنگی دارد تا حدی به این خاطر که جایگاه و رویکردش را به فراخور موقعیت، دائما تغییر داده است. در نیروی انتظامی کوشید چهره مدیری را به نمایش بگذارد که خواهان درانداختن طرحی نو است. با تبلیغاتی گسترده، وارد کارزار انتخاباتی سال 84 شد. اقبال آغازین به او دیری نپایید. ناکام ماند. به شهرداری تهران رفت تا چون شهردار پیشین، آنجا را پلی سازد برای ریاست‌جمهوری. کیست که از امکانات تبلیغاتی نهاد عظیمی چون شهرداری تهران صرفنظر کند.

جهان صنعت در نهایت نوشته: شانسی که قالیباف دارد، این است که غالب نیروهای تشکیلاتی اصولگرایان، اقبال عمومی چندانی ندارند و دیگر اینکه گویا زبان سخن گفتن با طبقه به ویژه متوسط را بلد نیستند. از این جهت قالیباف می‌تواند به مدد برخی کیفیاتش خود را واجد شرایط‌ترین فرد اصولگرایان جا زند. مشکل قالیباف اما؟ قالیباف هیچ گفتمان و ایده مشخصی را نمایندگی نمی‌کند. معلوم نیست دیدگاهش درباره مدیریت کشور چیست.

چهارسال یک بار ماه عسل

پوریا عالمی در ستون طنز شرق شرح داده که بالاسرم ایستاده بود با لیوان آب‌پرتقال گفت نوش جان دستم. رفتم حمام که دیدم طرف دوتا تقه زد به در و گفت: باید پشتتان را کیسه بکشم که خستگی‌تان دربیاید. بعد دیدم طرف حوله‌پوش با این دست گوش‌پاک‌کن را کرده توی این گوشم و با آن دست سشوار را گرفته روی موهام. بعد نشست برام لقمه گرفت و گذاشت دهانم. از خانه که زدم بیرون، کفش‌هام را جفت کرد. لحظه پشتم خارید که زنگ زد از تایلند دو نفر آمدند همان وسط خیابان خاراندند و رفتند.

و بالاخره: این وسط دوتا دختر و پسر جوان داشتند آن‌طرف خیابان روی نیمکت با حالت ازدواج با هم حرف می‌زدند. طرف که من قلمدوشش بودم، دوید سمت جوان‌ها و بهشان گفت: عزیزانم این نشانی منزل ما... سر راه محضر هم هست که بگید از طرف منید و مجانی عقد کنید. شماره کارتتان را هم بدهید که تا شغل پیدا کنید، من ماهانه برایتان پول بریزم. تا یک روز در راه یک صندوق دیدم. گفت بنداز این تو. من هم انداختم. تا انداختم، طرف از آن بالا من را یکهو انداخت پایین و دوید و رفت.

طنزنویس در نهایت نوشته: داد زدم: چی شد یهو؟ پشتم را دیگر نمی‌خارانی؟ طرف داد زد: تو دیگه رأی دادی... فعلا خودت، خودت رو باید بخارونی... مردم ایران هر چهار سال یک ماه می‌روند ماه‌عسل. بعدش فقط بشوربساب.