روزنامه‌های تهران: اعتراض کارگران معدن و روایت های دوگانه

  • 8 مهٔ 2017 - 18 اردیبهشت 1396

روزنامه های تهران صبح دوشنبه ۱۸ اردیبهشت بیشتر گزارش ها و مقالات خود را به انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر اختصاص داده و پیش بینی کرده اند که در روزهای باقی مانده تا برگزاری این دو انتخابات حرارت سخنان نامزدها بیشتر شود.

روزنامه های تندرو و اصولگرا در گمانه زنی های خود ابراهیم رییسی نامزد اصولگرایان را رییس جمهور آینده دیده اند و روزنامه های هوادار دولت و میانه رو، پیروزی حسن روحانی را قطعی دیده اند. با این همه هر دو گروه احتیاط را از دست نداده و از مردم خواسته اند به نامزد مطلوب آنان رای بدهند.

سفر حسن روحانی به آذربایجان غربی و حضورش در محل معدن منفجر شده آزادشهر و برخورد با کارگران و باقی مانده داغ دیدگان و شنیدن اعتراض های آنان از دید روزنامه های مخالف دولت نشانه ای بر شکست برنامه های روحانی تلقی شده و به همین ترتیب در روزنامه های هوادار دولت و اصلاح طلب نشانه ای از مردمی بودن کسی که فقط به سفر تبلیغات انتخاباتی نمی رود.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول دنیای اقتصاد

روحانی در میان معدنچیان داغدار

جوان در گزارش اصلی خود نوشته: در جریان سفر دیروز حسن روحانی به استان گلستان و بازدید از معدن آزادشهر، یک کارگر معدن خطاب به او گفت: آقای رئیس‌جمهور، تا الان کجا بودید؟ آیا خودتان با ماهی یک میلیون تومان می‌توانید زندگی کنید؟ ۲۲سال در معدن کار کردیم، آقای روحانی، شما می‌دانید معدنچی یعنی چی؟! ۱۷۰بچه بی‌پدر شدند.۴۰ زن بیوه شدند. چند سال پیش آمدیم فرمانداری و اعتراض کردیم که ماه‌هاست حقوق نگرفته‌ایم. با زن و بچه آمدیم اما مسئولان رسیدگی نکردند.

به گزارش این روزنامه که در آن اشاره ای به مسوولیت های دارنده معدن نشده که بسیج مستضعفین وابسته به سپاه پاسداران است: کارگر معدن اضافه کرده ۲۰میلیون از این شرکت طلب دارم اما ۱۰ هزار تومان ندارم که فرزندم را دکتر ببرم. معدنچیان ۲۵ سال در معدن کار می‌کنند و بعد از ۲۵ سال که بازنشسته می‌شوند تنها یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان حقوق بازنشستگی می‌گیرند. ۱۷۰۰ متر در کوه بدون تهویه کار می‌کنیم.

روزنامه جوان از زبان کارگر معترض معدن افزوده: معاون فرماندار شب گذشته اعلام کرده که این معدن گاز ندارد. همه دروغ می‌گویند، دلم درد دارد. بیمه کارگران معدن، آرایشگری و کتابداری است. بیمه سخت و زیان‌آور نمی‌گیریم. زن و بچه مردم یک هفته است که اینجا هستند. تا یک ماه دیگر هم نمی‌توان معدنکارانی را که داخل معدن مانده‌اند، نجات داد.

صبح نو - روزنامه هوادار قالیباف نامزد ریاست جمهوری - در سرمقاله خود نوشته: اتفاق ناگواری است اینکه رئیس جمهور در میان مردم و معدنچیان زجرکشیده گلستانی حاضر شود اما به‌جای اینکه مردم او را ملجاء خود بدانند او را آماج انتقادها و حملات تند قرار دهند و بر سر او داد بزنند: آقای رئیس‌جمهور، تا به حال کجا بودی؟ گرچه بعد از اتفاق تلخ دیروز، همه اطرافیان و مشاوران آقای روحانی و رسانه‌های وابسته، به تکاپو افتادند تا این رویداد نادر را توجیه کنند اما اگر هیچ کس نداند، آقای روحانی خوب می‌داند که این ناله‌های جگرسوز کارگران معدن زمستان‌یورت یا فریادهای عزا عزای کارگران در حرم‌امام؟ره؟ نتیجه چهار سال نادیده گرفتن اقشار ضعیف و محروم جامعه و فاصله گرفتن از توده‌های مردم است.

روزنامه مخالف دولت افزوده: کافی است آقای روحانی دیدار سال گذشته خود با کارگران در روز کارگر را در حالی که سوار بر خودروی لوکس خارجی است به یاد بیاورد؛ یا شاید لازم باشد ایشان رفتار متکبرانه وزیر خود را با مصیبت دیدگان از حادثه دهشتناک قطار تبریز- مشهد مرور کند یا توهین‌هایی که وزیر دیگر کابینه «امید»! به یک فرماندار درشهری دور افتاده در ایلام روا داشت. این نمونه‌ها شاید جلوه کوچکی باشد از فاصله گرفتن مسوولان جمهوری اسلامی از مردمی که قرار بوده نوکر و خدمتگزار آنها باشند.

صبح نو با نقل جمله ای از رهبر جمهوری اسلامی نوشته:ا پس از ۴ سال ناکارآمدی و فرصت سوزی «دولت امید» و به فراموشی سپردن مشکلات و مصائب مردم محروم جامعه، یادآوری این ضرب المثل به آقای روحانی خالی از لطف نیست که « هرکس باد بکارد توفان درو خواهد کرد»!

روی دیگر گزارش ها

شهروند که دیدار رییس جمهور از معدن ویران شده آذرشهر را گزارش اول خود قرار داده، نوشته: حسن روحانی نه به‌عنوان یک نامزد انتخاباتی که به‌عنوان یک رئیس‌جمهوری به میان معدنچیان رفت، بر سرش فریاد کشیدند و بازداشت نشدند، ناسزا گفتند و کسی بازخواستشان نکرد. به نظر می‌رسد این رویداد را باید ورای التهاب انتخابات و روزهای تبلیغات تحلیل کرد. آن هم به دلیل فاجعه درمعدنی که یک نهاد مشخص اداره آن را برعهده دارد.

اسماعیل میرحسینی یکی از کارگران معدن یورت در رابطه با حواشی پیش آمده به خبرنگار «شهروند» گفت: به‌ هرحال کسانی که اعتراض کردند، به ‌تازگی عزیزان‌شان را از دست داده‌اند و این ناراحتی طبیعی است. او گفت: ما مشکلات زیادی داریم. چرا به درد دل ما نمی‌رسند؟! حق کسی که با جانش بازی می‌کند، این نیست. این معدن نه تهویه‌ای دارد، نه ایمنی آن رعایت شده و دراین وضع ما در بدترین شرایط کار می‌کنیم و نه حقوق مناسبی داریم و نه بیمه و مزایای درخور این زحمات». به نظر می‌رسد که هدف روحانی از این شنیدن همین درددل‌ها بود.

شهروند نوشته: در یکی از فیلم‌های منتشر شده، یکی از معدنچیان یورت خطاب به حسن روحانی می‌گوید: «دیگه اومدنت فایده نداره. پلاسکو ١٤ نفر مردن. تو تهران چیکار کردین؟ این‌جا ٤٠ نفر مردن چیکار کردین؟» سایه پلاسکو چنانکه دیده می‌شود همچنان بر سر فجایع پیش‌آمده در کشور سنگینی می‏کند. حادثه‌ای که صبح فردای آن اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری و اندکی بعد شخص روحانی از محل آن بازدید کردند. اما این تنها حادثه پلاسکو و ماجرای معدن زمستان یورت نبود که حسن روحانی خود را ملزم دید پس از حادثه در جمع داغدیدگان حاضر شود.

مرجان لقایی در یادداشتی در شرق نوشته: چهار روز بعد از حادثه تلخ انفجار در معدن «زمستان یورت»، حسن روحانی در قامت رئیس‌جمهوری ایران، کشوری که مردمش به خاطر ازدست‌دادن معدن‌چیان ناراحت هستند، به منطقه رفت درحالی‌که هم مسئولان استان گلستان و هم اطرافیان رئیس‌جمهوری، به خوبی می‌دانستند هنوز تعدادی از زیرآوارماندگان بیرون نیامده‌اند و غم و ناراحتی در منطقه بسیار بالاست و این موضوع می‌تواند باعث غلیان احساسات منفی و رویارویی و برون‌ریزی خشم از سوی داغ‌دیدگان دو برابر روحانی شود.

دبیر گروه حوادث خطاب به روزنامه های تندرو که به بهره برداری از صحنه اعتراض معدنچیان پرداخته اند نوشته:اینکه یک معدنچی با غمی که دارد، مقابل رئیس‌جمهوری بایستد و برایش از روزهای سخت زندگی‌اش بگوید و غمش را با او تقسیم کند، ضعف حسن روحانی است؟ یا ضعف منتقدان رسانه‌ای دولت است که از همدردی رئیس‌جمهوری با یک شهروند معدنچی سوءاستفاده کرده و با نشان‌دادن بغض و آه او در برابر رئیس‌جمهوری، فراموش می‌کنند جمعی از هموطنان ما مصیبتی سنگین را پشت سر می‌گذرانند.

مقاله شرق به این جا رسیده که: ای کاش اجازه می‌دادند این مرد بعد از پایان گفته‌هایش آرام گوشه‌ای بنشیند و با خود بگوید این رئیس‌جمهور بود که دردم را التیام داد نه اینکه درگیر حاشیه‌های پروپاگاندای رسانه‌های منتقد دولت شود. این رسانه‌ها از هیچ‌کدام از کاندیداهای دیگر انتخابات ریاست‌جمهوری نپرسیدند شما که خود را لایق ریاست‌جمهوری می‌دانید، چرا یک بار مانند روحانی خود را در برابر غم این مردم قرار ندادید؟

هیچ فکر می کردید؟

پدرام ابراهیمی در صفحه طنز بی قانون نوشته: یک روزی در همین مملکت وقتی دوران ریاست یک بنده خدایی تمام شد، حتی بعضی از هوادارانش ایشون رو با «هو» بدرقه کردند و پروژه‌ عبور از فلانی را پی گرفتند چون عقیده داشتند «او کاری نکرد». بله طبیعیه در همه جای عالم محبوبیت رییس‌جمهور مستقر، از دوران قبل از انتخاب شدنش کمتره چون در دنیای واقعی کشورداری، اون شور و شعار دوران انتخابات جای خودش رو به دنیای واقعی می‌ده. (البته دوران داشتیم که تخیلی‌تر شده و بچه دوساله اسپانیول داد می‌زده «محموووود!»).

در بخش دیگر این طنز آمده:البته انتخابات یک شطرنجه که متاسفانه حضرات مدام با لگد می‌زنن همه مهره‌ها رو پخش و پلا می‌کنن. وقتی آقای قالیباف از عدم شفافیت مالی می‌گه (خواهرِ پدر من جلوی تحقیق و تفحص از شهرداری رو گرفت) و آقای رئیسی (تولیت آستان قدس رضوی) از ناتوانی دولت در دریافت مالیات شکایت می‌کنه و آقای میرسلیم (که در دوران صدارتش در وزارت ارشاد، چاپ عکس مهاتما گاندی به علت «نیمه عریان بودن» ممنوع بود با اون سن و سال و پر و پاچه!) فریادِ آزادی فرهنگ و هنر سر می‌ده، آدم فکر می‌کنه فقط جای بقایی خالیه که بیاد تبلیغ کلاس‌های فنون سخن‌وری و گفتاردرمانی بکنه!

طنزنویس بی قانون در نهایت نوشته: راستی، فکر می‌کنید چند صباح دیگه می‌تونید برید بپرسید پس این کارانه و شغل ما چی شد؟ اگر فکر می‌کنید می‌تونید، این نام رو تو گوگل سرچ کنید:«یاشار سلطانی».

Image caption کارتون علی میرایی، قانون

موقعیت فعلی رای دهندگان

ضیاء مصباح در سرمقاله جهان صنعت نوشته: بعد از مشارکت مردم در انتخابات ۸۸ و ۹۲ تندروها و انحصار‌طلبان کاملا باور کردند که با امکانات فراگیر الکترونیکی از سویی وجود جوانان تحصیلکرده، عاقل و هوشیار در درون تمام خانواده‌ها دیگر نمی‌شود با این جامعه شوخی کرد و از جلسات درون‌گروهی یا مجامع مذهبی جای برنامه‌ریزی‌های سیاسی بهره‌برداری نمی‌شود. از سویی دیگر عملکرد دگراندیشان و اصلاح‌طلبان طی چهار سال گذشته باعث شد کشور از وضعیت نیمه‌امنیتی بحرانی «که دورماندگان از اصول بر ادامه آن تاکید داشتند» و منافع خود را بر استمرار آن می‌دیدند، تدریجا با همت وسایل ارتباط‌جمعی و دولت روحانی خارج شود.

به نوشته این مقاله: در انتخابات سال ۹۲ گروهی وطن‌دوست که معتقد به اصلاح تدریجی و به‌قول شادروان بازرگان سیاست گام به گام بودند و هستند، پیش‌قدم شدند و تنور انتخابات را گرم کردند. در این میان کسانی که در داخل تحت عنوان فعالان سیاسی هزینه داده و بحق صاحب‌نظر بودند، مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردند، نتیجه آن شد که کشور تا حدودی از شرایط نیمه‌امنیتی‌ و درگیر در بحران اقتصادی با انتخاب روحانی خارج شود، در واقع و به اصطلاح آواربرداری شود تا در پی آن فرصت سازندگی فراهم شود.

سرمقاله جهان صنعت به این نتیجه رسیده که: در سال ۷۶ که شرایط مشابهی بر جامعه حاکم بود، ۸۰ درصد شرکت کردند، در بهترین دموکراسی‌ها حدود۵۰ درصد مشارکت دارند. رفتار انتخاباتی مردم ایران در مراحل حساس مثال‌زدنی است. نیروهای علاقه‌‌‌مند به کشور، نیروهای میانه‌رو ملی، طرفداران اصلاح تدریجی، دگراندیشان و اصلاح‌طلب‌ها همه با هم درصددند تندروها را هشدار دهند از موضع بنیادگرایی که فقط پدیده ایران نبوده و در تمام منطقه فعال است، به‌سوی تعادل و رفتار منطبق با منافع بلندمدت ملی و قابل فهم و درک، براساس اصول علم سیاست و کیاست، دعوت و توصیه کنند.

قتل عام گنجشکان

شیرزاد عبداللهی در سرمقاله همدلی با اشاره به تجربه انقلابیون بی تجربه در کشورهای دیگر به مثال قتل عام گنجشکان در چین رسیده که به فرمان مایو تسه تونگ صورت گرفت و کامیون ها لاشه آنان را برای حوزه های حزبی می فرستادند اما این قتل عام به بهبود وضعیت کشاورزی نیجامید بلکه اتعادل اکوسیستم به هم خورد و جمعیت ملخ‌ها و دیگر آفات نباتی به صورت انفجاری افزایش یافت. کشاورزی نابود شد.

نویسنده کارشناس مسایل آموزشی افزوده: اما این عوام‌فریبی است که حدود ۴۰ سال بعد از یک انقلاب بزرگ، کسانی در تلویزیون توی چشم مردم نگاه کنند و عدد و رقم و منطق کارشناسی رویدادها را نادیده بگیرند و مرتبا تکرار کنند که «ما می‌توانیم و می‌شود.» و راه‌حل‌های اراده‌گرایانه و غیر عملی برای حل مشکلات عینی ارائه دهند.

به تاکید مقاله همدلی: در دنیای امروز به مدد گسترش اطلاعات و ارتباطات همه راه‌های توسعه و پیشرفت و همچنین رفع مشکلاتی مانند تورم و بیکاری و رکود و... شناخته شده‌اند. هیچ رازی وجود ندارد. مسئله واقعا انتخاب بین راه و بیراهه است. نشان دادن شکل مار به جای کلمه مار در جامعه‌ای عقب مانده و بی‌سواد جواب می‌دهد. اما در جامعه‌ای با حدود ۹۰درصد باسواد قاعدتا مردم فرق بین کلمه مار و شکل مار را می‌دانند. خیلی ساده انگارانه است که پوپولیسم را در یک یا چند شخص خلاصه کنیم. پوپولیسم یک واقعیت جاری در فضای سیاسی ایران است. با این حال نباید مرعوب پوپولیسم شد و نباید از آن تقلید کرد.

فهم رهبر جوان کره شمالی

محمد هادی صحرایی در یادداشت روز کیهان انتخابات را باعث فخر جمهوری اسلامی و یکی از نشانه‌های بلوغ اجتماعی دانسته که در جهان و تاریخ منحصر به فرد است چرا که در این مدت تمام جریانات فکری مطرح و مدعی جامعه، این فرصت را داشته‌اند که دوره‌ای سکان دولت و مسئولیت‌های سنگین را به عهده گیرند و برنامه‌های خود را اجرایی نمایند. این تنوع بی‌نظیر اگرچه پرهزینه بوده است ولی چون مردم را آبدیده و آزموده نموده بسیار گرانبهاست.

نویسنده به قصد پرهیز دادن مردم از رای دادن به روحانی و ادامه کار دولت فعلی نوشته:یکی از این تجربه‌های ارزشمند که چون روز روشن است اینست که از دولت بازرگان که می‌خواست هواپیماهایF۱۴ ارتش را به کشورهای غربی برگرداند و با اقدامات سطحی، در حال نابودی ارتش بود گرفته تا دولت بنی‌صدر لیبرال، که چشم امیدش به غرب بود و تا سازندگی و اصلاحات و تا امروز که دولت تدبیر، برای خوش‌آمد کدخدا، قلب علم را بتن کرد و در ازای «تقریباً هیچ»، نتیجه مجاهدت‌های دانشمندان جوان را به باد داد و هنوز به تن بی‌جان برجام نفس می‌رساند و ...، هرگاه تفکر لیبرالی و وادادگی بر دولتمردان ایران سایه افکند، یا ایران به جدایی‌طلبان و ترور و گروه‌های تروریستی مبتلا شد و یا یکی مانند صدام به ایران حمله کرد.

نتیجه گیری مقاله کیهان در نهایت این است که: واقعیتی است که در همین چند روز گذشته، رهبر جوان کره‌شمالی در مقابل آمریکا آن را امتحان نمود و نتیجه گرفت درحالی که برخی از ژنرالهای پیر و حقوقدانان مدعی و فرنگ‌رفتگان وا داده، از فهمیدن آن ناتوانند. تز رها کردن مقاومت به خیال خام مراوده و گفت‌وگو با دشمن و با شعار توخالی تنش‌زدایی، خطی است که از ابتدای انقلاب و از جانب لیبرالها و خوش خیالانِ کم آورده، پیموده شده است و الگوی مغلوط آن ژاپن و آلمان معرفی شده که هیچ سنخیتی با مردم با کرامت ایران ندارند.

شکست و خشم فزاینده

صادق جنان صفت در سرمقاله ابتکار نوشته: انتخابات دوازدهم در چارچوب سنت و آداب نظام جمهوری اسلامی مبارزه ای سوزان و نفس گیر میان دوهماوردهمیشگی و پایان ناپذیر در این ۳۸ سال سپری شده است . یک سوی این مبارزه تکنوکراتها، سیاست ورزان و علاقمندان به مقوله سیاست هستند که نگاهشان به جهان و انسان و جامعه نگاه دوستی و آشتی است و پیشرفت و آبادانی این مرزو بوم را درگروی مهربانی با دنیا و بهره گیری از توانایی های جهان می دانند.

به نوشته این اقتصاددان: در سوی دیگر اما گروهی ایستاده اند که باورشان این است که دنیای امروز دنیایی بیمروت و خشن است که هرسرزمین بزرگ می خواهد کوچکترها را فریب دهد و یا بازور آنها رابرده سازد و خود را توانمند و دیگران را ناتوان سازد. این دو هماورد با همان نگاه سازگار و تضاد به مناسبات درون سرزمینی چشم دوخته اند . گروه سازگار و مدارا ایرانیان را کل واحد می داند که باید باهم ودست در دست هم ایران را آبادکنند. در این نگاه هرفرد و گروه برپایه آورده هایش درآمد خواهد داشت و تفاوت درآمدها پذیرفته می شود.

ابتکار نظر داده که: همان تندخوهایی که راه را برسازگاری سرافرازانه با جهان بستند و آوار تحریم را برسر اقتصاد ایران و کسب و کار مردم فرودآوردند برهمان دهل می کوبند و ازهمان شیپور ساز ناسازگاری با جهان را می نوازند و می خواهند تحریم ها را بازگردانند و کاسبی خودراراه بیندازند. اینگونه است که این جریان سیاسی ناسازگار با دنیا خشم و خروش خود را در کلمه ها و عبارات آزاردهنده و سرشار از نفرت آفرینی به سوی دولت و رییس آن نشانه می گیرند و از هیچ چیز هراس ندارند و انگار که خودزنی را تنها راه می دانند.

Image caption محمدرضا ثقفی، قانون

فساد ساختاری در مدیریت شهری!

یاشار سلطانی در مقاله ای در قانون نوشته: ساخت‌وسازهای بی‌ضابطه و بی‌رویه در شهر، قطع درختان شهر و تخریب باغات و فضاهای سبز شهری، رشد قارچ‌گونه برج‌ها و ساختمان‌های بلندمرتبه مسکونی‌، اداری‌،‌ تجاری، غلبه نگاه خودرومحور بر طراحی‌های شهری، ترافیک کلافه‌کننده در خیابان‌ها و بزرگراه‌ها، آلودگی هوا و بسته شدن راه نفس شهر و شهروندان، شلوغی محلات و معبرهای کم‌ظرفیت شهرها، ظاهر نازیبا و بی‌روح و بی‌قواره فضای شهرها، دست‌اندازی‌های متعدد به اموال و فضاهای عمومی شهری و محدودیت هر چه بیشتر سهم و دسترسی عموم مردم به این اموال و فضاها و...

این لیست دربردارنده بخشی از مشکلاتی است که ویژگی‌ شهرهای تهران شده‌‌است.

این روزنامه نگار که به تازگی به خاطر افشای بخشش های شهردار تهران به اعضای انجمن شهر به زندان افتاد در ادامه مقاله خود نوشته: همه، از شهروندان عادیِ درگیرِ زندگی روزمره گرفته تا مقامات و مسئولان کشور در نهادهای شهری، دولتی، قضایی و حتی رهبری نسبت به این مشکلات ابراز نارضایتی می‌کنند و در این روزهایی که تب و تاب انتخابات بالا گرفته، رفع این مشکلات به شعار کاندیداها و مطالبه همه رای‌دهندگان تبدیل شده است.واگذاری املاک نجومی که معلوم نشدشهرداری چه واکنشی نشان داد، چطور آزادی رسانه‌ها و گردش اطلاعات نقض و چگونه ادامه بررسی‌ها و پیگیری‌ها محرمانه شد!

نویسنده به مردم تهران توصیه کرده در انتخابات شوراها کسانی را برگزینند که به‌جای عمل بر مبنای منطق سود و رانت و قدرت، مردم و حق شهروندان را ملاک تصمیم و عمل خود می‌دانند... و همه این‌ها منوط است به اینکه پیش از هر چیز، خود ما به این باور داشته باشیم که نسبت به این شهر حق داریم و باید به هر طریقی که می‌توانیم در سرنوشت شهر و زندگی شهروندی‌مان مداخله کنیم و اعلام داریم که رای ما، « نه» به فساد سیستماتیک و ساختاری در مدیریت شهری است!

وزیر در شرکت تجارتی

مسعود علوی در سرمقاله روزنامه رسالت با اشاره به بخشی از قانون اساسی که کار دوم وزیران و مقامات مشخصی را ممنوع اعلام می دارد نوشته وزیر فعلی آموزش و پرورش در هیات مدیره یک شرکت خانوادگی حضور داشته و بعد از تصدی وزارت هم بوده و حالا با کشف کالاهایی متعلق به دختر وی این ها افشا شده است.

به نوشته این روزنامه اصولگرا سخن بر سر این نیست که کالای کشف شده، قاچاق بوده یا نبوده است. اثبات این اتهام باید فرایند قانونی خود را طی کند. سخن بر سر این است که اصل ۱۴۱ قانون اساسی و قانون ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل توسط وزرا و کارمندان دولت چه می شود؟ چرا قانون اساسی و عادی در این مورد توسط یک وزیر، آن هم در نظام مقدس جمهوری اسلامی نادیده گرفته می شود؟ چه کسی مسئول خاک خوردن قوانین و زیر پا گذاشتن آن است؟ مجلس چرا در این باره ساکت است؟ دیوان محاسبات به عنوان مرجع مسئول چرا در این باره حرفی نمی زند؟ دستگاه قضائی چرا در این مورد، منفعل است؟ دادستان به عنوان مدعی العموم چه وظیفه ای در این خصوص بر عهده دارد؟

رسالت تاکید کرده:اگر اطلاعات فاش شده توسط منابع خبری مستقل، صحیح است، چرا وزیر آموزش و پرورش، منفصل از خدمت اعلام نمی شود؟ اگر اطلاعات فاش شده، دروغ است، چرا از او اعاده حیثیت نمی شود؟ جز آن که رئیس اتحادیه تولید کنندگان پوشاک می گوید: «واردات پوشاک خارجی ۳۸۵ هزار نفر را بیکار کرده است.» چرا وزیر کابینه در سال «اقتصاد مقاومتی؛ تولید و اشتغال» در امر واردات پوشاک مشارکت می کند و سهمی در خانه نشین کردن صدها هزار نفر از کارگران در صنعت پوشاک را به عهده می گیرد؟

شعارهای زیبا نامزدها

صفحه طنز شهرونبرنامه نامزدهای ریاست جمهوری برای ریشه کن کردن فقر را چنین توصیف کرده:

قالیباف: پول اون ٤ درصد رو می‌گیرم تا ١٠٠ درصد دور هم فقیر بشیم.

میرسلیم: همه چیز رو تولید داخلی می‌کنم،‌ درست مثل کره‌شمالی

رئیسی: من اصلا تخصصم توی ریشه‌کن کردنه

روحانی: قول می‌دم وضعیت رو هم نزنم

جهانگیری: ببخشید متنم همراهم نیست!

هاشمی‌طبا: ریشه‌کنی به این راحتی نیست، شاید بتونم کوچیکش کنم

Image caption به نان سختان معدن - کارتون حسن کریم زاده، شهروند

موضوعات مرتبط