روزنامه‌های تهران، بعد از انتخابات و پیروزی چه کار باید؟

  • 21 مهٔ 2017 - 31 اردیبهشت 1396

روزنامه‌های صبح امروز تهران، یکشنبه ۳۱ اردیبهشت همان روش قبل از انتخابات را ادامه داده اند. روزنامه های میانه رو و هوادار دولت از لذت پیروزی نوشته اند با اشاره ای به بداخلاقی های نامزدهای رقیب حسن روحانی در جریان مناظره ها، روزنامه های مخالف دولت همچنان به مخالفت های خود ادامه داده و کوشیده اند پیروزی حسن روحانی را کم مقدار نشان دهند.

انعکاس خواست های مردم از دولت جدید و برنامه های حسن روحانی از دیگر بخش های این روزنامه‌هاست.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption عکس و تیتر صفحه اول قانون

حماسه ۹۶ درصدی‌ها

علیرضا شاکر در مقاله‌ای در قانون نوشته: ابراهیم رئیسی هم گرچه این رقابت را واگذار کرد، اما با کسب بیش از ۱۵ میلیون و ۷۰۰ هزار رای، در قامت اقلیتی مقتدر ظاهر شد؛ هرچند که برخی اقدامات وی و کمپین انتخاباتی او ، گروهی از هم‌قطارانش را دل‌چرکین کرد. آن‌ها بعد از همنشینی و هم‌پیمانی نماینده جناح به اصطلاح ارزشی با خواننده زیرزمینی، از اینکه اصولگرایان همه دارایی خود را بر روی رئیسی قمار کردند، ابراز پشیمانی کردند.زیرا از اینکه می دیدند کاندیدای جناح اصولگرا دست به دامن ارتش به اصطلاح ۴ میلیونی «تتلیتیا» شده است، احساس حقارت می کردند.

به نوشته این مقاله:اما واقعیت این است که اصولگرایان، انتخابات را زمانی باختند که در جریان تبلیغات انتخاباتی، «اخلاق» را فاکتور گرفتند و برای پیروزی، از هر تهمت و توهینی کوتاهی نکردند. کاندیدای انصراف داده آن‌ها با دسته بندی کذایی ۹۶ درصدی و چهار درصدی سعی کرد با دامن زدن به نزاع طبقاتی و راه اندازی جنگ فقیر و غنی ، خود را نماینده اکثریت مظلومی جلوه دهد که مورد استثمار اقلیتی ۴ درصدی قرار گرفته اند. قالیباف دانسته یا ندانسته با متهم‌کردن مدیران اجرایی عالی رتبه جمهوری اسلامی به فساد و تباهی، عملا آب به آسیاب دشمن ریخت.

علی شکوهی در مقاله ای در اعتماد نوشته: حامیان دکتر روحانی را همه کسانی تشکیل می‌دادند که برای نفی نامزد اصلی جریان رقیب، توافق داشتند و در واقع یک موضع‌گیری سلبی موجب ایجاد این وحدت عملی شده بود. آنان شاید در توصیف اینکه «چه می‌خواهند» با هم اختلاف داشته باشند اما در معرفی «آنچه نمی‌خواهند»، توافق قطعی داشتند.حامیان دکتر روحانی در معرفی رقیب به مثابه یک «تهدید» برای آینده کشور موفق عمل کردند. البته رقبا نیز همین هدف را پی می‌گرفتند تا تداوم فعالیت دولت را از جهات گوناگون «تهدید» قلمداد کنند اما حامیان دولت در این زمینه موفق‌تر بودند.

به نوشته این مقاله: در رسیدن به این هدف، عملکرد دولت احمدی‌نژاد و دولت اول روحانی نقش جدی بازی کرد. در واقع کارنامه دولت نهم و دهم به حدی زیر سوال بود که بخش بزرگی از مردم حاضر به بازگشت به آن دوران نبودند.از سویی دستاوردهای دولت روحانی نیز به قدری شاخص و چشمگیر بود که تداوم فعالیت آن را نزد بخش بزرگی از جامعه به خصوص نخبگان و خواص توجیه‌پذیر می‌ساخت. این بود که در این انتخابات هیچ‌کس نتوانست بی‌طرف بماند و فقط تماشاگر رقابت باشد.

به نوشته اعتماد: اصولگرایان نشان دادند که قادر به درک شرایط اجتماعی و نیاز جامعه و تحولات بین‌نسلی نیستند و بدون ایجاد تغییرات جدی در نگرش و مواضع و عملکرد خود، نباید انتظار داشته باشند که مردم به سوی آنان بیایند و از نامزد مورد حمایت آنان دفاع کنند.

مخالفان چه می گویند؟

محمدجواد اخوان در سرمقاله روزنامه جوان با اشاره به پایان انتخابات نوشته مطابق معمول، هر رقابت انتخاباتی دو سر «کسب رأی اکثریت» و «عدم کسب آن» دارد و هرنامزدی که وارد این عرصه می‌شود و تا انتها می‌ماند با یکی از این دو حالت خارج می‌شود. از این رو خوشحالی مفرط از پیروزی یا اندوه فراوان از شکست به هیچ روی منطقی نیست. خوشبختانه جبهه رقیب آقای روحانی از ظرفیت بالایی برای مواجه شدن منطقی در این شرایط برخوردار است و تجربه چند دوره خصوصاً سال ۹۲، جای هیچ‌گونه نگرانی در این مورد نمی‌گذارد.

در نقطه مقابل بخشی از کسانی که در طیف حامیان آقای روحانی هستند، در فتنه ۸۸ کارنامه خوبی از خود به جای نگذاشته و ثابت کردند با الفبای مردم‌سالاری بیگانه‌اند. اکنون که شاد از یک حماسه ۴۱ میلیونی عظیم ملت ایران هستیم، تصور کنید اگر نتیجه انتخابات ۹۶ به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد، چه آسیب‌هایی ناشی از رویه این طیف را شاهد بودیم؟

جوان در نهایت نوشته: ‌آقای روحانی هرچند با رأی بالاتری از سال ۹۲ انتخاب شده است، اما باید بداند نزدیک به نیمی از شرکت‌کنندگان در انتخابات و حدود ۶۰درصد کل واجدان شرایط به او رأی نداده‌اند. این بدان معناست که نارضایتی جدی نسبت به وضع موجود به چشم می‌خورد. حتی می‌توان ادعا کرد که بخش قابل توجهی از رأی‌دهندگان به آقای روحانی نیز در زمره ناراضیان از وضع موجود بوده‌اند و تنها مطابق روال دولت‌ها، فرصتی چهار ساله دیگر برای حل مشکلات به وی داده‌اند.

حسین شریعتمداری در یادداشت روز کیهان، بدون اشاره به پیش بینی های پیشین خود برای پیروزی قطعی جناح اصولگرا و هوادارانش به این استدلال پرداخته که همه امکانات و ظرفیت‌های فراوان قوه مجریه، از جمله ظرفیت‌های تبلیغاتی را در اختیار داشت و از این امکانات و ظرفیت‌ها در بالاترین حد و اندازه ممکن بهره می‌گرفت و این در حالی است که آقای رئیسی نه فقط به هیچیک از امکانات مورد اشاره دسترسی نداشت، بلکه با انبوهی از اتهامات ناروا و یکسویه که از تریبون‌های بی‌شمار دولت شلیک می‌شد نیز روبرو بود.

به نظر مدیر کیهان: رأی ۱۶ میلیونی آقای رئیسی، نشان می‌دهد که سخنان، برنامه‌ها و بینش و منش وی در میان توده‌های مردم خریداران فراوانی دارد به گونه‌ای که هر جا با مردم مواجه شده و به معرفی خود پرداخته‌اند، اقبال و رویکرد گسترده مردم را در پی داشته است. از این زاویه نیز می‌توان گفت؛ در صورتی که آقای رئیسی فرصت بیشتری برای ارائه نظرات خود به مردم داشت، به یقین توده‌های عظیم بیشتری از آنان را جذب می‌کرد.

یادداشت روز کیهان در نهایت ادعا کرده که اصلاح طلبان در اولین گام سعی در القاء این توهم دارد که اردوگاه انقلابیون باید در آموزه‌های خود تجدید‌نظر کند! این در حالی است که آرای ۱۶ میلیونی آقای رئیسی با توجه به شرایطی که به آن اشاره شد حاکی از پیروزی مثال‌زدنی این گفتمان است و نشان می‌دهد گفتمان مزبور وارد ریل اصلی خود شده و ادامه‌ای درخشان در پی دارد.

چند تحلیل همین‌طوری

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نظر چند تحلیلگر را درباره رای بالا به حسن روحانی نقل کرده. نفر اول گفته: رأی بیست‌و‌چند‌ میلیون ایرانی به حسن روحانی درواقع اعتراض آنها به حسن روحانی بود. با یک مثال عرض کنم. ببینید شما ممکن است سر کلاس با یکی از همکلاسی‌هاتان حال نکنید و روی مختان باشد. چه‌کار می‌کنید؟ یکهو همه با هم اسمش را صدا می‌زنید و وقتی طرف برگشت، همه‌تان آن‌طرف را نگاه می‌کنید؛ یعنی ... . حالا هم اگر شما به رأی‌ها دقت کنید مشخص است که بیست‌وچند میلیون ایرانی با هم حسن روحانی را صدا زدند که تا برگشت، به بیرون مرزها نگاه کنند.

به نوشته این طنزنویس کارشناس دوم گفته: همان‌طور که من پیش از انتخابات پیش‌بینی کردم، مردم به‌هیچ‌وجه در انتخابات شرکت نکردند و کاندیدای اصولگرا با رأی حداقلی رئیس‌جمهور شد... چی؟ هان؟ دور اول روحانی پیروز شد؟ بله... می‌دونم... این جلوه‌های ویژه سینمایی است و در حقیقت روحانی اصلا رأی نیاورده و مردم در انتخابات شرکت نکردند... اینکه شما فکر می‌کنید تا وزارت کشور اعلام کرد روحانی رأی آورده، واقعا رأی آورده، از سادگی شماست که هنوز هر حرفی را باور می‌کنید جز حرف من را.

و سرانجام کارشناس سوم از دید طنزنویس شرق چنین گفته: تحریم انتخابات کار خودش را کرد و سیستم را از پا درآورد. چطوری؟ ما یک دوستی داریم انتخابات را تحریم کرده بود، دیروز که نتایج را اعلام کردند عصبانی شد و سیستم کامپیوترش را کوبید به دیوار و سیستمش کلا از پا درآمد. و کارشناس چهارم هم گفت از کسانی که همه‌چیز را می‌اندازند گردن آقای تتلو تعجب می‌کند. تتوهای آقای تتلو مثل سریال فرار از زندان همه راه‌های پیروزی را نشان می‌دهد.

حق نشر عکس Sahrq
Image caption کارتون محمدرضا ثقفی، شرق

نیاز به ترمیم ذهن جامعه

نیره ساری در مقاله ای در جوان به تحلیل انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم پرداخته و نوشته: آنچه در این میان قابل اهمیت است، برملا و فاش شدن اسرار مگو از سوی برخی نامزهای انتخاباتی بود که شاید تا پیش از این مطرح نشده یا حداقل درگوشی عنوان می‌شد، اما همزمان با مناظره‌های انتخاباتی، بسیاری از موضوعاتی که از دید عامه مردم پررنگ نبود یا به نظر نمی‌آمد، به صورت زنده و در برخی مواقع با سند و مدرک فاش شد و حتی تا چند روز بعد از مناظره‌ها نیز در فضای مجازی ابعاد مختلف تأیید و تکذیب آنها بازتاب داشت و در برخی موضوعات نتایج این موارد در انتخاب منتخب توسط مردم مؤثر بود.

روزنامه سپاه پاسداران به عنوان مثاله نوشته:کاندیدایی از خرید ملک غیرقانونی رئیس و معاون دولت یازدهم گفت، کاندیدایی دیگری را متهم به سوءاستفاده از سمت فعلی خود و به کارگیری احساسات معنوی مردم در جلب آرا کرد، دیگری از دختر مظلوم وزیر گفت و آن یکی از برادر رئیس‌جمهور وقایعی را بر ملا کرد. از نجومی بگیرها، تجارت‌های مختلف میدانی و چمدانی و شرکتی وزرای فعلی در دولت یازدهم گفتند، به دریافت سند زمین از سوی دولت در شهرک غرب تهران با قیمتی بسیار نازل اشاره کردند و از واگذاری زمین‌های اطراف شهر مشهد گفتند.

جوان نوشته: حتی برخی با بازگشت به سال‌های ۶۰ تا ۶۷، قوه قضائیه را به عنوان نهاد ناظر بر اجرای قوانین زیر سؤال بردند و مجازات‌های اعمال شده را همچون برچسبی بر پیشانی سایرین زدند، بی‌آنکه صحت ادعاهای مطرح شده مشخص شود.

نشانه کارآمدی جامعه

محمود صدری در نقد مناظرات انتخاباتی در دنیای اقتصاد نوشته: محمدباقر قالیباف و سیدابراهیم رئیسی، اساس برنامه انتخاباتی خود را بر نقد اقتصادی دولت گذاشته بودند و حسن روحانی و اسحاق جهانگیری از برنامه‌های سیاسی و اقتصادی دولت خود دفاع کردند. دو نامزد منتقد به مردم وعده اغواکننده یارانه و کارانه و ایجاد عدالت اجتماعی دادند و پاسخ شنیدند که عدالت اقتصادی از درون رونق اقتصادی بیرون می‌آید نه توزیع کیک موجود اقتصاد که همین حالا هم کوچک است و کفاف چنین بذل و بخششی نمی‌دهد.

به نوشته این اقتصاددان: در روزهای نزدیک به انتخابات، گمان می‌رفت قشرهای کم درآمد جامعه به‌ویژه ساکنان شهرهای کوچک و روستاها، به برنامه‌های آقایان قالیباف و رئیسی رای دهند؛ اما چنین نشد. این رفتار انتخاب‌کنندگان از تحولی بزرگ در حوزه جامعه‌شناسی سیاسی خبر می‌دهد. اگر قشرهای کم درآمد جامعه به برنامه‌های توزیع ثروت رای می‌دادند، رفتار عجیبی نبود، اما رای ندادن به این برنامه‌‌ها، شگفت‌انگیز و امیدوارکننده است و از عمومی شدن اندیشه آزادی به‌طور اعم و اندیشه اقتصاد آزاد و مبتنی‌بر عقلانیت کارشناسی به‌طور اخص، حکایت دارد.

دنیای اقتصاد نوشته: خبر دیگر رفتار رای‌دهندگان شهرهای کوچک و روستاها این است که همگونی مرکز و پیرامون رو به افزایش است و ذهنیت ایرانیان اساسا شهری و معطوف به نوسازی در چارچوب مفاهیم جدید است و دیگر اسلوب‌های تحلیلی پیشین که مبتنی‌بر تعارض فقر و غنا بود، کارکرد چندانی ندارد. ظاهرا این دوگانه تفرقه‌انگیز، جای خود را به دوگانه همگون‌ساز «اعتماد و کارآمدی» داده است.

ترازوی دانایی مردم

احسان شریعتی در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته انتخابات جمعه: نشان از هشیاری مردم بود که با شرکت در انتخابات به تکرار اشتباهات دهه‌های گذشته «نه» گفتند و اینکه مردم خواستار تغییر و تحولات جدی تری هستند که در این کارزار انتخاباتی وعده داده شده است. بنابراین این شرکت گسترده احساس مسئولیت مدنی در ایران را نشان می‌دهد که با وجود همه این به اصطلاح ضعف‌هایی که در ساختار و مناسبات گذشته وجود داشته و بخصوص در مناظرات افشا شد به صحنه آمدند تا نظر خودشان را در جهت پیش گرفتن یک سیاست و یک روش جدید نسبت به نمادهای گذشته اعلام کنند و از میان کاندیداها آنهایی که آینده متفاوتی را وعده می‌دادند انتخاب کردند.

به نوشته این استاد دانشگاه: در گذشته این نامزدها همه کارنامه‌شان در ترازوی دانایی مردم قرار گرفته است ولی حضور یافتن به معنای خواست این است که رأی‌شان توسط نظام لحاظ شود و این یک نشانه فرخنده‌ای است از اینکه مردم منفعل و نا امید نیستند و می‌خواهند در صحنه حضور داشته باشند و نظرشان در آینده اعمال شود. از این نظر مردم به طور نسبی گزینه بهتر را انتخاب کردند و این نشان واقع بینی و تشویق انگیزه‌ها و روند‌های اصلاحی و اعتدالی است در برابر قطب‌های افراط، انحصار و اقتدار است. از این نظر این یک واقعه مهم و فرخنده‌ای است که دیروز اتفاق افتاد.

مقاله روزنامه ایران در نهایت نوشته: البته از حالا به بعد مطالبات به صورت جدی باید دنبال شوند به دلیل اینکه مردم نشان دادند که در صحنه هستند و خواستار اصلاحات اساسی هستند و حتی بخش‌هایی هم که شرکت نکردند یا در جبهه مخالف دولت بودند همه اینها نشانگر نارضایتی‌هایی است که وجود دارد و باید اینها در نظر گرفته شود چه در بعد معیشتی یا زیستی که ما از محیط زیست تا اقتصاد سیاسی مشکل داریم و سیاست‌هایی در گذشته غلط بوده است و اینها نتایج و عواقبی داشته است.

بایدهای دولت آینده

موسی غنی نژاد در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته:دولت یازدهم با شعار برقراری اقتصاد رقابتی و کنار نهادن سیاست‌های پوپولیستی و حامی‌پرورانه بر سر کار آمد. لازمه این کار در همان آغاز کار تعیین تکلیف با دو پروژه بسیار مخرب دولت قبل یعنی یارانه‌های نقدی و مسکن مهر بود؛ درحالی‌که برخورد با مساله مسکن مهر شکل منطقی به خود گرفت و وزارتخانه مربوطه با متوقف کردن طرح، همّ خود را معطوف به انجام تعهدات صورت گرفته پیشین کرد؛ اما پرداخت یارانه نقدی به‌رغم انتقادهای جدی کارشناسان، به همان شکل نادرست پیشین تداوم یافت.

به نوشته این استاد دانشگاه: پرداخت یارانه نقدی همگانی از لحاظ اقتصادی و اجتماعی غیر قابل توجیه است و جز در قالب سیاست پوپولیستی خرید رای مردم معنای دیگری ندارد. دولت در چارچوب سیاستی سازگار و منطقی باید همان گونه که از تریبون همین روزنامه به کرات تذکر داده می‌شد، این طرح را متوقف می‌کرد و کمک به اقشار واقعا نیازمند را با شناسایی آنها از طریق سازمان‌هایی مانند بهزیستی و کمیته امداد در دستور کار قرار می‌داد.

مقاله دنیای اقتصاد در نهایت به این جا رسیده که: دولتی که خود را طرفدار حقیقی اقتصاد رقابتی می‌داند نباید وزارتخانه‌اش به آژانس حمایت از بنگاه‌های ناکارآمد و مساله‌دار تبدیل شود و بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان منابع محدود نظام بانکی نحیف کشور را با نرخ‌های ترجیحی به آنها تخصیص دهد. دولتی که طرفدار اقتصاد رقابتی است نباید با دیوار بلند تعرفه‌ها از بنگاه‌های ناکارآمد بی‌قید و شرط حمایت کند، بلکه باید با زمان‌بندی روشن و شفافی در جهت کاهش تعرفه‌ها اقدام کرده و زمینه را برای ورود رقبای جدید داخلی و خارجی به صنعت فراهم آورد.

حق نشر عکس Sharq
Image caption کارتون کیوان زرگری، شرق

قصه ما و دموکراسی

محمد هدایتی در مقاله ای در جهان صنعت نوشته:ما سابقه‌ای طولانی در دموکراسی نداریم. سازوکارهای دموکراتیک در ایران برای نهادینه شدن، موانع بسیاری پیش‌رو داشته و دارند. با این حال پیش رفته‌ایم. اینجا هم با فراز‌وفرودهایی. دوم خرداد که شد، فکر کردیم تمام شده است کار. روزهای اوج مطبوعات آزاد بود و سخن گفتن از جامعه مدنی. قصه اما به یکباره عوض شد. احمدی‌نژاد از دل صندوق‌ها بیرون آمد.

به نوشته این مقاله: در بازی دموکراسی کم‌کم یاد گرفتیم حتی اگر شرایط بسامان نبود، بازی کنیم با وجود همه محدودیت‌ها؛ که میدان را کامل به حریف واگذار نکنیم. حریفی که نشان داده بود بیمی از اتلاف منابع و به قهقرا بردن کشور ندارد. حسن روحانی نامزد مشترک اصلاح‌طلبان و نیروهای موسوم به اعتدال، برنده انتخابات شد. در انتخابات مجلس سال گذشته، بسیاری از نیروها ردصلاحیت شدند اما نتیجه بازی ما با همان محدودیت‌ها، ساختن مجلسی به مراتب بهتر از قبل بود و انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر که از نظر بسیاری و به دلایل مختلف شاید مهم‌ترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی باشد.

سرانجام جهان صنعت به این جا رسیده که: می‌شود با نگاهی انتقادی به بررسی همه این تحولات نشست. از اشتباهات گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب گفت. از اینکه هنوز با وضعیت مطلوب فاصله بسیاری داریم. می‌شود از این گفت که هنوز حقوق و آزادی‌های بسیاری در کشور به رسمیت شناخته نمی‌شود اما دستاوردهای این راه طولانی کم نبوده است. مهم‌ترین‌شان؟ به گمانم مهم‌ترین دستاورد همه این سال‌ها این بوده است که حتی مخالفان آزادی، محافظه‌کارترین و شاید مرتجع‌ترین گروه‌ها، دیگر یارای علم کردن پرچم مخالفت با اصول آزادیخواهانه را ندارند.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون حامد بذرافکن، قانون

گفت‌وگوهای پس از تَکرار!

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در صفحه طنز شهروند گفتگوهای بعد از انتخابات دفتر نامزدها را مجسم کرده:

رئیس دفتر رئیسی: سلام صبح بخیر. قربان جناب قالیباف پشت خطه. وصل کنم؟

رئیسی: دیگه چی میخواد از جون ما؟ این‌قدر ٩٦درصد ٤درصد کرد که ٩٦درصدی‌ها رفتن اونور.

بهش بگو شما ما را هم لوله کردی با این کارهات. به جاش این تتلو را بگیر ببینیم کار جدید چی داره؟ کمی دلمون باز بشه.

رئیس دفتر رئیسی: قربان تماس گرفتم چندبار. یکی برداشته میگه تتلو داره با وزیر ارشاد صحبت میکنه. بحث‌شونم انگار سر مجوز کنسرت تو مشهده.

رئیسی: نه بابا؟ چی فکر کرده؟ براش پیغام بذار بگو تو را با علیرضا افتخاری اشتباه گرفته بودیم. اصلا هم فکر کنسرت منسرت نباشه این طرف‌ها.

میرسلیم: سلام اخوی زنگ زدم تبریک بگم این مقدار رأی را.

رئیس دفتر: این صدای یک نوار ضبط شده است. پیغام بگذارید و گوشی را قطع کنید. بعدش هم دیگر زنگ نزنید.

تتلو: داداش در و داف را پیچوندم. منتها هرچی زنگ میزنم، بی‌وفایی می‌کنی. گوشی را بردار ببینم این کنسرت ما چی شد؟ تتلیتی‌ها بلیت خریدن‌ها. می‌خوایم بریم فضا و فاز برداریم بد رقم. زنگ بزن‌ هانی. بای بای